آموزش


459.jpg - 61.04 kBمحمد حسین احمدی متولد 1367 در خطّه‌ی سرسبز شمال و دانش آموخته‌ی رشته هماتولوژی آزمایشگاهی و علوم انتقال خون، یکی از جوان‏ترین اساتید دانشگاه علوم پزشکی مشهد است که علاوه بر کار تدریس در زمینه‌ی رشته تخصصی خود، فعالیت‏های فرهنگی و قرآنی را هم دنبال می‏کند و از این رهگذر، رتبه‏ های قرآنی متعددی را نیز کسب نموده است. به اعتقاد این استاد و محقق جوان، دوران دانشجویی یک ظرفیت زمانی بالقوه است تا دانشجویان با شرکت در جشنواره ‏ها و مسابقات مختلف، ظرفیت ها و استعدادهای خود را کشف کنند. تاکید بر تک بعدی نبودن و پرداختن به فعالیت‏های غیرعلمی از جمله؛ ورزش، فعالیت‏های هنری، فرهنگی و .... در دوره دانشجویی توصیه مهم ایشان به دانشجویان است که انجام آن را سبب ایجاد انگیزه و اعتماد به نفس در فرد برای ادامه مسیر زندگی می داند.

 دکتر احمدی که از سال 1399 به عنوان عضو هیات علمی دانشگاه علوم پزشکی مشهد، فعالیت های آموزشی خود را در این مجموعه آغاز کرده، سال گذشته در جشنواره شهید مطهری از سوی دانشکده علوم پیراپزشکی و توانبخشی به عنوان استاد آموزشی برتر معرفی شد. به همین بهانه سایت خبری وبدا گفتگویی با این استاد جوان داشته است که در ادامه می خوانید:

وبدا: لطفا خود را برای مخاطبان این گفتگو معرفی و بیوگرافی مختصری از سالهای تحصیل در سطوح مختلف عنوان بفرمایید؟

من دکتر محمد حسین احمدی هستم، متولد سال 1367 در شهرستان بهشهر ( استان مازندران )، استادیار گروه علوم آزمایشگاهی دانشکده علوم پیراپزشکی و توانبخشی دانشگاه علوم پزشکی مشهد. دوران تحصیل تا مقطع دیپلم را در زادگاهم گذراندم و پس از پذیرش در دانشگاه، دوره کارشناسی علوم آزمایشگاهی را در دانشگاه علوم پزشکی بابل و دانشگاه علوم پزشکی مشهد سپری کردم، همچنین مقطع کارشناسی ارشد و دکترای تخصصی را به توفیق الهی در رشته خون شناسی(هماتولوژی) آزمایشگاهی و بانک خون در موسسه علمی پژوهشی سازمان انتقال خون تهران به پایان رساندم و در سال 1399 بعنوان عضو هیات علمی جذب دانشگاه علوم پزشکی مشهد شدم، در حال حاضر حدود چهار سال است که در گروه علوم آزمایشگاهی مشغول فعالیت در حوزه آموزش و پژوهش  هستم.

وبدا: چرا رشته علوم آزمایشگاهی را برای تحصیل در دانشگاه انتخاب کردید؟

برای پاسخ به این سوال اجازه می خواهم که ابتدا ذکر یادی داشته باشم از مرحوم دکتر صادقیان، استاد فرهیخته علم و اخلاق دانشگاه علوم پزشکی مشهد که متخصص و بنیانگذار علوم آزمایشگاهی در این کلان شهر مذهبی بودند. اما در پاسخ به سوال شما باید عرض کنم که زمینه تحقیقات و تنوع در این رشته بسیار زیاد است و بنده از ابتدا علاقه ی خاصی به رشته های پیرامون پزشکی داشتم. به همین دلیل و به لطف پروردگار رشته علوم آزمایشگاهی را انتخاب کردم و تمام تلاشم را می کنم که در این رشته، تمام دانستنیها و دانشهایی را که به دست آوردم را به دانشجویان منتقل کنم تا بتوانند در سیستم سلامت تاثیرگذار باشند و نقش خودشان را به درستی ایفا بکنند.

وبدا: اعضای خانواده شما هم در زمینه ها و رشته های علوم پزشکی مشغول به فعالیت هستند؟

تا حدودی بله... پدرم در زمینه ی بهداشت تحصیلات دارد و هم اکنون  بازنشسته شده است، مادرم، خانه دار هستند و خواهرانم یکی فیزیوتراپ و دیگری پزشک می باشد.

وبدا: مطلع شدیم که به عنوان استاد برتر در دانشگاه علوم پزشکی مشهد معرفی شده اید، لطفا توضیحاتی ارائه نمایید؟

سال گذشته در جشنواره شهید مطهری از طرف دانشکده علوم پیراپزشکی و توانبخشی به عنوان استاد آموزشی برتر معرفی شدم. همانطور که می دانید جشنواره شهید مطهری، برند جشنواره های آموزشی سراسر کشور است. امیدوارم در حوزه آموزش بتوانم در آینده مثمر ثمر باشم و به جامعه خدمت کنم.

وبدا: از فعالیت های قرآنی خود در دوران زندگی تان هم توضیحاتی بفرمایید؟

بنده از زمان کودکی و دوره تحصیلات ابتدایی، علاقه مند به حوزه علوم قرآنی بودم و در مدرسه به عنوان قاری، قرآن تلاوت می کردم، همین طور در مقطع متوسطه اول و دوم در این فضا توفیق خدمت داشتم. قرآن در میان تمامی متون مقدس و کتاب های آسمانی، مقامی یگانه و ممتاز دارد، دین شناسان و قرآن پژوهان جملگی بر این حقیقت والا معترفند.

وبدا: چه رتبه های قرآنی را در طول این سالها کسب کرده اید؟

 دوران دانشجویی در مسابقات قرآن وزارت بهداشت فعالیت داشتم و در جشنواره های وزارت بهداشت  و در مسابقات قرآنی –فرهنگی شرکت می کردم. در کنار کارهای آموزشی –پژوهشی سعی داشتم از فضای قرآنی فاصله نگیرم. در بیست و هشتمین دوره مسابقات قرآنی هدهد وزارت بهداشت در کل کشور، که به میزبانی دانشگاه مشهد و در سطح خیلی بالا برگزار شد هم به توفیق الهی  توانستم در بخش آوایی، در رشته مناجات خوانی و در بخش اساتید رتبه اول را کسب کنم. در رشته ترتیل قرآن هم در سال های پیش شرکت نمودم و توانستم حائز رتبه شوم.

وبدا: لطفا در مورد تلفیق فضای آموزشی،علمی و قرآنی توضیح دهید.دیدگاه شما چیست؟

هنگامی که در فضای قرآنی در این جشنواره ها قرار می گیریم، اعتقاد دارم که انسان به آرامشی می رسد، که در فضاهای دیگر مهیا نیست. با انگیزه و انرژی که قرآن به ما عطا می کند، ما می توانیم در ادامه زندگی از این انرژی استفاده کنیم. من همیشه سعی کرده ام در امور کاری ، از مباحث قرآنی الهام بجویم و از اخلاق انسانی که در قرآن مد نظر پروردگار متعال می باشد، فاصله نگیرم، چراکه این فضا را بسیار دوست می دارم و امیدوارم همکاران و دانشجویان، در این فضا بیشتر فعالیت نموده و از برکاتش در زندگی بهره مند گردند.

