آموزش


روسای دانشکده های پزشکی و دارو سازی دانشگاه علوم پزشکی مشهد در نشستی بر تعامل دو دانشکده مبنی بر استفاده مشترک از ظرفیت های آموزشی در جهت پیشبرد برنامه های آموزشی تاکید نمودند.

به گزارش وب دا، رییس دانشکده پزشکی دانشگاه علوم پزشکی مشهد در این نشست،با بیان اینکه دانشکده داروسازی بعنوان یکی از مراکز آموزشی پر افتخار در سطح دانشگاه علوم پزشکی مشهد محسوب می شود اظهار کرد: بیشترین تعداد دانشمندان و اساتید یک درصد برتر و پر استناد از اساتید دانشکده داروسازی هستند که این امر نشان دهنده جایگاه علمی این دانشکده درسطوح ملی و بین المللی است.

دکتر فاطمه محرری با اشاره به فضای فیزیکی، تعداد دانشجویان و اساتید دانشکده پزشکی نشان کرد: در مقوله های آزمونهای الکترونیک، مباحث آزمایشگاهی و تحصیلات تکمیلی و سایر برنامه های آموزشی می توان از ظرفیت های  دو دانشکده در راستای اجرای پروژه های مشترک آموزشی استفاده شود.

رییس دانشکده داروسازی دانشگاه علوم پزشکی مشهد نیز در این نشست ضمن تقدیر از حمایت های مسئولین دانشکده پزشکی، از دانشکده پزشکی بعنوان یکی از بزرگترین دانشکده های پزشکی کشور یاد کرد و گفت: برنامه های مطلوبی در مسیر آموزش علوم پزشکی در دانشکده پزشکی چه در حوزه تحقیقات و پژوهش، تحصیلات تکمیلی و همچنین جذب دانشجویان بین الملل اجرایی گردیده است که می توانیم با مشارکت و استفاده از تجارب دانشکده پزشکی این برنامه ها را در سطحی وسیع تر در دانشکده داروسازی اجرایی نماییم.

دکتر بی بی مرجان رضوی تصریح کرد: دانشکده داروسازی دارای ظرفیت بیشتر جذب دانشجویان بین الملل است و امیدورایم در آینده نزدیک این امر محقق گردد.

013.jpg - 71.87 kB


06.jpg - 23.73 kBدکتر سلمه دادگر متولد 1356 در شهر مشهد، دانشیار و متخصص زنان و مامایی وفلوشیپ پريناتولوژي، یکی از اساتید پر تلاش و باسابقه‌ی‌ دانشگاه علوم پزشکی مشهد است که از سال 1390 به عنوان عضو هیات علمی در گروه زنان، مشغول فعالیت های مختلف آموزشی، درمانی و پژوهشی در این مجموعه‌ی دانشگاهی بوده و در کنار تربیت نیروهای متخصص و درمان بیماران، همکاری هایی را نیز با سازمان پزشکی قانونی دارد. دکتر دادگر در طی سال های فعالیت خود به عنوان عضو هیات علمی در دانشگاه، حدود 68 مقاله را شخصاً و یا با همکاری دانشجویان و همکاران خود نگارش کرده و ضمن تالیف چند عنوان کتاب، یک مورد اختراع را که مربوط به ساخت کپسول سیاه دانه می باشد، ثبت نموده است. در ادامه ضمن آشنایی بیشتر با این استاد باسابقه دانشگاه علوم پزشکی مشهد از فعالیت ها و دستاوردهای ایشان در حوزه های مختلف دانشگاه بیشتر خواهیم شنید؛

وبدا: ضمن سپاس از حضور شما در این گفتگو، لطفا بیوگرافی مختصری درباره خود عنوان بفرمایید؟

من دکتر سلمه دادگر، متولد سال 1356 در مشهد، متاهل هستم و دارای دو فرزند؛ پسرم 23 ساله و در کانادا تحصیل می کند و دخترم 13 ساله و محصل است، همسرم پزشک متخصص قلب و فلوشیپ اینترونشن هستند و در خارج از دانشگاه به صورت آزاد در مطب شخصی خود فعالیت می کند. سال 1374 دیپلم را اخذ کردم و همان سال در رشته پزشکی دانشگاه آزاد مشهد پذیرفته و سال 1382 فارغ التحصیل شدم. دو سال بعد در مقطع تخصص زنان، دانشگاه علوم پزشکی مشهد پذیرش و سال 1388 فارغ التحصیل شدم و خرداد ماه سال 1390 بود که به عنوان عضو هیأت علمی دانشگاه مشهد شروع به فعالیت کردم. سال 1396 برای اخذ فلوشیپ پریناتولوژی به دانشگاه تهران رفتم و سال 1398 مجددا شروع به کار کردم، دوره طرحم را هم بعد از دوره تخصص سپري كردم و بعد از اینکه به مشهد بازگشتم به عنوان پریناتولوژیست فعالیت کردم. در زمان برگشت من به این دانشگاه به کمک همکارانم تغییرات زيادي در بخش ایجاد کردیم و عملا بخش پریناتولوژی را راه اندازی کردیم.

وبدا : پریناتولوژی به چه معناست و چه حیطه ای از خدمات را شامل میشود؟

پریناتولوژی به معناي طب مادر و جنین است. یعنی ما حاملگی های پر خطر در زمینه مادر و جنینی را مدیریت می کنیم. در بخش پریناتولوژی نیاز به یک دستگاه سونوگرافی پیشرفته است که آن زمان با رایزنی و پیگیری های مستمر و درخواست از رییس بیمارستان تهیه کردیم و از آن هنگام سونوگرافی هایی مثل سونوگرافی آنومالی اسکن و ام تي اسكرينيگ كه مربوط به غربالگری ها است، صرفا در بخش زنان بیمارستان انجام می شود.

وبدا: در حیطه آموزش نیروهای متخصص وضعیت را چطور ارزیابی می کنید؟

آموزش دستیاران تخصصی بخش زنان در زمینه سونوگرافی پیشرفت خیلی خوبی داشته و قطعاً اين آموزش ها لازم است چون ممکن است در مراکز شهرستانی رادیولوژی نداشته باشد و انجام سونو لازم باشد، لذا آگاهی متخصص زنان می تواند به مدیریت بیماران کمک کند.

 از سال 1400 دانشگاه علوم پزشکی مشهد بطور مستقل فلوشیپ پرناتولوژی تربیت می کند و به همین دلیل متخصصین برای دریافت مدرک نیازی نیست که به تهران یا سایر شهرها مراجعه داشته باشند. اتاق سونوگرافی بیمارستان امام رضا (ع) هر روزه سونوگرافی های مادران باردار را انجام می دهد و در صورت نیاز مشاوره و روشهای صحیح مدیریت بارداری به بیماران ارائه میشود و همکاری بسیار خوبی بین پرناتولوژیست ها و همکاران متخصص زنان وجود دارد و ما از طرق مختلف چه تلفنی و چه در فضای مجازی پاسخگوی مشاوره همکاران هستیم تا بهترین اقدامات برای بیماران انجام شود.

