آموزش


از فعالیت در دانشگاه های علوم پزشکی کشور تا آموزش کادر پاراکلینیک بیمارستان شیخ راغب حرب در لبنان 

دکتر عبدالمجید فتی، متولد سال 1331 در شیراز، عضو هیأت علمی و استاد گروه انگل شناسی و قارچ شناسی دانشگاه علوم پزشکی مشهد، یکی از چهره های علمی پیشکسوت و دانشور در حوزه‌ی علوم پایه است که سالهای زیادی از عمر پربار خود را صرف خدمت در عرصه های مختلف آموزشی، پژوهشی و مدیریتی دانشگاه علوم پزشکی مشهد نموده و این خدمات ارزشمند در برهه‌ای از زمان، شامل حال سایر دانشگاه های کشور ( از جمله دانشگاه های بیرجند، زاهدان و دانشگاه آزاد ) و حتی مراکز دانشگاهی و سخنرانی در کنگره های بین المللی خارج از کشور نظیر ترکیه ، تایلند، اسپانیا و نیز  بخش بیولوژی ملکولی دانشکده علوم دانشگاه ناگویا ژاپن و اخیرا" در بیمارستان سان جورج کشور لبنان نیز شده است. افتخار دریافت لوح تقدیر از سوی مقام عالی وزارت، معرفی چندین باره‌، به عنوان عضو هیأت علمی برتر و مدیر گروه برتر و دریافت لوح سپاس و تندیس تقدیر از ریاست بیمارستان دانشگاهی شیخ راغب حرب  لبنان، به پاس آموزش پزشکان و کارشناسان رشته علوم آزمایشگاهی ، تنها بخشی از سوابق درخشان استاد پیشکسوت دانشگاه علوم پزشکی مشهد است که در این مقدمه به آن اشاره و در ادامه شرح کامل این افتخارات، با بیان گرم دکتر عبدالمجید فتی مرور خواهد شد. اینک گفتگوی صمیمانه‌ی وبدا با استاد پیشکسوت علوم پایه در دانشگاه علوم پزشکی مشهد:

*وبدا: سپاس از فرصتی که برای انجام این گفتگو اختصاص دادید، لطفا خود را معرفی و بفرمایید در چه سالی و در کجا متولد شدید؟

من عبدالمجید فتی، متولد سوم مرداد ماه 1331 در شیراز و در یک خانواده 6 نفره، پدرم قاضی دادگستری و مادرم خانه دار و البته بسیار هنرمند و فرشته خو بودند.فرزندان خانواده ما که شامل سه پسر و یک دختر بود به دلیل شغل پدر و جابجایی مستمر ایشان در شهرهای مختلف استان فارس، شرایط تحصیلات ابتدایی سختی داشتند و به همین دلیل هم من در سه سال اول دبستان که در مدارس شهر های مختلف جابجا شده بودم خاطره چندان خوبی ندارم ، اما از سال های  چهارم به بعد که به مدت 5 سال در یک شهر  اقامت داشتیم ، نفر اول یا جزو نفرات اول کلاس بودم. دوران دبیرستان را در دو شهر جهرم و فسا در استان فارس  گذراندم و در امتحانات نهایی سال ششم دبیرستان رتبه اول دیپلم رشته طبیعی(تجربی فعلی) را در آن شهر کسب کردم.  پانزده روز بعد درکنکور ورودی دانشگاه پهلوی سابق و علوم پزشکی فعلی شیراز شرکت نمودم و موفق شدم .

*وبدا: دوران دانشگاه را طی چه سال هایی و در کجا گذراندید؟

دوره دکترای عمومی را از سال 1349 لغایت 1356 در دانشگاه شیراز گذراندم و پس از فراغت از تحصیل به خدمت نظام وظیفه رفتم. بخاطر پیروزی انقلاب  اسلامی دوره دوساله سربازی من شش ماه کوتاه تر شد و به همین خاطر توانستم در اولین امتحان ورودی دستیاری که در آبانماه 1358 در بیمارستان دکتر مصدق آن زمان(قائم فعلی ) برگزار شد شرکت کنم و در رشته انگل شناسی که هشت نفر متقاضی و تنها یک نفر ظرفیت داشت قبول شوم. دوره تخصصی انگل شناسی پزشکی را در بیمارستان های قائم(عج) و منتصریه و امام رضا(ع) وابسته به  دانشکده پزشکی که آن زمان جزو دانشگاه فردوسی بود و بعدا با نام دانشگاه علوم پزشکی مشهد بصورت مستقل تاسیس شد، سپری کردم. همچنین علاوه بر دوره سه ساله رشته انگل شناسی پزشکی، با توصیه اساتیدم شادروان دکتر سید رضا الهی و استاد دکتر مسعود مهاجری در اواخر دوران رزیدنتی به دانشکده بهداشت دانشگاه تهران رفتم و دوره هایی در رشته حشره شناسی پزشکی  و قارچ شناسی پزشکی تحت نظر اساتیدی مانند شادروان دکتر جوادیان و شادروان دکتر امامی گذراندم. 

*وبدا: دوران خدمت حرفه ای شما از چه سالی و در کجا آغاز شد؟

من در  اسفند 1361 در رشته تخصصی  انگل شناسی پزشکی فارغ التحصیل شدم و از اول سال 1362 به عنوان استادیار این رشته در بیمارستان امام رضا(ع)  مشغول به کار شدم. با توجه به اینکه در دوران دستیاری  در دو رشته حشره شناسی و قارچ شناسی پزشکی دوره هایی در دانشکده بهداشت دانشگاه تهران گذرانده بودم ، لذا در بازگشت موفقیت آمیز از دانشگاه تهران به مشهد اساتید پیشکسوت گروه برای تدریس در دانشکده پزشکی فقط اجازه تدریس دروس حشره شناسی و قارچ شناسی پزشکی را به من دادند.  هرچند در سایر دانشکده ها مانند پرستاری و مامایی و پیراپزشکی می توانستم مباحث انگل شناسی را تدریس کنم.  به این ترتیب تجارب تدریس من در سه موضوع یاد شده به دست آمد و در آن  رشته ها چنان کسب تجربه نمودم که در چند سال  یک کتاب حشره شناسی را نگارش نمودم و 19 سال تمام عضو هیأت بورد قارچ شناسی پزشکی کشور بودم  و هم اکنون نیز با همکاران هر دو رشته فوق در دیگر دانشگاه ها همکاری و  ارتباط صمیمانه ای دارم. در سال65 -1364یک دوره تحقیقاتی بیولوژی ملکولی را  که از طرف UNESCO  برگزار شد، به مدت یک ماه در بخش بیولوژی ملکولی دانشگاه ناگویا کشور ژاپن گذراندم. از خاطرات شیرین آن دوره  تحقیقاتی  انجام پروژه IVF بود که البته ما با استفاده از اسپرم و اُوول توتیای دریایی در آزمایشگاه یک جزیره دریایی بنام سوگاشیما انجام دادیم که پایه ای بود برای IVF در انسان.

*وبدا: در خصوص سوابق علمی ( آموزشی و پژوهشی و درمانی)، ارتقاء علمی و دستاوردهایی که در این زمینه داشتید، توضیحاتی بفرمایید؟

سوابق آموزشی من در سه دانشکده پزشکی، دندانپزشکی و داروسازی شامل؛ تدریس در مقاطع پزشکی عمومی و تخصصی (پوست، پاتولوژی و عفونی) و کارشناسی ارشد در رشته انگل شناسی و قارچ شناسی در دانشکده پزشکی و همچنین تدریس در دانشکده های داروسازی و دندانپزشکی در مقطع دکترای عمومی است. ضمن اینکه تا قبل از ارتقاء به مرتبه استادی، برای دانشجویان رشته های مختلف پرستاری، مامایی، علوم آزمایشگاهی، بهداشت و مبارزه با بیماری ها را تدریس داشته ام.

علاوه بر آن به صورت استاد مدعو در دانشکده های پزشکی  دانشگاه های بیرجند (13 سال)، آزاد اسلامی مشهد و زاهدان (3 سال) هم تدریس داشته ام و اخیرآ به دعوت یکی از اساتید دانشگاه در لبنان و در خواست رئیس یک بیمارستان دانشگاهی در این کشور یک دوره آموزشی برای اساتید و کارشناسان آزمایشگاهی آن بیمارستان برگزار کردم و همچنین در راه اندازی دو بخش تشخیص بیماری های قارچی و انگلی همکاری داشتم.

  *وبدا: سوابق پژوهشی شما شامل چه مواردی است؟

به عنوان استاد راهنما و مشاور، حدود 150 پایان نامه دکترای عمومی و تخصصی پزشکی، داروسازی ، دندانپزشکی، علوم آزمایشگاهی، و کارشناسی ارشد انگل شناسی و قارچ شناسی را همراهی کردم و در اجرای بیش از 150 طرح و پروژه تحقیقاتی در زمینه های مختلف همکاری داشتم. همچنین همکاری در 2 طرح بین المللی مشترک با مرکز تحقیقات پوست و جذام دانشگاه علوم پزشکی تهران،  در موضوع لیشمانیوزیس پوستی که به جذب 2500 و 4000 دلار ارز بین سال های 1379 تا 1384 منتج و از مازاد آن، دو دستگاه کامپیوتربرای استفاده در محل کارم در بیمارستان امام رضا(ع) خریداری گردید و همین طور نگارش و همکاری در بیش از 130 مقاله  تحقیقاتی علمی فارسی و انگلیسی در مجلات علمی داخلی و خارجی از دیگر اقدامات پژوهشی بنده در طول این سال هاست.