دکتر احمدی رمز موفقیت‏های تحصیلی و قرآنی خود را " برنامه ریزی و مدیریت زمان " می‏داند و معتقد است برای انجام هر کاری که انسان نسبت به انجام آن احساس توانمندی می‏کند، همیشه زمان وجود دارد. همچنین به اعتقاد استاد جوان، دوران دانشجویی یک ظرفیت زمانی بالقوه است برای اینکه دانشجویان با شرکت در جشنواره‏ها و مسابقات مختلف، ظرفیت ها و استعدادهای خود را کشف کنند. تاکید بر تک بعدی نبودن و پرداختن به فعالیت‏های غیرعلمی از جمله؛ ورزش، فعالیت‏های هنری، فرهنگی و .... در دوره دانشجویی نیز توصیه بعدی ایشان است که انجام آن را سبب ایجاد انگیزه و اعتماد به نفس در فرد برای ادامه مسیر زندگی می داند.

این استاد جوان، حضور در رقابت‏ها و جشنواره‏های مختلف دانشگاهی را از دو جهت برای دانشجویان مفید می‏داند که در توضیح آن می‏گوید: "شرکت در رقابت‏های مختلف می‏تواند درس زندگی برای انسان باشد؛ هم پیروزی در آن و هم شکست. چون با هر شکست در واقع فرد یک تجربه‏ای را می‏آموزد و همین تجربه ها وسیله‏ای است برای پیروزی او در مقاطع زمانی آینده؛ در واقع شکست‏ها پله های پیشرفت و رشد هستند".

شایان ذکر است که این گفت و گو ، با مناجات خوانی دعای سلامتی امام زمان (عج) توسط این استاد دانشگاه خاتمه یافت.

 

 


541.jpg - 81.01 kBمدیریت رشته تخصصی زنان، به دست توانمند بانوان، یکی از بزرگترین افتخارات آنها در سالهای پس از انقلاب است

در سال های پس از پیروزی انقلاب اسلامی، فضای مطلوبی جهت رشد جامعه‌ی بزرگ زنان کشور ایجاد شد که متاثر از این فضا، پیشرفت های چشمگیر و افتخارآمیز آنها را در عرصه های مختلف و از جمله حوزه علوم پزشکی شاهد بودیم و نقطه عطف این افتخارات را می توان، مدیریت مدّبرانه‌ی این قشر توانمند، بر حوزه‌ی تخصصی زنان، زایمان و نازایی دانست؛ رشته ای که به زعم بسیاری از بزرگان و پیشکسوتان عرصه پزشکی، رسالتی بس خطیر، فرسایشی و پر مسئولیت است. در این گفتگو پای صحبتِ چهار تن از اساتید پیشکسوت بالینی رشته‌ی زنان نشستیم تا ضمن شنیدن سخنان  و تجارب آنها، از اقدامات و گام های رو به پیشرفتی که طی چهاردهه اخیر در این حوزه‌‌ی تخصصی در دانشگاه علوم پزشکی مشهد برداشته شده اطلاعاتی را کسب کنیم.

وبدا: با سپاس از حضور شما اساتید گرانقدر در این گفتگو، لطفا خود را برای مخاطبین وبدا معرفی نموده و خلاصه ای از سابقه حرفه ای خود عنوان بفرمایید؟

دکتر پورجواد: من منیره پورجواد متولد شهر مشهد هستم. دوره دبستان و دبیرستان را در زادگاهم گذراندم و در سال ۱۳۵۰ وارد دانشگاه مشهد شدم. در آن زمان فرایند بگونه ای بود که به طور مستقیم وارد رشته پزشکی نمی‌شدیم، بلکه سال اول در مرکز تعلیمات بودیم و بر اساس معدلی که کسب می‌کردیم به یکی از رشته های دانشگاهی که شامل رشته‌های پزشکی، دندانپزشکی، داروسازی، شیمی و فیزیک بود وارد می‌شدیم و من هم که جزء  ۸۰ نفر اول دانشکده بودم توانستم در سال 1350 وارد رشته پزشکی شوم و در سال ۵۸ هم فارغ التحصیل شدم. مدتی در سبزوار و مشهد به عنوان پزشک عمومی کار کردم و سال‌های ۶۱ تا ۶۵ دوره دستیاری تخصصی زنان و مامایی را در دانشگاه علوم پزشکی مشهد و بیمارستان امام رضا(ع) گذراندم.

این دوران یکی از مشکل‌ترین سال‌های زندگی من بود، چون جزو نخستین دوره‌هایی بودیم که وارد رشته تخصصی زنان بودیم و پیش از آن برای حضور زنان در این رشته موافقت نمی‌شد، چراکه معتقد بودند رشته زنان بسیار سنگین و طاقت فرسا است و بانوان از پس آن بر نمی آیند. اما پس از انقلاب ما به رشته زنان آمدیم و ثابت کردیم که توانمندی مدیریت این رشته را داریم، البته سخت بودن این رشته حقیقتی است که امروز ما هم به آن رسیدیم، رشته زنان فوق العاده پر استرس و طاقت فرسا و مشکل است.

ما در سال اول رزیدنتی ۱۵ شب شیک داشتیم و این شیفت‌های کاری برای من که سه فرزند کوچک داشتم بسیار سخت بود، به هر حال این ۴ سال تمام شد و من سال 1365 رشته تخصصی زنان را آزمون بو.رد دادم و خوشبختانه پذیرفته شدم همان سال همسرم که برای طی یک دوره فوق تخصصی به انگلیس رفته بود، برای من هم از بخش سونوگرافی یکی از بیمارستان‌های شهر منچستر انگلیس پذیرش گرفت و من هم رفتم در آن مرکز یک دوره پست گرجوور کورس را گذراندم و در سال ۶۶ به ایران برگشتیم و در همان سال به استخدام دانشگاه علوم پزشکی مشهد درآمدم.

 از سال ۱۳۶۶ تا ۱۳۷۱ در بیمارستان امام رضا(ع) بودم.( آن زمان استاد گرامی حشمت الله حبیبی مدیر گروه و رئیس بخش بودند) و در سال 1371 حکمی را دریافت کردم که به بیمارستان حضرت زینب بروم.. این بیمارستان صرفاً درمانی بود و توسط 6 تن از متخصصین زنان مرد اداره می‌شد.

به دلیل عملکرد خود بیمارستان حضرت زینب (س) و همچنین مصاحبه‌هایی که من درباره آن با رسانه‌های مختلف داشتم، کم کم سعی کردیم پرسنل زن را جایگزین آقایان کنیم و حتی رانندگان را نیز از بانوان قراردادیم تا یک محیط امن برای زنان باردار باشد. البته این کار در کشورهای دیگر هم مرسوم بود و زمانی که من در بیمارستان منچستر بودم مشاهده می‌کردم که در بخش زنان و مامایی اثری از آقایان نبود و همه آن با خانم‌ها اداره می‌شد و به این ترتیب بانوان آرامش بیشتری داشتند. به هر حال بیمارستان حضرت زینب (س) هر روز شلوغ‌تر شد؛ به طوری که آمار زایمان‌ها به بیش از ۱۵۰۰ و بالاتر از آن رسید و ما به جناب آقای دکتر بهرامی رئیس وقت دانشگاه اعلام کردیم که این فضای فیزیکی برای ما کوچک است و ایشان از من و دکتر جهانیان که آن زمان مدیر گروه بودند خواستند که از محل فعلی بیمارستان ام البنین (س) بازدید کنیم. آن زمان بیمارستان فعلی ام البنین (س)درمانگاهی بود که توسط موسسه خیریه آیت الله شیرازی ساخته شده بود و تنها از یک قسمت کوچک آن به عنوان درمانگاه استفاده می‌شد و باقی آن بلا استفاده بود . پس از بازدیدی که ما با دکتر جهانیان داشتیم احساس کردیم که فضای خوبی است و بر همین اساس یک قرارداد صد ساله بین دانشگاه و موسسه خیریه بسته شد و اداره این بیمارستان بر عهده دانشگاه گذاشته شد.