بخش سونوگرافی بیمارستان امام رضا (ع) همه روزه به جز ایام تعطیل در نوبت صبح فعال است و در روزهای تعطیل فقط سونوگرافی بیماران اورژانس انجام می شود که توسط فلوشیپ پرناتولوژی صورت می گیرد، من و خانم دکتر موسوی واحد اساتید پرناتولوژی بیمارستان امام رضا (ع) هستیم.

چنانچه درخواست مشاوره از سوی بیماران باشد، در همین جا انجام میشود، همچنین سونوگرافی و رادیولوژی و عمل های سخت نیز در این بخش صورت می گیرد، در مجموع پیشرفت خوبی در حوزه ی مادران پرخطر داشتیم و بعد از اینکه رشته پریناتولوژی در دانشگاه مشهد راه اندازی شد و هم اکنون که خانم دکتر موسوی واحد به ما اضافه شدند وضعیت بخش خیلی خوب شده است.

وبدا: آيا خانواده هم در پيشرفت هاي تحصيلي و كاري شما نقش داشتند؟

بله...پدر و مادرم هر 2 عضو هیات علمی دانشگاه بودند. مادرم خانم دکتر پورجواد استاد تمام گروه زنان دانشگاه بودند و در بیمارستان ام البنین(س) فعالیت داشتند و پدرم دکتر دادگر در بخش قلب بیمارستان امام رضا(ع) استاد تمام بودند و هر دو نفر در حال حاضر بازنشسته هستند و قطعا در چنین خانواده ای نمی توان درس نخواند و تاثیر خانواده واقعا مشخص است که الگو هستند.

وبدا: و تاثیر این روحیه‌ی علم طلبی در فرزندان شما چگونه بوده است؟

از آنجا که فرزندان اغلب از رفتار والدین خود الگوبرداری می کنند؛ تا اینکه به نصایح آنها گوش کنند، اگر والدین مرتبا در حال مطالعه باشند، فرزندان هم به مطالعه بیشتر گرایش پیدا می کنند. وقتی فرزند من مشاهده می کند که من دائما کتاب به دست دارم و در حال مطالعه‌ام و کمتر به تماشای برنامه های تلویزیون می پردازم، بالطبع او هم تمایل بیشتری به مطالعه پیدا خواهد کرد. بنابراین هر چقدر هم که فرزندانمان را به کاری که خودمان انجام نمی دهیم توصیه کنیم، نصایح تاثیر کافی را نخواهد داشت.

وبدا: رمز پیشرفت خود را چه می دانید؟

قطعا اگر موفقیت و پیشرفتی حاصل شده، نتیجه زحمت کشیدن، تلاش ها، پشتکار و ناامید نشدن من بوده است، چون هیچ قابلیت بیشتری نسبت به سایر افراد نداشتم و فقط مرتبا مطالعه و تلاش جهت بدست آوردن آنچه که می خواستم و عدم نا امیدی بوده است که باعث شده من به اهدافم دست یابم.

وبدا: با توجه به فعاليت دانشگاه در سه حوزه آموزش، درمان و پژوهش حفظ ارتباط اين سه حوزه از نگاه شما تا چه حد اهميت دارد و اساسا آيا مي توان اين سه حوزه را اولويت بندي كرد؟

با توجه به اینکه ما، در مراکز آموزشی فعالیت می کنیم، لذا اولویت ها آموزش است ولی هیچ گاه نمی توان پژوهش و آموزش را از درمان جدا کرد. در مراکز آکادمیک اگر بطور صحیح مریض را مدیریت و درمان کنیم و بر پایه رفرنس های معتبر علمی و همزمان آموزش دستیار تخصصی زنان هم به موازات آن انجام می شود، تمام این موارد مکمل یکدیگرند.

وبدا: نقش الگو بخشی استاد برای دانشجو را چطور می بینید؟

دانشجو از عملکرد استاد خود آموزش می بیند و به نظر من استاد، نه تنها بایستی در در زمینه آموزش پزشکی بلکه در زمینه اصول اخلاقی و عملکرد هم سرآمد باشد. زمانیکه دانشجو می بیند استادش بر اساس موازین اخلاقی و علمی عمل می کند، قطعا بهترین الگو برای دانشجوی خود خواهد بود.

دانشجو به خوبی تشخیص می دهد که عملکرد استاد آیا بر اساس دلسوزی و نگرانی برای بیمار است و موازین علمی را رعایت می کند و یا صرفا هدف مسائل مالی است. بنابراین رفتار درست استاد بسیار مهم است در آموزش اصول اخلاقی برای دانشجویان.

وبدا: در مسير تحصيل و فعاليت هاي كاري آيا چالش ها و موانعي را هم تجربه كرديد؟

 قطعا همه ما چالش هایی را داشته ایم و همه در درس خواندن فراز و فرودهایی را تجربه کردیم، چون تحصیل کردن در هر مقطعی کاری سخت و و زمانبر است. به عنوان مثال بنده برای دریافت فلوشیپ با دو فرزند باید خانواده را ترک می کردم و به تهران می رفتم، البته تقریبا همه همکاران با چالش هایی اینچنین روبه رو بوده اند. در عین حال برای رسیدن به آن هدفی که انسان دارد، ناگزیر است این سختی ها را تحمل کند.

ضمن اینکه درس خواندن در این سن بسیار سخت تر است و باید دوباره فرایند ها را از اول شروع کنیم به عنوان مثال زمانیکه من بازگشتم، برای راه اندازی بخش پریناتولوژی در بیمارستان و تهیه دستگاه سونو سختی های بسیاری را متحمل شدیم، اینکه آیا بیمارستان بودجه در اختیار ما قرار می دهد یا خیر؟ ما برای اضافه کردن دستگاه، روزها و ماه ها با قسمت خیرین بیمارستان در ارتباط بودیم و توانستیم تهیه کنیم. ما دستگاه پیشرفته نیاز داشتیم و رئیس بیمارستان آن زمان با ما همکاری کردند و با هزینه بالا برای ما تهیه کردند که خوشبختانه اکنون بواسطه این امکانات خدمات خوبی ارائه می دهیم.

