آموزش


23.jpg - 23.91 kBدکتر عمران عسگری، متولد ۱۳۶۹ در شهر مشهد، عضو هیئت علمی و استادیار گروه پزشکی هسته‌ای دانشگاه علوم پزشکی مشهد، یکی از اساتید جوان و پژوهشگران موفق در جشنواره‌های مختلف داخلی و خارجی است که از سال ۱۴۰۱ و پس از اتمام تحصیلات خود در دانشگاه علوم پزشکی مشهد، به عنوان عضو هیئت علمی در این مجموعه دانشگاهی مشغول به فعالیت‌های آموزشی، پژوهشی و درمانی می‌باشد. یکی از شاخص‌ترین دستاوردهای پژوهشی دکتر عسگری، طی مدت کوتاه فعالیت وی در دانشگاه علوم پزشکی مشهد، ارائه طرح پژوهشی مرتبط با درمان‌های جدید لوتیشیوم ۱۷۷( PSMA) به کنفرانس بین المللی آمریکا در سال ۱۴۰۲ است که با استقبال بسیار خوب اعضای این کنفرانس و اهدای جایزه جهانی به این طرح پژوهشی همراه بوده است. سایت خبری وبدا، در گفتگویی با این استاد، محقق و پزشک جوان، به معرفی فعالیت‌ها و دستاوردهای ارزشمند وی در حوزه‌های مختلف آموزشی، پژوهشی و درمانی پرداخته که شرح آن را در ادامه می‌خوانید:

*وبدا: ضمن سپاس از حضور شما در این گفتگو، لطفا بیوگرافی مختصری، به همراه توضیحاتی در خصوص دوران تحصیل؛ از دوره ابتدایی تا پایان تحصیلات دانشگاهی ارائه بفرمایید؟

" من دکتر عمران عسگری متولد ۱۳۶۹ در شهر مشهد هستم و در حال حاضر به عنوان استادیار پزشکی هسته‌ای در بیمارستان قائم (عج)، از مراکز زیر پوشش دانشگاه علوم پزشکی مشهد مشغول به کار هستم. پس از گذراندن دوران ابتدایی و دبیرستان در مهرماه سال ۱۳۸۷ وارد دانشگاه علوم پزشکی مشهد شدم و دوره پزشکی عمومی را تا سال ۱۳۹۵ در این دانشگاه به پایان رساندم و پس از آن این فرصت را یافتم که به صورت مستقیم و اصطلاحا استریت دارد دوره تخصص در رشته پزشکی هسته‌ای شوم. این دوره نیز در سال ۹۹ به پایان رسید اما با توجه به دوران کرونا و محدودیت‌هایی که در آن زمان وجود داشت نهایتاً طرح تحقیقاتی من در سال ۱۴۰۱ دفاع شد و تحصیلات من به پایان رسید و از همان سال تاکنون به عنوان عضو هیئت علمی در خدمت مجموعه دانشگاه علوم پزشکی مشهد هستم".

*وبدا: حوزه‌ی کاری خود را چطور ارزیابی می کنید؟

با توجه به تجربه دو ساله فعالیت بنده در دانشگاه علوم پزشکی مشهد ( که البته زمان زیادی هم نیست ) می‌توانم عرض کنم که بخش پزشکی هسته‌ای از نگاه من به عنوان یکی از بخش‌های نمونه در دانشگاه؛ به لحاظ فضای همدلانه و دوستانه‌ای که بر آن حاکم است، محسوب می‌شود و با توجه به ضرورت و اهمیت این همدلی در فضای کار، ویژگی فوق می‌تواند الگویی برای سایر بخش‌های دانشگاه باشد. در عین حال با توجه به مهجوریت و ناشناخته بودن این رشته در فضاهای مختلف، نیاز به یک همّت و اهتمام از سوی همکاران عزیز ( چه دانشجویان و چه اساتید ارجمند ) است، تا این رشته به عموم مردم و دانشگاهیان بیشتر شناسانده شود؛ چرا که این رشته، یک رشته ارجاعی است و تا زمانی که ما نتوانیم قابلیت‌های آن را به خوبی معرفی کنیم، اهمیت و ضرورت کار این رشته نیز در نگاه عمومی جامعه ناشناخته خواهد ماند.

ما در طول چند سال اخیر درمان‌های بسیار مهم و جدیدی در حیطه پزشکی هسته‌ای داشته‌ایم که بنده شخصاً تلاش کردم به همکاران و دوستان آن را معرفی کنم، اما همچنان معتقدم که این رشته مهجور و مظلوم واقع شده تا آنجا که برخی از عزیزان از ما سوال می‌کنند که آیا رشته پزشکی هسته‌ای مربوط به بالین است و اساساً با بخش بالین ارتباط دارد؟! در حالی که این رشته کاملاً بالینی است و لذا من تصور می‌کنم که برای معرفی این رشته و بهبود فضای کار پزشکی هسته‌ای باید بیشتر همت کنیم. همچنین در طول ۲ سال گذشته بنده سعی کردم، کانالی را در فضای مجازی شکل دهم تا بتوانیم به همکاران پزشک، پزشکی هسته‌ای و خدمات آن را معرفی کنیم.

*وبدا: از نگاه شما کدامیک از سه حوزه آموزش، پژوهش و درمان از اهمیت بیشتری برخوردار است؟

رشته ما به دلیل جدید بودن، وابسته به تکنولوژی است و بیشتر در حیطه پژوهش فعالیت داشته و سعی می‌کنیم که کاملاً به روز باشیم. بنابراین در این حرفه پژوهش از اولویت خاصی برخوردار است و در کنار آن با توجه به نیاز تربیت نیروهای جوان بحث آموزش در اولویت بعدی قرار می‌گیرد و البته در کنار آن با توجه به اینکه بیماران باید حتماً در این حیطه آموزش داده شوند، درمان هم در کنار این دو حوزه قرار می‌گیرد. این نکته نیز مهم است که شما باید ابتدا آموزش را به صورت عمومی به جامعه داده باشید تا بتوانید در کنار آموزش یک درمان موفق نیز داشته باشید، به عنوان مثال هم اکنون ما درمانی را برای یکی از بیماران آغاز کرده‌ایم که از طریق تصویربرداری با دستگاه فاپی انجام می‌شود و یکی از درمان‌های منحصر به فرد و سرآمد در دنیا است و پیش از آغاز این درمان نیاز است که آموزش‌هایی به بیمار داده شود.

*وبدا: نقش اساتید را در آموزش دانشجویان در این حوزه چطور می بینید؟

بنده شخصاً معتقدم که هرچه در این رشته دارم، مدیون اساتید عزیزم هستم و علاوه بر دانش، از آنها اخلاق، متانت و صبوری هم آموخته‌ام که این خصیصه‌ها نیز لازمه کار ما و بسیار ارزشمند هستند. در کنار این موضوع بحث آموزش و تاثیرگذاری استاد و اهمیت اینکه علم او به روز باشد هم قابل توجه است.

*وبدا: در مسیر طی شده با چه موانع و چالش هایی مواجه بودید؟

ما در شرایطی قرار داریم که همه چیز در حال تغییر و نوسان است و دورانی را پشت سر گذاشته‌ایم که به خاطر اتفاقات سیاسی و شرایط پیرامونی با چالش‌های زیادی همراه بوده است و برخی از این چالش‌ها همواره وجود دارد، از تامین دارو گرفته تا تامین تکنولوژی‌های تصویربرداری و.... به خاطر دارم که در دوره دانشجویی  تنها یک دستگاه تصویربرداری داشتیم که آن هم تصویرهای خوبی به ما نمی‌داد و واقعاً شرایط مایوس کننده‌ای بود، تا اینکه با پیگیری اساتید و به لطف خداوند تعداد دستگاه‌ها به ۴ عدد افزایش یافت و هم اکنون منتظر نصب دستگاه پت اسکن در این مجموعه هستیم، لذا بنده فکر می‌کنم که همیشه مسیر با چالش‌هایی همراه است و این ما هستیم که باید با صبر و حوصله و پیگیری کارها را پیش ببریم.

*وبدا: شما در سالی که گذشت به عنوان پژوهشگر برتر از سوی انجمن پزشکی هسته ای امریکا معرفی شدید در این رابطه هم توضیحاتی بفرمایید؟

بله... دو طرح پژوهشی بنده طی سال های 1401 و 1402 در کنفرانس پزشکی هسته‌ای آمریکا ارائه شد که جزو ارائه‌های برتر معرفی و حائز دریافت جایزه شد، طرح اول مربوط به پروژه پایان نامه‌ی من بود که بر اساس اطلاعات پرونده دو هزار بیمار تیروئیدی انجام شد و به نوعی به سمت پروژه الکترونیکی این موضوع رفتیم و همچنان پیگیری می‌کنیم.

طرح دوم مربوط به پژوهش دیگری بود که با کمک استاد عزیز، دکتر کامران آریانا در رابطه با درمان‌های جدید لوتیشیوم ۱۷۷( PSMA) برای درمان بیماران پروستات انجام و نتایج آن به انجمن پزشکی هسته‌ای آمریکا ارسال گردید که در کنفرانس سال گذشته با بازخورد خوب و دریافت جایزه جهانی همراه بود.

