آموزش


 760.jpg - 74.79 kBدکتر علیرضا صداقت، رئیس هیات مدیره سازمان نظام پزشکی و عضو هیات علمی دانشگاه علوم پزشکی مشهد، ضمن بازدید از دانشکده پیراپزشکی و توانبخشی ( واقع در مجتمع خوارزمی ) و گفتگو با مسئولان این دانشکده، در مقدمه ای پیرامون ساختار و فعالیت های سازمان نظام پزشکی مشهد و گروه های زیر مجموعه آن هم توضیحاتی را ارائه کرد، شرح این گفتگو را که در قالب پرسش و پاسخ انجام شده، در ادامه می خوانید:

وبدا: لطفا خودتان را برای مخاطبین معرفی نمایید؟

دکترعلیرضا  صداقت، فوق تخصص مراقبت های ویژه و عضو هیات علمی دانشگاه علوم پزشکی مشهد و رئیس هیات مدیره سازمان نظام پزشکی مشهد هستم.

وبدا: لطفا در خصوص ساختار سازمان نظام پزشکی و گروه های زیر مجموعه آن سازمان توضیحاتی ارائه نمایید؟

سازمان نظام پزشکی از سال 1383  با قانون 47 ماده ای که توسط مجلس شورای اسلامی مصوب کرد، رویکرد و ساختار جدید خودش را پیدا کرد و در همه شهرها و شهرستان های کشور، سازمان نظام پزشکی، هیات مدیره آن شهرستان را دارا است.

وبدا: اعضای هیات مدیره چند نفر هستند و بر چه اساسی تعیین می شوند؟

هیات مدیره  بر اساس جمعیت تحت پوشش و جمعیت گروه هدفش که اعضای جامعه پزشکی هستند، بین 11 تا 17 عضو دارد. بطور اولی تر(سزاوار تر) از هر کدام از هیات مدیره ها تعدادی منتخب می شوند و در مجمع عمومی سازمان نظام پزشکی عضویت دارند، که مشابه مجلس شورای اسلامی در تصمیم گیری هاست. در انتخاباتی که در مجمع عمومی برگزار می شود، حدود 25 نفر از این جمع مجمع منتخب می شوند و عالی ترین جایگاه نظام پزشکی در قانون گذاری بنام شورای عالی نظام پزشکی را تشکیل می دهند و تمام قوانینی که در حوزه صنفی یا قانونی در بحث سازمان نظام پزشکی مطرح هست، باید در شورای عالی مصوب بشود و رئیس کل هم هر 4 سال یکبار با رای مجمع تعیین می شود.

وبدا: وظایف این سازمان شامل چه مواردی است؟

سازمان نظام پزشکی عهده دار یک مجموعه ی خصوصیست و همچنین بعضی از وظایف عمومی و دولتی هم به آن محول شده است. رسیدگی به شکایات انتظامی اعضای جامعه پزشکی، صدور مجوز  فعالیت و صدور پروانه های فعالیت مطب ها جزو وظایف عمومی این سازمان هست.

اما اگر بطور خاص بخواهم سوال حضرتعالی را پاسخ بدهم، باید جامعه پزشکی را تعریف کنم... در بعضی از نوشته ها می بینیم؛ بجای پزشکان از کلمه جامعه پزشکی استفاده می شود که عمومیت بیشتری دارد و کامل تر می تواند جامعه پزشکی را تعریف کند. جامعه پزشکی شامل مجموعه‌ای از انواع رشته های تخصصی مثل پزشکی، دندانپزشکی، داروسازی و تمام مجموعه‌ی علوم آزمایشگاهی از قبیل پاتولوژیست ها و بعضی از رشته های تک رشته ای مثل انگل شناسی و قارچ شناسی است. همچنین رشته هایی که شاید کمتر مورد توجه قرار می گیرد، ولی جزو حیطه سازمان نظام پزشکی و جامعه پزشکی است از جمله؛ رشته مامایی  و رشته های پروانه دار مثل رشته فیزیوتراپی، بینایی سنجی، شنوایی سنجی یا شنوایی شناسی، گفتاردرمانی، کار درمانی، تغذیه و رشته کمتر شناخته شده اروتز و پروتز.

بطور کلی مجموعه عزیزانی که در حوزه علوم پزشکی می توانند با داشتن پروانه مطب، مجوز فعالیت در بخش خصوصی را داشته باشند؛ اصطلاحا بعنوان جامعه پزشکی شناخته می شوند. حال سوالی اینجا مطرح می شود این است که آیا همکاران و دوستان ارجمند ما در گروه پرستاری، جزو گروه جامعه پزشکی نیستند؟ و پاسخ ... بله، دقیقا این عزیزان جزو جامعه درمانگر ما هستند ولی با توجه به کثرت آنان در کل کشور و رشته هایی مثل رشته های اتاق عمل یا بیهوشی دهنده ها، در واقع زیر لوای سازمان نظام پرستاری فعالیت صنفی را دارند.

وبدا: لطفا در خصوص علت  حضور بالاترین مقام اجرایی و مدیریتی سازمان نظام پزشکی مشهد و هیات مدیره این سازمان،  در مجتمع آموزشی شهید خوارزمی، توضیح بفرمایید؟

بله... ابه دعوت دوست و برادر عزیزم، جناب آقای دکتر داود سبحانی راد، رئیس دانشکده علوم پیراپزشکی و توانبخشی دانشگاه علوم پزشکی مشهد در خدمت معاونین، اعضای هیات علمی، اساتید و همکاران دانشکده بودیم و حضور هیات مدیره و اعضای سازمان نظام پزشکی در این جلسه، فرصت خوبی ایجاد کرد تا از نزدیک با امکانات و تجهیزات و رشته های دانشکده آشنا شویم.

رشته های پیراپزشکی و توانبخشی ( همان طور که عرض شد) جزو رشته های جامعه پزشکی هستند و اگر کل روند بهداشت و درمان را به 3 قسمت کلی" پیشگیری، درمان و پس از درمان" تقسیم بندی بکنیم؛ درصد بالایی از اقدامات پس از درمان، بطور کامل در اختیار رشته های توانبخشی قرار می گیرد.

هیچ درمانی بجز بعضی موارد خاص و حاد، وجود ندارد که با پروتکل های پس از درمان کامل نشود و رشته های توانبخشی عملا تکمیل کننده روند درمان و بعضی از اوقات بیشترین سهم درمان را در یک بیماری به خود اختصاص می دهند. شما تصور کنید ما در کشوری هستیم که خطر پیری و سالمندی بطور جدی تهدیمان می کند و در سال های آتی با این روند افزایش جمعیت بدانید که یکی از پیرترین کشورهای شاید منطقه و حتی شاید در دنیا باشیم.