 سونوگرافی در بیمارستان امام رضا(ع) با تعرفه دولتی و هزینه ای کمتر از مراکز خارج بیمارستان انجام میشود و سخت ترین جراحی ها برای بیماران می پذیرد. اقدامات تشخیصی خاص مثل تست های آمینوسنتز و نمونه گیری ها نیز با کیفیت خوب و تعرفه دولتی انجام می شود. البته در میان این چالش ها نا امید شدن هایی هم وجود داشته که دیگر برای تهیه دستگاه اقدام نکنی، اما پیگیر بودن و علاقه داشتن و عشق به کار داشتن مهم است کسی که می آید برای هیات علمی شدن باید عاشق این کار باشد.

وبدا: از دستاوردهای علمی خود توضیحاتی بفرمایید؟

از سال 90 که به عنوان هیات علمی در دانشگاه مشغول به فعالیت شدم، حدود 68 مقاله چاپ شده دارم که در مجله های داخلی و خارجی به چاپ رسیده است. همچنین 67 طرح پژوهشی دارم که تعداد زیادی مقاله از آنها استخراج شده و در برخی از آنها به عنوان استاد راهنما و استاد مشاور همکاری داشتم و برخی مقالات را هم شخصاً نگارش کردم. همچنین سه کتاب دارم که با همکاری همکارانم تالیف شده و خودم تنها نویسنده اول نیستم، یک کتاب مربوط به تشخیص و درمان بیماری های زنان است و یک کتاب با عنوان " آن چه یک مادر باردار باید بداند " دارم و یک کتاب هم در خصوص تشخیص اختلالات کروموزمی (آناپلوییدی و اختلالات لوله عصبی در بچه ها) است، که با توجه به اینکه این موارد مربوط به پریناتولوژیست است در این زمینه هم کتاب نگارش کرده ام. یک مورد هم ثبت اختراع دارم که با همکاری اصلی گروه پرستاری مامایی بوده، در این اختراع ما جهت درمان بیماری پی سی أ کپسول های سیاه دانه را درست کردیم.

از سال 1382 تا سال 1392 ویراستار مجله زنان و مامایی ایران بودم و سال 1392 به عنوان کمک سر دبیر مجله منصوب شدم که کارهای خاص خود را از جمله بررسی مقالات و رفع اشکالات مقالات را با کمک دبیر و سردبیر مجله و تیم داوری مجلات انجام می دادم. از زمانی که هیات علمی شدم یک مقطع چند ساله با گروه پزشکی خانواده دانشگاه کار می کردم و برای بخش زنان به تدریس مشغول بودم. شرکت در بازآموزی ها و سخنرانی های آموزشی که مکررا داریم و سال 1396 کلینیک قلب و بارداری راه اندازی شد که آن زمان من برای دوره فلوشیپ تهران بودم و وقتی که برگشتم آن زمان پزشکان متخصص زنان در کنار پزشکان متخصص قلب کلینیک را اداره می کردند و بعد از برگشتم من و خانم دکتر موسوی واحد کلینیک را با همکاری متخصص قلب مربوطه که سه نفر از همکاران قلب که فلوشیپ  نارسایی قلب و اکو هستند و خانم دکتر زیرک که یکی از اساتید برگزیده بیهوشی دانشگاه هستند و در قسمت جراحی پیوند قلب فعالیت دارند، اداره می کنیم.

کلینیک قلب و بارداری بیمارستان دستاورد خیلی خوبی است برای بخش زنان و بیمارانی که مشکلات قلبی دارند و خانم هایی که قصد بارداری یا باردار شدند را در آن کلینیک مورد بررسی و معاینه قرار می دهیم و چنانچه قبل از بارداری مراجعه کنند، اینکه اجازه بارداری داده شود یا نه مورد بررسی قرار می گیرد. بعداز اینکه باردار شدند هم بسته به شدت عارضه قلبی که دارند بررسی و کنترل بارداری آنها را انجام می دهیم، هر بار در کلینیک یک پریناتولوژیست در کنار یک متخصص قلب هست و از نظر قلبی و زنان بیمار بررسی می شود.

 زمانی که نیاز به ختم بارداری، زایمان و سزارین وجود داشته باشد، روش زایمان یا سزارین مادر را مشاوره می کنیم با پزشکان همکار و متخصص بیهوشی خانم دکتر ناهید زیرک و روش زایمان مشخص می شود.

 دستورات لازم قلبی هنگام زایمان توسط متخصص قلب ارائه می شود و توسط متخصص بیهوشی بیمار ویزیت و دستورات داده می شود و یک روز مشخص برای بیماران قلبی داریم که اینجا سزارین می شوند و اتاق عمل از قبل آماده است. به لطف خدا خوشبختانه میزان مرگ و میر مادران مبتلا به مشکلات قلبی به شدت کاهش یافته ( و انشاالله ادامه پیدا کند ) که به دلیل تعامل بالا بین این 3 گروه است و حتی همکاری بسیار خوبی که گروه آی سی یو با ما دارند.

 چنانچه بیمار بدحالی از هر جای استان پذیرش کنیم توسط اساتید آی سی یو ویزیت می شوند و در این زمینه همکاری بسیار خوبی وجود دارد.

این تعاملات، جزء دستاورد های بزرگ ما است که میزان مرگ و میر مادران کاهش یافته است و نتیجه همکاری خوب و به موازات هم فعالیت کردن است. همچنین همکاری هایی با پزشکی قانونی در خصوص پرونده های قصور و سقط جنین دارند.

وبدا: چه پيام و توصيه اي براي دانشجوياني داريد كه شايد روزي بخواهند پا جاي استاد خود بگذارند؟

دانشجوی رشته پزشکی باید واقعا عاشق رشته پزشکی باشد و بعد وارد این رشته شود، معمولا دانشجویان پس از ورود به رشته، تازه متوجه سختی های آن شده و به این نکته می رسند که باید با تحقیق و آگاهی بیشتری وارد این رشته شوند. چون در این مسیر فرد بایستی از بسیاری تفریحات و سرگرمی ها صرف نظر کند و از طرفی شرایط سخت بیمار را که ممکن است در رفتار و گفتار او هم تاثیربگذارد را درک نموده و به نوعی با بیمار خود همدردی داشته باشد. همچنین فرد نباید صرفا به منبع درآمد پزشکی بنگرد که اگر چنین باشد باید سراغ  فعالیت های زيبايي برود.