*وبدا: نقش خانواده را تا چه حد در موفقیت های خود مهم و موثر می دانید؟

خانواده نقش حمایتی پررنگی در پشتیبانی از فرزندان دارند و این تجربه من در زندگی شخصی نیز بوده است و در مسیری که طی شد خانواده بسیار حامی و پشتیبان من بودند، البته از نگاه من مجموعه دانشگاه نیز به عنوان یک خانواده محسوب می‌شوند که لطف و حمایت آنها هم تاکنون شامل حال ما بوده و امیدواریم در آینده نیز ادامه داشته باشد.

*وبدا: یکی از خاطرات مهمی که از دوره تحصیل در دانشگاه به یاد دارید را عنوان بفرمایید ؟

بنده زمانی که برای دوره تخصص درس می‌خواندم، با توجه به اینکه منزل ما از بیمارستان و کتابخانه فاصله زیادی داشت و معمولاً زمان قابل توجهی صرف تردد من در این مسیر می‌شد، لذا تصمیم گرفتم که خودروی شخصی ام را بفروشم و در جایی نزدیک‌تر به بیمارستان مستقر شوم تا به درس خواندنم لطمه‌ای نخورد؛ تصمیم بسیار سختی بود، اما این تصمیمات سخت معمولاً برای هر کسی وجود دارد و شاید نیاز باشد که در برخی از موقعیت‌ها با فدا کردن و هزینه کردن برخی داشته‌ها، راه را برای رسیدن به اهداف بزرگتر هموار کنیم.


384.jpg - 28.68 kBسید ضیا الله حقی متولد ۱۳۲۴ در طبس گلشن، عضو هیات علمی پیشکسوت در رشته‌ی فوق تخصصی جراحی توراکس ( قفسه سینه ) و یکی از قدیمی ترین اساتید دانشگاه علوم پزشکی مشهد است که با برخورداری از نیم قرن، سابقه‌ی خدمت در بخش های مختلف آموزشی و درمانی این مجموعه، کارنامه پربار و درخشانی از فعالیت های اثرگذار خود را پیش روی جامعه‌ی بزرگ علوم پزشکی کشور قرار داده و علیرغم پیوستن به جرگه‌ی معزز بازنشستگان، همچنان در عرصه‌ی آموزش و تربیت دانشجویان و نیز درمان بیماران نیازمند، اساتید و مسوولان دانشگاه علوم پزشکی مشهد را یاری و همراهی می کند.

یکی از اقدامات ایثارگرانه‌ی دکتر سید ضیاءالله حقی و همکارانشان در دوران جنگ تحمیلی، که بارها در محافل و رسانه های مختلف به آن اشاره شده، عمل جراحی نوجوان 17 ساله‌ی بسیجی است که در پی اصابت خمپاره ای عمل نشده و ورود ماسوره‌ی خمپاره به داخل قفسه سینه ( در ناحیه‌ی پشت قلب )، در موقعیت فوق العاده خطرناکی قرار دارد و علیرغم اعلام نیروهای کمیته پیگیری مجروحین جنگی سپاه، مبنی بر احتمال انفجار ماسوره و شهادت کادر درمان در اتاق جراحی، دکتر حقی و همکارانشان شجاعانه این خطر را می پذیرند و دقایقی قبل از عمل جراحی در حالیکه خبرنگاران بسیاری پشت درب اتاق عمل، در انتظار انعکاس نتیجه این عمل حساس و نفس گیر هستند، وقتی خبرنگاری از دکتر حقی سوال می کند که " آیا نمی ترسید که جان خود را در فرایند این عمل از دست بدهید"؟ استاد پاسخ می دهد: " مطمئنم خون من رنگین تر از آن جوان مجروح نیست که برای حفظ این سرزمین و هر آنچه در آن است، جان برکف پا به جبهه گذاشته است... ".

دکتر سید ضیاءالله حقی که متولد 1324 در طبس گلشن ( خراسان جنوبی ) است و تحصیلات ابتدایی تا متوسطه را در همین شهرستان گذرانده، پس از اخذ دیپلم در سال ۱۳۴۲ ، دوره پزشکی عمومی را در دانشکده پزشکی مشهد آغاز می کند و پس از اتمام این دوره، در سال 1349 به خدمت مقدس سربازی در لباس افسر سپاه بهداشت مشغول می شود. این استاد پیشکسوت در ادامه، مدت یک سال را به عنوان پزشک عمومی در مرکز بهداشتی- درمانی بشروییه فردوس می گذراند و نهایتاً در سال 1352 فعالیت 50 ساله‌ی وی در بیمارستان قائم (عج) مشهد آغاز می شود.

اینک، شرح گفتگوی وبدا با این استاد و پزشک حاذق، در رشته فوق تخصصی جراحی توراکس (قفسه سینه ) را پیرامون خدمات آموزشی و درمانی وی در دانشگاه علوم پزشکی مشهد و بویژه بیمارستان قائم (عج) می خوانید: " من از سال 1352  یعنی همزمان با شروع فعالیتم در بیمارستان قائم (عج) تا 1357  دوره جراحی عمومی و دو سال دوره‌های فوق تخصصی جراحی توراکس ( قفسه سینه ) را در فرانسه و کانادا گذراندم و مدت ۴۱ سال به عنوان عضو هیئت علمی دانشگاه علوم پزشکی مشهد در این مجموعه خدمت کردم و عمیقاً معتقدم که پس از لطف خداوند، هر آنچه دارم را مدیون دانشگاه علوم پزشکی مشهد هستم و به خاطر همین احساس دین، هنوز هم علیرغم شروع دوران بازنشستگی، هفته‌ای ۳ روز در خدمت دانشگاه هستم و به جلسات آموزشی که برای خودم و همینطور بیماران و دانشجویان مفید است ادامه می‌دهم".

دکتر حقی که جایگاه خود در کسوت استادی و توفیق خدمت رسانی به بیماران را نعمتی از جانب خداوند می داند، تاکید می کند که : " همه ما باید نسبت به نعماتی که خداوند متعال، عطایمان کرده سپاسگزار باشیم و لحظه به لحظه اگر نعمات بی‌حد و حصر و معلوم و مجهول او را شکرگذاری کنیم، هر چند که باز هم از عهده شکرش بر نخواهیم آمد. اما سه نعمت است که اهمیت آن بسیار شاخص است؛ " نعمت زندگی، سلامتی و امنیت"، هم اینک که ما زنده‌ایم و در حال صحبت با هم هستیم ، باید بدانیم که امروز صبح عده‌ای از خواب بیدار نشدند؛ این می‌شود نعمت زندگی که باید قدردان آن در پیشگاه خداوند باشیم. دوم نعمت سلامتی که باعث شده ما اکنون در جایی که دوست داریم باشیم و اگر این چنین نبود یا در منزل یا بیمارستان بستری بودیم و سوم نعمت امنیت؛ گاهی که بنده در جلساتی پیرامون امنیت کشورمان صحبت می‌کنم، برخی دوستان خرده می‌گیرند که چرا کشور ما را با افغانستان ، عراق ، سوریه ، جنوب لبنان و اوکراین و کشورهای اطراف که همیشه جنگ و خونریزی دارند، مقایسه می‌کنید و چرا با اروپای غربی یا ممالک اسکاندیناوی مقایسه نمی‌کنید؟ من خدمت آنها عرض می‌کنم که ما باید از سه مسئله غافل نباشیم، اول مسئله جبر و اختیار است؛ جبر در مکان؛ اینکه بنده در طبس متولد شدم، آیا امکان داشت در جای دیگری متولد شوم؟ پاسخ خیر. این می‌شود جبر مکان و جبر زمان هم داریم... آیا ممکن بود که در زمان دیگری متولد شوم؟ باز هم پاسخ منفی است و جبر داشتن والدین که در واقع برای ما انتخاب شده‌اند، بنابراین انتخاب‌های ما محدود است و این در خصوص بحث منطقه زندگی و جبر شرایط آن هم صدق می کند".