در ارتباط با سوابق کار بالینی(تشخیصی) نیز باید عرض کنم که بیش از 40 سال یعنی از ابتدای استخدام به عنوان عضو هیأت علمی  و حتی در زمان دستیاری در آزمایشگاه بالینی انگل شناسی و قارچ شناسی در بیمارستان امام رضا(ع) در امر تشخیص آزمایشگاهی بیماری های مختلف انگلی و قارچی فعالیت و انجام وظیفه نموده ام. اکنون آزمایشگاه های فوق مرجع مورد اعتماد پزشکان شهر و خصوصاً متخصصین عفونی ، پوست ، چشم و داخلی گوارش برای تشخیص بیماری های انگلی و قارچی می باشد.

*وبدا: ارتقاء علمی شما تا چه سطحی و در چه سال هایی اتفاق افتاد؟

من در اسفند ماه سال 1371 به مرتبه دانشیاری ارتقاء یافتم و از اردیبهشت 1379 تاکنون به عنوان استاد تمام در دانشگاه علوم پزشکی مشهد مشغول به فعالیت هستم. ذکر این نکته هم خالی از لطف نیست که بنده از تاریخ ارتقاء به مرتبه استادی، به مدت 3 سال دارای رکورد جوان ترین  استاد دانشگاه بودم و این رکورد توسط آقای دکتر حسین زاده رئیس وقت دانشکده دارو سازی در سال های بعد شکسته شد.

*وبدا: آیا خاطره ای هم از آن دوران در ذهن دارید؟

بله... از خاطرات من در همان سال اول استادی(1379)،  این بود که در همایشی که دانشجویان بخاطر اساتید پیشکسوت دانشگاه برگزار کرده بودند، از اساتید بزرگی همچون استاد دکتر فرهودی و شادروانان استاد دکتر الهی و استاد دکتر قناعت ... به عنوان استادان بزرگ و پیشکسوت دانشگاه تقدیر شد و در ادامه جلسه، مجری برنامه که نماینده دانشجویان هم بود اعلام کرد.:  ...... و اکنون می خواهیم از جوان‌ترین استاد دانشگاه که با تایید از کارگزینی دانشگاه معرفی شده اند تقدیر کنیم و آنگاه نام مرا اعلام کردند و هدیه ای که تهیه شده بود را، از دستان اساتید پیشکسوت شادروان دکتر الهی و استاد دکترفرهودی دریافت نمودم. بد نیست بدانید که من در حال نگارش کتابی هستم با عنوان خاطرات یک استاد که در آن کتاب خاطرات بیش از 40 سال گذشته را نگاشته و در حال تکمیل آن هستم.

*وبدا: در چه زمینه های دیگری و در چه سال هایی از شما تقدیر به عمل آمده است؟

  طی سال های 1365 به بعد تعداد قابل توجهی لوح و تقدیر نامه نیز از طرف مسئولین دانشگاه های بیرجند و مشهد و خصوصا دانشجویان به اینجانب اهداء شده که  نیازی به ذکر یکایک آن ها نمی بینم. اما تقدیر نامه هایی که در جشنواره ها دریافت کرده ام شامل این موارد است؛

سال 1381 دریافت لوح تقدیر از وزیر محترم بهداشت درمان و آموزش پزشکی

سال 1390     "     لوح تقدیر عضو هیأت علمی برتر کمیته ی ارتقاء دانشکده پزشکی

سال 1391     "    لوح تقدیر به عنوان عضو هیأت علمی برتر علوم پایه دانشکده پزشکی

سال 1392    "    لوح سپاس به عنوان مدیر گروه  گروه برتر دانشکده پزشکی

سال 1392   "    لوح سپاس گروه برتر در زمینه راه اندازی کارشناسی ارشد قارچ شناسی پزشکی

سال 1394    "   لوح قدردانی و تشکر بخاطر کسب بالاترین سهم امتیاز پژوهشی در مرکز تحقیقات سالک جلدی

سال 1396    "   تندیس وب سایت برگزیده گروه انگل شناسی و قارچ شناسی در زمان تصدی مدیریت گروه

سال 1396   "   لوح تقدیر و تندیس به عنوان عضو هیأت علمی برتر آموزشی توسط  ریاست محترم دانشگاه

سال 1397   "   لوح تقدیر  عضو  فعال پژوهشی گروه  توسط رئیس و معاون پژوهشی دانشکده پزشکی

سال 1398   "   لوح سپاس از رئیس دانشکده پزشکی در پایان  8 سال تصدی مدیریت گروه

سال 1398   "   لوح قدردانی و تشکر  دبیر بورد بخاطر 19 سال عضویت ممتد درهيأت ممتحنه، ارزشيابي و برنامه ريزي رشته قارچ شناسي پزشكي

سال 1402   "   لوح سپاس و تندیس تقدیر از ریاست بیمارستان دانشگاهی شیخ راغب حرب،  لبنان بخاطر آموزش پزشکان و          کارشناسان ارشد رشته علوم آزمایشگاهی و راه اندازی دو بخش آزمایشگاهی  انگل شناسی و قارچ شناسی در آن بیمارستان.

سال 1403  دریافت لوح تقدیر به عنوان استاد برگزیده آموزشی دانشکده پزشکی.

*وبدا: در خصوص سوابق مدیریتی و اجرایی خود نیز توضیحاتی را عنوان بفرمایید؟

   در این زمینه فهرست وار می توان به موارد زیر اشاره کرد: 

  • سرپرست آزمایشگاه انگل شناسی و قارچ شناسی بیمارستان امام رضا از 1366 تا کنون
  • مدیرگروه انگل شناسی و قارچ شناسی( 1398 - 1390)
  • اولین رئیس دانشکده علوم پیراپزشکی و بهداشت (1372-1370)
  • اولین سرپرست دوره های شبانه دانشگاه 1371.
  • رئیس آزمایشگاه های تخصصی کلینیک ویژه امام رضا (1389-1380)

   عضویت در شورا ها و کمیته های دانشکده و دانشگاه و وزارت متبوع نیز از دیگر فعالیت های بنده در طول سالهای گذشته بوده که عبارتند از:

  • شورای آموزشی دانشگاه1372-1370)
  • شورای پژوهشی دانشگاه1372-1370)
  • هيات ممتحنه، ارزشيابي و برنامه ريزي رشته قارچ شناسي پزشكي وزارت متبوع 1397-1379
  • شورای تحصیلات تکمیلی دانشکده پزشکی 1398-1390
  • کمیته منتخب ارتقاء هیأت علمی دانشکده پزشکی 1398  - 1378
  • کمیته تخصصی هیأت ممیزه دانشگاه 1384 تا کنون.
  • عضو هیأت تحریریه مجله دانشکده پزشکی دانشگاه از 1378 تا کنون.
  • عضو هیأت امنای دانشگاه آزاد اسلامی خراسان رضوی1392

شرکت فعال درکنگره ها و دوره های در خارج از کشور:

هفته علم (حلب، سوریه)، سیستی سرکوزیس و هیداتیدوزیس(چسکه بودژوویس، چکسلواکی)، دوره آموزشی جنبش سلولی(ناگویا، ژاپن)، پارازیتولوژی آیکوپا ( بریس بین،استرالیا)، میکروبیولوژی پزشکی(منچستر انگلستان)، پروتوزئولوژی(تسوکوبا ژاپن) ، بی مهرگان(ناگویا، ژاپن)، میکروبیولوژی(آمستردام هلند)، پارازیتولوژی (ایزمیر، ترکیه)،  میکروبیولوژی(پاتایا ، تایلند)، پارازیتولوژی( پاریس، فرانسه) ، میکروبیولوژی (والنسیا، اسپانیا)،  قارچ شناسی ایشام(برلین، آلمان).

*وبدا: با توجه به تجربه کاری چندین ساله و آشنایی با فضاهای مختلف دانشگاه، امکانات و ظرفیت های آن را چطور ارزیابی می کنید و چنانچه پیشنهادی در جهت بهتر شدن این فضا دارید، عنوان بفرمایید؟

خوشبختانه دانشگاه علوم پزشکی مشهد در بیشتر سال ها جزو سه تا چهار دانشگاه برتر کشور در زمینه های آموزشی و پژوهشی بوده است و این مرهون پشتکار ، تلاش و کوشش اساتید برجسته ایست که بسیاری از ایشان در زمینه تحقیقات و مقالات جزو  دانشمندان برجسته  منطقه و حتی جهان بوده اند. متاسفانه مشکلات تورمی و پایین بودن  و تأخیر در پرداخت بودجه های تحقیقاتی که موجب تأخیر در اجرای بسیاری از طرح های پژوهشی می شود. از زمان ثبت پروپوزال تا تائید آن قیمت دارو و مواد، وسایل لازم گاهی از دوبرابر هم بیشتر شده و این موجب رکود پروژه تحقیقاتی می شود.

پیشنهاد اینجانب برای توسعه، پذیرش دانشجویان از کشور های مختلف است . ما باید در این راستا بتوانیم برای دانشجویان بین المللی کلاس های درس به زبان های بین المللی راه اندازی کنیم تا هم جذب سهل تری داشته باشیم و هم جذب بیشتر.

*وبدا: حوزه های آموزشی و پژوهشی و درمانی از نگاه شما چطور اولویت بندی می شوند؟

هیچ اولویتی در کار نیست . هر سه حوزه مانند بال ها ی سه گانه(راست و چپ و دم) یک پرنده هستند که باید متوازن و متعادل و با قدرت یکسان در پرواز و اوج گرفتن پرنده همکاری و کمک نمایند.

*وبدا: چنانچه نکته یا صحبت ناگفته ای باقی مانده است عنوان بفرمایید؟

دانشگاه باید ضمن استفاده از اساتید و دانشمندان جوان و پر انرژی و فعال از ظرفیت اساتید پیشکسوت و پر تجربه نیز  استفاده کند. به نظر من باید از حضور  استاد دانشگاه تا زمانی که توان جسمی و علاقه شخصی دارد در تمام زمینه های لازم استفاده کرد و حتی در صورت لزوم و با تشخیص هیأت امنا دانشگاه استفاده کامل از  اساتید بازنشسته ای که حضور ایشان می تواند موجب ارتقای کمی و کیفی حوزه های آموزشی و پژوهشی و درمانی شود. از طرف دیگر  تمایل برخی اساتید خصوصا اساتید جوان به مهاجرت به دیگر کشور ها یک مشکل مهم است که باید بطور جدی برای جذب ایشان چاره اندیشی و فعالیت شود. گسترش و افزایش تعاملات با دانشگاه های کشور های دیگر خصوصا همسایگان و منطقه در زمینه های آموزشی و پژوهشی و فرهنگی در زمینه تبادل استاد و دانشجو بصورت مقطعی مثلا گذراندن یک ترم یا یک سال تحصیلی در  دانشگاه کشور دیگر و بالعکس.