بعد از جابجایی ما از بیمارستان حضرت زینب (س) به بیمارستان فعلی ام البنین (س) کارها ادامه یافت . به جز من دو عضو ثابت هیئت علمی و یک عضو هیئت علمی هم به صورت چرخشی حضور داشتند. علاوه بر آن رزیدنت‌ها هم بصورت چرخشی می‌آمدند. با توجه به اینکه مراجعه به درمانگاه مامایی خیلی زیاد بود،از نگاه من فرصت بسیار خوبی برای رزیدنت‌ها بود که یک دوره کامل معاینه لگن را یاد بگیرند و فرق زایمان طبیعی و غیرطبیعی را که اساس مامایی است بیاموزند. در کنار این مسئولیت من در سایر بخش‌ها هم مشغول به کار بودم.

دکتر ثقفی: دکتر نفیسه ثقفی هستم، ورودی ۱۳۵۳ به دانشگاه و در سال 1361 هم رزیدنت شدم و از آن زمان در این رشته خطیر کار می‌کنم. بنده معتقدم بزرگترین و با ارزش‌ترین شغل، شغل معلمی است که در واقع شغل انبیاء است و در کنار آن شغل طبابت که مربوط به خود خداوند متعال است. چون می‌فرماید: " هوالشافی " و با تمام مقامات ارزشمندی که تمام مقدسات دنیا و اسلام دارند، هنوز این کلمه " هو الشافی" مختص خداوند است و ما در واقع نمایندگان و منتخبین خداوند هستیم؛ برای اینکه سلامتی را به بندگان به لطف خداوند هدیه کنیم. این رسالتِ یک پزشک است و بسیار مقدس است و هیچ چیز نمی‌تواند جایگزین آن باشد. همانطور که می‌دانید تمام این یشرفت‌ها و ترقیات برای بشر است و تا زمانی که انسان سالم است به تمام متعلقات ( اعم از ملک، ماشین، پول و...)  وابسته است و زمانی که بیمار می‌شود، هیچ چیزی برای او جز سلامتی اهمیت ندارد، لذا اگر به این موضوع دقت کنیم جایگاه اصلی پزشک را می‌فهمیم.

در این سال‌هایی که جایگاه استاد دانشگاه را داشتم، به این باور رسیده ام که داشتن دو شغل مهم طبابت و معلمی، بسیار جایگاه مهمی است و وقتی ما خودمان آن را انتخاب کردیم ، باید قدر خود را بدانیم؛ به این معنا که قدم ما، گفتار ما، رفتار ما، آموزشی باشد. ما قبل از انقلاب و حتی پس از آن هنوز 50 درصد رزیدنت مردان را در رشته تخصصی زنان داشتیم و با توجه به سختی رشته زنان و اینکه قوای بدنی بالایی می‌طلبد، واقعا باعث افتخار جامعه زنان ما است که این رشته به زنان ما سپرده شده و تنها رشته تک جنسیتی است. این بسیار مهم و ارزشمند است. البته این رشته نه روز دارد و نه شب و نه تعطیلی و مرتباً باید پزشک آماده کار باشد. چون ما در لحظه و در آنِ واحد با دو موجود مادر و نوزاد سر کار داریم و باید سلامت دو نفر را در قالب یک نفر تامین کنیم. لحظه‌ها در این رشته بسیار مهم است و ممکن است در یک آن، یک مادر سالم باردار تبدیل به یک مادر پرخطر شده و زایمان او با مشکلاتی روبرو شود.

 لذا من می‌خواهم این پیام را از طرف متخصصین زنان ( حتی کشور) عرض کنم که دولتمردان و مسئولین ما، از خدمت متخصصین زنان که توسط جامعه زنان  این کشور ارائه می‌شود به عنوان یک افتخار در دنیا یاد کنند و به کسانی که سیاست‌های زن ستیزانه جمهوری اسلامی را به دروغ در دنیا مطرح می‌کنند برسانند که یکی از حساس‌ترین رسالت‌های کشور به دست جامعه زنان سپرده شده است و الحق و الانصاف که بسیار خوب در این عرصه درخشیدند و این درخشش در حالی محقق شد که این زنان رسالت‌های دیگری همچون همسر بودن و فرزند داشتن ا هم تجربه می‌کنند.

از سوی دیگر طبق قانون مصوب کشوری مسئول مادران باردار از ابتدای بارداری تا ۴۲ روز پس از زایمان به متخصصین زنان سپرده شده و این مسئله بسیار خطیری است هر فرزندی که پس از تولد دچار مشکلاتی از جهت ذهنی شود، ممکن است مربوط به زایمان بدانند و همینطور مادری که دچار عوارض دوران حاملگی یا زایمان می‌شود و یا مرگ و میر آنها، متوجه متخصص زنان خواهد بود. این از افتخارات حوزه زنان کشور است که ما کمترین میزان مرگ و میر مادران را در سطح جهان داشته‌ایم و از این بابت مورد تشویق بین المللی نیز قرار گرفتیم.

 این افتخارات باید در سطح ملی و بین‌المللی مطرح شود و تاب آوری این رشته را بالا ببریم. اگر متخصصین جوان ما می‌خواهند که در این رشته تاب آوری داشته باشند و به رشته‌های آسان‌تر جابجا نشوند، باید اولاً در انتخاب رزیدنت‌ها دقت کنیم و افراد با تجربه و دلسوز را برای این رشته مهم برگزینیم و در عین حال به آنها رسیدگی کنیم.

دکتر جهانیان:  دکتر منیره جهانیان هستم. متولد ۱۳۳۰ در طبس... دوره دبستان و دبیرستان را در طبس بودم و دوره دانشگاه به تشویق مادرم که بسیار مایل بودند در رشته پزشکی تحصیل کنم، در سال 1348وارد دانشکده پزشکی شدم و مدت ۷ سال در آنجا بودم . در سال ۱۳۵۵ فارغ التحصیل شدم و در طی مدت تحصیل از سال سوم دانشکده با راهنمایی یکی از دوستانم ( خانم دکتر شیروانی) به یک زایشگاه رفتم در نزدیکی حرم مطهر ( به نام زایشگاه رازی ) و در آنجا شب در میان کشیک می‌دادم و واقعاً به رشته زنان بسیار علاقمند شدم. پس از اتمام دوره پزشکی عمومی به سپاه بهداشت رفتم و دو سال خدمت را در روستاهای اطراف گذراندم که این کار بسیار برای من لذت بخش بود.