این استاد پیشکسوت دانشگاه علوم پزشکی مشهد، در خصوص سالهای دانشجویی و تحصیل در دانشگاه مشهد و شرایط حاکم بر آن نیز اظهار می کند: " دوران دانشجویی من در دانشکده پزشکی مشهد، به حدود ۶۰ سال قبل و سال 1342 برمی‌گردد . همانطور که مطلع هستید دانشکده پزشکی مشهد، در ابتدای تاسیس در سال 1328 به عنوان مرکز آموزشگاه عالی بهداشت فعالیت داشته و دوره آن ۵ ساله بوده، بنابراین کسانی که فارغ التحصیل می‌شدند بهدار لقب می گرفتند. بعدها در سال 1338 که دانشکده پزشکی تاسیس شد، بهدارها  به دانشکده پزشکی می‌آمدند و دوره ۵ ساله شان، سه سال محسوب می‌شد و ۴ سال دیگر هم درس می‌خواندند تا پزشک عمومی شوند. در سال 1342 که من وارد دانشکده پزشکی شدم، این دانشکده در خیابان دانشگاه و در مکان فعلی دانشکده بهداشت بود. آن زمان مجموع دانشجویانی که در ۷ سال دانشجوی پزشکی بودند، به حدود ۵۰۰ نفر می‌رسید، در حالیکه اکنون فقط ۴۵۰ نفر دانشجوی جدید وارد سال اول دانشگاه شده اند. در آن زمان کتابخانه هم وجود داشت، اما معمولا ما جزوه می‌نوشتیم و سه سال اول شامل علوم پایه بود و دروس تشریح، بیوشیمی، بیوفیزیک، زبان خارجی، پاتولوژی ، هیستولوژی، فارماکولوژی و انگل شناسی تدریس می شد و پس از سه سال وارد علوم بالینی می‌شدیم که باید به بخش‌های بیمارستانی می‌رفتیم؛ و البته فقط در بیمارستان امام رضا(ع) این امکان را داشت و هنوز بیمارستان قائم (عج) وجود نداشت. من از سال ۵۲ وارد بیمارستان قائم(عج) در دوره رزیدنتی شدم و در دانشکده پزشکی همانطور که عرض کردم دروس به صورت جزوه توسط اساتید بیان می‌شد و البته کتابخانه هم وجود داشت، اما اغلب از همان جزوه‌ها استفاده می‌کردیم، اکنون خوشبختانه غیر از کتاب،کتاب هایی به صورت نرم‌افزاری یا اینترنت هم وجود دارد که برای فراگیری علوم پزشکی بسیار مفید است.

علیرغم همه مشکلات و چالشهایی که بود اکنون من خیلی خوشحال هستم و خدا را شاکرم که این راه کسب علم پزشکی و علم ابدان را پیش پای من قرار داد، تصور نمی‌کنم پزشکی در دنیا وجود داشته باشد که به خدای متعال اعتقاد نداشته باشد، چون پزشک با اندام و ارگان‌های بدن انسان و فیزیولوژی اعضاء و بیماری‌های اعضاء یعنی پاتولوژی و بالاخره تشخیص و درمان آشنا می‌شود و امکان ندارد که فکر کند، این انسان که اشرف مخلوقات است خود به خود به وجود آمده است. همانطور که معتقدیم کائنات را خداوند خلق کرده است و آن‌هایی که به خداوند اعتقادی ندارند و معتقدند که در یک بیگ بنگ یا انفجار از امکانات به وجود آمده، در واقع به این حقایق توجه نمی کنند.

البته ما خیلی از چیزها را هم نمی‌دانیم و اساساً چیزی نمی‌دانیم! همانطوری که در قرآن کریم بیان شده " وَمَا أُوتِيتُمْ مِنَ الْعِلْمِ إِلَّا قَلِيلً " یعنی ما از دانایی به شما ندادیم؛ مگر به مقدار اندکی... چه کسی می‌تواند بگوید که انتهای آسمان‌ها کجاست و اگر تمام افراد روی کره خاکی بنشینند و شب و روز فکر کنند به عمق آن دست نخواهند یافت... بنابراین علم و دانش ما همین قدر است که هسته خرمایی را بکاریم در زمین و بدانیم که از این دانه، یک درخت خرما سبز می‌شود، ولی اینکه چه فعل و انفعالاتی دارد که از آن درخت نخل خرما به بار می‌آید و نه درخت پرتقال... این در حوزه علم و دانش ما نمی‌گنجد. در واقع علم ما ظاهری است و علم باطنی نزد خداوند متعال است.

در دوران دفاع مقدس، 4200 مجروح جنگی را درمان کردم

" حال که صحبت از نعمات خداوند کردم و نعمت زندگی، سلامتی و امنیت، باید ببینیم این امنیت را ما از کجا داریم؟ من به دو چیز اعتقاد قلبی دارم ؛ اول کلمه‌ی جان بر کف و دوم هم کلمه دفاع مقدس. در سال 1359 که عراق به دستور آمریکا وارد جنگ با ایران شد، ما که آغازگر جنگ و جنگ طلب نبودیم ، آیا وظیفه ما دفاع بود یا نه ؟ اگر بخواهیم منصفانه قضاوت کنیم، این دفاع از مملکت قطعا دفاع مقدس بود. اما چه کسانی رفتند به جبهه و از همه چیز ما، در برابر دشمن دفاع کردند قطعاً جان برکفان ارتش، بسیجیان عزیز و پاسداران انقلاب اسلامی بودند، بنده در عرض ۸ سال دفاع مقدس بیش از ۴۲۰۰ مجروح جنگی را درمان کردم. دوبار به جبهه رفتم و در باقی موارد در بیمارستان به مجروحین رسیدگی می‌کردم.

یادم هست بیمار مجروحی داشتم به نام عبدالغنی نورافکن که هنوز پرونده او را در مطب دارم، این جوان ۱۷ ساله از بسیج ارومیه داوطلبانه به جبهه رفته بود تا از آب و خاک ما، آبروی ما و حیثیت و ناموس ما و تمامیت ارضی ما  دفاع کند. آن جان بر کفانی که روی میدان مین خوابیدند و غلتیدند تا مین منفجر شود و راه برای سپاهیان باز شود آیا اجباری برای این کار داشتند؟ اما روایت داستان عبدالغنی 17 ساله در سال1365 این است که بنده در حین ویزیت مجروحین جنگ تحمیلی، رادیوگرافی قفسه سینه بیماری را نگاه کردم که یک تصویر سفیدی شبیه گلابی پشت قلبش در طرف چپ بود. من تصاویر گلوله کلاشینکف ، ترکش‌های توپ و خمپاره و  امثال آن را زیاد در رادیوگرافی‌ها دیده بودم ، اما به چنین تصویری که کاملاً شبیه یک گلابی بود برخورد نکرده بودم.

 این را به کمیته پیگیری مجروحین جنگی که در بیمارستان قائم (عج) مستقر بودند نشان دادم، گفتند این یک ماسوره خمپاره عمل نشده است و فورا این بیمار مجروح را از سایر بیماران جدا کنید و به اتاق عمل ببرید چون هر لحظه ممکن است که منفجر شود، ما از سپاه برای شما و متخصص بیهوشی و آسیستان جلیقه ضد گلوله می‌آوریم. بنابراین مجروح را به اتاق عمل بردیم و چون به رسانه‌ها اطلاع داده شده بود، اصحاب رسانه ها آمدند و جمع شدند پشت درب اتاق عمل، خبرنگاری به من گفت که شنیده‌ام این یک ماسوله خمپاره عمل نشده است و هر لحظه ممکن است در اتاق عمل منفجر بشود آیا شما نمی‌ترسی که جانت را از دست بدهی؟ بنده عرض کردم اولاً توکل می‌کنم به خدا، چون کسی که کارهایش را به دست خدا بسپارد، به شرط اینکه ایمان قلبی و اعتقاد قلبی به خدا داشته باشد حساب او با خداست. و ثانیاً آیا خون من از خون این بسیجی رنگین‌تر است که به جبهه رفته و در آنجا ماسوره خمپاره به او اصابت کرده ؟ این جوان به خاطر دفاع از من و شما و این آب و خاک به جبهه رفته و انشاالله با توکل به خدا اتفاقی نخواهد افتاد، خلاصه ما مشغول عمل شدیم و آن ماسوره خمپاره عمل نشده را از پشت قلب جوان مجروح درآوردیم و به سپاه دادیم که آن را تخلیه کنند و همان روز از رادیو تلویزیون و روزنامه‌ها این خبر اطلاع رسانی شد و من می‌خواهم دوباره تاکید کنم که ما نباید هیچگاه شهدا ، جانبازان و معلولین و اسراء را فراموش کنیم.

همانطور که اشاره شد، بنده شاکرم از تمام نعمات خداوند به ویژه از اینکه مرا به سوی فراگیری علم پزشکی سوق داد. گاهی اوقات فرزندانم از من سوال می‌کنند که اگر دوباره متولد شوی دوست داری چه کاره شوی و من پاسخ می‌دهم : پزشک  وعالم ابدان. (قرآن کریم می فرماید: " مَنْ عَرَفَ نفسَه فقد عَرَفَ ربَّه ") بعد از آن متخصص جراحی عمومی و بعد هم جراحی قفسه سینه چون ریه یک عضو حیاتی است و اعمال جراحی که بر روی بیماری‌های ریه انجام می‌شود، ما می‌توانیم به کمک خداوند زندگی را دوباره به فرد بازگردانیم مثلاً در مورد همین مجروحین جنگی مواردی را داشتیم که ریه پاره شده بود و شریان‌ها و عروق بزرگ در قفسه سینه آسیب دیده بود و این جراح است که در این موارد بیمار را اداره کردهو از مرگ او جلوگیری می‌کرد.

من به دانشجویان عزیز پزشکی و رزیدنت‌های محترم جراحی بارها گفته‌ام که پزشک باید عاشق باشد و عاشق هم هست وگرنه به کار خود ادامه نمی‌داد. " تا همّت ای طبیب باقی است/ دستان تو نعمتی الهی است / خرم آن کس که در این محنت گاه / خاطری را سبب تسکین است"  آنگاه که دردمندی سلامتی خود را بازیابد، آنگاه دستی که به نشانه شکر بالا میرود ملائک تو را می‌ستایند."