پیشنهادهای  دیگری که دارم: باتوجه به مشکل مسکن خصوصا برای کارکنان و اساتید متأهل جوان پیشنهاد می کنم در قسمتی از  پردیس دانشگاه  و پردیس ذکریا دانشگاه با همکاری بخش خصوصی تعدادی آپارتمان ساخته و بمنظور اجاره دادن به اساتید جوان متأهل و کارمندان آن ها برای 5 تا 7 سال اول استخدام اختصاص یابد. در قسمت خاصی از  پردیس دانشگاه که به صورت زمین بایر است تسهیلات بیشتری مانند مهد کودک و کودکستان  و احداث فروشگاه های مختلف و نیز پمپ بنزین و خدمات دیگر مانند سرویس های ضروری اتومبیل احداث گردد.

کانون اساتید پیشکسوت و بازنشسته فعال تر شود و نیز در گشایش موزه تاریخچه دانشگاه  که تلاش زیادی هم تاکنون  انجام شده مساعدت بیشتری مبذول گردد. از خداوند رحیم و کریم سلامتی و موفقیت تمام نیروهایی را که در گوشه گوشه این دانشگاه خدمتگزار هستند و نیز هیأت رئیسه پرتلاش و همکاران ارجمندم را مسئلت دارم.

 

جز محبت نبود در دل بی کینه‌ی ما

 

افتخاري است همين خرقه‌ی پارينه‌ی ما

كه  ريا نيست درين جامه‌ و پوشينه‌ی ما

 

چاپلوسي  نتوان  ديد  به   پيشينه‌ی  ما

خدمت   خلق   بود    شيوه‌ی    ديرينه‌ی   ما

 

جز محبت نبود در دل بي كينه‌ی ما

رهنماي شب و چون شمع بر افروخته ايم

همچو    پروانه   پي   معرفتش    سوخته‌ايم

 

بهر خود كسوت اخلاق   به  تن  دوخته ايم

حكمت آموخته ايم  و شرف  اندوخته ايم

 

نيست جز اين گهري در صدف سينه ما

خدمت خلق به هر وقت چه شب باشد و روز

عشق  خدمت  شده   افزون   به  دلم،  روز  به روز

 

بي    ريا   شيفته‌ی    خلق،  خدوم    و دلسوز

آنچنان بسته ميان، از پي خدمت شب و روز

 

كه تفاوت نكند شنبه و آدينه ما

معرفت   رفته   و   نادر   شده   كردار   نكو

آنچه  بيني همه  ريب  است؛   نه رفتار نكو

 

اي (فتي) راستي  و صدق  و  صفا  ديگر کو

گوهري   نيست   گرانمايه  تر   از  نام نكو

 

نام نيكست (رسا) گوهر و گنجينه‌ی ما

تضمین قطعه شعری از سروده های شادروان استاد دکتر رسا شاعر آستان قدس رضوی

سراینده تضمین: عبد المجید فتی  1399

631.jpg - 79.65 kB

632.jpg - 72.39 kB

633.jpg - 94.91 kB

635.jpg - 93.30 kB

634.jpg - 124.00 kB

636.jpg - 113.15 kB

 


573.jpg - 74.50 kBمدیر گروه فیزیک پزشکی دانشگاه علوم پزشکی مشهد گفت: گروه فیزیک پزشکی دانشگاه علوم پزشکی مشهد سابقه‌ای 38 ساله داشته و از زمان تأسیس این گروه آموزشی تاکنون 433 مقاله علمی پژوهشی در مجلات داخلی و خارجی معتبر منتشر شده است.

دکتر آمنه سازگارنیا در گفتگو با وب دا، اظهار کرد: رشته فیزیک پزشکی در ایران 42 سال و در دنیا 125 سال قدمت دارد و گروه فیزیک پزشکی دانشگاه علوم پزشکی مشهد هم از بزرگترین گروه‌های فیزیک پزشکی در کشور به حساب می‌آید، گروه تخصصی‌ که در سال 1365 و توسط دکتر محمدحسین بحرینی‌طوسی تأسیس گردید.

وی تصریح کرد: گروه فیزیک پزشکی دانشگاه علوم پزشکی مشهد جزء موفق‌ترین گروه‌های آموزشی کشور در این رشته تخصصی بوده و می‌توان عنوان کرد این گروه تنها گروه آموزشی در کشور است که در مقطع کارشناسی ارشد رشته های  فیزیک پزشکی، تصویربرداری پزشکی و رادیوبیولوژی مجوز پذیرش دانشجو دارد و در 4 گرایش نیز دانشجوی دکترا می‌پذیرد.

مدیر گروه فیزیک پزشکی دانشگاه علوم پزشکی مشهد با بیان اینکه این گروه آموزشی با 8 عضو هیأت علمی در 10 سال اخیر بالغ بر 300 مقاله علمی پژوهشی در مجلات داخلی و خارجی (مجموعاً 433 مورد از زمان تأسیس گروه) و تعداد 15 عنوان کتاب به چاپ رسانده است، خاطرنشان کرد: همچنین در طی این مدت تعداد 412 طرح تحقیقاتی نیز توسط اعضای هیأت علمی گروه فیزیک پزشکی دانشگاه علوم پزشکی مشهد انجام شده و به پایان رسیده است.

دکتر سازگارنیا افزود: تاکنون 17 دوره دانشجوی دکتری تخصصی فیزیک پزشکی (45 نفر دانش آموخته و 20 نفر در حال تحصیل)، 31 دوره کارشناسی ارشد فیزیک پزشکی (161 نفر دانش آموخته و 14 نفر در حال تحصیل)، 6 دوره کارشناسی ارشد رادیوبیولوژی (10 نفر دانش آموخته و 14 نفر در حال تحصیل) و 8 دوره کارشناسی ارشد فناوری تصویربرداری پزشکی (24 نفر دانش آموخته و 22 نفر در حال تحصیل)، داشته‌ایم و در این طول سال‌ها 45 دانش آموخته در مقطع دکتری و 195 دانش آموخته در مقطع کارشناسی ارشد تربیت شده است.

وی با تأکید بر اینکه از اعضای هیأت علمی گروه فیزیک پزشکی دانشگاه علوم پزشکی مشهد 11 مورد اختراع و اکتشاف در زمینه‌های مختلف فیزیک پزشکی به ثبت رسیده است، گفت: در میان موفقیت‌های پرشمار و جوایز کسب شده بسیار زیاد این گروه می توان به کسب رتبه دوم جشنواره رازی در سال 1385، کسب عنوان پژوهشگر برتر استان در سال 1385، کسب مدال طلا در جشنواره اختراعات سوئیس، کسب مدال نقره جشنواره اختراعات کره جنوبی 2018 و کسب مدال برنز جشنواره اختراعات  silicon Valley  آمریکا اشاره کرد.

مدیر گروه فیزیک پزشکی دانشگاه علوم پزشکی مشهد بیان کرد: در این گروه آموزشی دانشجویان زیادی داشتیم که فارغ‌التحصیل شده‌اند و در جایگاه یک استاد دانشگاه و یک متخصص فیزیک پزشکی در حال خدمت به مردم هستند، ضمن اینکه جا دارد به تمامی پیشکسوتان این حوزه تخصصی هم ادای احترام نماییم و نام و یاد درگذشتگانی را هم که سال‌های سال در حوزه فیزیک پزشکی خدمت رسان مردم بودند گرامی بداریم.

 

 


603.jpg - 29.14 kBدکتر سید جلال مهدویان، متولد 1325 در استان کرمان، استاد پیشکسوت رشته دندانپزشکی در حوزه‌ی تخصصی پروتزهای دندانپزشکی و چهره‌ی نام آشنای عرصه‌های آموزش و درمان دانشکده دندانپزشکی مشهد، یکی از قدیمی ترین اساتید دانشگاه علوم پزشکی مشهد است، که هر چند، به تجربه‌ی دوران فراغت از کار و بازنشستگی در سالهای اخیر رسیده است اما همچنان با روحیه ای پرتلاش و متعهد، در مسیر تعلیم دانشجویان و درمان بیماران نیازمند گام بر می دارد و بزرگترین افتخار خود را تربیت نیروی توانمندی می داند که در هر نقطه‌ از جهان، علم و مهارتشان پذیرفته شده است و مایه‌ی فخر و سرافرازی جامعه ایران هستند.

دکتر مهدویان که سال 1325 در خانواده ای فرهنگی و معتقد به فرهنگ اسلامی متولد شده، به دلیل موقعیت شغلی پدر، تحصیلات دوران ابتدایی و دبیرستان را در تهران و ورامین می گذراند و در سال 1343 پس از قبولی در آزمون ورودی رشته دندانپزشکی دانشگاه ملی ایران در تهران ( که هم اکنون دانشگاه شهید بهشتی است ) دوران دانشجویی را آغاز می کند و بعد از 6 سال تحصیل، با موفقیت از این مقطع فارغ التحصیل می شود و به طی کردن دوران خدمت سربازی در رژیم سابق می پردازد. استاد پیشکسوت در سال 1352 در بخش پروتز دانشکده دندانپزشکی مشهد، به عنوان مربی استخدام شده و تحت نظر استاد فقید دکتر نیکوکاری کار مشغول به کار میشود. شرح فعالیت های استاد مهدویان در این دوران و سالهای پس از آن را در ادامه و در گفتگو با وبدا می خوانید:

" برنامه کاری من، از سال 1352 در بخش پروتز دانشکده دندانپزشکی و تحت نظر استاد عزیزم دکتر نیکوکاری آغاز شد و معمولاً از ساعت 7:30 صبح  تا 17 برنامه های آموزشی تئوری و عملی را برای دانشجویان داشتیم . تعداد دانشجویان هم حداکثر بین 15 تا 30 نفر بود و به لطف خدا بهترین دندانپزشکان را تربیت کردیم و نام بخش پروتز و اِندو و سایر بخش های دانشکده ما، بسیار معروف بود.