 

 


798.jpg - 84.49 kBدکتر رضا گوهریان متولد سال ۱۳۲۳ در شهر مشهد، استاد پیشکسوت دانشکده دندانپزشکی مشهد در رشته پروتزهای دندانی، از جمله‌ چهره های به یادگار مانده از سالهای طولانی فعالیت آموزشی و درمانی این دانشکده است که پس از 34 سال فعالیت حرفه ای در این مجموعه، قریب به یک دهه است که در دوران بازنشستگی به سر می برد و همچنان خدمات درمانی‌‌اش را در مطب و با همراهی تنها پسرش که پا جای شغل شریف پدر نهاده، دنبال می کند و تنها انگیزه خود برای ادامه فعالیت درمانی ، دیدن بیماران و بویژه بیماران بهبود یافته ای می داند که به لطف علم و مهارت استاد حاذق، اکنون لذت سلامتی را تجربه می کنند و به شوق این نعمت بازیافته، هر از چندگاهی رسم قدرشناسی و قدردانی را با حضور در مطب پزشک پیشکسوت عرصه دندانپزشکی به جا می آورند. دکتر گوهریان که دوره تخصص پروتز را در دانشگاه جرج تاون آمریکا گذرانده، پس از اتمام تحصیل در این کشور، پیشنهادات متعددی برای ماندن و  کار در آمریکا دریافت می کند، اما با تعهد و احساس مسئولیتی که نسبت به ملت و کشور خود احساس می کند، بی درنگ به کشور باز می گردد و امروز از پس سال ها خدمت به این آب و خاک، سرافرازانه و با افتخار از سهم خود در تلاش هایی می گوید که دانشکده دندانپزشکی مشهد را در مسیر پیشرفت و تکامل قرار داد و نیروهای متخصصی را تقدیم کشور نمود که هر یک به نوبه‌ی خود دستاوردی بزرگ و ماندگار برای این مجموعه دانشگاهی محسوب می شود. در ادامه شرح گفتگوی وبدا، با این استاد و پزشک پیشکسوت عرصه دندانپزشکی را می خوانید:

وبدا: با سپاس از فرصتی که برای این گفتگو اختصاص دادید، لطفا یک بیوگرافی مختصر از خود عنوان بفرمایید؟

دکتر رضا گوهریان هستم، متولد 1323 در مشهد، تحصیلات را در دبستان خیام مشهد آغاز کردم و پس از آن وارد دبیرستان شدم. همزمان با تحصیل فعالیت کاری هم داشتم و سعی می‌کردم درآمدم را جمع کنم تا بتوانم پس از تحصیلات دبیرستان، به خارج از کشور بروم. پس از اتمام تحصیلات مدرسه، چون پول کافی برای عزیمت به خارج نداشتم، به خدمت سربازی در سپاه دانش قوچان رفتم و پس از آن به سبزوار و در آنجا روزنامه‌ای به نام " دانش آموز " منتشر کردیم که مورد تایید وزارت علوم قرار گرفت و به تهران دعوت شدم، قرار بود که به من برگ زیتون طلایی بدهند که در آن زمان امکانش فراهم نشد و به جای من کسان دیگری فرستاده شدند.

وبدا: از فرایند پذیرش در دانشگاه توضیحاتی بفرمایید؟

بعد از خدمت سربازی، از طریق کنکور منطقه‌ای در رشته شیمی که بسیار علاقمند بودم، پذیرفته شدم و البته در رشته های دندانپزشکی و پزشکی هم رزرو بودم. روزی که برای ثبت نام به دانشگاه رفتم، یک نفر از دوستان مرا در صف رشته شیمی دید و گفت چرا اینجا ایستاده‌ای؟ گفتم به شیمی علاقمندم و می‌خواهم ثبت نام کنم. ایشان گفت خیلی از بچه‌های دانشکده علوم، کسر واحد آورده‌اند و از این قبیل صحبت ها... و در نهایت مرا هول داد به صف ثبت نام دانشکده دندانپزشکی که در کنار صف ما بود، به این ترتیب من در دانشکده دندان ثبت نام کردم و در سال 54 وارد  دانشکده دندانپزشکی شدم.

خوشبختانه چند سال آخر دانشکده را مرتباً دانشجوی رتبه اول شدم و مدال‌های آن را هنوز دارم و سال ۱۳۵۴هم فارغ التحصیل شدم . ناگفته نماند که در سال آخر تحصیل با یک سری از دانشجویان پزشکی که قبلاً با هم در دبیرستان آشنا شده بودیم، شبی را دور هم بودیم، آنها به من گفتند که چون هفته آینده سالگرد مرگ تختی است می‌خواهیم اعتصاب کنیم... و به این ترتیب دانشکده تعطیل شد و دانشجویان در خیابان اسرار جمع شدند، آن روز تمام شد و روز بعد همگی رفتیم به سر کلاس. سه، چهار روز بعد روی دیوار اسامی یکسری از دانشجویان را زده بودند که نام من هم بود و به این ترتیب ما یک ماه در بند بودیم و پس از این مدت، به دلیل اینکه مدرکی دال بر انجام تخلفی از ما پیدا نکردند، چند نفرمان را آزاد کردند، این اتفاق خیلی مرا ناامید کرد و تصور می‌کردم چون دانشجوی ستاره‌دار شده‌ام، دیگر نمی‌توانم در رشته دندانپزشکی موفق باشم. در آن سال من دانشجوی ممتاز شدم و با توجه به اینکه اعلام شد دانشجویان ممتاز می‌توانند بروند به تهران و در کنگره دهه انقلاب شرکت کنند کمی امیدوار شدم، در کنگره تهران سخنرانی‌هایی بود و ما پشت سر نمایندگان مجلس نشسته بودیم و یک هفته مهمان آنها بودیم. این اتفاق مرا به آینده امیدوار کرد و مجدداً شروع به خواندن کردم و پس از فارغ التحصیلی در سال ۵۴ با توجه به مراودات ایران و دانشگاه جورج تاون امریکا، من بورسیه گرفتم و به همراه همکارانمان آقای دکتر حسینی و خانم دکتر رکنی و سایر دوستان راهی امریکا برای گذراندن دوره تخصص شدیم و حدود ۲ سال و نیم در آنجا بودم.

وبدا: چه فعالیت هایی در دانشگاه جرج تاون داشتید و حاصل کارتان در آنجا چه بود؟

حاصل کار من یک مقاله درباره اکلوژن ( اثرات نایت گال بر روی ناراحتی‌های مفصل گیجگاهی ) بود که نشان می داد گذاشتن نایت گال برای افرادی که دچار استرس‌های روانی هستند، 80 تا 85 درصد ناراحتی شان را کم می کند. این کار به اتفاق آقای دکتر نف انجام و در مجله جی پی دی منتشر شد، خلاصه ای از آن هم در کتاب زارب چاپ شده است. در آنجا به من پیشنهاد شد که بمانم و استخدام شوم و پیشنهاد حقوق دو هزار دلاری به من داده شد. با چند نفر از اساتید دیگر هم کار کردم و مرا به دانشگاه اوهایو دعوت کردند که در مورد همین مقاله در آنجا صحبت کردم. مقاله‌ای هم در مورد پروتزهای ثابت داشتم که در سمینار دندانپزشکی آمریکا در دانشگاه جورج تاون تشریح کردم. ضمناً کار پروتز ثابت هم انجام می‌دادم و مریض می‌دیدم.