در سال ۱۳۵۸ دوره رزیدنتی را در بیمارستان امام رضا(ع) آغاز کردم. در سال ۶۲ فارغ التحصیل شدم و همان سال هم به عنوان استاد یار تمام وقت بیمارستان امام رضا(ع) شدم و تنها خانمی بودم که در آنجا شروع به کار کردم. در سال ۷۱ دانشیار و در سال ۸۰ استاد تمام وقت دانشکده پزشکی شدم در تمام این مدت جز یکی دو سال هیچ کار خصوصی نداشتم و تمام مدت در دانشگاه فعالیت می‌کردم. از سال ۸۰ تا ۸۸ مدیر گروه زنان بودم  و در خدمت خانم ها دکتر پورجواد، دکتر ثقفی و دکتر خادم بودیم که پس از ما آمدند. سال ۱۳۷۴ به پیشنهاد دانشگاه، من و چهار نفر دیگر از اعضای هیئت علمی مسئول تاسیس مرکز ناباروری دانشگاه شدیم و یک دوره کوتاه به یزد و رویان رفتیم و آموزش دیدیم، به اتفاق خانم ها دکتر خادم و دکتر شرفی و آقای دکتر شمسا بخش ناباروری را در بیمارستان شریعتی راه اندازی کردیم که بنده مدت ۸ سال رییس بخش آنجا بودم. اکنون این مرکز در بیمارستان امام رضا(ع) است و من خوشحالم که توانستم حدود ۸ سال آنجا را مدیریت کنم و اولین نوزاد حاصل از IVF در سال ۷۵ به دنیا آمد که تمام مراحل آن را خودم برای مادر انجام داده بودم.

دکتر حفیظی: دکتر لیلی حفیظی هستم، متخصص زنان و فلوشیپ جراحی لاپاراسکوپی زنان. از سال ۱۴۰۱ پس از خانم دکتر ثقفی ( استاد عزیزم) مدیریت گروه زنان را بر عهده دارم. در مورد تاریخچه رشته تخصصی زنان در مشهد بد نیست مقدمه ای را عرض کنم، از سال ۱۳۱۳ همزمان با تاسیس بیمارستان امام رضا(ع) پخش زنان این مرکز راه اندازی شد و در سال ۱۳۱۸ آموزشگاه بهداری مشهد تاسیس شد که اولین آموزشگاه پس از تهران بود و تربیت نیروهای بهداری در مشهد شروع شد. سال ۱۳۲۴ آقای دکتر سالاری به جمع متخصصین زنان بیمارستان امام رضا(ع) پیوستند و پس از افتتاح دانشکده پزشکی در آذر ۱۳۲۸ اولین پذیرش دانشجوی پزشکی در مشهد آغاز شد و یک سال بعد از آن آقای دکتر وهاب پرتوی به عنوان رزیدنت زنان در بخش زنان بیمارستان امام رضا(ع) دوره رزیدنتی را آغاز کردند.

پس از تاسیس بیمارستان قائم(عج) در سال ۱۳۵۰حوزه زنان در دانشگاه علوم پزشکی مشهد تا سال‌ها در دو بیمارستانهای  قائم(عج) و امام رضا(ع) فعال بودند و از سال ۷۱ که بیمارستان حضرت زینب به این مجموعه اضافه شد، بیمارستان حضرت زینب (س) هم جزو گروه آموزشی دانشگاه قرار گرفتند و رزیدنت‌ها به صورت روتیشن از بیمارستان امام رضا(ع) و قائم(عج) به بیمارستان حضرت زینب (س) می‌رفتند. در یک زمان کوتاهی بیمارستان هاشمی‌نژاد هم جزو گروه آموزشی بود که خیلی طول نکشید و از سال ۸۴ بیمارستان حضرت زینب (س)به بیمارستان ام البنین(س) انتقال یافت و بیمارستان حضرت زینب(س) به عنوان مرکز ناباروری میلاد انتخاب شد و از سال ۹۹ به بیمارستان امام رضا(س) منتقل شد.

از ابتدای امسال یعنی ۱۴۰۳ بیمارستان ام البنین(س) از آموزش خارج شد و در حال حاضر گروه آموزشی زنان بین دو مرکز امام رضا(ع) و قائم (عج) متمرکز شده است. در خصوص فعالیت‌هایی که در حال حاضر در بخش زنان و گروه زنان داریم، جا دارد که از همه همکاران تشکر کنم چون گروه زنان گروهی است که با کمترین تعداد اساتید در مقایسه با گروه‌های مشابه که بیشترین کارهای تخصصی و فوق تخصصی را انجام می‌دهد، ما 5 رشته فلوشیپی و فوق تخصصی داریم که در ۴ مورد آن پذیرش و آموزش فلوشیپ را داریم و رشته پنجم یعنی رشته اختلالات کف لگن در حال اقدام برای پذیرش فلوشیپ است اسامی رشته‌های فوق تخصصی ما شامل رشته ناباروری، رشته پرناتال مادر و کودک، انکولوژی، فلوشیپ لاپاراسکوپی که من خودم جزو اولین دوره‌ای بودم که این دوره را در سال ۹۱ در دانشگاه تهران گذراندم و بلافاصله اقدام کردیم برای پذیرش فلوشیپ در این رشته و به حمدالله ۴ سال است که ما در حال تربیت فلوشیپ هستیم و رشته اختلالات کف لگن که همه این‌ها رشته‌های فوق تخصصی است و کارهای پژوهشی زیادی انجام می‌شود. یک هسته تحقیقات سلامت مادر  و افزایش جمعیت را تشکیل دادیم، به همت استاد بزرگ دکتر ثقفی چند سالی است که هسته تحقیقات ایجاد شده و امیدواریم به مرکز تحقیقات تبدیل شود. همینطور مجله زنان دانشگاه مشهد که به همت دکتر پورجواد شروع به کار کرده و مقالات زیادی در آن چاپ شده و اسکاپوس است.

وبدا: از مسوولیت هایی که در طول این سالها در دانشگاه داشته اید بفرمایید و اقداماتی که در طول این دوره خدمت انجام شده است؟

دکتر پورجواد: من حدود ۲۰ سال مسئولیت اداره بیمارستان ام البنین(س) را داشتم و در کنار آن فعالیت‌های دیگری از جمله عضو هیئت ارتقاء بورد در سال های ۸۱ و ۸۲  را عهده دار بودم. همچنین عضو کمیسیون نشریات کشور بودم و با همه گرفتاری‌ها باید شنبه‌های اول هر ماه به جلسه کمیسیون نشریات کشور که در تهران برگزار می شد، می‌رفتم و عصر آن روز برمی‌گشتم.

مجله زنان و مامایی از سالهای ۶۶- ۶۷ مجوز گرفت و به صورت دو فصلنامه منتشر می‌شد. چون چند دوره از زمان عقب افتاده بود کمیسیون نشریات تصمیم گرفت این امتیاز را از دانشگاه مشهد بگیرد، آن زمان به بنده یک حکمی به عنوان سردبیر در سال فروردین ۸۱ داده شد و اولین نسخه این مجله با کمک دبیر اجرایی مجله و چند تن از همکاران بیمارستان ام البنین(س) مقالات را تصحیح و رفرنس‌ها را درست کردیم و یک نسخه دست‌نویس مجله را به وزارتخانه در تهران بردم، در آنجا از من امضای کتبی گرفتند که مجله به روز باشد، من برگشتم و مجله را ابتدا به شکل دو فصلنامه، بعد به شکل فصلنامه و بعد دو ماهنامه و بعد ماهنامه، در سال‌های ۹۱ تا ۹۵ بصورت هفته نامه چاپ می‌کردیم و علت اینکه هفته نامه شد، این بود که ما خیلی این مجله را تبلیغ می‌کردیم.