دکتر مهدویان از رضایت و خرسندی مردم، نسبت به کار ایشان و همکارانش هم اینچنین می گوید: " مردم با طیب خاطر به ما مراجعه می کردند و ما هم سعی می کردیم تا حد امکان هوای آنها را داشته باشیم و حتی رایگان به ایشان خدمت کنیم و اکثرا هم خدماتمان رایگان بود.

 در محیط آموزشی گروه ما، که آقایان دکتر شریفی، دکتر حدادیان، دکتر گوهریان و خانم دکتر رکنی ( که از اساتید من بودند)، همگی از دل و جان کار می کردند و اسم گروه ما زبانزد بود. به خاطر دارم که وقتی بچه ها به بخش وارد می شدند باید روپوش پوشیده و دکمه ها را حتما می بستند. روزی یکی از همکاران من را دید و گفت: آقای دکتر به یاد داری من آمدم داخل بخش دکمه روپوش من باز بود؛ شما و دکتر شریفی، فلانی صدا زدید قیچی را بیاور دکمه اش را پاره کنیم و از آن زمان رفت در گوشم که هر جا در کلینیک میروم ، موظفم مقررات را رعایت کنم.

بحث ورود دکتر مهدویان به دوره تخصص دندانپزشکی هم حکایتی دارد که در رابطه با آن می گوید: " طبق قرار دادی که دانشگاه فردوسی با دانشگاه جرج تاون آمریکا داشت، من قرار بود به آمریکا بورسیه شوم که این موضوع مصادف شد با انقلاب شکوهمند اسلامی و گرفتن سفارت آمریکا و در نتیجه ویزای من به حالت تعلیق درآمد. تقریبا همزمان با این موضوع، تخصص در ایران راه افتاد و استاد نیکوکاری به من پیشنهاد کرد که در ایران دوره تخصص را سپری کنم و من اولین دانشجوی دوره تخصص پروتزهای دندانی بودم . سه سال بعد از مربیگری، آزمونی برگزار شد و من استادیار شدم. در واقع هم استادیار بودم، هم دانشجوی تخصصی و هم مدیر گروه بودم و در شرایطی صمیمانه و دوست داشتنی با هم کار می کردیم و اکنون هم برای بچه ها (دانشجویان) تعریف می کنم که ما به این شکل کار می کردیم و چنان با عشق کار می کردیم که فرصت مطب زدن نداشتیم. دانشجویانم مثل برادران و فرزندانم بودند. دوست بودیم اما آن چیزی را که می دانستم به دانشجویانم ارائه میکردم. مقطعی از زمان مدیر گروه پروتز بودم و سپس استاد شریفی و سایر اساتید مدیر گروه شدند.

دکتر مهدویان نظم را یکی از محورهای کار خود در دوران مدیر گروهی عنوان می کند و در خصوص فعالیت های خود در سالهای مشرف به انقلاب می گوید: " در جریانات انقلاب که دانشگاه ها و دانشجویان خیلی اثرگذار بودند من هم حضور داشتم، اعتصاباتی در بیمارستان قائم (عج) برگزار می شد و پزشکان و کارمندان هم جمع می شدند. بعد از اینکه انقلاب پیروز شد، آقای دکتر گرایلی که از دانشجویان خود ما بود رئیس دانشکده شد.

دوره تخصص را گذراندم و سپس دانشیار شدم و در یک فرصت مطالعاتی 9 ماهه به ملبورن استرالیا رفتم. در آنجا هم کار تحقیقاتی می کردم و هم در بخش بیماران کمک می کردم و مترجم هم بودم ".

وی در پاسخ به این پرسش که چرا در خارج از کشور مقیم نشدید  و به وطن بازگشتید می گوید: " من مملکتم را دوست دارم و دلیلی نداشت در ملبورن بمانم . خدمت به مردم وطن، عشق است و آدم لذت می برد. اگر شرایط بیمه طوری بود که رابطه پول، بیمار و پزشک حل می شد خیلی کار ما مقدس تر بود. من سالها فرصت داشتم، مطب بزنم اما ترجیح دادم در دانشکده کار کنم و اکنون هم در دوره بازنشستگی هفته ای سه روز در دانشکده هستم .

دکتر مهدویان در خصوص یکی از کارهای تحقیقاتی خود که بعدها به مقاله تبدیل شد نیز می گوید: " بعد از بازگشت از استرالیا ، سفری به یزد داشتم که در جریان آن آقای دکتر نقیب زاده به من گفت، در شهر یزد دندان های همه مردم زرد است، ما آب را بررسی کردیم و متوجه شدیم این امر ناشی از فلوراید آب است، بعد از آن آقای دکتر حسینی اقدامات لازم را انجام داد و این تحقیق تبدیل به مقاله هم شد.

این استاد پیشکسوت در خصوص سطح علمی دانشکده دندان پزشکی مشهد و دانشجویان در حال حاضر بیان می کند: " سطح علمی و مهارتی دانشجویان ما بالاست و از جهت تئوری و عملی به جرات می‌توانم بگویم که بهترین دندانپزشک‌ها را در دنیا تربیت کرده‌ایم. نیروهایی که درمان ریشه و پروتز و ایمپلنت را به خوبی انجام می‌دهند و به همین دلیل است که در آمریکا و کانادا هر آزمونی که فارغ التحصیلان ایرانی می‌دهند، همگی قبول می‌شوند، این افتخار به دلیل تعلیم خوبی است که دیده‌اند و همچنین استعداد بالای خود دانش آموختگان دندانپزشکی .

وی در خصوص بازگشت مجدد خود به حوزه تعلیم و درمان در دانشکده دندان پزشکی مشهد هم می گوید: " من در سال 1385 بازنشسته شدم اما دانشجویان ابراز ناراحتی کردند و نامه نگاری کردند که من برگردم و با توجه به اینکه هر استادی پس از بازنشستگی باید اجازه بازگشت را از وزیر بهداشت داشته باشد، بنده تنها شخصی بودم که دوباره به خدمتم خواندند و من معتقدم اساتید را نباید به راحتی بازنشسته کنند.

دکتر مهدویان در رابطه با زندگی شخصی خود و خانواده اش هم عنوان می کند: " در سال ۱۳۵۰ از دانشگاه فارغ التحصیل شدم و دو سال بعد یعنی در سال 1352 نامزد کردم. به دلیل اینکه همسرم مشهدی بود به مشهد آمدم و اکنون سه فرزند دارم که دو دختر و یک پسر هستند و در حوزه‌ی پزشکی تحصیل کرده‌اند. در خانواده ما چون درس خواندن مورد تاکید بود در مورد فرزندانم هم این تاکید وجود داشت. همسرم نیز در رشته حقوق تحصیل کرده‌اند و شغل قضاوت داشتند. در حال حاضر عصرها از ساعت ۴ تا ۷ کار می‌کنم و نوبت صبح هم امور منزل را انجام می دهم، همسرم باغی در شاندیز دارد که در آنجا هم به کمک او می‌روم.

وی با اشاره به شهادت آیت الله رییسی و همراهان ایشان نیز می گوید: " در خصوص اتفاق شهادت رئیس جمهور در روزهای اخیر بسیار ناراحت شدم و این اتفاق واقعاً ملت را داغدار کرد؛ هرچند که دل گرم به حضور مقام معظم رهبری هستیم.

دکتر مهدویان سخنی هم با مسئولان کشور دارد : " دولت باید امکانات را برای مردم در نظر بگیرد، به آنها وام بدهد و محیط‌های علمی برای جوانان مهیا کند."

وی در خصوص گرایش دانشجویان به رشته دندانپزشکی هم معتقد است: " در حال حاضر رشته دندانپزشکی از نظر قبولی در کنکور در صدر جدول است؛ به این دلیل که دانشجویان با فارغ التحصیل شدن و دو سال کار کردن به راحتی می‌توانند مطب بزنند، اما رشته های پزشکی باید تخصص بگیرند و بیمارستان باشند و این سخت است. بسیاری از فارغ التحصیلان ما که خودشان هم متولد شهرستان‌های اطراف هستند، بعضاً راضی نمی‌شوند که در محل زادگاهشان فعالیت داشته باشند؛ چون معتقدند که آنجا امکانات را به اندازه شهرهای بزرگ ندارد، بنابراین ما هرجا که امکانات را مستقر کنیم افراد در آن جا فعالیت خواهند داشت. من مردم کشورم را دوست دارم و همینطور شهرم را و تا توانستم سعی کردم به آنها خدمت کنم.