دکتر حقی در خصوص وضعیت بیمارستان قائم در سال های نخستین تاسیس در دهه 50 نیز می گوید: " در سال ۵۲ که بنده شروع به دوره تخصصی جراحی عمومی در بیمارستان قائم(عج) کردم، بیمارستان قائم(عج) ۴ بخش اساسی داشت و از نظر ساختمانی هم هنوز مانند اکنون وسعت نیافته بود. چهار بخش اصلی بیمارستان شامل بخش جراحی عمومی، بخش داخلی، بخش اطفال و بخش زنان و مامایی بود و تدریجا ساختمان بیمارستان قائم(عج) توسعه یافت و به مرور بخش‌های مختلف شامل ارتوپدی ، اورولوژی، جراحی، مغز و اعصاب، اعصاب داخلی و سایر رشته‌ها به وجود آمد و به مرور بخش‌های مختلف با هیئت ارزیابی که از تهران می‌آمدند مورد تایید قرار گرفت و توانست متخصص تربیت کند. از جمله همین رشته‌هایی که ذکر شد. به مرور بخش‌های فوق تخصصی مثل جراحی قلب و جراحی پلاستیک، جراحی توراکس و غیره به وجود آمد و اکنون دانشگاه علوم پزشکی مشهد تمام بخش‌های تخصصی و گروه‌های تخصصی و فوق تخصصی را دارا است و از این بابت ما محتاج به دیگر مراکز نیستیم.

حوزه پزشکی  در ایران، بسیار پیشرفته است

"این نکته را هم با توجه به تجربیات خودم در پرانتز عرض می‌کنم که پزشکی ایران بسیار پزشکی پیشرفته‌ای است و بهترین پزشکان را ما در ایران داریم، نواقص ما از نظر امور بهداشتی، درمانی و آموزشی ابتدا مربوط به عدم توزیع درست پزشک در شهرستان ها و مناطق محروم است و بعد بحث سیستم ارجاع، وگرنه ما بسیار مراکز آموزشی، درمانی بهداشتی و پزشکان خوبی داریم که اگر امکانات بیشتری در اختیار داشته باشند، مطمئناً خدمات بیشتر و بهتری خواهند داشت. "

وی در خصوص وضعیت مراکز درمانی دانشگاه علوم پزشکی مشهد در حال حاضر نیز می گوید: " شهر مشهد به خاطر وجود بارگاه ملکوتی امام رضا (علیه السلام) میزبان سالیانه بیش از ۲۵ میلیون تا ۳۰ میلیون زائر است؛ یعنی هر ماه به طور متوسط ۲ میلیون نفر بر جمعیت مشهد اضافه می‌شود، خیلی از این بیماران به نیت شفا از امام رضا (علیه السلام ) به بیمارستان امام رضا(ع) مراجعه می‌کنند که این مهم باید مورد توجه باشد. در سال 1350 بیمارستان قائم(عج) شروع به کار کرد و هر یک از این بیمارستان‌ها بیش از هزار تخت دارد. البته در سال 1343 تا جایی که بنده حضور ذهن دارم دانشکده دندانپزشکی در خیابان اسرار دایر شده بود و به تدریج در سال‌های بعد بیمارستان‌های آموزشی دیگری هم به دانشگاه علوم پزشکی مشهد اضافه شد، از جمله بیمارستان های امدادی ، شهید کامیاب، بیمارستان دکتر شیخ و بیمارستان حضرت علی اکبر، بیمارستان ولایت، بیمارستان طالقانی و سایر مراکز درمانی آموزشی...

دکتر حقی در پایان سخن خود، آرزوهای پرمهرش را اینچنین برای مردم ایران بیان می کند: " امیدوارم که حال دلتان خوش باشد، همیشه و به هر چیزی که در زندگی می‌خواهید و به صلاح شما هست برسید ( چون ممکن است مصلحت شما در آن نباشد، همانطور که قرآن می‌فرماید: " وَ عَسَی أنْ تَکْرَهُوا شَیئاً وَ هُوَ خَیْرٌ لَکُم وَ عَسی أنْ تُحِبُّوا شیئاً و هُوَ شَرٌّ لَکُم" ) و امیدوارم آنجایی باشید که دلتان می‌خواهد و خدا با شما باشد، از خدا می‌خواهم که به شما عشق پاک و روزگار پاک بدهد و دعا کنیم برای همه بیمارانی که چشم به دعای ما دوخته اند و تمام کسانی که سفره خالی‌شان را به حرمت مهربانی خدایشان شکر می‌کنند ...

 

 


357.jpg - 29.44 kBاز سال 1375 تا کنون ، حدود ۲۲۰۰ مورد جراحی کاشت حلزون موفق، در دانشگاه علوم پزشکی مشهد انجام شده است

دکتر محسن رجعتی حقی، متولد1349 در شهر تهران ، عضو هیات علمی و جراح گوش و حلق و بینی در دانشگاه علوم پزشکی مشهد، از جمله اساتید فعال و باسابقه در حوزه های مختلف آموزش، درمان و پژوهش است که در طول 18 سال خدمت در دانشگاه علوم پزشکی مشهد، علاوه بر تعلیم و مهارت آموزی به نسل دانشجو و درمان تخصصی بیماران، در حوزه پژوهش نیز آثار متعددی را به جامعه دانشگاهیان تقدیم و در مقاطع زمانی مختلف به عنوان پژوهشگر برتر مورد تقدیر قرار گرفته است. در این گفتگو میزبان این استاد و محقق برتر دانشگاه علوم پزشکی هستیم تا ضمن آشنایی بیشتر با ایشان، پیرامون رشته گوش و حلق و بینی و دستاوردهای آن در دانشگاه علوم پزشکی مشهد اطلاعات بیشتری را کسب کنیم؛

*وبدا: با سپاس از حضور شما در این گفتگو، لطفا ضمن بیان بیوگرافی مختصری از خود، در خصوص گذراندن سطوح مختلف تحصیلی از دبستان تا مقاطع دانشگاهی توضیحاتی را بفرمایید؟

"من دکتر محسن رجعتی حقی، متولد سال ۱۳۴۹ در شهر تهران هستم. پدرم نظامی بودند و مادرم فرهنگی و با توجه به موقعیت شغلی پدر، ما چند سالی را در ناحیه غرب کشور و شهرهای خرم آباد و اطراف آن زندگی کردیم. پس از ورود من به دوره ابتدایی، خانواده ما در شهر مقدس مشهد ساکن شد و بنده تمام دوران تحصیل را در مشهد گذراندم و سال ۱۳۶۷ دیپلم تجربی را از دبیرستان ابن یمین مشهد اخذ کردم.

به لطف خداوند و با توجه به رتبه ممتاز دو رقمی ( رتبه 11 ) که در کنکور سراسری کسب کرده بودم، این امکان برایم فراهم شد که هر رشته و شهری را که مایل بودم انتخاب کنم، لذا ترجیح دادم که در دانشگاه علوم پزشکی مشهد ادامه تحصیل بدهم، چون به لحاظ سطح آموزشی جزو دانشگاه‌های پیشرو بود، ضمن اینکه من می‌توانستم در کنار خانواده باشم و دردسرهای رفت و آمد به شهر دیگر و دوری از خانواده را نداشتم. پس از اتمام دوره پزشکی عمومی، به خدمت سربازی رفتم و در ادامه، در رشته تخصصی گوش و حلق و بینی مجددا در دانشگاه مشهد پذیرفته شدم."

*وبدا: چرا رشته تخصصی گوش و حلق و بینی را انتخاب کردید؟

" این موضوع دلایل متعددی داشت، در دوران پزشکی عمومی معمولاً دانشجویان به بخش‌های مختلف می‌روند و با اساتید رشته های مختلف آشنا می‌شوند و این ارتباط می‌تواند در گرایش و علاقه آنها موثر باشد. بنده هم با توجه به اینکه با اساتید گوش و حلق و بینی ارتباط داشتم و ماهیت این رشته برای من مشخص شده بود، ترجیح دادم در رشته گوش و حلق و بینی ادامه تحصیل بدهم و طی سالهای تحصیل در محضر اساتید بزرگی همچون آقای دکتر مختاری که حقیقتاً حق پدری بر گردن بنده دارم و به نوعی بنیانگذار رشته گوش و حلق و بینی در شهر مشهد و حتی در کشور هستند و اساتید دیگری همچون آقایان دکتر میرصالحی، دکتر نوروز بیگی، دکتر قاسمی، دکتر حسن‌زاده، دکتر پورصادق و سایر اساتید عزیزی که شاید اکنون برای نام بردن از آنها حضور ذهن نداشته باشم، علم پزشکی در رشته تخصصی گوش و حلق و بینی را آموختم و البته از منش رفتاری و اخلاقی این بزرگواران نیز درس‌های زیادی گرفتیم.

 این نکته نیز مهم است که حساسیت‌ها و گستردگی رشته گوش و حلق و بینی جذابیت‌هایی را در آن ایجاد می‌کند که در علاقمندی من به این رشته بی‌تاثیر نبود و با توجه به همین علاقه تصمیم گرفتم که دوره تکمیلی را در رشته جراحی‌های گوش و قاعده جمجمه در دانشگاه علوم پزشکی تهران سپری کنم و افتخار این را دارم که از سال ۱۳۸۵ به عنوان عضو هیئت علمی در دانشگاه علوم پزشکی مشهد مشغول به کار هستم.