از سوی دیگر، کشور ما بسیار مهاجرپذیر است و مهاجرینی که به کشور ما می آیند ممکن است بیماری های متفاوتی داشته باشند و خیلی از این مهاجران برای درمان بیماری هایشان، کشور ما را که از لحاظ پزشکی شرایط قابل توجهی و مناسبی دارد انتخاب می کنند. این در حالی است که جمعیت نزدیک به 85 میلیونی ما نیز نیازمند خدمات پزشکی در رشته های تخصصی مختلف هستند.

وبدا: اهمیت و کارکرد رشته های توانبخشی از نگاه شما تا چه حد است؟

رشته های توانبخشی ( رشته هایی که بنده به اختصار اسامی شان را اشاره کردم ) رشته هایی هستند که کیفیت زندگی را بطور کامل تغییر می دهند. شما تصور کنید، بیماری که به دنبال یک سکته مغزی روند درمان حادش را در بیمارستان و ICU سپری کرده و با نقص هایی که در امر حرکتی یا حسی دارد، باید راهی منزل شود، حال سوال بیمار از ما این است که آیا او می تواند دوباره راه رفتن را تجربه کند و حس هایش را به دست آورد؟ اینجاست که بحث توان بخشی و گسترش روز افزون این رشته در دنیا و پیشرفت های علمی، آموزشی و پژوهشی که در این رشته در حال اتفاق افتادن است، نظر ما را جلب می کند. اکنون بیماران ( شاید  )کمتر به عواقب حرکتی و معلولیت ها و محدودیت هایی که بعد از یک سکته مغزی برای آنها اتفاق می افتد، فکر می کنند و خوشبختانه پیشرفت ها را هر روز در کل دنیا و کشور عزیزمان بدلیل گسترش مراکز توانبخشی و فیزیوتراپی می بینیم و از نزدیک شاهد امکانات مناسب و خدمات مطلوب در این حوزه هستیم. گزارشی که آقای دکتر سبحانی و همکارانشان آماده کردند را شنیدیم و با مجموعه دانشکده که تازه تاسیس هست و در یک مساحت قابل توجهی بنا نهاده شده آشنا شدیم. همچنین با رشته های مختلف تحصیلی؛ هم در جزء پیراپزشکی و هم در جزء توانبخشی بود و البته ماهم نقطه نظرات خود را خدمت دوستان در دانشکده علوم پیراپزشکی و توانبخشی ارائه دادیم.

وبدا : با علم به اینکه یک فرد علمی و تحصیل کرده و پیگیر هستید و منابع علمی مختلف دنیا را مطالعه و  استناد می کنید، جایگاه دانشکده علوم پیراپزشکی  و توانبخشی دانشگاه علوم پزشکی مشهد را بعد از این بازدید و  توضیحات، که شنیدید نسبت به دانشکده های همتراز آن در کشور در چه سطحی می بینید؟

بطور کلی دانشگاه علوم پزشکی مشهد از لحاظ شاخص های آموزشی و پژوهشی در چند سال گذشته درکشور خوش درخشیده است . البته من این نکته را اشاره کنم که، ما گاهی اوقات رنکینگ و یا سطح بندی ارتقاء و خدمات آموزشی و پژوهشی را از دیدگاه های مختلفی نگاه می کنیم. خب شاید موثرترین نوع نگاه به مسائل آموزشی و پژوهشی که در دنیا مطرح می شود" تاثیر آموزش و پژوهش  در درمان هست" یعنی آیا ما توانستیم علم تولید کنیم؟ علم تولید کردن، به معنای چاپ کتاب و مقاله نیست. یعنی چه میزان از آن علم و دانش به تمرین یا به عمل تبدیل شده که همان درمان کردن در حوزه پزشکی هست و در درمان چقدر موثر بوده و چه پیشرفت هایی را در پیشگیری ایجاد کرده است.

متاسفانه ارزیابی تقریبا در کشور ما مدت های زیادی هست که به فراموشی سپرده شده و معمولا در قالب چک لیست های آموزشی و پژوهشی رنکینگ و رتبه بندی انجام می شود. گزارشی که همکاران ارائه دادند دارای نکات ارزشمند مثبتی بود و هم جای نکات قابل بهبود از بابت اینکه با این همه پتانسیل که وجود دارد.

 دوستان همکار ما در رنکینگی که پیش بینی کرده بودند، جایگاه دانشکده علوم پیراپزشکی و توانبخشی می تواند جزو 3 تا 4 دانشکده اول کشور باشد و باتوجه به محدودیت هایی که امروز اشاره کردند ( مانند بحث جداسازی دو دانشکده پیراپزشکی و توانبخشی که هم بتوان تخصیص منابع و هم تخصیص بودجه بهتری داشت و هم تمرکز بیشتری برای فعالیت موجود مخصوصا در بحث توانبخشی ) ، جایگاهی که امروز در کشور داریم جایگاهی است که جای کار بیشتری وجود دارد و البته جای تفکر و تامل نیز وجود دارد که ما با وجود یک دانشگاه مادر و بعنوان یک قطب در کشور و کلان منطقه، در چه جایگاهی قرار گرفته ایم و بعضی از دانشگاه هایی که اصطلاحا تیپ 2 به آنها گفته میشود، در این رنکینگی که عرض کردم؛ براساس چک لیست، براساس شمارش، براساس ارائه مقالات و یا کارهای آموزشی و پژوهشی رتبه ای دارد که تامل برانگیز است. البته دوستان در گزارشی که ارائه دادند، در صورتی که تمام پتانسیل های موجود  به واقعیت بپیوندد و از حالت بالقوه به بالفعل تبدیل بشود جایگاه این دانشکده در 3 دانشکده اول کشور خواهد بود و ما این پتانسیل را  در اینجا مشاهده کردیم.

وبدا: در توضیحات جنابعالی پیرامون رشته های علوم پیراپزشکی توضیحاتی دادید  و حالا به عنوان پزشک درمانگر و به عنوان یک مقامی که مرتبط هستید با پزشکان در استان در حوزه ی پزشکی  و رشته های مختلف علوم پزشکی، لطفا جایگاه علوم پیراپزشکی و توانبخشی را در حوزه بهداشت و درمان بیشتر به برایمان تبیین کنید؟

 نگاه جامع نگرانه به بحث درمان نکته ی بسیار مهمی است؛ نگاهی که جامعیت داشته باشد درمان را فقط در یک پزشک درمانگر یا یک جراح  و یا یک متخصص درمان بیمار نمی بیند. نگاه جامع، نگاهی است که از سطح پیشگیری شروع می شود و تا پس از درمان یا توانبخشی ادامه پیدا می کند. دراین مجموعه افراد تاثیر گذار بسیاری در امر درمان حضور دارند. در بیمارستان ها بویژه در دوران بحران هایی که پشت سر گذاشتیم و یا در شرایطی که همیشه برای درمان بحران هست این را اشاره کنم، اگر من درمان را بصورت بحران نبینم، هیچ وقت  آمادگی لازم را برای مقابله با بحران ها ندارم، این بحران می تواند فردی یا جمعی باشد، مثل بحرانی که در سال های گذشته بر ما گذشت.