614.jpg - 79.01 kBدکتر موسی الرضا حاج زاده، متولد 1332 در یکی از روستاهای جاجرم، استاد پیشکسوت گروه فیزیولوژی دانشگاه علوم پزشکی مشهد از جمله شخصیت های علمی برجسته و پیشگام در عرصه های آموزشی، پژوهشی و اجرایی این مجموعه دانشگاهی است که در طول سالهای خدمت، مسئولیت های متعددی را هم در بحث تعلیم دانشجویان، هم در حوزه پژوهش و هم در زمینه های مدیریتی و اجرایی عهده دار بوده و از جمله این مسئولیت ها می توان به پذیرش پست های ریاست دانشکده پرستاری و مامایی، ریاست دانشکده پیراپزشکی، ریاست پژوهشکده بوعلی و حدود ۶ سال مدیریت گروه فیزیولوژی دانشکده پزشکی اشاره کرد. دکتر حاج زاده حدود 5 سال قبل طی دعوتنامه ای از سوی یکی از مراکز علمی کانادا دعوت به همکاری شد، اما عشق و علاقه‌ی وافر به این آب و خاک سبب شد تا این استاد پیشکسوت همچنان در سنگر خدمت به   هموطنان خود باقی بماند. در ادامه گفتگوی وبدا با این استاد پیشکسوت را می خوانید:

*وبدا: ضمن سپاس از حضور شما در این گفتگو، در ابتدا شرح مختصری از سوابق تحصیلی و کاری خود عنوان بفرمایید؟

دوره دبستان را در جاجرم بودم و برای گذراندن تحصیلات متوسطه به بجنورد آمدم و در سال ۱۳۵۲ دوران دبیرستان را در رشته ریاضی به پایان رساندم و همان سال در دانشگاه فردوسی مشهد در یک رشته مشترک که ریاضی، فیزیک و شیمی بود، پذیرفته شدم. اما قبل از ورود به این رشته، به این نتیجه رسیدم که رشته پزشکی؛ هم به جهت خدمت و هم سایر ویژگی های آن با روحیات من سازگارتر است، لذا همان سال مجدداً کنکور دادم و در رشته مشترک پزشکی و دندانپزشکی پذیرفته شدم و پس از اینکه یک سال در مرکز تعلیمات دانشگاه فردوسی تحصیل کردم دانشجویان به ۲ رشته پزشکی و دندانپزشکی تقسیم شدند که البته در آن زمان گرایش به رشته پزشکی بیشتر بود و من هم رشته پزشکی را انتخاب کردم و دوران تحصیل من در مقطع عمومی پزشکی در سال ۱۳۶۰ به پایان رسید.

از سال ۱۳۶۰ به مدت دو سال، برخی مسئولیت‌های اجرایی را در سازمان هلال احمر خراسان بزرگ ذیل پست های معاونت امور اجتماعی، معاونت امور امدادی و همزمان به عنوان سرپرست سازمان تدارکات درمانی که یک تشکیلات تهیه مواد دارویی و لوازم پزشکی بود، عهده دار شدم و سرانجام در سال ۱۳۶۲ در انتخابات مجلس شورای اسلامی از بجنورد شرکت کردم که البته رای نیاوردم و توفیق نماینده شدن دست نداد. از همان سال ۶۲ که عملاً سازمان هلال احمر را ترک کردم، به عنوان مربی در دانشکده پزشکی مشهد استخدام شدم و به عضویت هیئت علمی ای دانشکده در آمدم و تا سال ۱۳۶۵ به عنوان مربی در گروه فیزیولوژی مشغول به کار بودم.

*وبدا: از دوره تحصیلات خود در خارج از کشور هم توضیحاتی بفرمایید؟

 من به همراه آقای دکتر بسکابادی در مهرماه ۱۳۶۵ توسط ریاست وقت دانشگاه ( مرحوم دکتر اشتیاق حسینی که از مدیران پرتلاش و متدین دانشگاه بودند) بورسیه انگلستان شدیم و برای تحصیل به دانشکده UCL که یکی از دانشکده‌های بزرگ و معتبر لندن است، رفتیم. در شروع تحصیل، در دوره MST یا فوق لیسانس پذیرفته شدیم و بعد وارد دوره PhD و این مقطع را در بیمارستان گذراندیم. ( حدود ۸ ماه در آنجا تحصیل کردم و پس از آن برگشتم به بیمارستان middelsex و دوره PhD را در آنجا تمام کردم ) و نهایتاً در سال ۱۳۷۰ با موفقیت در اخذ مدرک PhD به ایران برگشتم و در واقع از آن سال یعنی فروردین 1371 به عنوان استادیار در گروه فیزیولوژی دانشکده پزشکی وارد کارهای آموزشی و پژوهشی شدم.

*وبدا:  به سایر مسئولیت هایی که طی سالهای خدمت برعهده داشتید نیز اشاره بفرمایید؟

 بنده در مقاطع زمانی مختلف ریاست دانشکده پرستاری و مامایی، پس از آن ریاست دانشکده پیراپزشکی و ریاست پژوهشکده بوعلی را عهده دار بودم و در نهایت مجدداً به کارهای آموزشی و پژوهشی بازگشتم، همچنین حدود ۶ سال مدیر گروه فیزیولوژی بودم و پس از آن کارهای مدیریتی نداشتم. یک دوره خیلی کوتاه نیز به عنوان معاون آموزشی و پژوهشی در دانشکده طب ایرانی که تازه تاسیس شده بود منصوب شدم و پس از آن مشغول کارهای آموزشی و پژوهشی بودم و از آن زمان تا کنون در سمت‌های اجرایی دیگری قرار نگرفتم.

*وبدا : با توجه به نقش پژوهش در پیشرفت یک مجموعه دانشگاهی، شرایط پژوهش را در دانشگاه ما چطور ارزیابی می کنید؟

تا پیش از دهه ۷۰ تقریبا همه رویکرد دانشگاه علوم پزشکی مشهد بر آموزش متمرکز بود و حوزه پژوهش چندان مطرح نبود، اما از سال‌های ۷۰ به بعد که دانشجویان رشته‌های مختلف و از جمله در رشته فیزیولوژی به خارج از کشور اعزام شدند، پس از بازگشت به نگارش مقالات و آثار مبادرت کردند و این مقدمه ای شد برای تقویت کارهای تحقیقاتی در دانشگاه. اکنون هم اگر به تالیفات گروه فیزیولوژی نگاهی داشته باشیم حدود ۶۷۰ مقاله تا ۲ سال قبل توسط گروه فیزیولوژی طی سالهای دهه 70 به بعد نگارش شده که عمدتا هم مقالات پربار و قابل استفاده است. در سایر رشته‌ها هم همینطور است، بنابراین از نظر کمّی اکنون شرایط پژوهشی و آموزشی در دانشگاه در حد مناسبی است. اما از یک منظر کلی به مسئله آموزش و پژوهش واقعیت امر این است که دانشگاه باید یک برنامه حداقل ۵۰ ساله داشته باشد و این در دانشگاه اکنون وجود ندارد، البته هر گروه و مجموعه‌ای خودش بر اساس نظرات اعضای هیئت علمی خود یک برنامه ۵ ساله یا ۱۰ ساله و ... تدوین می‌کنند، اما این دانشگاه است که باید یک افقی حداقل ۵۰ ساله را برای خود ترسیم کند و این اکنون در دانشگاه نیست و شاید در وزارتخانه هم نباشد، لذا اساتید و بزرگانی که در واقع لیدر های فکری دانشگاه هستند، به عنوان برنامه ریزان اصلی باید این برنامه ۵۰ ساله را تدوین کنند.

 مقام معظم رهبری مدت‌هاست که از تمدن شهر اسلامی صحبت می‌کنند و در همین زمینه هم کسانی که دلسوزند به کار افتاده‌اند و آثاری را مبنی بر اینکه که این سخن مفهومش چیست و باید به کجا برسد؟ تنظیم میکنند. بر همین اساس دانشگاه‌ها هم باید خود را در یک تعریفی که یک تمدن اسلامی در حال به وجود آمدن است قرار دهند و در این تمدن اسلامی اگر دانشگاه خود را تعریف کند، به راحتی می‌تواند به جایگاهی برسد که در دوره‌های پرتلألو اسلامی به ویژه در زمینه‌های پزشکی که بزرگانی مثل ابن سینا و زکریای رازی به وجود آمدند، دوباره چنین افرادی در امور پزشکی به وجود بیایند. بنابراین شرایط را می‌توان در حد مناسبی دانست اما آن افق آینده هنوز ترسیم شده نیست و باید مسئولان دانشگاه و کسانی که نگاه کلان دارند در نظر داشته باشند و دانشگاه را در این افق تمدن اسلامی تعریف کنند، اگر چنین شد و تربیت نیرو در این راستا قرار گرفت، با کمک همین نیروها می‌توانند در یک بازه زمانی ۳۰ یا ۴۰ ساله برنامه‌ریزی علمی، پژوهشی و تربیت اخلاقی را به خصوص در زمینه پزشکی که برای این جامعه تمدن شهر لازم است و قرار است در خدمت فراهم سازی مقدمات ظهور قرار گیرد را زمینه سازی کنند.

*وبدا: با توجه به تحصیل در خارج کشور آیا شرایطی در سالهای گذشته پیش آمد که بخواهید از کشور ایران مهاجرت کنید؟

خیر... حتی یک لحظه هم فکر ماندن در خارج از کشور نکردم و نمیکنم. اتفاقاً حدود ۵ سال قبل یک دعوتنامه از کانادا آمد مبنی بر اینکه بدون هیچ قید و شرطی و یا انتقال پول به شما اقامت کانادا داده میشود، اما من هیچ پاسخی به این دعوتنامه ندادم و این موضوع را هم کمتر جایی عنوان کرده‌ام، چون ما کسانی هستیم که در حد خودمان برای پیروزی و اعتلای این نظام و انقلاب کار کرده‌ایم و وفادار به این نظام هستیم ولایت فقیه و مهدویت را می‌شناسیم و شخصاً هم کسانی را که بنیان‌های عمیق علمی، فرهنگی و دینی دارند هیچ وقت ترغیب به رفتن به خارج از کشور نمی‌کنم. ضمن اینکه متاسفانه بخشی از نیروهای ما که در خارج از کشور هستند، گاهاً در پست‌های مناسب علمی خود قرار نمی‌گیرند و تعداد کمتری از آنها موفق به کسب جایگاه مناسب خود می‌شوند. البته چون دو ویژگی مهم در جماعت ایرانی وجود دارد معمولا مورد پذیرش کشورهای خارجی قرار می گیرند؛ اولاً پرکاری و دوم هوش بالای این افراد است که بر اساس همین دو ویژگی عملاً کسانی هستند که در محدوده‌های علمی بسیار موفق قرار می گیرند. در سال‌های ابتدایی که من از خارج از کشور برگشته بودم، اعلام کردند که حدود ۴ هزارنفر در آلمان پزشک ایرانی وجود دارد، شاید در آمریکا هم همین حدود از دانشمندان ایرانی باشند و بسیار هم می‌درخشند. اما در تعداد قابل توجهی هم این امکان فراهم نمی‌شود و در جایگاه‌هایی قرار می‌گیرند که مناسب توانمندی و علم آنها نیست.