*وبدا: در حال حاضر حیطه کار شما بر چه امری متمرکز است؟

 حیطه کاری من اکنون و به طور خاص روی بیماری‌ها و جراحی‌های گوش متمرکز است و خوشبختانه پیشرفت‌های خوبی را در این حیطه هم در دنیا و هم در کشور ما داشته‌ایم. هم اکنون انواع جراحی‌های مرتبط با گوش و شنوایی، بیماری‌های عفونی گوش و عفونت‌های گوش، بحث کم شنوایی‌های مادرزادی و کم شنوایی‌های اکتسابی و کاشت حلزون شنوایی که یک تکنولوژی بسیار پیشرفته و نوین است و شاید بتوان گفت که یک تکنولوژی منحصر به فرد است، بطور معمول در کشور و دانشگاه مشهد انجام میشود.

*وبدا: تکنولوژی کاشت حلزون شنوایی چه نوع فرایندی است و با چه کارآیی و برای چه بیمارانی انجام میشود؟

این موضوع یک تکنولوژی کاملاً منحصر به فرد در حیطه پزشکی است که طی آن ما اولین ارتباط رسمی و تکنولوژیک را با یکی از حواس بدن از طریق پروتز برقرار می کنیم. اقداماتی نظیر این کار، در واقع شاخص‌های پیشرفت رشته اتولوژی و بیماری‌های گوش در دنیا هستند و ما هم تا آنجا که شرایط و امکانات فراهم بوده سعی کردیم که از این قافله‌ای که به سرعت حرکت می‌کند عقب نمانیم و در رابطه با کارهای شاخصی که اکنون در دانشگاه های علوم پزشکی کشور انجام می شود، ما جزو مراکز پیشرو هستیم و اکنون افتخار این را داریم که به همت آقای دکتر قاسمی و حمایت‌های استاد مختاری، کاشت حلزون شنوایی را که از سال 1375 آغاز شده و در واقع پس از تهران ما دومین مرکز آغازگر این کار بودیم، تا اکنون حدود ۲۲۰۰ مورد جراحی کاشت حلزون موفق را انجام داده‌ایم و بنده هم افتخار دارم که از زمانیکه وارد دانشگاه شدم، جزو این تیم هستم و در محضر اساتید بزرگوار در این حیطه خدمت رسانی می کنیم.

*وبدا: درمان های مربوط به تخصص گوش و حلق و بینی که هم اکنون در دانشگاه مشهد انجام می شود شامل چه مواردی است؟

جراحی‌های مرتبط با تومورهای قاعده جمجمه و تومورهای مغزی که مرتبط با گوش هستند، اکنون به خوبی در دانشگاه انجام می‌شود، همچنین در زمینه بیماری‌های تعادلی و بیماری‌های مرتبط با عصب صورت، جراحی‌ها و توانبخشی این عصب، در حال حاضر در دانشگاه انجام می‌شود.

*وبدا: در خصوص کارهای تحقیقاتی که در این حیطه انجام می شود نیز توضیحاتی بفرمایید؟

کارهای تحقیقاتی متعددی در رشته تخصصی گوش و حلق و بینی انجام می‌شود و ما همراه با دوستان و اعضای هیئت علمی این رشته، در دانشگاه علوم پزشکی مشهد این افتخار را داریم که فعالیت های پژوهشی را پیرامون آن داشته باشیم. تهیه نشریه‌ی گوش و حلق و بینی که اکنون محبوبیت بین المللی دارد و در pabmed و scopus این مجله ایندکس شده و مقالات آن در تمام دنیا مورد اقبال پژوهشگران است. از سال‌ها قبل به همت آقای دکتر مختاری امتیاز این مجله در دانشگاه علوم پزشکی مشهد گرفته و راه‌اندازی شد و اکنون هم تنها مجله تخصصی این رشته در کشور است، در سال‌های بعد زبان این مجله بین المللی شد و اندکس‌های جهانی گرفت و به صورت آنلاین در سطح دنیا ارائه می شود، همه این‌ها دستاوردهایی هستند که در این حیطه انجام می‌شود و بنده هم به سهم خودم نقش کوچکی در این فعالیت‌ها داشتم.

*وبدا : در خصوص دریافت جایزه پژوهشگر برتر در دانشگاه علوم پزشکی مشهد نیز توضیحاتی بفرمایید؟

معمولا معیارهایی برای انتخاب پژوهشگر برتر در معاونت پژوهشی دانشگاه وجود دارد که بر سوابق پژوهشی و کارهای تبلیغاتی محققان استوار است و گزینش برترین های پژوهشی بر اساس آن انجام می‌شود. کارهای تحقیقاتی زیادی در این سنجش دخیل هستند؛ چه آنهایی که در حیطه بیماری‌های مرتبط با گوش، حلق و بینی و مسائل مرتبط با کم شنوایی‌ها و کم شنوایی‌های ناگهانی هستند و چه کارهای تحقیقاتی دیگری که در دانشگاه انجام می‌شود و همه این‌ها خوشبختانه به نحوی پیش رفت که ماحصل این تحقیقات در سال گذشته تعدادشان زیاد شد و دانشگاه بر اساس معیارهایی که داشت و البته لطف دوستان بنده را انتخاب کردند. این انتخاب ماحصل کارهای تحقیقاتی متعددی بود که در طی سال‌های زیاد و بصورت تیمی انجام شده اما خوب نتیجه تحقیقات به نوعی در یک سال از نظر تعدادی و کمی به حدی شد که حداقل امتیازات لازم را برای احراز رتبه پژوهشی کسب کرد.

*وبدا: چرا بخش های گوش و حلق و بینی در یک رشته قرار گرفته اند و تا چه حد با هم مرتبط هستند؟

به لحاظ آناتومیک و ساختار سر و گردن و همچنین به لحاظ عملکردی ارتباط نزدیکی بین گوش حلق و بینی وجود دارد. اگر مختصراً بخواهم عرض کنم ما در واقع از راه هوایی و فوقانی راه هوایی صحبت می‌کنیم، بینی را داریم که هوا از طریق آن وارد حلق می‌شود و همینطور حنجره و بعد از آن وارد نای می‌شود. از سوی دیگر گوش را داریم که از طریق یک مجرای خیلی باریک به نام شیپور استاش با این‌ها در ارتباط است، پس بینی با گوش و حلق و حنجره همگی در ارتباط هستند و به لحاظ آناتومیک بیماری‌ها هم مشترک هستند؛ مثلاً وقتی سرما می‌خوریم آبریزش بینی، گلو درد و گرفتگی گوش همگی با هم رخ می‌دهد و بنابراین همه این ارگان‌ها با هم ارتباط نزدیک دارند و این نزدیک بودن سبب پدید آمدن رشته تخصصی گوش حلق و بینی شده است. البته علم در حال پیشرفت است و هیچ مرزی هم وجود ندارد، کما اینکه در سال‌های گذشته رشته گوش و حلق و بینی همراه با چشم بود و ما اکنون اساتیدی را داریم که روی تابلوی تخصصی آنها رشته گوش و حلق و بینی و چشم نوشته شده، لذا با پیشرفت‌هایی که انجام شده رشته گوش و حلق و بینی تخصصی شد و همین الان هم در هر یکی از بخش‌های گوش و حلق و بینی می‌بینیم که رشته‌های تخصصی‌تر و شاخه‌های تخصصی‌تر وجود دارد و چه بسا که در آینده ببینیم بینی مستقلاً یک رشته جدا بشود یا همینطور رشته گوش. چون علم در حال پیشرفت است و ما هر روز شاهد نوآوری‌های جدیدی هستیم.

*وبدا: پیشرفت های رشته تخصصی خود را چطور ارزیابی می کنید و جراحی های زیبایی از نگاه شما در این حیطه تا چه حد ضرورت دارد؟

 در حیطه‌های مختلف و از جمله حیطه‌های تخصصی پزشکی شاید علم گوش و حلق و بینی در سال‌های گذشته محدود به این بود که یک جراح گوش و حلق و بینی بتواند یک لوزه عمل کند و یا یک عمل جراحی تیغه بینی انجام دهد و یا نهایتاً در یک شرایط اورژانسی بتواند بچه‌ای را که دچار عفونت تنفسی شده، از طریق سوراخ کردن بخش حلق، راه هوایی او را باز می‌کردند تا بیمار نجات پیدا کند. اما با پیشرفت‌های علمی، حیطه‌های جراحی و تخصصی بسیار پیشرفت کرده و ما اکنون، ظریف ‌ترین جراحی‌های گوش را زیر میکروسکوپ انجام می‌دهیم. همینطور جراحی‌های بسیار پیچیده بینی، مثلاً تومورهایی در ناحیه قاعده جمجمه قسمت فوقانی وجود دارد که از راه بینی جراحی می‌شود.  همینطور جراحی‌های پیچیده حنجره بدون برش پوستی و از راه دهان انجام می‌شود، در حیطه تومورهای سر و گردن، انواع تومورهای ناحیه دهان حلق و حنجره برداشته می‌شود، همچنین پوست اطراف برداشته شده و بعد بازسازی‌ها با بافت‌هایی از ناحیه قفسه سینه انجام می‌شود. جراحی‌های آناستوموزهای عروقی برای بیماران انجام شود و خیلی اقدامات دیگر...