سال ۱۳۹۵ در جشنواره رازی ما امتیاز اول را کسب کردیم و اول شدیم و لوح تقدیر هم از وزیر محترم دریافت کردیم و پارسال نیز در سال ۱۴۰۲ مجدداً این اتفاق افتاد. در سال ۸۳ ما در سایت اسکاپوس ایندکس شدیم. کمیسیون نشریات و انجمن متخصصین زنان ایران که در تهران تشکیل می‌شد و مرحوم دکتر پوررضا و دکتر حسین بدخش و دکتر متین دکتر رازی از سراسر کشور به آنجا می‌آمدند، مخالف این بودند که مجله زنان و مامایی مشهد، مجله زنان و مامایی ایران باشد و می‌گفتند که مجله باید یک مهره انجمن داشته باشد و چون انجمن ندارید، باید با اسم مشهد مجله را منتشر کنید. ما پرسیدیم که چطور می‌توانیم انجمن داشته باشیم، ایشان برای ما این موضوع را توضیح دادند و من آن را پیگیری کردم و بالاخره انجمن زنان و مامایی نازایی استان را به ثبت رساندیم و مهر آن هم طراحی شد و از آن به بعد می‌توانستیم مهر انجمن را پشت مجله داشته باشیم. سال ۸۳ اولین جلسه انتخابات انجمن بود که با حداکثر آرا من رئیس انجمن شدم و حدود ۱۲ سال این کار را بر عهده داشتم. عضو هیئت ممیزه دانشگاه و عضو کمیته تخصصی دانشگاه و عضو هیئت مدیره نظام پزشکی نیز بودم و همچنین در کمیته ترویج تغذیه با شیر مادر. در کنار همه این مسئولیت‌ها مسئول فرزندان بودن و تهیه یک فضای آرام برای پیشرفت فرزندان و ضمن آن یک همسر خوب بودن حقیقتاً کار آسانی نبود. همیشه ما شنیده‌ایم که پشت سر یک مرد موفق یک زن موفق هست، اما من معتقدم که پشت سر یک زن موفق نیز باید یک همسر فداکار و حق شناس باشد که بتواند فضای نبود همسر را پر کند، من خوشبختانه این شانس را داشتم.

وبدا: به نظر اساتید گرامی، چه اقدامات و فعالیت هایی در دانشگاه می تواند به تقویت حوزه کاری متخصصین زنان کمک کند؟

دکتر ثقفی: در حال حاضر متخصص زنان جنرال قَدَری داریم که در همه حوزه‌های تخصصی زنان زایمان و نازایی خیلی خوب انجام وظیفه میکنند اما معمولا با شاخه شاخه شدن رشته‌های تخصصی، این رشته نیز به نوعی تخصصی‌تر شده و تربیت فلوشیپ‌ها نیز در همین راستا انجام میشود یعنی علی رغم اینکه یک پزشک متخصصِ زنان است در یک حوزه‌ای که بیشتر مورد علاقه اوست نیز فعالیت می‌کند. در زمینه مرگ و میر مادران که به عنوان یک شاخص بین المللی است، در دانشگاه مشهد سال‌هاست که کار می‌شود و ما جلسات بسیاری را برگزار کرده‌ایم. جلسات متعدد آموزشی اورژانس‌های زنان و مامایی را با  گروه‌ها برگزار می‌کنیم. جلسات آموزشی برای خود عزیزان ماما داریم و حتی در شهرهای استان سفر می‌کنیم. برای افزایش شاخص بهبودی آمار مرگ و میر مادران یک همت بزرگ از سوی وزارتخانه می‌طلبد، تا کمک کنند که با افزایش آگاهی عمومی این شاخص را ارتقاء دهیم.

دکترحفیظی: با توجه به اینکه در مورد سختی کار متخصصین زنان سخن به میان آمد، به عنوان مدیر گروه می‌خواهم در خصوص سختی عضو هیئت علمی گروه زنان هم صحبت کنم. همانطور که اساتید فرمودند یک متخصص زنان یک مادر و یک همسر است و مسئولیت بیماران هم روی دوش آنها است . همین متخصص زنان وقتی هیئت علمی دانشگاه می‌شود در واقع یک معلم هم هست. یعنی تا ظهر حضور فیزیکی در دانشگاه و تعلیم دانشجو و در عین حال خودش نیز باید به روز باشد و دائماً اطلاعاتش را به روز کند. طراحی سوال و حضور در جلسات مختلف و برخی از اساتید در مسائل سیاسی نیز حضور دارند. در کنار همه این مسئولیت‌ها تربیت فرزندان هم امری مهم است. پذیرش مسئولیت کشیک رزیدنت که یکی دیگر از رسالت‌های مهم اساتید است. در بین گروه‌های آموزشی، گروه زنان بسیار فعالیت های چشمگیری دارد و دانشگاه باید به صورت ویژه به این گروه نگاه کند.

 

 

 


529.jpg - 21.15 kBهمایش تبیین راهکارهای جدید و تسریع در جذب نخبگانی اعضای هیات علمی در دانشگاه علوم پزشکی مشهد برگزار می شود.

معاون آموزشی دانشگاه علوم پزشکی مشهد در گفتگو با وب دا اظهار کرد: یکی از مهمترین رسالتهای معاونت آموزشی دانشگاه جذب و حفظ اعضای هیات علمی نخبه و پربارکردن محیطهای آموزشی با حضور تاثیرگذار اعضای هیات علمی است.

دکتر سید علی علمداران خاطر نشان کرد: بدین منظور، جهت آشنایی بهتر با آخرین قوانین و دستورالعملهای کشوری نشستی برگزار می شود تا راهکارهای استفاده از بستر های موجود با نخبگان به اشتراک گذاشته شود.

وی با بیان اینکه این نشست 21 تیر ماه از ساعت 11.30 الی 14  در تالار ابن سینا برگزار می شود از اعضای هیات علمی دانشگاه با الویت متعهدین خدمت دعوت کرد در این نشست شرکت نمایند.  

گفتنی است: شرکت در این دوره آموزشی دارای گواهی توانمندسازی (16 ساعت آشنایی با قوانین اعضای هیات علمی) است. لذا ضروریست اعضای هیات علمی ضمن هماهنگی با گروه آموزشی خود، در برنامه شرکت نمایند.

اعضای هیات علمی جهت ثبت نام و دریافت گواهی شرکت در دوره می توانند در سامانه آموزان به آدرس https://sipad.mums.ac.ir/Dashboard   مراجعه و پس از انتخاب تب کارگاه های توانمندسازی، عنوان "کارگاه قوانین و مقررات اعضای هیات علمی" را انتخاب فرمایند.


018.jpg - 66.84 kBدر روزهایی که کووید-۱۹ یا همان کرونا ویروس در جهان می‌تازید و مهمان نامیمون و ناخوانده کشورها؛ از جمله کشور ما شده بود، همه در هول و هراس بودند که مبادا در دام این ویروس منحوس گرفتار شوند، اما ویروس کرونا در لحظه لحظه های زمان، در کمین انسان‌ ها بود و بی درنگ در جان‌ها رخنه می کرد تا سایه‌ی تاریک مرگ و سیاهی را بر جهان حاکم سازد؛ چه بسیار انسان‌هایی که با علامت مثبت کرونا از زمین پر کشیدند، چه آرزوها و امیدهایی که زیر خاک رفته و چه خانواده‌هایی که دل‌خون شدند از حجم از دست دادن‌ها و دیدارهایی که به قیامت ماند...