شما در بیمارستان ها و در مراکز درمانی هیچ وقت یک پزشک را به تنهایی پشت یک میز نمی بینید که دارد اقدامات درمانی را مدیریت می کند حتی در مراکز خصوصی  و در کلینیک های فردی، بلکه همیشه می بینید که یک پزشک در کنارش پرستار و یا یکی از ارائه کنندگان دیگر خدمات وجود دارد، مثل یک کارشناس تغذیه، مثل یک همکار فیزیوتراپیست، مثل یک همکار بینایی سنجی در کنار یک همکار چشم پزشک، پس این نشان می دهد که درمان امری فردی نیست و قطعا مثل تمام اتفاقات اجتماعی که اطراف ما هست.

در واقع درمان از یک حلقه، از یک تشکلی از افراد با تخصص های مختلف تشکیل می شود. میزان تاثیر گذاری اینها هم یک نکته جالبی اینجا هست که ارتباط مستقیم با بهایی که چه فرد چه دولت و چه بیمه برای خدمات می پردازد، ندارد. لذا امکان دارد که سیستم خرید خدمات ما چه دولت، چه فرد خصوصی و چه بیمه، خدمات از این عزیزان را با قیمت بالاتری خریداری بند که این دلیل آن نمی شود ما  بگوییم فرد در آن پروتکل درمانی موثرتر بوده است.

در درمان یک بیمار در ICU ( از تخصص خودم مثال می زنم ) از فردی که آزمایش های ما را به آزمایشگاه می رساند و در زمان مناسب بتواند جواب آزمایش را بدست ما برساند تا در روی صفحه کامپیوتر ببینیم و اقدام درمانی که شاید ثانیه ها و دقایق برایش مهم باشد و به آن جواب آزمایش وابسته باشد! شما چطور می توانید نقش آن فرد را ( کمک بهیار  و یا آن فرد خدمه ای که در بیمارستان در حال انتقال این آزمایشات هست) در سیستم درمانی نادید بگیرید. چطور می توانیم در بیماری که در خونریزی بسیار شدیدی در بخش مراقبت های ویژه و یا در اتاق عمل و یا در بخش نیاز به خون دارد، آن سرعت عملی که در انتقال آزمایش همکاران عزیز من در آزمایشگاه، در پاسخ در گروه خونی، در کراس مچ ،در آماده کردن خون و فردی که این خون را منتقل می کند به مرکز درمانی، به بخش و عزیزان پرستار ( که با دقت و با بررسی خطرات یک انتقال خونی که همه می دانند این انتقال خون را انجام می دهند، کدام از اینها نقش پر رنگتری در احیای بیمار در خونریری حاد دارد)، واقعا اگر ما بخواهیم برای اینها نمره گزاری کنیم، چک لیست تهیه بکنیم و براساس آن خدماتشان را خریداری کنیم، آیا دید ما به ارائه خدمت و خرید خدمت تغییر پیدا نخواهد کرد.

بنابراین تمام بخش های درمانی ما یک کار تیمی و جمعی و گروهی را انجام می دهند. در این بین همکاران ارزشمند گروه پرستاری نقش بسیار مهمی را بویژه در ارائه خدمات پرستاری در بیمارستان ها و این روزها با فعالیت هایی که در منازل دارند و خدمات پرستاری را در منازل ارائه می دهند از این قاعده و از صحبت هایی که عرض شد، مستثناء نیست. همکاران ما در گروه های پیراپزشکی و بویژه توان بخشی هم قطعا ارائه خدماتشان به ارتقای کیفیت زندگی می انجامد.

فقط نکته قابل توجه این هست که رشته های توانبخشی شاید به اندازه سایر رشته های پزشکی یا رشته های دیگر جامعه پزشکی شناخته نشده است. فرض بفرمایید همکاران ما در رشته بینائی سنجی و اپتومتری که شاید بیشتر شناخته می شوند، اگر در مورد کار آنها از جامعه پزشکی و مردم سوال کنید، می بینید که خدمات این عزیزان را در تجویز یک عینک فقط خلاصه می کنند، در حالیکه اگر شما وارد این رشته تخصصی بشوید؛ در کنگره های علمی شان که بنده افتخار داشتم، خدمتشان باشم، 3 یا 4 روز برنامه علمی فشرده دارند و مباحث علمی و تخصصی مهمی را در آن بحث می کنند. لذا نقص از ماست که نتوانستیم این رشته را در سطح جامعه معرفی کنیم. حتی به دیگر همکارانمان در گروه های پزشکی... این در مورد رشته شنوایی شناسی. در مورد رشته گفتار درمانی، بویژه رشته کار درمانی(سابق به این رشته ارتوپد فنی می گفتند) که کمتر شناخته شده و مغفول مانده و نیز در مورد رشته تخصصی بسیار ارزشمند ارتوز پروتز و در مورد همکارانمون در گروه های مختلف رشته تغذیه نیز هست.

وظیفه همه ما، ( اعم از روابط عمومی ها، دوستان شما و همکاران ما در سازمان نظام پزشکی ) این است که مردم را با حیطه کاری و وسعت خدماتی که دوستان عزیزمون در رشته های مختلف توانبخشی می توانند، ارائه بدهند؛ آشنا بکنیم.

وبدا: لطفا نظرتان را در مورد جذب اساتید جوان، جهت مباحث علمی، آموزشی و پژوهشی بیان فرمایید؟

خوشبختانه در گزارشی که امروز آقای دکتر سبحانی ارائه دادند، خبر های خوبی بود. نزدیک به حدود 50  عضو هیات علمی و استاد در دانشکده وجود دارد و از این تعداد نزدیک 80 درصد، اساتید جوان هستند و قرار است ان شاء الله از مهرماه سال جاری یکی از اساتید جوان در پروسه مهاجرت معکوس  از یکی از کشورهای غربی به کشور برگردد و در دانشکده مشغول فعالیت شود. این اوج آرمان و آرزوی ماست که این اساتید جوان که سرمایه های کشور هستند، به کشور برگردند و مشغول به خدمت شوند.