*وبدا: به عنوان یک استاد پیشکسوت ویژگی های یک استاد موفق و توانمند چیست؟

استاد باید چند ویژگی داشته باشد، اولاً اینکه در طول مدتی که در کسوت استادی است پشتکار زیادی داشته باشد، منظم باشد ، اهل مطالعه و تحقیق باشد و آموخته‌هایی را که یاد گرفته بدون تنگ نظری به دانشجوی خود منتقل کند، اخلاق مناسب داشته باشد؛ به ویژه در قسمت‌های بالینی و بیمارستان‌ها نسبت به دانشجوی خود همچون پدر مهربانی باشد. هرچه را از علم آموخته، آموزش دهد و اخلاق مدار باشد. وفاداری به مملکت و نظام مهدوی را در خود تقویت کند. ( با توجه به اینکه در دوره‌های پیش از انقلاب و به ویژه دوره رضاخانی توجه به دین بسیار کمرنگ بود و به همین دلیل برخی از اساتید بی ‌توجه یا کم توجه به امور دینی بار آمدند که اکنون در برخی دانشگاه‌ها حضور دارند و تقریباً به هیچ چیز پایبند نیستند). بنابراین پایبندی به کشور و ولایت فقیه که در واقع شعبه‌ای از ولایت مهدوی است باید از خصیصه‌های بارز اساتید اخلاق مدار و با سواد باشد .

*وبدا: به عنوان یک استاد پیشکسوت توصیه شما به دانشجویان و جوانان چیست؟

دانشجو در عین حال که در دوره جوانی و پر انرژی هست، باید یک قسمت بیش از آنچه که اکنون می‌بینیم از عقل خود استفاده کند و مسائل را با یک دید عقلی و تاریخی نگاه کند و اگر چنین شد عملاً آن تعریفی که برای دانشجو است؛ یعنی کسی که در طلب دانش است و به مسائل مملکتی ، مطالعات تاریخی، دینی و اخلاقی توجه دارد، محقق می شود. در مواجهه با نظرات اساتید نیز همواره احترام را حفظ کنند؛ چرا که در آینده به این نتیجه خواهند رسید که استاد آنها موضع‌گیری درستی داشته است.

*وبدا: در خارج از کشور هم فعالیت های غیر درسی و غیر علمی داشتید؟

بله... من زمانی که در لندن بودم مجموعه‌ دینی- فرهنگی در آنجا است که مرحوم آیت الله عظمی گلپایگانی بزرگ در آنجا تاسیس کرده‌اند و جماعت شیعه در این بنا معمولاً جمع می‌شوند، یک موسسه دیگر هم که در کنار این بنا قرار داشت که عمدتا  مرکز اجتماع دانشجویان بود به نام محل انجمن اسلامی دانشجویان یا " امام واره" که در سال‌هایی که ما در آنجا بودیم، من چندین سخنرانی دینی- مذهبی در آنجا داشتم و پس از بازگشت هم علاقمند به مسائل دینی بودم و تاکنون هم هستم.

*وبدا: آیا آثار نگارشی غیر علمی هم داشته اید؟

بله... اوایل دهه ۸۰ که مقام معظم رهبری سال را به عنوان سال امام علی (ع) نامگذاری کردند، من طی یک پژوهشی ۸ مقاله از مباحث مختلف نهج البلاغه تهیه و در یکی از سمینارهای تهران نیز ارائه کردم. همچنین بخشی از فعالیت های من در حوزه شعر است که یکی از آثار مهم در این زمینه هم با نام طلحه شناسی سروده شده و یک شعر کاملاً سیاسی است. همچنین شرحی بر زندگی خود را در قالب یک کتاب تقریباً ۲۰۰ صفحه‌ای نگاشته‌ام که در مرحله ویرایش بوده و برای چاپ آماده می‌شود. استاد مشاور یکی از دانشجویان مقطع فوق لیسانس نیز هستم که روی پایان نامه ای با محتوای پزشکی مثنوی مولوی کار میکند.

*وبدا: چنانچه نکته ناگفته ای در این گفتگو باقی مانده عنوان بفرمایید؟

در این کشور اگر کسی به تاریخ نگاه کند و دوره‌های مختلف سلطنتی را بخواند، می‌داند که از استقرار حکومت صفویه که در واقع دولت شیعی روی کار می‌آید، تاکنون آبادانی‌ها و در واقع کارهای اساسی که صورت گرفته همه در همین زمان اتفاق افتاده و بنابراین اساتید و دانشگاهیان باید اصل ولایت فقیه را نه صرفاً در بیان بلکه در جان و دل  بپذیرند. این اصلی که دنیا را در حال دگرگون کردن دارد. چه کسی فکر می‌کرد که در دانشگاه‌های امریکا اعتراضات دانشجویی و استادان راه بیفتد و در برابر ظلم و بی‌عدالتی که در فلسطین رخ داده قیام کنند و این چیزی نیست جز تاثیراتی که دنیا از ولایت فقیه پذیرفته است. دانشجویان و اساتید ما هم بدانند که اتحاد و همدلی در این کشور حول محور ولایت فقیه قابل تحقق است و این آموزه‌ای است که اگر رعایت کردند در مسیر درست خواهند بود.


560.jpg - 70.75 kBبا نگاهی به مطالعه‌ی" تاثیر راند بالینی اخلاق پرستاری بر میزان رعایت حریم خصوصی سالمندان"

دکتر محدثه محسن پور متولد 1363 در شهر مشهد، عضو هیات علمی و استادیار گروه اتاق عمل و هوشبری دانشکده پرستاری و مامایی دانشگاه علوم پزشکی مشهد، به عنوان یکی از چهره های شناخته شده در عرصه های آموزشی و تحقیقاتی این دانشگاه است، که در طول 8  سال فعالیت علمی خود، افزون بر 30 طرح پژوهشی در دانشگاه علوم پزشکی مشهد، 45 طرح تحقیقاتی در دانشگاه های علوم  پزشکی کرمان و تهران، 52 مقاله چاپ شده در مجلات معتبر داخلی و بین المللی و دو عنوان کتاب تالیفی مرتبط با حوزه پرستاری را در گنجینه ی مکتوبات  دانش پزشکی کشور، برای بهرمندی جویندگان علم و دانایی به یادگار گذاشته است.

 یکی از طرح های تحقیقاتی- دانشجویی که اخیراً با هدایت دکتر محدثه محسن پور و همکاران ایشان به سرانجام رسیده، پژوهشی با عنوان "  تاثیر راند بالینی اخلاق پرستاری بر میزان رعایت حریم خصوصی سالمندان" است که در بردارنده نتایج مثبت و قابل توجهی در رابطه با بیماران سالمند و کودکان می باشد . در ادامه ضمن مصاحبت و آشنایی بیشتر با دکتر محدثه محسن پور، پیرامون طرح تحقیقاتی مذکور و اطلاعات تکمیلی آن با این استاد پرتلاش گفتگو خواهیم کرد:

 *وبدا: لطفا خود را برای مخاطبان این گفتگو معرفی و بیوگرافی مختصری از سالهای تحصیل در سطوح مختلف عنوان بفرمایید؟

من محدثه  محسن پور، متولد 1363 در شهر مشهد و در حال حاضر عضو هیات علمی و استادیارگروه اتاق عمل و هوشبری دانشکده پرستاری و مامایی دانشگاه علوم پزشکی مشهد هستم. تحصیلات ابتدایی، راهنمایی و دبیرستان را اغلب در مدارس نمونه دولتی و فرزانگان مشهد گذراندم.

*وبدا: در چه سالی وارد دانشگاه شدید و چرا رشته پرستاری را انتخاب کردید؟

در کنکور سال 1381 در رشته پرستاری دانشگاه علوم پزشکی ایران در تهران پذیرفته شدم و در سال 1385 تحصیلاتم را در دوره کارشناسی به پایان رساندم. طریقه ورود من به دانشگاه هم خود حکایتی جالب و شنیدنی دارد، چون رشته پرستاری جزو انتخاب های اول من نبود و بصورت اتفاقی پنجاه و سومین انتخابم را که رشته پرستاری بود، پذیرفته شدم، البته چنانچه اکنون از من بپرسید که اگر به گذشته برگردی، چه رشته ای را انتخاب می کنی؟ به شما خواهم گفت: پرستاری! چون به نظر خودم، یکی از بهترین رشته هایی هست که میتوان در آن تحصیل کرد، کار کرد و تدریس و تحقیق انجام داد.

در ادامه، سال 1386  در مقطع کارشناسی ارشد دانشگاه علوم پزشکی کرمان در رشته آموزش پرستاری داخلی- جراحی پرستاری پذیرفته شدم و این مقطع نیز در سال 1388 به پایان رسید و پس از آن در سال 1390 مقطع دکترای تخصصی (PhD) پرستاری را در دانشگاه علوم بهزیستی و توانبخشی تهران آغاز و در سال 1395 به پایان رساندم.

*وبدا: لطفا در خصوص جایگاه علمی پرستاری و اقداماتی که بعنوان عضو هیات علمی، به جهت ارتقای این جایگاه داشتید، توضیحاتی ارائه نمایید؟

همانطور که می دانید، یک عضو هیات علمی در دانشگاه، وظایف زیادی دارد که از جمله‌ی آن آموزش به دانشجویان است و این در واقع اولین رسالت ماست. من خیلی خوشحالم و مفتخرم که در خدمت دانشجویان اتاق عمل و ارشد پرستاری سالمندی هستم. نگاه ما به بحث درمان هم، در آن قسمتی است که بیماران در خاص ترین و حساس ترین لحظات زندگی شان، قبل و بلافاصله بعد از عمل جراحی هستند.