بحث زیبایی ناحیه سر و گردن و صورت و بینی هم مستثنا نبوده و پیشرفت‌های زیادی در علم زیبایی و علم بازسازی این ناحیه انجام شده است . امروزه متخصصین گوش و حلق و بینی به خوبی می‌توانند جراحی‌های زیبایی مرتبط با بینی و صورت و تغییراتی که چه به لحاظ مسائل طبیعی یا بیماری‌ها انجام می‌شود را انجام دهند. کسی که به واسطه یک بیماری یا تصادف بخشی از بینی اش برداشته شده یا گوش او برداشته می‌شود، اکنون به خوبی با روش‌های نوین بازسازی میتوان فرد را به حیات طبیعی خود چه به لحاظ عملکردی و چه به لحاظ مسائل اجتماعی و زیبایی برگرداند. اما چالش‌هایی هم وجود دارد، در واقع جراحی زیبایی بینی برای این انجام می‌شود که بینی در یک حالت زیباتری قرار بگیرد و زمانی این کار انجام میشود که بینی به لحاظ عملکردی مشکلی دارد یا به لحاظ ساختاری دچار ضربه یا شکستگی شده یا کجی‌های شدید دارد در این موارد جراحی برای آنها ضروری است، اما از سوی دیگر افرادی هم هستند که تمایل به جراحی‌های زیبایی دارند، البته این در تمام دنیا وجود دارد اما در جامعه ایرانی بیشتر است . بنده به عنوان یک جراح عرض می‌کنم که وقتی یک بافت جراحی می‌شود، هرگز حالت اولیه خود را نخواهد داشت، وقتی مشکلی یا بیماری یا توموری وجود دارد و ضروریست که یک عمل انجام شود، مشکلاتی که بعد از جراحی ایجاد می‌شود را ما پذیرا هستیم و عوارض آن را قابل قبول می‌دانیم و از آن طرف فایده عمل را هم در نظر می‌گیریم که مشکل قبلی را برطرف کرده است. اما صرفا اینکه یک قوز روی بینی وجود دارد یا کمی نوک بینی را سر بالا کنند، این‌ها کار درستی نیست و می‌تواند عوارضی جدی و ماندگاری را به جا بگذارد. لذا اکیداً توصیه می‌کنم که اگر قرار است جراحی زیبایی هم انجام بشود با بررسی‌های دقیق و کامل انجام شود. این یک مسئله مقایسه ای یا چشم و هم چشمی نیست و اینکه صرفا چون دیگری عمل بینی انجام داده، ما هم بخواهیم این کار را انجام بدهیم کار اشتباهی است. البته خوشبختانه دوستان ما و همکاران ما که در حیطه این جراحی‌های زیبایی کار می‌کنند، توجه خاص دارند که جراحی‌های بی‌مورد تا حد امکان انجام نشود، اما گاهی اصرار بیش از حد مراجعان دردسرهایی را ایجاد می‌کند . خلاصه کلام این است که جراحی‌ها تا زمانی که یک ضرورت جدی علمی و پزشکی نداشته باشند انجامش به هیچ وجه معقولانه نیست.

*وبدا: شایع‌ترین بیماری‌های گوش و حلق و بینی در استان خراسان رضوی کدام است؟

شایع‌ترین بیماری که در این حیطه وجود دارد همین عفونت‌های تنفسی است، یک سرماخوردگی ساده می‌تواند عوارض متنوعی داشته باشد. چون به دلیل آن، عفونت گوش و انواع سینوزت‌ها و درگیری لوزه‌ها را خواهیم داشت و این‌ها در واقع به لحاظ آماری شایع‌ترین بیماری‌هایی هستند که همه مردم با آن مواجهه‌اند. به لحاظ اهمیت و بار درمانی هم در جایگاه خود قابل توجه است. مسائل عمومی بهداشتی که مرتبط با سرماخوردگی‌ها هست با توجه به این آموزش‌های فراوانی که در طی چند سال اخیر با آمدن کرونا داده شد خود سبب می‌شود که بیماری‌های مرتبط با سرماخوردگی محدود شود. اما به صورت ویژه اگر من بخواهم در بحث بیماری‌های گوش، مطلبی را عرض کنم بحث کم شنوایی‌ها خیلی اهمیت دارد. به لحاظ شیوع شاید قابل مقایسه با سرماخوردگی نباشد، اما از نظر اهمیت و بار اجتماعی بسیار مهم است بنده در صحبتم اشاره کردم که ما در دانشگاه علوم پزشکی مشهد در بحث ارزیابی ناشنوایی و درمان آن و پروتزهای مرتبط با کاشت حلزون شنوایی، پیشرفت‌های خیلی خوبی داشته‌ایم. از سوی دیگر دانش عمومی مردم و اطلاعات آنها برای مراجعه به موقع افزایش یافته است، به ویژه در مورد کم شنوایی مادرزادی و اطفال خیلی مهم است . تشخیص به موقع کم شنوایی به ویژه در نوزادان و شیرخواران در ماه‌های تولد اول تولد بسیار اهمیت دارد، به خاطر اینکه در آن زمان اگر تشخیص به موقع انجام شود و درمان به هنگام باشد، بچه با سمعک یا جراحی قابلیت و توانایی‌های آموزش مغز و زبان آموزی را خواهد داشت و کودکی که به موقع کاشت حلزون می‌شود ( زیر دو یا سه سال) می‌تواند صحبت کند و همراه سایر بچه‌ها به مدرسه برود. اما همین کار اگر در سنین بالاتر انجام شود تاثیرش خیلی کمتر است در واقع یک دوران طلایی برای آموزش و توان آموزی در مغز انسان وجود دارد که در چند سال اول زندگی یعنی دو سه سال اول بیشتر است و متاسفانه گاهی ما مواجه می‌شویم با بچه‌هایی که در سن 5 یا 6 سالگی مراجعه می کنند و این سن تقریبا دیر است چون نتایج ضعیف تری از درمان را خواهیم داشت. لذا از این فرصت استفاده می‌کنم و در حیطه تخصصی و تجربه خودم عرض می‌کنم که حتماً بحث کم شنوایی‌ها را مخصوصاً در دوره کودکی جدی بگیرید و با مراجعه به موقع کودک را از خطر ناشنواشدن حفظ کنید.

*وبدا: آیا تست شنوایی دوره ای برای همه افراد توصیه می شود؟

در مورد افرادی که در محیط کار و زندگی سر و صداهای بسیار زیادی را دارند بهتر است که به طور دوره‌ای معاینه شوند، اما برای همه افراد ضرورتی ندارد.

*وبدا: بیماری های سرطانی در این حیطه تا چه حد درمان پذیر هستند؟

بیماری‌های سرطانی در همه حوزه‌های پزشکی یک چالش و معضل بزرگ است و بخش گوش و حلق و بینی نیز این امر مستثنا نیست. برخی از این بیماری‌ها ارتباط مشخصی با یک سری فاکتورها دارند که این فاکتورها کاملا قابل پیش‌گیری و کنترل هستند. بنابراین برای اینکه ما بتوانیم یک زندگی سالم و به دور از بیماری و با کیفیت داشته باشیم لازم است که حتماً به این مسائل توجه کنیم مثلا در خصوص ناحیه حلق و حنجره و سر و گردن دو ریسک فاکتور وجود دارد یکی سیگار و یکی الکل است و ما به صورت جدی توصیه می‌کنیم که در این خصوص افراد توجه داشته باشند. درصد زیادی از سرطان‌های مرتبط با حفره دهان حلق و حنجره مرتبط با این دو فاکتور خطر است در حالیکه به راحتی می‌توان آنها را کنترل کرد. از سوی دیگر تشخیص و درمان به موقع هم مطرح است، در این ناحیه با توجه به شرایط بیماری تومور مخفی نمی‌ماند و می‌توان در مراحل اولیه تشخیص داد تا درمان به موقع انجام شود و از نظر نتیجه نهایی و کیفیت زندگی و از نظر بقای بیمار تاثیر خوبی خواهد داشت. اگر یک تومور به سایز خیلی کوچک روی تارهای صوتی ایجاد بشود؛ حتی میلیمتری دارای علامت خواهد بود اما اگر در معده یا پانکراس ایجاد شود معمولاً مدت‌ها بی‌علامت می‌ماند. بنابراین اگر علائم اولیه وجود داشته باشد، مثلاً زخمی در ناحیه دهان ایجاد شده که بیش از دو هفته طول کشیده و خوب نشده یا اگر گرفتگی صدا ایجاد شده و دو سه هفته طول کشیده و برطرف نشد، حتماً افراد مراجعه کنند تا معاینات اولیه انجام شود تا چنانچه بیماری مشکوک بود در همان فازهای اول تشخیصی بتوان درمان کرد.