 همین فعالیت ها سبب شد که درخواست ها برای ماندنم ارائه شود. اما بالاخره با اتمام این دوره و با توجه به علاقه و تعهدی که به دانشکده دندانپزشکی مشهد داشتم و در واقع استخدام دانشکده بودم، همینطور وابستگی به پدر و مادرم و علاقه به ایران، علیرغم اصرار سایرین و از جمله همسرم ترجیح دادم برگردم. پس از بازگشت به ایران من را همزمان با اینکه در دانشکده مشهد تدریس می‌کردم، رئیس خوابگاه دانشگاه فردوسی کردند و با توجه به شرایطی که در خوابگاه بود ترجیح دادم آنجا را ترک کنم و در دانشکده دندانپزشکی مستقر شدم و به صورت تمام وقت در بخش پروتز کار می‌کردم.

وبدا: از دستاوردها و برنامه‌های علمی که از خارج کشور آورده چه بود ؟

من و خانم دکتر رکنی از نخستین کسانی بودیم که دوره اکلوژن ( روابط دندان‌ها در حالتی که دندان‌ها بسته شده و غذا خورده می‌شود و ناهماهنگی آنها ناراحتی‌های زیادی را برای بیمار ایجاد می‌کند ) را برای دانشجویان بویژه دانشجویان تخصصی ایجاد کردیم.

وبدا: از امکانات و فضایی که در آن زمان در دانشکده حاکم بود و اکنون می‌توانید مقایسه‌ای داشته باشید؟

وضعیت اکنون را چندان مطلع نیستم، اما آن زمان امکانات زیادی در دانشکده نداشتیم و بیشتر تئوری درس می‌دادیم. به مرور که جزو برنامه تخصصی دانشجویان شد، کار عملی را هم روی بیماران آغاز کردیم و و برای بیماران کارها انجام می‌شد.

وبدا: چه سالی ازدواج کردید و حاصل این ازدواج چند فرزند بود؟ 

من حدود سال ۵۳ و قبل از رفتن به امریکا ازدواج کردم . سه فرزند دارم؛ دو دختر و یک پسر. پسرم دندانپزشک است و دخترانم مهندس معماری هستند .

وبدا: در حال حاضر چه می‌کنید؟

اکنون تقریبا استراحت می‌کنم، بعد از ۳۴ سال فعالیت در دانشکده خودم را بازنشسته کردم و بعد از بازنشستگی در مطب کار می‌کردم و هم اکنون هم کار می‌کنم و هنوز هم خسته نشده‌ام، هر چند اکنون به دلیل عمل پا خیلی نمی توانم در مطب فعالیتی داشته باشم و بیشتر کارها به دست پسرم انجام میشود.

وبدا: درمورد فضای دانشکده و فعالیت های آن چه نظری دارید؟

در حال حاضر دانشکده خیلی توسعه یافته و با دستگاه‌های جدیدی که اضافه شده، وضعیت بسیار بهتر شده. در زمانی که ما آمدیم به دانشکده دستمان خالی بود و بیشتر کار، تئوری پیش می‌رفت، یکی دو سال بعد از بازگشت من، دوره‌های تخصصی دندانپزشکی در ایران افتتاح شد و من جزو اولین کسانی بودم که در رشته پروتز، ممتحنه دوره تخصصی شدم و نماینده وزیر و حدود ۲۰ سال برای امتحانات تخصصی گروه پروتز به تهران می‌رفتم. اکنون با امکاناتی که فراهم شده و دستگاه‌های جدید۱۰۰ درصد به مراتب کار بهتر و وسیع‌تر شده است. البته ما هم بسیار تلاش کردیم و همه با اشتیاق و علاقه خاصی صبح و عصر به دانشکده می‌آمدیم و خیلی کار می‌کردیم.

وبدا: فعالیت‌های تحقیقاتی و اجرایی محوری تان در دانشکده شامل چه مواردی است؟

یکی، دو کار تحقیقاتی درباره اکولوژن بوده و همینطور در مورد پروتز ثابت که همگی در مجلات ایران چاپ شده است. در بحث مسئولیت‌های اجرایی هم باید عرض کنم که معاون آموزش دانشکده و مدل گروه پروتز و چند سال مدیر مجله دندانپزشکی بودم و به عنوان نماینده دانشکده دندانپزشکی در هیئت ممتحنه برد تخصصی پروتز در تهران هم مسوولیت داشته ام.

وبدا: از نگاه شما مهمترین شاخص در بحث اخلاق حرفه‌ای چه بوده است؟

اینکه دندانپزشک باید نسبت به مریض خود تعهد داشته باشد و کار مریض که تمام می‌شود وضعیت او را مدام پیگیری کند و کارهایی که برای او انجام داده، بسنجد تا اشتباهات احتمالی که از سوی دندانپزشک رخ داده را اصلاح کند. به این ترتیب بیمار هم به مراتب راضی تر خواهد بود. من روز گذشته بیماری داشتم که آمده بود و گفت ۲۰ سال قبل شما برای من کران گذاشته‌اید و من در طی این مدت بسیار از کار شما راضی هستم و قدردانتان. لذا اینکه کار خوب انجام شود و بیمار راضی باشد خیلی مهم است و نباید صرفاً بحث مالی برای دندان پزشک مطرح باشد.

وبدا: اوقات فراغت چه می‌کنید؟

در حال حاضر مطبم دایر است، اما پسرم بیشتر کار می‌کند و من چون نمی‌توانم فعالیت درمانی چندانی داشته باشم. در مطب می‌نشینم و بیمارانی که می‌آیند بیماری و مشکل آنها را بررسی می‌کنم و گاهی مواردی هم هست که بیماران برای تشکر می‌آیند که این باعث تقویت روحیه من نیز می‌شود. همچنین مقالات مربوط به اکولوژن و پروتز را مطالعه می‌کنم، ،مقالات را ترجمه می‌کنم و یادداشت می‌کنم، کمک می‌کنم به خرید خانه و نوه‌ام را به مدرسه می‌برم و ورزش و پیاده روی می‌کنم.


08.jpg - 20.66 kBمعاون آموزشی دانشکده بهداشت دانشگاه علوم پزشکی مشهد اظهار کرد: تمامی اقدامات لازم برای میزبانی دانشجویان در سال تحصیلی جدید در این دانشکده انجام شده است

دکتر حسین علیدادی در گفتگو با وب دا با اشاره به تغییر مکان این دانشکده به محل جدید خاطر نشان کرد: پیش بینی می شود 190 نفر دانشجو جدید در 8 رشته کارشناسی ارشد و 4 رشته کارشناسی و PhD برای سال جدید تحصیلی در دانشکده بهداشت مشهد پذیرش شوند.