چون لحظاتی که انسان یک عمل جراحی دارد، در واقع خود را می سپارد به دست دیگران و ما همان دیگرانی هستیم که به ما اعتماد می شود و فرد جان عزیزش را به ما می سپارد و خود هیچ تسلطی بر آن ندارد. من و همکارانم سعی می کنیم به دانشجویانمان رعایت اخلاق و امانت از بیمارانشان برای مراقبت را به بهترین شکل آموزش بدهیم. از طرفی من در گروه سالمندی هستم و می دانید که جمعیت جهان و از جمله ایران به شدت به سمت سالمندی پیش می رود و تعداد سالمندان در جهان در حال افزایش است .

 با توجه به هرم جمعیتی کشور ما، متولدین دهه 60  که اکنون نیروی فعال جامعه هستند تا 20 سال آینده به سن سالمندی می رسند و  وضعیت خیلی سخت خواهد شد. من از این دو جهت خیلی تلاش می کنم که هم دانشجویان پرستاری سالمندی و هم دانشجویان پرستاری اتاق عمل، آموزش های خیلی خوبی ببینند.

مسئله بعدی که جزو وظایف یک عضو هیات علمی است، موضوع" پژوهش" هست. در بحث پژوهش هم ( در هر دو فیلد )، فیلد تخصصی من، اخلاق پرستاری است و تلاشم بر این است که در جامعه پرستاری و بین دانشجویان پرستاری خودم، حداقل مسئله اخلاق را پررنگ تر و مورد توجه قرار دهم تا برای دانشجویان در کنار کار علمی که انجام می دهند و مراقبت خوبی که از بیمارشان دارند ( که بصورت علمی و عالمانه هم هست ) بتوانند کارها را بصورت اخلاق مدارانه نیز پیش ببرند، در این حوزه  پژوهش های خیلی زیادی داشتیم و از زمانی که وارد دانشگاه علوم پزشکی مشهد شدم، بطور خاص و متمرکز طرح های تحقیقاتی و پژوهشی خودم بر روی مباحث اخلاق پرستاری می باشد.

*وبدا: لطفا در خصوص کارهای انجام شده  در حوزه اخلاق پرستاری توضیحاتی ارائه نمایید؟

در حوزه اخلاق پرستاری در ایران، خیلی خوب کار انجام شده است، این حوزه خیلی گسترده و افراد صاحب نظر و بشدت عالم دارد که در این حوزه کار می کنند؛ از جمله خیلی از اساتید بزرگواری که من در خدمتشون شاگردی کرده ام. در کشور خودمان مجله های خیلی خوبی داریم که تمرکزشان بر روی مسئله اخلاق هست. البته تمرکز بیشتر روی اخلاق پزشکی هست، اما به هر حال حوزه اخلاق پرستاری هم بعنوان یک حوزه خیلی مهم و پراهمیت، مورد توجه است. یکی از مجلات معتبر بنام مجله Nursing  ethics را در index ISI داریم که اگر جستجویی داشته باشید، خیلی از نویسندگان این مجله، نویسندگان ایرانی هستند.

همچنین برگزاری کنگره های اخلاق پرستاری را داریم که تقریبا تا کنون در ایران 7 تا کنگره اخلاق پرستاری برگزار شده و در اغلب آنها من افتخار داشتم که بعنوان عضو کمیته علمی این کمیته ها حضور داشته باشم و ان شاء الله امسال هشتمین کنگره را هم خواهیم داشت و آنجا همه پرستاران دور هم جمع می شوند تا مشخص شود که چقدر در حوزه اخلاق پرستاری کار انجام شده است.

*وبدا:  لطفا در خصوص زنگ خطر جوانی جمعیت و پرستاری سالمندی توضیحاتی بیان کنید؟

یکی از کارهای خیلی خوب که باید در حوزه سالمندان انجام بدهیم! آمادگی جامعه برای پذیرفتن دوره سالمندی است که ما الان در حال انجام آن هستیم. یکی از سیاست های جمعیتی که ما اکنون در پیش گرفتیم و برای آن تلاش می کنیم، بحث جوانی جمعیت است. ولی در کنار این موضوع، ما باید ببینیم، جوانانی که در حال اضافه شدن هستند و تلاش می کنند که هرم جمعیتی را ثابت نگه دارند، چقدر می توانند مسئله سالمندی خودشان را مد نظر داشته باشند؛ چقدر می توانند تمرکز کنند؛ چقدر می توانند سالمندان را گرامی بدارند و نیازهای آنان را از همین الان پیش بینی بکنند.

در این حوزه، گروه پرستاری سالمندی دانشگاه علوم پزشکی مشهد، هر ساله تعدادی ورودی دانشجوی کارشناسی ارشد پرستاری سالمندی دارد و تلاش می کنیم که تعداد این افراد در جامعه بیشتر بشود. در واقع هر کدام از اینها خود به مثابه این هستند که یک قسمتی از دنیای پیرامون ما را متحول کنند و هر کدام از این دانشجویان، یاد می گیرند که برای نگهداری کردن، گرامی داشتن و بزرگ داشتن یک سالمند چه چیزهایی لازم هست و از جمله این نیازهای جسمی و نیازهای روحی و نیاز های توانبخشی و همه نیازهایی که سالمند می خواهد داشته باشد، در همین حوزه ها دانشجویان شروع به تحقیقات  زیادی می کنند که من و همکارانم هم به آنها کمک می کنیم؛ برای اینکه بتوانند اهمیت سالمندی و نیازهای خاص سالمندان را متوجه بشوند و یکسری مداخلات را پیشنهاد بدهند و کمک کنند به بهتر شدن و رفع نیازهای سالمندان در آینده که این می تواند به جامعه ما کمک خیلی بزرگی کند. صرف اینکه تعداد سالمندان زیاد هست، مشکل جامعه ما نخواهد بود، بلکه مشکل زمانی خواهد بود که ما بگویم، آمادگی برای این تعداد زیاد سالمند را نداریم و این مسئله ای است که ما امروز باید برای 20 سال آینده به آن توجه داشته باشیم. من و همکارانم و دانشجویان با تحقیق و پژوهش زیاد، جامعه را برای سالمندان مناسب سازی و آماده تر می کنیم.

*وبدا: لطفا در خصوص فرایند اجرای طرح  پژوهشی خود و نتایج آن توضیحاتی بیان نمایید؟

قبل از هر توضیحی در خصوص این طرح تحقیقاتی اجازه می خواهم که به رسم رعایت اخلاق از سرکار خانم خدابخشی، دانشجوی خودم که در این طرح نقش داشت و آقای دکتر جمالی هم که در این طرح همکار من بودند، با افتخار تشکر نمایم.

در مراکز درمانی، پرستاران در اول شیفت شان یک کاری را انجام می دهند که بنام  تحویل و تحول شیفت نام دارد. ابتدای شیفت، پرستاران بیماران را به همدیگر به عنوان یک امانت تحویل می دهند، یعنی من بیماری را که در شیفت شب در کنارش بودم و هر کاری را که برایش انجام دادم را برای همکار بعدی توضیح می دهم؛ مثلا این کارها را انجام دادم و کارهای  باقیمانده را هم توضیح میدم که شما باید زحمت کارهای دیگر را داشته باشید و این تحویل و تحول هم بصورت نوشتاری و هم بصورت شفاهی انجام می شود.

در حالت شفاهی افراد بلند می شوند و میروند کنار بالین بیمار، کنارش می ایستند و بیمار را به همدیگر تحویل و تحول می دهند. در این پژوهش ما تمرکزمان روی این بود که در این تحویل و تحول، تمرکز پرستارها بیشتر روی قسمت های مربوط به کارهای عملی بیماران هست، مثلا اینکه داروی بیمار را داده اند یا نه، پانسمانش را عوض کردند و این ساعت دوباره باید پانسمانش عوض بشود، فشارش را بگیرند، آمپولش تزریق شده یا نه! و... ما در این حوزه یک مشکلی را شناسایی کردیم و یک دغدغه ای که برای ما اهمیت پیدا کرد؛ این هست که مسائل اخلاقی شاید اینقدر برای پرستاران در هنگام تحویل و تحول، یک جایگاه ویژه و مشخصی ندارد و شاید آنطوری که مسائل جسمی برایشان مهم و مورد تاکید و توجه باشد؛ مسائل اخلاقی نباشد.

بنابراین ما تصمیم گرفتیم روی این موضوع تمرکز کنیم و بگوییم که اگر پرستاران قرار باشد در تحویل و تحولشان یک قسمت اخلاقی را در نظر بگیرند، آن زمان چه اتفاقی می افتد؟ و علاوه براین، روی فیلد خودمان در رابطه با سالمندان تمرکز کردیم و مسئله حریم خصوصی سالمندان را در نظر گرفتیم. چون حریم خصوصی، درک افراد هست از آن چیزی که در اطرافشان هست و از فضای شخصی که خودشان دارند. در واقع زمانی که من نوعی جوان هستم و سنم پایین تر هست یا حتی میانسال هستم؛ به هر حال توانمند تر هستم، اگر شما حریم خصوصی من را رعایت نکنید و اگر تجاوزی به حریم خصوصی من داشته باشید؛ من اعتراض می کنم و با سروصدا حق خودم را می گیرم. اما در سالمندان این اتفاق خیلی کمتر می افتد، ممکن هست سالمند توانایی درک شرایطش را نداشته باشد و از نظر شناختی افت کرده باشد؛ ممکن هست مشکل بینایی و شنوایی داشته باشد و اصلا متوجه نشود که شما در مورد او چه صحبتی می کنید؟

لذا این مسائل سالمندان را آسیب پذیر تر می کند و از طرفی وقتی ما می بینیم که یک نفر آسیب پذیرتر هست، توان ما برای رفتار غیر اخلاقی با بیشتر می شود، حالا ممکن هست ما آدم اخلاق مداری باشیم و تلاش کنیم که اخلاق مدارانه رفتار بکنیم، اما همیشه سالمندان و بچه ها جزو گروه آسیب پذیر محسوب می شوند و اگر کسی به حق آنان تجاوز کند، توان بلند شدن، جنگیدن و سروصدا کردن را ندارند. برای همین ما تمرکز کردیم روی سالمندان و حریم خصوصی آنان تا ببینیم که اگر در راند بالین صبح پرستاران بیایم؛ مسائل مربوط به حریم خصوصی سالمندان را هم مطرح بکنیم، چه تغییری در کیفیت مراقبت این سالمندان ایجاد خواهد شد. 