*وبدا: در حوزه پژوهش برای درمان های کم شنوایی چه اقداماتی شده است؟

در زمینه مسائل پژوهشی، بیماری‌های مرتبط با کم شنوایی مورد توجه هستند و یکی از بیماری‌هایی که شیوع زیادی ندارد، اما مبتلابه تعدادی از هموطنان است و بر کیفیت زندگی آنها تاثیر دارد، بیماری کم شنوایی ناگهانی است که می‌تواند با شدت‌های مختلف اتفاق بیفتد. کسی که به طور ناگهانی متوجه می‌شود که یک گوش او نمی‌شنود و گرفتگی دارد و این اتفاق در طول مدت ها برطرف نمی‌شود، این بیماری به عنوان کم شنوایی ناگهانی تلقی و در منابع مرتبط با بیماری‌های گوش هم مطرح می‌شود. تحقیقات زیادی روی این بیماری در دنیا انجام شده و از موضوعات پژوهشی مورد علاقه من است. با توجه به اینکه این بیماران به واسطه ناشنوایی که در یک گوش آنها ایجاد می‌شود، بسیاری از مسائل ارتباطی‌شان در ابعاد مختلف تحت تاثیر قرار می‌گیرد و همزمان با آن ممکن است سرگیجه یا صداهایی در گوش داشته باشند، بایستی مورد توجه قرار بگیرد. هرچند تشخیص علت این بیماری هنوز در هاله‌ای از ابهام است اما همچنان روی آن تحقیق می‌شود و روش‌های درمانی جدیدی که برای این بیماری در نظر گرفته‌ایم شامل تزریق داروهایی است که می‌تواند التهاب گوش داخلی و حلزون را کم کند و این دارو را داخل گوش تزریق می‌کنند و در دو دهه اخیر این کار در دنیا انجام می‌شود، ما هم در مشهد تحقیقات زیادی انجام دادیم و پروتکل‌های درمانی مختلفی را برای آن داریم . همچنین تزریقات داخل گوش را هم همزمان با داروهای خوراکی برای این بیماران انجام می‌دهیم. نتایج را هم در کنفرانس‌های علمی و همایش‌ها ارائه کرده‌ایم و مفتخریم که بحث سامانه ثبت بیماری یا رجیستری این بیماری را در دانشگاه علوم پزشکی مشهد راه اندازی کردیم که جزو موارد پژوهشی شاخص ما است. این سامانه اکنون کشوری شده و دوستان ما در دانشگاه‌ها و شهرهای مختلف این بیماران را در سامانه رجیستری ثبت می‌کنند و امیدواریم با تجمیع این اطلاعات بتوانیم به نتایج مفیدی برسیم و راهکارهای درمانی بهتری را برای این بیماران داشته باشیم.

*وبدا: توصیه شما به دانشجویان تان چیست؟

به دانشجویان عزیز توصیه می‌کنم که، تمام دغدغه و انرژی خود را صرف فراگیری علم کنند و مهارت های مختلف را بیاموزند. مهارت‌ آموزی موضوعی است که هر دانشجویی در هر رشته‌ای باید خودش به دنبال آن باشد و بیاموزد، زبان خارجی و کامپیوتر را فرابگیرد، پژوهش و روش تحقیق و آنالیز آمار را بیاموزد. دنیا هر روز در حال پیشرفت است و ما دریای غنی از روش‌ها و تحقیقات را پیش رو داریم که نیازمند آن است یک نفر شناگر ماهر بتواند ناشناخته‌های جدید را در آن کشف کند.

 

 


27.jpg - 31.41 kBدکتر خشایار اتقیایی، متولد ۱۳۵۹ در شهرمقدس مشهد، عضو هیئت علمی ( استادیار) و فوق تخصص جراحی کودکان در دانشگاه علوم پزشکی مشهد، یکی از چهره های جوان و فعال در عرصه های آموزشی و درمانی این دانشگاه است که در حال حاضر به عنوان معاون آموزشی گروه جراحی کودکان بیمارستان اکبر در این مرکز فوق تخصصی مشغول به خدمت می باشد. دوران طرح دکتر اتقیایی در مقاطع تخصصی و فوق تخصصی را، شاید بتوان نقاط عطفی در زندگی این پزشک جوان برشمرد، چراکه وی را به اخذ دو تصمیم مهم سوق می دهد؛ نخست دوره طرح تخصصی در شهرستان تربت جام که با احساس خلاء و کمبود متخصص جراح کودکان در شهرهای کوچک، انگیزه‌ ای برای ورود پزشک جوان به رشته فوق تخصصی جراحی کودکان می شود و دوم، طرح دوره‌ی فوق تخصصی در دانشگاه علوم پزشکی اردبیل که باز هم با یک احساس خلاء؛ و این بار از نوع فضای فیزیکی و نبود بخش جراحی کودکان در بیمارستان دولتی اردبیل موجب می شود که پزشک جوان با پیگیری های دغدغه مندانه و البته همراهی مسئولان دانشگاه علوم پزشکی اردبیل، اتفاق خوبی را در استان ادبیل رقم بزند و با راه اندازی بخش جراحی کودکان در بیمارستان دولتی اردبیل بیماران زیادی را از رنج عزیمت به سایر شهرها، جهت درمان رهایی ببخشد... جزئیات بیشتری از گفتگوی ما با این استاد و پزشک جوان را در ادامه می خوانید:

وبدا: ضمن سپاس از حضور شما در این گفتگو، لطفا بیوگرافی مختصری از خود برای مخاطبان این گفتگو عنوان بفرمایید؟

" من دکتر خشایار اتقیایی هستم، متولد 1359 در شهر مشهد و در خانواده ای که پدر ارتشی و مادر فرهنگی بودند. تحصیلات دوره ابتدایی تا دبیرستان را در زادگاهم و در حالی سپری کردم که همواره آرزوی ورود به رشته پزشکی را داشتم و این آرزو بالاخره با شرکت در کنکور سال 1377 محقق شد و من تحصیلات دانشگاهی را در دانشکده پزشکی مشهد آغاز کردم.

در ادامه و پس از طی دوره 7ساله‌ی پزشکی عمومی، برای گذراندن طرح دو ساله به شهرهای اطراف مشهد رفتم و با توجه به اینکه قصد داشتم دوره تخصص را هم در رشته مورد علاقه ام یعنی جراحی بگذرانم، به تحصیل در دوره تخصص جراحی عمومی در دانشگاه شهید بهشتی تهران و بیمارستان شهدای تجریش مشغول شدم که با وجود اساتید بزرگی همچون آقایان دکتر کلانتر معتمد و دکتر افشار فرد، یک دوره بسیار طلایی و پربار برای بنده بود و پس از اتمام دوره جراحی عمومی برای گذراندن دوره طرح، به تربت جام رفتم".

وبدا: پس از پایان دوره تخصص، چه چیزی سبب شد که تحصیلات را در مقطع فوق تخصص ادامه دهید و دلیل انتخاب رشته جراحی کودکان در این مقطع چه بود؟

" معمولاً هر دانشجوی پزشکی که فارغ التحصیل می‌شود و به ویژه دانشجویانی که در فیلد جراحی کار می‌کنند، مایلند که رشته و تخصص خودشان را جزئی‌تر کنند، در فیلد کاری ما هم زمینه‌های زیادی وجود دارد؛ از رشته‌هایی مثل جراحی پلاستیک گرفته تا فلوشیپ‌های لاپاراسکوپی، جراحی‌های قفسه صدری، جراحی‌های قلب و جراحی کودکان. من هم اگرچه در ابتدای ورود به تربت جام تصمیم خاصی نداشتم ولی به این موضوع فکر می‌کردم که چه رشته‌ای را انتخاب کنم؟ و از آنجا که در طول دوران خدمتم در تربت جام، کودکان زیادی را مشاهده می کردم که از شهرستان تربت جام و روستاهای اطراف مراجعه می کردند و من ناگزیر به ارجاع آنها به بیمارستان‌های مشهد و مراکز سطح ۳ مثل بیمارستان کودکان شیخ بودم، لذا به این نتیجه رسیدم که یکی از مشکلات بزرگ شهرهای کوچک ما، نداشتن جراح کودکان است و پس مدتی تحقیق دریافتم که اساساً تعداد جراحان کودکان در سطح کشور کم است. بر همین اساس اولین جرقه در ذهن من زده شد که چرا خودم دوره جراحی کودکان را نگذرانم و به این کودکان خدمت نکنم؟ لذا تصمیم گرفتم که ادامه تحصیل را در همان دانشگاه شهید بهشتی تهران و در بیمارستان فوق تخصصی کودکان مفید، در حضور اساتید بزرگی همچون دکتر خالق نژاد داشته باشم. در همین راستا یک دوره سه ساله را به عنوان فوق تخصص در دانشگاه شهید بهشتی سپری کردم و برای دوره طرح فوق تخصص حدود دوسالی به اردبیل رفتم.