اینکه گفته می شود اساتید جوان جزو سرمایه هایند، در واقع یک حرف کلیشه ای شده و باید دید که چقدر به آن باور داریم، این مهم است، قطعا جوانان ما بسیار بسیار مستعد هستند و مخصوصا دوستان ما که در بعضی از رشته های فوق علمی که از رشته های پایه شروع می کنند و مقاطع را یکی به یکی پاس می کنند و مقالاتشان را می توانیم با یک سرچ در اینترنت جستجو و مشاهده کنیم و ببینیم که چه پایه علمی بالایی دارند و فقط به حمایت نیاز دارند.

بدون تعارف باید عرض کنم، با این شرایطی که در اوضاع صنفی جامعه پزشکی وجود دارد، مثل همه اقشار ما خودمان را متمایز نمی کنیم ولی این تمایز را قائل هستیم که جامعه پزشکی ضامن سلامت عمومی است و سلامت عمومی اولین خواسته مردم از هر زمامدار و هر حاکمی هست.  به همین دلیل شرایط جامعه پزشکی باید به طور خاص دیده شود و ما اگر اعتقاد داریم که اگر به سمت شعار بسیار بسیار تاثیرگذار و پایه ای "هیچ بیماری به جز درد بیماری خودش، درد دیگری را نباید داشته باشد" حرکت کنیم، فقط از یک مسیر می‌گذرد.

در صورتی که این شعار محقق می شود که  درمانگر هم  دغدغه‌ای به جز درمان بیمارش نداشته باشد و اگر بتوانیم این شرایط را فراهم بکنیم؛ خواهیم توانست، این جوانان غیرتمند که معنی آب و خاک را متوجه هستند و اگر از کشور می‌روند؛ دلیل این نیست که معنی آب و خاک را متوجه نیستند .اگر ما بتوانیم این شعار را محقق کنیم، این جوانان را خواهیم داشت. نتیجه‌اش را خیلی کوتاه مدت خواهیم  دید.

 اگر عرصه تنگ بشود؛ اگر سیاست‌های حاکمیتی در عرصه سلامت بدون توجه به نیازهای درمانگران" این را تاکید می‌کنم"  بدون توجه به نیازهای درمانگران، روز به روز این سیاست‌های حاکمیتی روی هم انباشته شود، اگر خریداران خدمت، خدمات ممتاز و استاندارد دوستان  ما  در جامعه پزشکی را به خوبی خریداری نکنند، در مجموع شاید این بنگاه اقتصادی که نان آوری برای خیلی‌ها دارد، از خود آن درمانگران تا  افرادی که در کنار آن ارائه خدمات می‌کنند، روی پای خود نخواهد ایستاد؛ هر چند در عرصه دولتی ( چه در عرصه خصوصی ) بنگاه  اقتصادی که توجیه ادامه فعالیت خودش را نداشته باشد؛ قطعاً نمی‌تواند ارائه خدمات مستمر و ارزشمندی بدهد و در این صورت، یا درمانگر از درمان خارج می‌شود و مهاجرت درمانی می‌کند یا وارد حیطه زیبایی و موارد مشابه می‌شود یا مهاجرت شغلی می‌کند و شغلش را عوض می‌کند یا از کشور خارج می‌شود و مهاجرت جغرافیایی می کند و یا متاسفانه خدمات دیگری را به صورت القایی برای جبران کمبودی که منِ خریدار خدمت برایش القا کردم، بصورت خدمات القایی ارائه خواهد کرد که این منجر به  ظلم مضاعف به خود جامعه  پزشکی و هم برای مردم خواهد داشت .

قطعاً این گزارشی را که آقای دکتر سبحانی دادند در خصوص اعضای هیات علمی که به صورت ضریب k یا جوانانی که به صورت جدید به فضای آموزشی و پژوهشی کشور و در دانشکده علوم پیراپزشکی  و توانبخشی وارد می شوند را به فال نیک می‌گیریم و این را عرض می کنم ؛ که تمام حمایت‌های خودمان را از دانشگاه و جوانان داشته باشیم و قطعاً مدیریت کنونی دانشگاه با این دیدگاه  موافق خواهد بود و ما  همه جوانان را ارج می‌نهیم و در سازمان نظام پزشکی هم قطعاً به طریق اولی  تمام تلاش خود را خواهیم کرد که بتوانیم از این  سرمایه‌ی ارزشمند، حضور اعضای هیات علمی جوان  در دانشکده ها بهره بگیریم و در جهت فراهم کردن شرایط شغلی بهتر برای این عزیزان تمام تلاش خود را خواهیم کرد .

وبدا: ما آقای دکتر صداقت را به عنوان علمدار مدافعان سلامت و قهرمان دوران پاندومی کرونا می شناسیم، نقش دوستان و همکارانتان در حوزه علوم پیراپزشکی و توانبخشی در دوران کرونا چه بوده است؟ لطفا در مورد توانمندی ها و عملکرد این عزیزان توضیحاتی بیان کنید؟

برای  پاسخ  به این سوال  یادی می کنیم از زنده یاد، شهید سلامت آقای دکتر برادران. یکی از خدمت گزاران عرصه سلامت در حوزه توانبخشی و یکی از اپتومتریست های بسیار خوب و بسیار خوشنام جامعه پزشکی خراسان که اگر ما بخواهیم این سوال را پاسخ بدهیم که آیا این دوستان عزیز پیراپزشک و توانبخش ما در دوران کرونا ارتباط نزدیکی با جامعه در درمان داشتند؛ جواب!  بله است.

پاسخش با همین یادبود آقای دکتر برادران خواهد بود. قطعاً جامعه  بزرگ توانبخشی در دوران کرونا پا به پای دیگر عزیزان در گروه پرستاری و در گروه پزشکی برای ریشه کن کردن این بلا، تمام خدمات خودشان را ارائه دادند. من همیشه در اون دوران  می‌دیدم، دوستان عزیزمون که شاید این عزیزان ارتباط بسیار نزدیکی با  همه بیماران دارند، مثل همکاران اپتومتریست، همکاران گفتار درمان، همکاران کادر درمانی در گروه‌های کار درمانی، ارتباط فیزیکی نزدیکی دارند و لحظه‌ای خدماتشان را قطع نکردند و ارائه خدمات دادند. شاید خیلی از افراد فکر می‌کردند که این رشته ها، رشته هایی نیست که خیلی به خدمات کوتاه مدتشان در این مقطع نیازی باشد، در حالیکه این هم از عدم شناخت رشته های توانبخشی هست.