در همین هول و هراس‌ها بود که سپیدپوشان دیارمان، عزم جزم کردند به نجات مردمان‌شان و ساز حماسه‌سازی را کوک کردند؛ حماسه‌ای به وسعت دل‌هایشان و با نذر جان‌هایشان. پزشکان و پرستارانی که از همان ابتدای ورود بیماری به کشور شجاعانه در مقابلش ایستادند تا اجازه ندهند مردم بیشتری آسیب ببینند و این ایثار در حالی بود که خودشان بارها و بارها بیمار شدند و تا پای فدا کردن جان رفتند تا جان مردم از دست نرود. شهید دکتر احمد خسروی خراشاد، نمونه ای از همین جماعت جان فدا بود که در آغازین روزهای همه گیری کرونا، ( طبق روایت همسر ایشان ) با ارسال پیامکی به نظام پزشکی مشهد برای خدمت به بیماران کرونایی داوطلب شد و در حین خدمت‌رسانی به بیماران کرونایی، خود درگیر ویروس کرونا گردید و پس از مدتی به جمع شهدای مدافع سلامت پیوست.

بی شک یاد جاودانه‌ی این شهید عزیز و سایر شهدای مدافع سلامت همچون شهدای عزیز دفاع مقدس همواره در اذهان مردم قدرشناس این دیار خواهد ماند و رسم جانفشانی این نیکنامان روزگار، الگو و نقشه راه سایر خدمتگزاران عرصه سلامت کشور خواهد بود، در آستانه چهارمین سالگرد شهادت استاد بزرگ علم و اخلاق دکتر احمد خسروی خراشاد، سایت خبری وبدا مصاحبه ای داشته با سه تن از اساتید عزیزی که در سالهایی نه چندان پای درس استاد نشستند و نه تنها علم؛ بلکه درس زندگی را از ایشان آموختند. در ادامه شرح این گفتگو را می خوانید: 

تعهد، نظم و اخلاق مداری از ویژگی‌های بارز شهید دکتر خسروی بود

دکتر فرزانه فر مدیر گروه بیماری‌های داخلی دانشگاه علوم پزشکی مشهد با اشاره به آشنایی خود با شهید دکتر خسروی در زمان دانشجویی گفت: از همان مقطع زمانی که به عنوان دانشجو در سر کلاس درس فیزیوپاتولوژی دکتر خسروی حاضر می‌شدم شخصیت ایشان را بسیار دوست داشتنی و بزرگ می‌دانستم و یکی از خصیصه‌های مهم اخلاقی ایشان که در ذهن بنده ماندگار شده نظم و انضباط استاد در امور مختلف و پیگیری بسیار جدی ایشان نسبت به امور بیماران بود به نحوی که سایر امور شخصی‌شان و ارتباطشان با همکاران و اساتید و ... در اولویت‌های بعد قرار می‌گرفت.

وی ادامه داد شهید دکتر خسروی در امر آموزش دانشجویان نیز بسیار دلسوز و متعهدانه عمل می‌کردند و رعایت حقوق دانشجو از اهمیت زیادی نزد ایشان برخوردار بود. همچنین نسبت به وضعیت مالی و معیشت دانشجویان و به خصوص فلوشیپ‌ها که اغلب متاهل بودند، استاد خسروی دغدغه‌مندی خاصی داشتند و از ما سوال می‌کردند که آیا منبع درآمدی داری، منزل داری و... و به طور کلی بسیار مایل بودند که به دانشجویان کمک کنند.

دکتر فرزانه فر خاطرنشان کرد: شهید دکتر خسروی شخصیت یگانه و منحصر به فرد بود و نه تنها در محیط دانشگاه و در بین دانشجویان و اساتید، بلکه در مجموعه نظام پزشکی و بیمارستان رضوی و حتی محافل و جلسات کشوری نیز از نام و خدمات ایشان به نیکی یاد می‌شود. شهید دکتر خسروی مدتی هم در سیستان و بلوچستان مسئولیت‌هایی را عهده‌دار بودند که علی رغم گذشت بیش از سه دهه از آن زمان، هنوز هم ذکر خیر ایشان و خدمات ارزشمندشان در آن مجموعه برقرار است.

نظم و اخلاق حرفه‌ای شهید دکتر خسروی در امر آموزش دانشجویان و درمان بیماران، مثال زدنی بود

دکتر میترا احدی فوق تخصص گوارش و کبد در دانشگاه علوم پزشکی مشهد، از دانش اندوزی در محضر استادی بزرگ همچون شهید دکتر خسروی خراشاد، به عنوان یک افتخار و تجربه‌ای ارزشمند یاد کرد و گفت: هرچند که در دوره پزشکی عمومی افتخار حضور در کلاس دروس تئوری این استاد شهید و سایر اساتید گرانقدر را داشتم، اما از زمان گذراندن دوره فوق تخصصی و پس از آن بعنوان هیات علمی گروه داخلی، این فرصت دست داد تا از نزدیک با استاد شهید دکتر خسروی فعالیت و تعاملات کاری داشته باشم و با ابعاد شخصیتی ایشان بیش از پیش آشنا شوم.

وی ادامه داد: دکتر خسروی یک انسان به تمام معنا بود و صرف نظر از نقش استادی یک الگو و سرمشق تمام عیار برای دانشجویان به شمار می‌رفتند و ضمن داشتن نظم و انضباط در امور آموزشی از سختگیری و عملکردی که سبب اضطراب و نگرانی دانشجویان شود پرهیز می‌کردند، ایشان همچنین در هر برنامه آموزشی که برای دانشجویان تنظیم می‌کردیم، پای ثابت برنامه‌ها بودند و همکاری بی‌نظیری با همکاران داشتند و در واقع ما از ایشان نحوه رفتار با همکار، بیمار و دانشجو را آموختیم.

دکتر احدی از توجه و دغدغه‌مندی ویژه شهید دکتر خسروی نسبت به امور غیر آموزشی دانشجویان نیز یاد کرد و گفت: دکتر خسروی معمولاً با دانشجویان به کوه می‌رفتند و هر زمان در زندگی شخصی یا کاری آنها مشکلی پیش می آمد، استاد با دغدغه‌مندی تمام جویای احوال آنها می‌شدند و چنانچه ‌می توانستند نسبت به رفع مشکلات آنها اقدام می‌کردند، همین ویژگی‌های شهید دکتر خسروی باعث شده بود که شخصاً ایشان را همچون پدر دوست داشته باشم و علی رغم اینکه سال‌ها قبل پدرم را از دست داده بودم، زمانی که خبر شهادت ایشان را شنیدم احساس کردم که دوباره پدرم را از دست داده‌ام و بسیار متاثر شدم؛ چون شهید دکتر خسروی را از نظر شخصیت و انسانیت تکرار ناپذیر می‌دانم و ایشان حقیقتاً نمونه و الگوی یک انسان واقعی بودند.

دقت نظر، دغدغه مندی و انضباط کاری، از خصایص برجسته شهید دکتر خسروی بود

دکتر بهشتی نامدار استاد داخلی گروه دانشگاه علوم پزشکی مشهد، در توصیف ابعاد شخصیتی شهید دکتر خسروی خراشاد گفت: دکتر خسروی از اساتید بسیار خوب و مهربانی بودند که دقت نظر، دغدغه‌مندی و انضباط کاری ویژه ای در امور مختلف داشتند،به طوری که ر مسئولیتی به ایشان محول می‌شد با دقت نظر و وسواس زیادی نجام می‌دادند و بر همین اساس ، دیگران از انجام درست کار آسوده خاطر بودند.