وی تصریح کرد: علاوه بر این 20 دانشجوی بین الملل نیز در مقاطع کارشناسی ارشد و دکترای تخصصی در سال تحصیلی جدید در این دانشکده پذیرش شدند.

وی با بیان اینکه 47 نفر عضو هیات علمی مسئولیت تدریس به این دانشجویان را برعهده دارد تصریح کرد: گروه های آموزشی بهداشت و ارتقاء سلامت، آمار زیستی، سلامت، ایمنی و محیط زیست، مدیریت و اقتصاد سلامت، اپیدمیولوژی ، بهداشت محیط، بهداشت حرفه ای و ایمنی از جمله رشته های این دانشکده به شمار می رود که در مقاطع مختلف فعال است.

معاون آموزشی دانشکده بهداشت دانشگاه علوم پزشکی مشهد با بیان اینکه علاوه بر دانشجویان جدید، در حال حاضر 600 دانشجو در دانشکده بهداشت در حال تحصیل هستند ، عنوان کرد: چشم انداز این دانشکده، قرار گرفتن در بين هشت دانشگاه برتر کشور از نظر رتبه در علم، فناوری و نوآوری در حوزه مطالعات اپيدميولوژی در دانشگاه های شرق و شمال شرق کشور و  قرار گرفتن در بين پنج دانشکده بهداشت برتر دانشگاه های علوم پزشکی کشور از نظر رتبه در توليد علم و نوآوری در حوزه آموزش بهداشت و ارتقای سلامت است.


985.jpg - 21.65 kBدکتر بی بی فاطمه کلالی نیا، متولد 1358 در مشهد، استاد تمام و عضو هیات علمی پژوهشی دانشگاه علوم پزشکی مشهد، یکی از فعالان عرصه‌ی پژوهش است که از سال 1389 همکاری خود را به عنوان عضو هیات علمی در این مجموعه‌ی دانشگاهی آغاز نموده و علاوه بر نگارش بیش از 71 مقاله تحقیقاتی، 91 طرح تحقیقاتی و ثبت 5 اختراع، رسالت های مدیریتی مختلف از جمله؛ مسئولیت PHD بای ریسرچ دانشگاه ، ریاست آزمایشگاه جامع تحقیقات و ریاست مرکز جامع سلول‌های بنیادی و پزشکی بازساختی و همچنین معاونت توسعه فناوری پارک سلامت راعهده دار بوده است. با توجه به فیلد اصلی تحقیقاتی دکتر کلالی نیا، که متمرکز بر طب بازساختی ( سلول‌های بنیادی و مهندسی بافت) است، تاکنون تحقیقات کابردی ارزشمندی توسط ایشان و تیم تحقیقاتی شان در این زمینه انجام شده که توضیحات بیشتر پیرامون این فعالیت های تحقیقاتی را در ادامه مرور خواهیم کرد:

*وبدا: با سپاس از حضور شما در این گفتگو، لطفا در ابتدا بیوگرافی مختصری درباره خودتان عنوان بفرمایید؟

بی بی فاطمه کلالی نیا  هستم، متولد ۱۳۵۸ در شهر مشهد، تحصیلات دوران مدرسه را در مشهد گذراندم و در سال ۱۳۷۷ در دانشگاه علوم پزشکی کرمان پذیرفته شدم و پس از ۳ سال تحصیل در این شهر، به عنوان دانشجوی میهمان به دانشگاه علوم پزشکی مشهد آمدم و تا پایان دوره عمومی در این شهر بودم.

*وبدا: دوره تخصص را در چه سالی آغاز کردید؟

دوره تخصص را هم بلافاصله پس از دوره عمومی شروع کردم و در سال ۱۳۸۲ در آزمون PHD نفر اول کشور در گروه بیوتکنولوژی شدم ( در دوره عمومی هم نفر اول ورودی بودم). خوشبختانه در کل دوره تخصص تا زمانی که فارغ التحصیل شدم، جز نفرات اول دوره بودم. در سال 1389 پایان نامه PHD را دفاع کردم و از مهر همان سال به عنوان نخستین عضو هیئت علمی پژوهشی دانشگاه کارم را آغاز کردم .

*وبدا: تا هم اکنون چه تعداد مقالات پژوهشی در کارنامه کاری خود ثبت نموده اید؟

حدود ۷۰ مقاله تاکنون در سامانه علم سنجی وزارت بهداشت ثبت کرده‌ام و اچ ایندکس مقالاتم ۲۱ است و 5 مورد ثبت اختراع دارم از آنجا که فیلد اصلی من طب بازساختی است و کارم متمرکز بر سلول‌های بنیادی و مهندسی بافت است، عمده این موارد  پیرامون مهندسی بافت و سلول درمانی است.

*وبدا: درباره فعالیت هایی که در دانشگاه داشته اید هم توضیحاتی بفرمایید؟

سال 1389 که کارم در دانشگاه آغاز شد، ابتدا ۳ سالی مسئول PHD بای ریسرچ دانشگاه بودم، سه سال رئیس آزمایشگاه جامع تحقیقات بودم و در حال حاضر هم مدت دو سال است که رئیس مرکز جامع سلول‌های بنیادی و پزشکی بازساختی و معاون توسعه فناوری پارک سلامت هستم. همچنین مسئولیت بخش بیوتکنولوژی مرکز تحقیقات بیوتکنولوژی تقریبا از ابتدای دوره خدمتم بعهده من بوده است.

*وبدا: رویکرد و ماهیت فعالیت های شما در حوزه پژوهش چگونه است؟

تیپ شخصیتی من به گونه‌ای است که خیلی مقاله محور نیستم و فکر می‌کنم که مقاله محور بودن در کشور به گونه‌ای آسیب زننده باشد؛ البته که ما باید اساتید هیئت علمی‌ را داشته باشیم که تمرکزشان بر پژوهش و تولید مقاله باشد تا رنکینگ دانشگاه را بالا نگه دارند، اما هزینه‌های قابل توجهی که پژوهش به دنبال دارد اقتضاء می کند که بدنبال پژوهش های کاربردی و محصول محور باشیم. با توجه به بالا بودن قیمت دلار و امکانات و مواد مورد نیاز که دسترسی به آنها سخت شده، شخصاً معتقدم که باید مقالات کاربردی هدف ما باشد و به حمدالله از سال‌های ۹۴ یا ۹۵ کشور به این سمت رفته است.