*وبدا: در خصوص انجام میدانی طرح پژوهشی توضیحاتی بفرمایید؟

در ادامه کار، یک محتوا آماده کردیم و دو بخش را در 2 بیمارستان در نظر گرفتیم. برای یک گروه مداخله مان را انجام دادیم و برای یک گروه دیگر این مداخله را انجام ندادیم. در گروهی که قصد داشتیم، ببینیم  برای سالمندان چه اتفاقی می افتد، آیا کیفیت مراقبت شان بهتر میشود یا نه؟ یکسری محتواهای شماتیک و شکلی آماده کردیم و از طریق یکی از اپلیکیشن های تعامل اجتماعی( که خود پرستاران تمایل داشتند)  اطلاعات را در اختیارشان گذاشتیم و به آنها گفتیم که حریم خصوصی 3 بعد مختلف دارد. ابتدا بعد حریم فیزیکی هست؛ اینکه شما وقتی بالای سر مریض قصد داری کاری را انجام بدهی از او اجازه بگیری و مثلا خود را معرفی کنید و بگویید که میخواهم برایت چکاری انجام دهم و از آنجا که ممکن است سالمندی که شما را دیده، امروز یادش نباشد، پس هر بار که بالای سر سالمند میروی خودت را دوباره به او معرفی کن و همه مواردی که مربوط به این بُعد هست.

بُعد دیگر بعد اطلاعاتی هست؛ اینکه من میروم از بیمار سالمند اطلاعات می گیرم و حتما باید اطلاعاتی باشد که مربوط به بیماری اش و درمانش  و به روند مراقبتش ارتباط دارد و اطلاعات را فقط در اختیار کسی قرار بدهم که فقط برای همین منظور احتیاج دارد؛ نه اینکه بصورت آزادانه در اختیار همه قرار بگیرد.

و بعد دیگر، بعد مذهبی و روانی سالمند است؛ اینکه اگر سالمندی به چیز خاصی نیاز دارد، مثلا سالمندی که 70 یا 80 سال نماز می خوانده و اکنون در بخش من بستری شده و میخواهد نمازش را اول وقت بخواند، این حق را دارد که من همه چیز را به موقع در اختیارش بگذارم، به او کمک کنم و تختش را رو به قبله کنم تا بتواند نمازش را بخواند.

در قسمت های مختلف سعی کردیم این پکیج های آموزشی را آماده کنیم؛ به نحوی که شماتیک باشد و وقت پرستارها را کمتر بگیرد و بصورت 5 هفته متوالی اینها را برای پرستاران ارسال می کردیم . صبح در راند بالینی شان از آنها می خواستیم همه این موارد را برای بیمارشان ارزیابی کنند.

یعنی پرستاران شیفت قبلی ارزیابی کنند، در شیفت بعدی هم به پرستاران توضیح بدهند که من اینها را رعایت کردم، شما هم باید رعایت کنید و مداوم این بیمار از پرستار شیفت قبلی به پرستار شیفت بعدی تحویل و تحول داده شده و مراقبت ها مرتبا گوش به گوش می شود و در نهایت اتفاقی که افتاد این بود، که خیلی رعایت حریم خصوصی در سالمندان بهتر و توجه پرستاران به سالمندان بیشتر شد.

همچنین پرستاران دریافتند که سالمندان هم به حریم خصوصی خودشان اهمیت می دهند و اینطور نیست که برای سالمند مهم نباشد، بنابراین خود سالمندان خیلی حس بهتری داشتند از اینکه در این بخش مراقبت می شوند. البته در بعد فیزیکی کمی دست ما بسته بود؛ بخاطر اینکه نیاز به تغییرات ساختاری داشت و نیاز بود یکسری وسایل فیزیکی وجود داشته باشد، شاید بعضی قسمت ها نشد، ولی بعضی رویه ها در بخش تغییر پیدا کرد که خیلی عالی بودند، مثلا یک طرحی بنام انطباق در بیمارستان ها داریم که بدلیل نبود تعداد برابر پرستار زن و پرستار مرد یک مقدار رعایت شدنش هم اندازه و هم راستا نیست و بعضی جاها به چالش می افتد، ولی به سختی با برنامه ریزی درست می شود  و قابل اجرا هست.

خیلی جالب بود که بعد از اجرای این پژوهش در این بخش ها؛ در چیدمان شیفت ها خیلی دقت و وسواس می کردند که حتما دو تا پرستار از 2 جنس مختلف وجود داشته باشند که کارها را حتما باید یک نفر همجنس انجام بدهد.

به نظرم این پژوهش، از این نظر که هم توانستیم توجه پرستاران به سالمندان را جلب بکنیم و هم به پدیده اخلاق و حریم خصوصی سالمندان، توجه شان را جلب بکنیم، اهمیت داشت و نیز یکسری دستورالعمل ها و رویه هایی در داخل بخش را مثل نمیشود، نیرو نیست، همه چیز کم است، امکانات نیست و این اتفاق نخواهد افتاد، را تغییر داد و بعد آن پرستار ما خیلی حس خوب و امیدواری داشتند مثل شاید هم بشود، حالا توجه کنیم شاید هم شد، قبلش یک مقدار بهانه گیری ها  و ناراحتی های ذهنی در فرایند درمانشان مداخله می کرد؛ ولی بعد می دیدند پرستاران چقدر به اینها توجه دارند، فکر می کنند، برنامه ریزی می کنند به همدیگر تحویلشان می دهند.

در این افراد خیلی تاثیرگذار است؛ البته نه بطور مستقیم پژوهش ما توانست حال بیماران را بهتر کند بلکه بطور غیر مستقیم تاثیر مثبت و مناسبی گذاشت، چون افراد می دیدند که نگاه آدم ها به آنها یک نگاه همه جانبه است، همه جنبه مراقبت شان را دارند، پس قاعدتا همکاری شان و تبعیت شان از درمان بهتر می شود. اینها چیزهایی هست که تحقیق بیشتری نیاز دارد .

*وبدا: کلام آخر و بی واسطه، خطاب به نوجوان ها و جوانانی که مردد در انتخاب رشته پرستاری هستند را از یک فرد تحصیل کرده رشته پرستاری که فراز و فرود و سختی ها و خوشی های این رشته را دیده و الان در مقام استادی هست و کارهای تحقیقاتی و پژوهشی فراوانی انجام داده است را می شنویم؟

من به همه بچه هایی که می خواهند رشته پرستاری را انتخاب بکنند، پیشنهاد می کنم که حتما این کار را بکنند؛ به شرطی که پشتکار لازم را داشته باشند. پرستاری رشته ای است که بسیار پشتکار لازم دارد؛ یعنی شما باید بتوانید از یکسری چیزهای زیادی بگذرید. یکی از مهمترین چیزهایی که باید از آن بگذرید؛ آسایش و راحتی خودتان هست. اینکه یک نفر را در بدترین لحظات زندگیش، به شما می سپارند و شما باید تلاش کنید، او را در یک شرایط بهتری به خانواده اش برگردانید. اول از همه باید یک روحیه خیلی قوی و بزرگ و خوبی داشته باشید و شرایط بیمارستان و شرایط بیماران را تحمل بکنید و حتی آنها را بهبود ببخشید.

از نظر درسی فکر می کنم؛ برای قبولی در رشته پرستاری باید رتبه ی خیلی خوبی داشته باشید. بنابراین باید خیلی خوب درس بخوانید اگر می خواهید در رشته پرستاری قبول شوید و بعد از قبولی هم از رشته هایی هست که بالا رفتنش خیلی کار سختی هست. یعنی در هر ترمی که میخواهید درس ها پاس بشود، باید با شدت درس بخوانید و اساتید نسبتا سخت گیری هم دارد.

معمولا در دانشگاه های مختلف، اساتید دانشکده های پرستاری، اساتید سختگیری هستند؛ آن هم  بدلیل ماهیت رشته است. ماهیت رشته طوری هست که نیاز به خواندن و تلاش و پشتکاردارد، اما رشته ی بسیار شیرینی هست. در کنار همه سختی هایی که دارد؛ وقتی که شما می بینید؛ یک آدم را در یک وضعیت خیلی بد، تحویل شما می دهند و بعد از مدتی با یک وضعیت خیلی خوب تحویل خانواده اش می دهید، هیچ حسی قشنگ تر از این نیست و این حس را در دنیا با هیچ چیزی نمی شود، عوض کرد. من توصیه می کنم" اگر دوست دارید، رشته پرستاری را انتخاب بکنید؛ حتما با آگاهی انتخابش بکنید". 

اطلاعات تماس سامانه خبری وب دا

Image
آدرس: مشهد، خیابان دانشگاه، ساختمان قرشی
کد پستی :۹۱۷۷۸۹۹۱۹۱
نمابر: ۳۸۴۳۶۸۲۷ ۰۵۱
رایانامه :webda@mums.ac.ir
سامانه پیام کوتاه: ۳۰۰۰۲۱۹۱
Image
Image
Image
Image
Image
Image
Image