دکتر بهشتی با اشاره به یکی از خاطرات خود از شهید دکتر خسروی افزود: در واپسین روزهای حیات شهید دکتر خسروی بود که بنده متنی را از دکتر الهی قمشه‌ای در فضای مجازی منتشر کردم، در این متن دکتر الهی قمشه‌ای عنوان می‌کردند که عذاب قبر یعنی دل کندن از هر آنچه که ما در دنیا داریم و در واقع دلبستگی‌های ما عذاب قبر ما است. دقایقی از انتشار این مطلب نگذشته بود که استاد خسروی با من تماس گرفتند و فرمودند؛ به راستی که این سخن چقدر درست و به جا است و حقیقتاً وابستگی به دنیا را باید کنار بگذاریم.

وی با ذکر خاطره دیگری از شهید دکتر خسروی که از زبان دکتر حسینی، یکی از همکاران ایشان نقل شده اظهار کرد: شهید دکتر خسروی برای اینکه از مرحله دانشیاری به مرحله استادی ارتقا پیدا کنند، مدتی کارشان با مشکل و گره مواجه شده بود، به نحوی که ایشان را مستأصل و عصبانی کرده بود. دکتر خسروی نیمه شبی با حال شدیداً ناراحت به حرم مطهر امام رضا (ع) مشرف شده و با همان حال ناراحت، خطاب به وجود مقدس امام رضا (ع) بیان می‌کند که چرا کار ما را درست نمی‌کنید؟... فردای آن نیمه شب با استاد تماس گرفته شده و عنوان می‌شود که کار شما درست شده است  ایشان به آقای دکتر حسینی اعلام می‌کنند که « من راهی کربلا هستم »...

017.jpg - 87.54 kB


451.jpg - 81.04 kBدانشگاه علوم پزشکی مشهد، تنها مرکز دارای رشته ی طب سوزنی در ایران است که از سال 1399 جذب دانشجو در این رشته تخصصی را آغاز نموده و یکی از نخستین دانش آموختگان این رشته که به تازگی (خرداد 1403) دوره تحصیل خود را در دانشگاه علوم پزشکی مشهد به پایان رسانده، دکتر محمد جواد باقری، رتبه اول آزمون رشته تخصصی طب سوزنی کشور است.

دکتر باقری، علاوه بر خدمت چندین ساله‌ی خود در بخش اورژانس بیمارستان امام رضا(ع)، طی سالهای جنگ تحمیلی، حضور در جبهه و مجروحیت های مختلف را نیز تجربه کرده و علیرغم بیماری های سخت ناشی از این مجروحیت ها ( که سرطان خون تنها یک مورد آن است) همچنان با علاقه و اراده ای ستودنی در عرصه درمان  و کمک به بیماران نیازمند در دانشگاه علوم پزشکی مشهد فعالیت می کند.

در این مصاحبه، ضمن آشنایی بیشتر با دکتر محمد جواد باقری به عنوان نخستین فارغ التحصیل رشته طب سوزنی  در ایران ، پیرامون فعالیت ها و خدمات ایشان در حوزه‌ی درمان های مرتبط با طب سوزنی توضیحات کامل تری را خواهیم شنید؛

*وبدا: با سپاس از حضور شما در این گفتگو، لطفا معرفی بیشتری از خود برای مخاطبان این مصاحبه داشته باشید؟

دکتر محمدجواد باقری هستم، متولد اردیبهشت ماه 1348 در شهرستان ازنا ( استان لرستان )، حدود 5 سال سن داشتم بودم که به اتفاق خانواده به شهر اراک در استان مرکزی مهاجرت کردیم. تحصیلات پایه پنجم، راهنمایی و دبیرستان را در این شهر به پایان رساندم و در کنکور سال 1367 در رشته بیهوشی دانشگاه شهید بهشتی تهران پذیرفته شدم. بعد از دو سال و نیم فارغ التحصیل شدم و دوره طرح و خدمت سربازی را گذراندم و پس از استخدام در یکی از بیمارستان ها شروع بکار کردم.

*وبدا: چه اتفاقی شما را به تحصیل در رشته پزشکی سوق داد؟

با توجه به علاقه خاصی که نسبت به رشته پزشکی داشتم، تصمیم گرفتم که پزشک بشوم. بنابراین مجددا شروع به مطالعه کتاب های درسی دوران دبیرستان کردم و در کنکور سال 1372 در رشته پزشکی دانشگاه شهید بهشتی تهران پذیرفته شدم و در سال 1380 از این دانشگاه فارغ التحصیل و در اورژانس بیمارستان بعنوان پزشک شروع بکار کردم. در سال 1390 یک توده در ساق پایم رشد کرد که مانع ادامه تحصیل من در رشته تخصصی بیهوشی در سال 1391 شد. لذا با توجه به این بیماری، پایم جراحی شد و پزشکان تشخیص دادند که این توده بدخیم است و چند جلسه ای پایم را رادیوتراپی کردند این موضوع، باعث شد تا حدی رکود در ادامه تحصیل داشته باشم و بعد از مدتی بیماری بهبود یافت.

*وبدا: چرا رشته طب سوزنی را برای دوره تخصص انتخاب کردید؟

با توجه به ماهیتی که رشته طب سوزنی داشت، به این رشته علاقه مند شدم و دنبال این بودم که آن را ادامه بدهم تا مدرک معتبری بگیرم. چند باری هم تصمیم داشتم به کشور چین برای ادامه ی تحصیل بروم، که متاسفانه بخاطر وابستگی های خانوادگی و خانواده و همین طور هزینه ی آن نتوانستم بروم، پس منتظر ماندم که این رشته در کشور خودمان ایجاد بشود و خوشبختانه به حول و قوه الهی و تلاش همکاران به ویژه دکتر عبدالله بهرامی، رئیس وقت دانشگاه علوم پزشکی مشهد و دکتر حمیدرضا بهرامی( که الان درجه استادی طب سوزنی را دارد) این رشته در کشور خودمان راه اندازی شد و در سال 1399 بنده با رتبه یک در رشته طب سوزنی دانشگاه علوم پزشکی مشهد( تنها مرکز دارای رشته ی طب سوزنی در ایران) پذیرفته شدم و در خرداد ماه 1403 هم خوشبختانه جزو نخستین افراد در کشور بودم که فارغ التحصیل شدم.

*وبدا: لطفا در خصوص بیماری هایی که تاکنون داشته اید و هم اکنون درگیر آنها هستید هم توضیح فرمایید؟

من این توفیق را داشتم که در سال های 1365 و 1367 به جبهه های حق علیه باطل اعزام بشوم و در جبهه دو بار از ناحیه ساق پا و ناحیه قفسه سینه با ترکش مجروح شدم و در همین زمان در جبهه شیمیایی هم شدم. بعد از دوره جنگ در سال 1380 بر اثر عوارض شیمیایی سرطان خون گرفتم و 2 ماه در بیمارستان امام خمینی تهران بستری شدم و پزشکان به اتفاق تشخیص دادند که این سرطان بر اثر عارضه شیمیایی در زمان جنگ است و بنا بود پیوند مغز استخوان بزنم، ولی به آن مرحله نرسید و 3 بار شیمی درمانی شدم که خوشبختانه پاسخ درمانی گرفتم و بهبود یافتم.