 در سال‌های نخست کار من، سیاست گذاری کشور روی مقاله بود و کارایی افراد بسیار متمرکز بر تعداد مقالات سنجیده می‌شد، اما پس از شکل گیری شرکت های دانش بنیان‌ و صحبت‌های مقام معظم رهبری که چند سالی است شعار سال را بر تولید متمرکز کرده‌اند، تاثیر بسیار خوبی بر جامعه داشته و در دانشگاه هم این ادبیات جا افتاده است.

شاید تا چند سال قبل اگر یک عضو هیئت علمی در بیرون کار صنعت انجام می‌داد امری ناپسندیده از سوی دیگران برداشت می‌شد، اما اکنون این موضوع نه تنها رد نمیشود بلکه جزء امتیازات ارتقاء هم تلقی میشود. البته ناگفته نماند که هیات علمی که همزمان هم رسالتهای تعیین شده آموزشی و پژوهشی را پوشش می دهد و هم در حوزه فناوری فعالیت می کند بسیار می بایست فعال و پرکار باشد و به لحاظ مدیریت زمانی این کار بسیار سخت است.

 درکل اینکه ما کارها را در جهت کاربرد محوری یا مقاله محوری تعریف کنیم، مسیر ما را مشخص می‌کند و چنانچه طرح ما کاربردی محور تعریف شود، هم مقاله را خواهیم داشت و هم دستاورد کاربردی از آنها حاصل خواهد شد. دانشگاه‌های نسل ۳ و نسل ۴ هم که بر تقویت ارتباط دانشگاه با صنعت تاکید دارند و در همین راستا حرکت میکنند.

*وبدا: یکی از طرح های تحقیقاتی که توانسته اید به عرصه کاربردی شدن برسانید و برای شخص شما خوشایند و رضایت بخش بوده را عنوان بفرمایید؟

ما در سال ۹۰ کار تحقیقاتی را  با موضوع شکستگی‌های ترمیم ناپذیر (نان یونیون) و با همکاری آقای دکتر پیوندی در گروه ارتوپدی دانشکده پزشکی انجام دادیم که شاید هیچ یک از نتایجی که تاکنون و در طول این ۱۴ سال کار به دست آورده‌ام به اندازه آن شیرین نبود؛ وقتی که آقای دکتر پیوندی خبر دادند، مریضی پس از ۱۳ سال ناتوانی در راه رفتن، توانسته با روش درمانی که ما برای او به کار گرفتیم، شروع به راه رفتن کند، این اتفاق به قدری برای من خوشایند بود که شاید تابحال چاپ هیچ مقاله‌ای به اندازه‌ آن خوشحالم نکرد. بنابراین باز هم تاکید می کنم باید به گونه‌ای عمل کنیم که مقالات ما با محوریت کاربردی بودن تهیه شود و برای کشور مفید و رفع کننده نیاز جامعه باشد.

*وبدا: از نگاه شما حوزه‌های مختلف آموزش، پژوهش و درمان در دانشگاه تا چه حد با هم ارتباط دارند و آیا می‌توان این حوزه‌ها را اولویت بندی کرد؟

با توجه به اینکه در هیئت رئیسه هم رفت و آمد دارم، ارتباطات بسیار خوبی را در بین همکاران مجموعه شاهد هستم و معاونت‌ها بسیار خوب با هم در تعامل اند.

اما در بحث اولویت بندی حوزه‌های مختلف در دانشگاه شخصاً معتقدم که نمی‌توان در سه حوزه آموزش، پژوهش و درمان اولویت بندی کرد، البته بعضاً در بحث بودجه‌بندی می‌بینیم که حوزه‌های پژوهش و آموزش تحت تاثیر درمان قرار می‌گیرند، که خب تا حدی هم طبیعی است؛ چون موضوع درمان بیماران از اهمیتی ویژه برخوردار است، اما حقیقت آن است که اگر ما آموزش یا پژوهش مطلوبی نداشته باشیم، اساس و کیفیت درمان هم تحت شعاع قرار خواهد گرفت.

 هدف ما از انجام یک کار پژوهشی تنها تولید یک مقاله و چاپ آن نیست، بلکه ( به ویژه در مورد دانشجویان داروسازی)، پژوهش کمک می‌کند که ذهن آنها برای حل مسئله پرورانده شود و اگر مشکلی پیش آمد بدانند که چطور با آن مواجه شوند و این موضوع را در پژوهش یاد می‌گیرند. همچنین در امر آموزش اگر ما خلأ و کاستی داشته باشیم، در آینده نیروهای انسانی ما نمی‌توانند به خوبی کار درمان را انجام دهند بنابراین نمی‌توان هیچ یک از حوزه‌ها را در اولویت قرار داد.

*وبدا: یک استاد موفق از نگاه شما چه خصوصیت‌هایی دارد؟

تجربه شخصی ام آن است که همدلی و همراهی با دانشجویان می‌تواند از ویژگی‌های یک استاد موفق باشد. اینکه نگاه من به دانشجو مثل فرزندم باشد همین احساس امنیت و همراهی را به دانشجو انتقال خواهد داد. البته در مواقعی هم لازم است که استاد در عین دلسوز بودن، سختگیری‌هایی را نسبت به دانشجویان خود داشته باشد؛ چرا که در نهایت این سخت‌گیری‌ها به نفع خود دانشجو تمام خواهد شد و اگر چه ممکن است در آن مقطع زمانی دانشجوی ما نسبت به این موضوع احساس ناراحتی کند، اما بعدها متوجه خواهد شد که همین سخت‌گیری‌ها سبب پیشرفت کار او بوده است.

*وبدا: آیا در مسیر تحصیل و کار خود چالش‌ها و موانعی هم داشته‌اید؟

بله، چالش‌ها که همیشه وجود دارد و اساساً ماهیت زندگی این است، من دوره‌های بسیار سختی را گذراندم و در واقع برای هر یک از این چالش ها جنگیدم، تا آنها را از سر راه بردارم، اما هرگز این چالش ها سبب متوقف شدن من نشدند و اساساً معتقدم که اگر زندگی چالش نداشته باشد، زیبا نخواهد بود، مهم این است که ما چطور با چالش ها مقابله می‌کنیم. ( افرادی که مسیر برای آنها هموار است، بسیار اندک‌اند) و این نحوه تعامل کردن با چالش‌ها در افراد بسیار مهم است، اما در مجموع معتقدم که صداقت داشتن و درست پیش رفتن، سبب برداشته شدن چالش‌ها می‌شود.