من با  وجود اینکه به هر حال در ICU و در شرایط بحرانی بودم اما به خاطر مسئولیتی که در کمیته درمان کرونا داشتم، با رصدی که در فضا های مختلف درمانگری داشتم، واقعا  می‌دیدم این همکاران عزیزمان دوشا دوش بقیه همکاران حتی گاهی اوقات در خدمات دیگری؛ یعنی این عزیزان می‌آمدند  در مراکز درمان حاد مثل مراکز ۲۴ ساعته  و ۱۸ ساعته و در اورژانس‌های بیمارستان ها... من  نمونه‌های زیادی را حتی مصداقی به ذهن دارم که می‌آمدند و در ارائه خدمات پرستاری به همکاران کمک می‌کردند.

 یادی هم می‌کنیم بخاطر اینکه در این ساختمان(مجتمع آموزشی شهید خوارزمی) هستیم، از استاد بزرگوار شهید سلامت، شهید عبدالعلی خوارزمی که چهارمین سالگرد شهادت این بزرگوار را داریم و به این بهانه هم یادی‌کنیم از تمام شهدای جامعه پزشکی در عرصه سلامت که واقعاً فکر می‌کنم خدمات  سلامت را ماندگار می‌کنند  و آن لحظه ی آخر هست که همه یادشان می ماند.

  وقتی کسی در راه ارائه خدمات سلامت عضوی را از دست می‌دهد مثل زمان دفاع مقدس یا در همین دوره اخیر که همچنان حافظه کوتاه انشاء الله یاری می‌کند و دوران کرونا را به فراموشی نخواهیم سپرد. آن عزیزان جامعه پزشکی با جا گذاشتن جانشان در لابلای  خدماتشان، این خدمات را ماندگار کردند  و ما افتخار می‌کنیم به داشتن همچنین همکارانی و این را تاکید می‌کنیم؛ عزیزانی هم که الان مشغول فعالیت هستند، همرزمان و همسنگران آن بزرگواران هستند که جانفشانی‌ها کردند و جانفشانی‌ها برای مردم خواهند کرد،  به خاطر اینکه این را وظیفه خودمون می‌دانیم.

عرض هم کردم که واقعا ما بحران‌ها را فردی و اجتماعی می‌دانیم. یک بحران اجتماعی مثل کرونا تمام افراد را درگیر می‌کند و یک فرد با یک بیماری می‌آید و آن را یک بحران فردی می‌دانیم وحتما تمام تلاشمان را انجام خواهیم داد. من در دوران کرونا یک درمانگر بودم  و همیشه می‌گفتم: علیرضا صداقت یک درمانگر کرونا است و ان شاء الله که خدا این فرصت را عنایت کند که بتوانم در زمانی که از لحاظ بدنی این فرصت را دارم همچنان درمانگر باشم و با افتخار به عنوان یک درمانگر به مردم عزیزمان خدمت کنم.

 


86.jpg - 23.71 kBدانشیار مهندسی بافت و سلول درمانی دانشگاه علوم پزشکی مشهد با اشاره به کاربرد روش نوین مهندسی بافت در ساخت و جایگزینی بافت‌های طبیعی بدن گفت: در این فرایند، با کشت دادن و افزایش سلول ها در یک داربست و چارچوب مشخص می توانیم یک بافت ضایعه دیده یا تخریب شده را بازسازی و جایگزین کنیم.

دکتر علی مرادی در گفتگو با وب دا، ضمن بیان این مقدمه که سلول‌های بدن انسان و سایر پستانداران در محیطی قرار دارد که توسط خود سلول‌ها ساخته شده و عملاً رشد و نمو سلول‌ و ساختار بافت‌هایی که ارگان‌ها را می‌سازد، بسیار وابسته به محیطی است که سلول‌ها می‌سازند افزود: در مهندسی بافت که در آن از علوم مختلف برای تولید یا جایگزینی بافت‌های طبیعی بدن انسان استفاده می شود، با کشت دادن و افزایش سلول‌ها در یک داربست و چارچوب مشخص، بافت جدیدی توسط خود سلول‌ها ساخته میشود که می تواند جایگزین بافت ضایعه دیده یا تخریب شده باشد.

وی ادامه داد: در مهندسی بافت ما راجع به سه چیز صحبت می‌کنیم؛ اول سلول‌هایی که بافت‌های مختلف را می‌سازند و می‌توانند منجر به ساخت بافت‌های متفاوت از طریق تمایز بشوند، دوم داربست یا آن محیط بین سلولی که سلول‌ها در آن زندگی می‌کنند و سوم یک سری فاکتورهای شیمیایی که رابطه بین سلول‌ها با هم و رابطه سلول‌ها و آن ماتریکس را برقرار می‌کنند؛ در مهندسی بافت صحبت از هر سه مورد این‌ها است. حدود نیم قرن قبل یعنی در سال ۱۹۷۰ آقایی به نام ولتر عنوان کرد که وقتی غضروف مفصلی تخریب می‌شود دیگر هرگز ساخته نخواهد شد و حدوداً ۱۳ سال بعد فردی به نام آلن زلمن بحث معرفی بافت را مطرح و عنوان کرد که می توان با استفاده از علوم مختلف اعم از؛  بیولوژی، مهندسی و شیمی کمک گرفت و به روابط سلول‌ها و داربست آنها در شرایط بیماری و سلامت پی برد و از کشف این مسائل به ساخت بافت‌های مهندسی شده و در واقع درمان بیماری رسید.

دکتر مرادی تصریح کرد: در حقیقت مهندسی بافت استفاده از علوم مختلف برای تولید یا جایگزینی بافت‌های طبیعی بدن انسان است، می‌دانیم که سلول‌های مختلفی که در بدن ما است قابلیت کشت و تَزاید دارند و می‌شود آنها را در شرایط آزمایشگاهی کشت و افزایش داد و در شرایط مورد نیاز به مریض تزریق کرد، از شایع‌ترین کارهایی که اکنون می‌بینیم، نگهداری برخی از سلول‌ها و تزریق آن در دوره‌های بعدی است مثلاً مریضی که قرار است به اتاق عمل قلب باز برود قبل از این کار خون او گرفته می‌شود و مثلاً یک هفته یا یک ماه بعد که مورد عمل جراحی قرار گرفت خون او در فرایند عمل برای خودش استفاده می‌شود این تزریق سلول‌های خود فرد به خود فرد است . اما گاهی اوقات نیاز است که علاوه بر سلول، داربست هم به بدن فرد اضافه بشود؛ همراه با سلول یا بدون آن تا یک بافتی بازسازی شود و  بحث پزشکی بازساختی در واقع کارش همین است که بافت‌های تخریب شده یا ضایعه دیده را باز پیرایی یا دوباره ساخت و جایگزین می کند. اما اینکه موادی که این داربست‌ها را می‌سازند از کجا می‌آیند، در پاسخ خیلی ساده می‌توان گفت که هر ماده‌ای که بدن به عنوان یک ماده زیست سازگار بپذیرد، قابلیت این را دارد که در بدن به عنوان داربست استفاده بشود.