در دانشگاه علوم پزشکی اردبیل هم متوجه یک نکته مهم شدم و آن اینکه علیرغم بزرگ بودن این شهر و جمعیت زیاد آن، حدود ۲۰ سال است که جراحی کودکان در آنجا وجود ندارد و تمام کودکان نیازمند جراحی را در طی این ۲۰ سال به شهرهای دیگری مثل تبریز اعزام می‌کردند. لذا با کمک ریاست دانشگاه علوم پزشکی اردبیل در آن زمان، موفق شدم به عنوان اولین جراح کودکان که پس از ۲۰ سال وارد اردبیل شده بود، یک مرکز فوق تخصصی جراحی کودکان در دانشگاه علوم پزشکی اردبیل را راه اندازی و تجهیز کنیم و به این ترتیب شهر اردبیل صاحب یک بیمارستان فوق تخصصی جراحی کودکان شد.

بنده به جرات می‌توانم بگویم که پس از آن تقریباً اعزام‌ها به تبریز به صفر رسیده بود و تمام جراحی‌های بزرگ یا کوچک در حوزه کودکان از نوزاد یک روزه تا کودکان بزرگتر در این مرکز انجام می‌شد و بسیار هم موفق بود. لذا بنده فکر می‌کنم که یکی از دستاوردهای خوبم در طی آن دو سال، تاسیس همین مرکز فوق تخصصی جراحی کودکان بود که همچنان به دست سایر همکاران مدیریت می شود و در واقع اردبیل یکی از استان‌هایی است که در حوزه جراحی کودکان کاملاً نیاز خود را برطرف کرده است.

وبدا: قطعا پیگیری روندهای تاسیس یک بخش درمانی در یک بیمارستان، کار سخت و زمانبری است، چه چیزی انگیزه شما برای سپری کردن این روندهای دشوار بود؟ 

بله... روزی که بنده به دانشگاه علوم پزشکی اردبیل رفتم، موضوعی به نام جراحی کودکان در آنجا وجود نداشت و اینکه بیماران اعزام می شدند به سایر استان‌ها یک امر عادی تلقی می شد اما قطعا این نقل و انتقال ها برای بیماران و خانواده های آنها سختی های زیادی داشت و زمانی که من وارد دانشگاه شدم و این خلاء را دیدم، علیرغم اینکه کار نیاز به پیگیری‌ها و دوندگی‌هایی داشت، اما مصمم شدم که این روند را آغاز کنیم و خوشبختانه این پیگیری ها به ثمر نشست و اکنون هیچ کودکی برای جراحی نیاز به اعزام به سایر شهره ندارد.

وبدا: پس از پایان دوره طرح فوق تخصص در اردبیل به مشهد بازگشتید؟

بله... پس از آن دو سال، برای ادامه خدمت به شهر مشهد برگشتم و حدوداً سال ۱۴۰۰بود که در فراخوان دانشگاه علوم پزشکی مشهد به عنوان عضو هیئت علمی پذیرفته شدم و در بیمارستان کودکان اکبر و بیمارستان دکتر شیخ به عنوان جراح کودکان مشغول به فعالیت شدم.

در حال حاضر، معاون آموزشی بخش جراحی کودکان هستم و با سایر همکاران ( که مجموعاً ۳ یا ۴ نفر هستیم ) تمام جراحی‌های بزرگی که در سطح کشور برای کودکان انجام می‌شود، را در این استان انجام می‌دهیم و تقریبا هیچ بیماری نیاز به ارجاع به شهر دیگری پیدا نمی‌کند.

وبدا: چه اعمال جراحی برای کودکان در این مراکز (بیمارستان دکتر شیخ و اکبر) انجام میشود؟

تمام جراحی ها اعم از جراحی نوزاد، آنومالی‌های مادرزادی، جراحی‌های ریه و جراحی‌های شکمی و جراحی‌های صورت مثل شکاف در کام و لب در این دو مرکزدرمانی انجام می‌شود و این درحالیست که خیلی از کودکان تا قبل از اینکه گروه جراحی کودکان مشهد آغاز به کار کند، به شهرهای دیگر از جمله تهران و اصفهان اعزام می شدند.

وبدا: آیا مطلب یا نکته خاصی در حوزه فعالیت شما در دانشگاه علوم پزشکی مشهد وجود دارد، که مایل به ابراز آن باشید؟

در طی سه سال فعالیت در دانشگاه علوم پزشکی مشهد، متوجه برخی مسائل و به ویژه کمبودهایی در بحث تجهیزات در رشته جراحی کودکان شدم که به نظر می رسد، نیازمند توجه و عنایت خاصی از سوی مسوولان مربوطه است، همچنین با توجه به اینکه مراکز درمانی ما در حوزه اطفال به عنوان سانتر شمال شرق کشور محسوب می شود و تمام ارجاعاتی که به عنوان مثال برای آسپیراسیون‌های جسم خارجی در استان خراسان انجام می‌شود، همگی به بیمارستان کودکان اکبر منتقل می‌شود، یک سری تجهیزات را برای مدیریت کردن بیماران می طلبد، لذا از مسوولان تقاضا دارم که یک نگاه ویژه به این رشته‌ داشته باشند و هم از نظر تامین تجهیزات و هم ایجاد یک سری انگیزه‌ها برای ادامه همکاری اعضای هیئت علمی تمهیدات بهتری اتخاذ کنند.

 

 

 


340.jpg - 422.77 kBمعاون بین الملل دانشگاه علوم پزشکی مشهد، از برگزاری نخستین دوره مدرسه تابستانه بین المللی در مرداد ماه سال جاری در این دانشگاه خبر داد.

دکتر شاپور بدیعی در گفتگو با وب دا با بیان اینکه این مدرسه از ششم مرداد ماه به مدت دو هفته برگزار می شود اظهار کرد: این برنامه با هدف جذب دانشجویان خارجی و ایجاد فضای مناسب برای آن‌ها طراحی شده است تا بتوانند با نظام سلامت ایران و دستاوردهای دانشگاه علوم پزشکی مشهد آشنا شوند. دوره‌ای که به صورت کوتاه مدت در چند هفته تدارک دیده شده و فرصتی است تا دانشجویان در کنار آموزش‌های تخصصی، با حرم مطهر رضوی، فضای معنوی شهر مشهد، ادب و فرهنگ و جاذبه های گردشگری این شهر آشنا شوند.

وی ضمن تقدیر از همکاری دانشکده‌های تابعه و گروه‌های آموزشی پزشکی، و مرکز جامعه المصطفی (ص)،   که در برگزاری این دوره نقش بسزایی دارند، خاطر نشان کرد:این رویداد فرصت مناسبی است تا دانشجویان به عنوان سفیران ما، فرهنگ و توانمندی های این دانشگاه را در کشورهای خود معرفی کنند. این دوره تابستانه با تمرکز بر آموزش های تخصصی در حوزه پزشکی، شامل فیلد های ویژه و کارگاه های عملی خواهد بود که توسط اساتید برجسته دانشگاه و متخصصین حوزه سلامت ارائه می شود.

معاون بین الملل دانشگاه علوم پزشکی مشهد گفت: با توجه به موقعیت استراتژیک دانشگاه علوم پزشکی مشهد در نزدیکی حرم مطهر رضوی، این دوره فرصت منحصر به فردی را برای دانشجویان بین المللی فراهم می آورد تا ضمن بهره مندی از آموزش های با کیفیت، با آستان قدس رضوی،  فرهنگ و سنت های ایران و جاذبه های گردشگری شهر مشهد آشنا شوند.

وی ادامه داد: با برگزاری اجلاس روسای دانشگاه ها و دانشکده های علوم پزشکی سراسر کشور، اطلاع رسانی گسترده ای درباره این رویداد صورت گرفت و دعوت نامه های مدرسه تابستانه به روسای دانشگاه ها و دانشکده ها ابلاغ شده است. این اقدام با هدف جذب حداکثری دانشجویان خارجی و استفادة از فضای علمی و فرهنگی دانشگاه علوم پزشکی مشهد صورت گرفت.

دکتر بدیعی گفت: در این مدرسه تابستانه، برنامه های جانبی نظیر بازدید از حرم مطهر رضوی، مکان های تاریخی و گردشگری شهر، کارگاه های فرهنگی در نظر گرفته شده است تا تجربة کامل تر و جذاب تری را برای شرکت کنندگان فراهم آورد. این برنامه ها به دانشجویان کمک می کند تا درک عمیق تری از میراث فرهنگی و اجتماعی ایران به دست آورند و همچنین مهارت های زبانی خود را در محیطی غنی از لحاظ فرهنگی تقویت کنند.

دکتر بدیعی تأکید کرد: این دوره تابستانه نه تنها یک فرصت آموزشی استثنایی برای دانشجویان بین المللی است، بلکه به عنوان یک پل ارتباطی بین دانشگاه علوم پزشکی مشهد و دانشگاه های خارج از کشور عمل می کند. این امر به تقویت همکاری های بین المللی و تبادل دانش و تجربه در سطح جهانی کمک خواهد کرد.

 

 

اطلاعات تماس سامانه خبری وب دا

Image
آدرس: مشهد، خیابان دانشگاه، ساختمان قرشی
کد پستی :۹۱۷۷۸۹۹۱۹۱
نمابر: ۳۸۴۳۶۸۲۷ ۰۵۱
رایانامه :webda@mums.ac.ir
سامانه پیام کوتاه: ۳۰۰۰۲۱۹۱
Image
Image
Image
Image
Image
Image
Image