*وبدا: نقش خانواده در موفقیت‌های شما تا چه حد بوده است؟

خانواده نقش‌های بسیار زیادی داشتند، پدر و مادرم همیشه محیطی بسیار آرام و با امنیت خاطر را فراهم کردند که این آرامش خاطر بسیار در پیشرفت تحصیلی فرزندان موثر بود. پدرم مرا به کسب رتبه برتر تشویق می‌کرد و با توجه به شغل ایشان که ارتشی بودند، نظم و برنامه‌ریزی در خانواده ما بسیار پررنگ بود.

*وبدا: در چه سنی ازدواج کردید؟

 من در سن ۲۲ سالگی با همسرم که عضو هیئت علمی دانشگاه فردوسی هستند، ازدواج کردم. در آن زمان من سال چهارم داروسازی عمومی بودم و همسرم در سال دوم مقطع دکترا دانشگاه شیراز تحصیل می‌کردند. شرایط بسیار سختی داشتیم، چون هر دو نفر دائماً درگیر تحصیل و کار بودیم و اگرچه من در سن ۲۲ سالگی ازدواج کردم، اما تا سن ۳۰ سالگی عملاً ما زیر یک سقف زندگی نمی‌کردیم. خوشبختانه همسرم به دلیل اینکه خودشان هیئت علمی هستند، فضا را به خوبی درک می‌کنند و همکاری خیلی خوبی با من داشته و دارند.

*وبدا: فرزندانتان هم در دوره دانشجویی تان متولد شدند؟

خیر، بنده در سن ۲۲ سالگی ازدواج کردم، اما اولین فرزندم در سن ۳۴ سالگی به دنیا آمد و فرزند دوم هم در ۴۰ سالگی و معتقدم که دیر فرزنددار شدم و این موضوع را جز اشتباهات خود می‌دانم و به دیگران توصیه می‌کنم که زودتر فرزنددار شوند، تا انرژی و حوصله بیشتری برای ارتباط گیری با فرزندان داشته باشند. ضمن اینکه تفاوت سنی زیاد؛ با توجه به اینکه نسل تغییر می کند و شرایط جدیدی به وجود می‌آید ممکن است ارتباط والدین و فرزندان را تحت شعاع قرار دهد و نکته مهم دیگر اینکه فرزنددار شدن در سنین پایین‌تر موجب می‌شود که فرصت داشتن فرزندان بیشتر برای والدین مهیا شود و قطعاً بنده اگر زودتر فرزنددار می‌شدم، ترجیح می‌دادم که تعداد فرزندان بیشتری داشته باشم.

*وبدا: و سخن شما با دانشجویان...

شرایط دانشجویان در حال حاضر با توجه به شرایط بازار کار سخت شده و از سویی انگیزه دانشجویان هم کاهش پیدا کرده، اما به تجربه عرض می‌کنم که دانشجویان ما باید با این قضیه کمی راحت‌تر برخورد کنند، چون جامعه همیشه چالش دارد و مخصوص یک نسل خاص هم نیست. من زمانیکه ۸ ماهه بودم پدرم به جبهه رفتند و زمانی که به مدرسه می رفتم، جنگ تمام شد و تمام دوران کودکیم استرس این را داشتم که شاید پدر من باز نگردد، ما با چنین شرایط سختی مواجه بودیم و پس از جنگ هم مشکلات اقتصادی که کمتر از اکنون نبود... در حال حاضر شاید این تحمل ما و نوع نگرش است که نسبت به مشکلات و از جمله مسائل اقتصادی تغییر کرده است.

*وبدا: آیا به نظر شما تاب آوری جوانان جامعه ما نیاز به تقویت شدن دارد؟

بله.. من وقتی مقایسه می‌کنم شرایط جوانان چند دهه قبل را با اکنون احساس می کنم که جوانان حال حاضر، تاب آوری کمتری دارند و مشکلات معمولاً آنها را زودتر ناامید می‌کند.  فکر می‌کنم که جوانان ما باید روی تاب آوری خود کار کنند و در شرایط سخت تحمل خود را بالا ببرند. شرایط تحریم در کشور ما که وضعیت سختی را نیز ایجاد کرده بود، اما من معتقدم که از زمانی که این تحریم‌ها شدیم، این امر سبب شد که ما بیشتر روی پای خود بایستیم و به خودمان اعتماد کنیم و مثلاً در بحث تولید دارو، یک سری از داروها را خودمان تولید کنیم و وابسته به سایر کشورها نباشیم.

*وبدا: نگاه شما به مشکلات چگونه است؟

 مشکلات انسان ساز است، هرچند که باید تلاشی همگانی شود تا شرایط بهتری در جامعه حکمفرما شود، اما اینکه منتظر باشیم دیگران همه شرایط مطلوب را ایجاد کنند تا ما زندگی بهتری داشته باشیم، اشتباه است. همه ما باید سهم خود را در ایجاد این شرایط مطلوب بدانیم و تلاش کنیم که شرایط مطلوب را برای همه ایجاد کنیم. در حال حاضر خیلی از ما به دنبال ایجاد یک شرایط مطلوب برای خودمان هستیم، اما باید این دید را وسعت داد و به رفع نیاز و ایجاد شرایط بهتر برای همه اندیشید.

*وبدا: و نکته یا سخن پایانی...

امید همچنان هست؛ اگر به قضایا به نحوی دیگر نگاه کنیم. اگر نگاه ما به زندگی درست باشد همیشه راه‌هایی برای رسیدن به موفقیت وجود دارد؛ هرچند که چالش‌های زیادی پیش رو باشد، بنده هم در گذشته چالش‌های زیاد داشتم و هم اکنون. همان که قرآن کریم می فرماید: " لقد خلقنا الانسان فی کبد " انسان در سختی آفریده شده است ( و البته این سختی‌ها حکمتی دارد و درجهت رشد و تکامل هر فرد است).

 اما سخن پایانی من این است که همیشه باید امیدوار باشیم و سهم خودمان را در اینکه چه کاری باید انجام دهیم و چطور مسیر رشد و تکامل را طی کنیم را بدانیم. البته مسئله ایمان هم بسیار مهم است و اگر ایمان به خدا نباشد، همه صحبت های خوب و امیدوار کننده همچون یک پوسته نازک و توخالی است که به راحتی می‌شکند. اما وقتی ایمان درست وجود داشته باشد، کمک خداوند را به خوبی لمس خواهد شد.

 

 

اطلاعات تماس سامانه خبری وب دا

Image
آدرس: مشهد، خیابان دانشگاه، ساختمان قرشی
کد پستی :۹۱۷۷۸۹۹۱۹۱
نمابر: ۳۸۴۳۶۸۲۷ ۰۵۱
رایانامه :webda@mums.ac.ir
سامانه پیام کوتاه: ۳۰۰۰۲۱۹۱
Image
Image
Image
Image
Image
Image
Image