وی اضافه کرد: امروزه استفاده از محصولات انسانی و جانوری به عنوان داربست در دنیا خیلی شایع است و آمار جالبی در این باره وجود دارد مبنی بر این که در سال ۲۰۲۰ حدود 293 میلیون و ۲۰۰ هزار گاو، ۷ میلیون گوسفند و تقریباً ۷ میلیارد مرغ تنها برای مصرف گوشت شان ذبح شدند و خیلی از قسمت‌های بدن این حیوانات به عنوان آلایش‌های حیوانی دور ریخته شده و گفته می‌شود که بین ۲۷ تا ۴۵ درصد وزن یک حیوان آن بخشی است که دورریز می‌باشد. مثلاً 5/27 بدن گاو دور ریخته می‌شود و جالب است بدانید که خیلی از این دور ریز‌ها را می‌توان باز پیرایی و در مهندسی بافت و سایر بافت‌ها استفاده کرد. یکی از کارهایی که من در دوره دکترا انجام دادم، این بود که از غضروف مفصلی گوساله سلول‌های آن را بیرون کشیدیم یا اصطلاحا سلول زدایی کردیم که به این ترتیب بافت کاملاً تخریب شد و از نو آن را ساختیم. از یک مفصل گاو معمولا حدود ۱۴ تا ۱۵ گرم غضروف به دست می‌آید و تقریباً یک گاو کامل حدود ۲۵۰ گرم غضروف کامل به ما می‌دهد و جالب است بدانید که ۱۰ گرم غضروف، به حدی داربست به ما می‌دهد که می‌توان دو مفصل کامل یک انسان را با آن فرش کرد.

استاد دانشگاه علوم پزشکی مشهد همچنین گفت: در حال حاضر یک بخش زیادی از فرآورده‌هایی که در مهندسی بافت استفاده می‌شوند فرآورده‌های خوکی هستند و سالانه حدود یک و نیم میلیارد خوک برای مصرف گوشت ذبح می‌شود، اما فقه جامعه مسلمانان که بسیار هم بزرگ است، استفاده از بافت‌های خوکی را نمی‌پذیرد و بنابراین می‌شود از حیوانات حلال گوشت استفاده کرد و از بخش‌های دورریز بدن آنها به عنوان داربست‌های زیست سازگار استفاده کرد و به این ترتیب جان انسان‌هایی را نجات داد یا کیفیت زندگی آنها را بهبود بخشید. یک بخش فرآورده‌ها هم از خود انسان‌ها گرفته می‌شود و سال‌هاست که از افرادی که فوت می‌کنند، پس از گرفتن مجوز از خانواده متوفی بخش‌هایی از بدنش برداشته می‌شود و عمده آنها پس از طی یک فرایندی آماده سازی می‌شود. برای پیوند برخی از این بافت‌ها مثل قلب، کبد یا کلیه مستقیماً معمولا بدون دستکاری این اعضاء پیوند می‌شوند؛ که البته نیاز به تضعیف سیستم ایمنی فرد گیرنده دارد چون در بافت دهنده پروتئین ها و DNAهایی داریم که سیستم ایمنی فرد گیرنده را تحریک می‌کند، اما می‌شود این مواد را به حداقل رساند و تحت یک سری فرایندهای این مواد را حذف کرد و در نتیجه آن بافتی که باقی می‌ماند بافتی است که می‌توان با حداقل وراثتی و ماده‌ای که می‌تواند حساسیت در فرد گیرنده ایجاد کند پیوند زد.

وی ادامه داد: یکی از فرآورده‌هایی که اکنون در جراحی قلب بویژه در بخش کودکان خیلی استفاده می‌شود، بافت پریکارد یا آبشامه قلبی گاو است، این آبشامه پرده‌ای است که دور قلب را می‌گیرد و بسیار بزرگ است، رگ چربی و اضافه‌های این بافت گرفته می‌شود و آنچه که می‌ماند تحت یک سری فرایندهای استفاده از دترژنت های مختلف و روش‌های شیمیایی و فیزیکی سلول‌زدایی می شود، کاری که در ادامه انجام می شود این است که سلول‌ها را به روش‌های مختلف ترکانده و بعد با شستشوهای مختلف ماده وراثتی و پروتئینی که می‌تواند حساسیت زا باشد را تا حد زیادی خارج می‌کنند و قسمت بافت سلول زدایی شده، در واقع پریکارد گاوی است که آسلولدار شده و اکنون در جراحی قلب کودکان استفاده می‌شود. تا اوایل امسال قیمت یک بافت پریکارد گاوی که در بخش جراحی قلب کودکان استفاده می‌شد، یک سایز تقریباً ۵ در ۵ یا ۵ در ۱۰ چیزی حدود ۳ میلیون تومان بود و در دو ماه اخیر تا ۷ الی ۱۴ میلیون افزایش یافته است. این کاری است که گروه تحقیقاتی ما؛ متشکل از همکاران گروه بالینی و تیم من در دانشگاه علوم پزشکی مشهد و همکاران دانشگاه فردوسی مشهد ( سرکار خانم دکتر متین ) انجام دادیم و با بومی سازی این تکنیک، پریکارد گاوی آسلولداری را تولید کردیم که دو مزیت دارد؛ اولاً مقدار DNA آن نسبت به DNAهایی که در بافت تجاری است، تقریباً قابل مقایسه است و ثانیاً به لحاظ مکانیکی و کششی مقاومت مکانیکی ۲ برابر محصول در بازار را دارد.