در سال 1390 مجددا در ساق پایم یک توده رشد کرد که طی نمونه گیری انجام شده، پزشکان اعلام کردند، این توده بدخیم هست و در نظر بعدی هم اعلام شد که توده مذکور از عوارض مواد شیمیایی دوران جنگ است، با توجه به اینکه در خانواده و نزدیکان هیچ سابقه و بیماری از این نوع سرطان ها وجود نداشت، لذا پایم را جراحی کردند و بعد هم چند جلسه رادیو تراپی انجام شد، پس از آن اسکن گرفتند و گفتند که بیماری درمان شده است.

در سال 1401 با توجه به شرایط جسمی که داشتم، دچار کرونایی سخت شدم و بعد از کرونا دچار علائم سردرد، سرگیجه، عدم تعادل و مشکل بینایی شدم، پس از انجام  ام آر آی(MRI) مشخص شد که یک توده در سرم وجود دارد و باید سریع عمل بشوم، لذا عمل جراحی انجام شد و 22  بار رادیوتراپی شدم و این هم باعث ایجاد یکسری مشکلات برای من شد و نتوانستم در بعضی از کلاس ها  حاضر بشوم که خوشبختانه با همکاری و حمایت اساتید محترم برای من از طریق وبینار و بصورت مجازی کلاس ها را دایر می کردند، این مرحله هم گذشت و تمامی دروس را با موفقیت پاس کردم.

*وبدا: لطفا در خصوص پایان نامه خود توضیحاتی ارائه نمایید؟

بعد از اتمام دروس، وارد مرحله پایان نامه شدم. پایان نامه‌ من، بگونه ای بود که در سراسر دنیا پیرامون موضوع آن هر چه جستجو کردم، مطلبی پیدا نکردم، یعنی یک روش نوینی را ما پیاده کردیم که بیماران دیگر نیاز به مراجعه به پزشک نداشته باشند و یا کمتر مراجعه داشته باشند. همچنین نیاز به دارو و خدمات پاراکلینیک نداشته باشند، بنابراین آمدیم بعنوان مثال برای سر درد میگرن، روش درمان را بر اساس طب سوزنی و طب فشاری پیاده کردیم در یک اپلیکیشن(برنامه) و این اپلیکیشن را طراحی کردیم و فیلم آموزشی داخلش گذاشتیم، لذا شرکت کننده در قدم اول در اپلیکیشن ثبت نام می کند و پرسشنامه های قبل از مداخله ما را پر می کند و بعد وارد مرحله فیلم آموزشی می شود. در فیلم آموزشی انجام مداخله با طب فشاری آموزش داده می شود و بیمار باید روزی یکبار به مدت یک ماه این عمل را انجام بدهد.

در ادامه بیماران را به دو گروه A  و B تقسیم کردیم و آنها مداخله را انجام دادند، بعد از مداخله دوباره پرسشنامه ها را پر کردند، سپس آنالیز کردیم و مشاهده شد که طبق معیارهایی که مد نظرمان بود؛ در یک فاصله 4 هفته ای طی مداخله انجام شده به فرض در گروه A پیشرفت و موثر بودنش خیلی محسوس تر بوده؛ نسبت به گروه B و به این نتیجه رسیدیم که با این روش می توانیم خیلی از بیماری ها را درمان کنیم، بدون اینکه بیمار هزینه ای پرداخت کند و بدون اینکه به پزشکی مراجعه کند؛ بدون اینکه از نظر عوارض هم، عارضه ای ایجاد بکند، چون دارویی مصرف نشده است و فقط با طب فشاری بعضی از نقاط که ما برای هر بیمار پروتکل درمانی می نویسیم. پروتکل درمانی مان تعیین نقاط است؛ مثلا برای سردرد میگرنی چند تا نقطه داریم، نقطه طب سوزنی که این نقاط را می توانیم یا سوزن بزنیم یا بیاییم طب فشاری انجام بدهیم.

یک روش این است که بیمار مراجعه می کند به ما یا  پزشک ما و بر اساس تشخیص؛ یا سوزن می زنیم یا به بیمار آموزش می دهیم که بر اساس طب فشاری  نقاطی را فشار دهد. روش دیگر که ما برای اولین بار در ایران انجام دادیم، بر اساس اپلیکیشن است یعنی سردرد میگرن را برنامه ریزی و برنامه نویسی کردیم و آوردیم در اپلیکیشن. بنابراین مریض بر اساس آدرس اپلیکیشن وارد می شود و بعد مواردی را که از او درخواست کردیم ، بارگذاری می کند. مثلا بارگذاری نسخه متخصص، بعد پرسشنامه ها را یکی یکی پر می کند و بعد وارد فیلم آموزشی می شود، سپس فیلم آموزشی را نگاه می کند و یاد می گیرد و بعد خودش انجام می دهد. در ادامه مجددا پرسشنامه های بعد از مداخله را پر می کند و ما می آییم آن را آنالیز می کنیم. مثلا می بینیم که بیمار این نقاط را استفاده کرده و شدت دردش کاهش پیدا کرده است و تعداد حمله اش در ماه کم شده و مثلا اگر 6 بار بوده، به 2  بار تقلیل یافته و مدت زمان دردش اگر 8 ساعت بوده، 2 ساعت یا 1 ساعت شده یا اصلا دیگر سردردش تکرار نشده و این یک روش خوب و عالی بوده که ما برای اولین بار در ایران انجام دادیم.

 به نظر دکتر حمیدرضا بهرامی باید این در حد یک اختراع  ثبت بشود، که ما می توانیم خیلی از بیماری ها را مانند بیماری های صعب العلاج، دیسک های کمر، مشکلات عصبی و عضلانی، سکته های مغزی و فلجی دیگر را مانند این روش  برنامه ریزی کنیم، پروتکل بنویسیم و وارد اپلیکیشن کرده و با این روش شگفت انگیز درمان کنیم.

امیدوارم که با این تخصص، ما بتوانیم در کنار طب کلاسیک، بعنوان طب مکمل خدمات ارزنده ای را در زمینه پیشگیری و درمان برای ملت عزیزمان و بیماران نیازمند انجام بدهیم و ان شاء الله که این رشته در سایر دانشگاه های علوم پزشکی کشور پیشرفت و گسترش پیدا کند. چون تعدادی که ما هم اکنون در رشته طب سوزنی هستیم قلیل است و واقعا تعداد متخصص طب سوزنی و طب چینی در ایران کم است. ان شاء الله  با همت و تلاش مسئولین، این رشته را به بیماران و جامعه بشناسانیم تا از این رشته تخصصی همه بهرمند شوند. 

*وبدا: لطفا کلام آخر را برای  نسل جوان بفرمایید؟

توصیه می کنم که اگر می خواهند به خودشان و ملت و مردم شان خدمت بکنند، حتما پشت کار داشته باشند، سختی ها و کاستی ها راه عبورشان را نبندد و حتما با سختی ها مبارزه کنند تا پیروز بشوند. اگر آینده کشورشان برایشان مهم هست و می خواهند پیشرفت کنند، در راه رسیدن به هدف هایشان تلاش کنند و بدون هیچ دغدغه ای راه را ادامه دهند تا ان شاء الله کشورمان در تمام زمینه ها خودکفا بشود.

 

 

 

اطلاعات تماس سامانه خبری وب دا

Image
آدرس: مشهد، خیابان دانشگاه، ساختمان قرشی
کد پستی :۹۱۷۷۸۹۹۱۹۱
نمابر: ۳۸۴۳۶۸۲۷ ۰۵۱
رایانامه :webda@mums.ac.ir
سامانه پیام کوتاه: ۳۰۰۰۲۱۹۱
Image
Image
Image
Image
Image
Image
Image