دکتر مرادی در بخش دیگری از صحبت های خود گفت: یکی دیگر از پروسه‌هایی که توسط همین تیم و همکاران بالینی ما در بخش گوش حلق و بینی انجام شده، استفاده از فاسیای انسانی است؛ یکی از بافت‌هایی که برداشت می‌شود و اصطلاحاً پروسس می‌شود و فرایند روی آن انجام می‌شود سپس در جراحی‌های مختلف ترمیمی و گوش و حلق استفاده می‌شود. بافت فاسیا مثل یک توری، اعضای شکمی را در خود می‌گیرد و مانند سبدی این بافت‌ها را در خود حفظ می‌کند. این بافت را هم با کمک تیم دانشگاه علوم پزشکی مشهد و تیم دانشگاه فردوسی مشهد موفق شدیم، سلول زدایی کنیم؛ البته محصولی است که در بازار خارجی و ایرانی آن موجود است. محصول فوق که سلول زدایی شده، خواص مکانیکی بسیار بهتری از نمونه موجود در بازار دارد ضمن اینکه به هر دو این محصولات که گفته شد، موادی را افزودیم که چسبندگی سلولی و رشد سلولی را افزایش می‌دهند. این محصول روی بدن ۶ خرگوش پیوند زده شد و این خرگوش‌ها تا ۶ ماه زنده ماندند و در این فاصله ۶ ماهه ما از این‌ها نمونه‌گیری کردیم. برخی از خرگوش‌ها قربانی شدند و نمونه بافت قلبی آنها در جایی که ایمپلنت گذاشته شده برای آموزش فرستاده شد و مشاهده کردیم که به راحتی سلول در این بافت دویده و رشد کرده و مانند سایر بافت قلبی کار خود را انجام می‌دهد. بنابراین یک بخش عمده مهندسی بافت که اکنون مرکز ما انجام می‌دهد سلول زدایی بافت‌ها است و استفاده از بافت‌هایی که قابلیت این را دارند که باز پیرایی و دوباره استفاده بشوند.

وی خاطر نشان کرد: یک بخش دیگر کار استفاده از سلول‌های بنیادی است که مرکز جامع سلول‌های بنیادی متولی آن است. در این بخش نیز کارها به خوبی پیش می‌رود؛ ما یک اتاق کلین روم یا اتاق تمیز داریم که به زودی راه‌اندازی خواهد شد، همچنین دو اتاق کلین روم خصوصی و نیمه خصوصی در مشهد داریم که مربوط به جهاد و شرکت پرنیا است و انعقاد تفاهم نامه های آن انجام شده است. در این ارتباط دانشگاه کمک زیادی داشته اند و برای کاهای سلول درمانی‌ که در دانشگاه انجام می‌شود، مجوز سلول درمانی برای ۵ محصول توسط معاونت محترم ریاست جمهوری در اسفند ۹۹ صادر شده، رگولییشن‌ها و مقرری ها اعلام و تعرفه بیمه برای آن اعلام شد و رسماً به عنوان یک درمان در سبد درمانی بیماران در حال استفاده است. کاری که ما اکنون مشغول به انجام آن هستیم تشویق دوستان پزشک برای استفاده از این خدمات است و جا انداختن فرهنگی عمومی این قضیه که این‌ اقدامات هم می‌توانند بخشی از درمان باشند. البته نه در همه بیماران، اما در برخی از موارد واقعاً تنها چاره استفاده از سلول‌ها است.

بنابراین نقش مهندسی بافت خیلی گسترده است و در این روش ما از همه علوم استفاده می‌کنیم اعم از شیمی، پلیمر، داروسازی، علوم زیستی و مهندسی تا این بافت طراحی و باز طراحی شود و قابلیت استفاده در یک درمان یک بیماری را داشته باشد. تست‌های بسیار دقیق از جنبه‌های مختلفی برای این بافت مهندسی شده انجام می‌شود؛ از جهات مختلف شیمیایی، فیزیکی، مکانیکی، زیستی و امنیت، ایمونولوژی، تست‌های بسیار سرسختانه باید روی آنها انجام ‌شود و این بافت‌ها برای اینکه مجوز استفاده در بدن یک فرد را بگیرد، مجوز کمیته اخلاق را نیاز دارند و خلاصه اینکه یک پروسه بسیار سنگین دارد، اما بازار مهندسی بافت بسیار بازار پویایی است. در سال ۲۰۲۰ چیزی حدود ۶۰ میلیارد دلار مالی در صنعت مهندسی بافت بوده است برای ۲۰۳۰ یعنی در ۷ سال آینده ۳ برابر این مبلغ یعنی ۱۷۰ میلیارد دلار پیش‌بینی می‌شود که گردش مالی داشته باشیم و اکنون شرکت‌ها به مرور  به سمتی می‌آیند که مهندسی بافت و فرآوری بافت و سلول‌ها را جز محصولاتشان بگذارند و در سال ۲۰۵۰ برآورد شده که حدود ۵۰۰ میلیارد دلار گردش مالی این صنعت باشد؛ صنعتی که به خاطر جوابدهی خوب آن و امیدهایی که در آن وجود دارد، آینده بسیار خوبی دارد و من امیدوارم که ما هم قدر این دانش فنی که در شهر مان داریم را بدانیم و از مزایای آن استفاده کنیم.


622.jpg - 155.60 kBگروه فیزیولوژی دانشگاه علوم پزشکی مشهد، یکی از فعال ترین گروه های علوم پایه در این دانشگاه است که طی سالهای پس از انقلاب، به لطف مسئولین و اساتید بلند همت خود، خدمات شایان توجهی را در حوزه های مختلف و بویژه عرصه‌ی پژوهش ( نگارش حدود 2 هزار مقاله از سال 1370 تاکنون )، به مجموعه بزرگ دانشگاه علوم پزشکی مشهد ارائه نموده است. فعالیت های ارزشمند و ثمربخش این گروه در طول سالهای گذشته سبب شد، تا در کتابچه ای که حدود 3 سال قبل، توسط دانشگاه علوم پزشکی مشهد تنظیم گردید، گروه فیزیولوژی دانشکده پزشکی مشهد، رتبه دوم کشوری را اخذ و بعد از گروه فیزیولوژی دانشگاه شهید بهشتی، در جایگاه دوم قرار گیرد. جهت آشنایی بیشتر با رشته و گروه فیزیولوژی دانشکده پزشکی مشهد، پای صحبت چند تن از اساتید پیشکسوت و حال حاضر و همچنین مدیر گروه این رشته در دانشگاه علوم پزشکی مشهد نشستیم که شرح این صحبت ها را در ادامه می خوانید:

*وبدا: ضمن خیر مقدم به همه اساتید گرامی، در ابتدای گفتگو از آقای دکتر نعمتی، استاد پیشکسوت رشته فیزیولوژی خواهشمندم معرفی مختصری از خود داشته باشند؟

دکتر نعمتی: من در روستای کریموی فردوس؛ منطقه‌ی خوش آب وهوایی در دل کویر متولد شدم. تحصیلات ابتدایی ام را در همان روستا به اتمام رساندم و همزمان با وقوع زلزله‌ی سال 1347 در فردوس و کاخک از آنجا برای ادامه تحصیل به مشهد عزیمت و دوره دبیرستان را در این شهر سپری کردم.

 پس از آن تحصیلات دانشگاهی را در مقطع پزشکی عمومی و سپس در رشته تخصصی نورولوژی گذراندم و به عنوان رزیدنت در سال 1367 پزشکی را تمام کردم. در تابستان همان سال و پس از چند ماه وقفه وارد رشته مغز و اعصاب شدم و در خدمت استاد دکتر اعتمادی، دانش اندوزی کردم و  نهایتاً در سال 1371 فارغ التحصیل شدم.

در آن زمان بدلیل اینکه بخش فیزیولوژی مسئولی، جز استاد فقید، دکتر جلالی نداشت به من اعلام شد که مسئولیت بخش فیزیولوژی اعصاب را به عهده بگیرم و بنده هم پذیرفتم، به این ترتیب در خدمت اساتید بزرگی همچون آقای دکتر حاج زاده و دکتر بسکآبادی قرار گرفتم و به خاطر اینکه ارتباطم با بالین و رشته بیماری های مغز و اعصاب قطع نشود، همزمان 3 روز در هفته مشغول کار در بیمارستان امام رضا(ع) بودم و 3 روز هم در بخش فیزیولوژی بودم که کار بسیار سخت و سنگینی بود. متأسفانه در آن زمان من از کارهای پژوهشی عقب ماندم و تشخیص دادم که خسته کننده است و نمی توانم ادامه دهم، لذا مدتی فقط در بخش فیزیولوژی مستقر شدم و در آنجا به تدریس و پژوهش پرداختم.

*وبدا: چه مدت در دانشگاه مشغول به خدمت بودید و در چه سالی بازنشسته شدید؟

دکتر نعمتی: حدود 35 سال در دانشگاه خدمت کردم و اوایل سال 1390 بود که بازنشسته شدم و بعد از آن به کارهای زندگی، مطب و بالین ویزیت بیماران می پردازم.

*وبدا: استاد دکتر حاج زاده استاد پیشکسوت فیزیولوژی در حوزه غدد فیزیولوژی ضمن خیر مقدم، در ابتدای صحبت یک تعریف اجمالی از رشته ای که در آن تحصیل کرده و فعالیت داشته اید بفرمایید؟

دکتر حاج زاده: همان طور که ازکلمه لاتین فیزیولوژی مشخص است، فیزیولوژی شناخت شرایط طبیعی هر موجودی است؛ در انسان فیزیولوژی انسانی و در حیوان فیزیولوژی حیوانی و در گیاه هم به همین شکل. بنابراین شناخت شرایط طبیعی و آنچه که موجود است، فیزیولوژی نام دارد. اما فیزیولوژی غدد مبحثی از فیزیولوژی انسانی است، که در تنظیم شرایط بدن توسط سیستم اعصاب، سیستم غدد و ایمونولوژی نقش دارند و بنابراین یکی از سیستم های اصلی در تنظیم مجموعه بزرگ بدن انسان سیستم غددی است که با بسیاری از اعضای دیگر هم ارتباط دارد و در تنظیم آنها و سلامت انسان نقش ایفا می کند.

*وبدا: استاد دکتر بسکابادی برای آشنایی بیشتر مخاطبان با جنابعالی، لطفا معرفی مختصری از خود داشته باشید؟

من دکتر محمد حسین بسکابادی، استاد پیشکسوت فیزیولوژی هستم، در سال 1337 در روستای کوچکی در جنوب خراسان بنام بسکاباد متولد شدم و تا کلاس چهارم دبستان را در زادگاهم تحصیل کردم و مقاطع پنجم و ششم تحصیل را در روستایی دیگر به اتمام رساندم.

 دوره دبیرستان را در شهر گناباد گذراندم و در سال 1354 وارد دانشکده پزشکی شدم. در سال 1360 از مقطع پزشکی عمومی فارغ التحصیل و تا اواخر آبان 1365 در گروه فیزیولوژی به عناوین مختلف اما عمدتا با عنوان مربی مشغول تدریس بودم و هم فیزیولوژی نظری و هم فیزیولوژی عملی را برای دانشجویان رشته های مختلف پزشکی تدریس می کردم .

در اواخر آبان 1365 در معیت دکتر حاج زاده همکار و دوست بسیار گرامی، برای اخذ تخصص عازم کشور انگلیس شدم در اوایل سال 1371 با اخذ دکتری تخصص فیزیولوژی بالینی تنفس به وطن برگشتم و به عنوان استادیار مشغول به کار شدم.

*وبدا: استاد دکتر حسینی ضمن خیرمقدم، به عنوان مدیر گروه فیزیولوژی از فعالیت ها و رسالت های اعضای این گروه بفرمایید؟

دکتر حسینی: طبق بررسی های انجام شده و مصاحبه با پیشکسوتان گروه فیزیولوژی، سابقه این گروه باز می گردد به سال 1328 یعنی سالی که دانشکده پزشکی تاسیس شده و تدریس فیزیولوژی به عنوان یک درس اصلی برای دانشجویان شروع شد. سال 1338 یک گروهی در دانشکده پزشکی تشکیل شده که شامل 4 گروه فیزیولوژی، فارماکولوژی، بیوشیمی و بیوفیزیک بوده و در سال 1364 گروه فیزیولوژی از این گروه جدا و بصورت مستقل کار خود را ادامه می دهد.

تاریخچه نشان میدهد که اساتید و مدیر گروه های پیشکسوتی همچون آقای دکتر حسین قهرمان در راه اندازی گروه تلاش زیادی کردند و آقای دکتر اژدری، آقای دکتر فخار و خانم دکتر ربانی و بعد از پیروزی انقلاب هم آقای دکتر بهروش مدیریت گروه را بعهده داشتند. ( در اینجا لازم است که یادی کنیم از اساتید گرانقدری که در قید حیات نیستند و در آن زمان زحمت زیادی کشیدند).

بعد از آن آقای دکتر اسحاق جلالی مدیر گروه بودند که اخیرا به رحمت خدا رفتند و یادشان باید گرامی داشته شود ، چون زحمات زیادی کشیدند و اساتید دیگری به عنوان مدیر گروه و پیشکسوت زحمت زیادی کشیدند. آقای دکتر بسکابادی، آقای دکتر حاج زاده، آقای دکتر خواجوی راد، آقای دکتر خزاعی و درحال حاضر بنده به عنوان خدمتگزار در خدمت شما هستم و اداره گروه به عهده من است .

سوابق نشان می دهد که راه اندازی کارشناسی ارشد در سال 1377 بوده و تا الان 107 نفر فارغ التحصیل داشتیم، دکترا در سال 1387 با همت اساتید نامبرده شده راه اندازی شد و تقریبا 34 نفر فارغ التحصیل داشتیم.

از نظر رسالت باید عرض کنم که گروه ها همه بازوی دانشکده و دانشگاه هستند و گروه فیزیولوژی هم از نظر پژوهش و آموزش و تربیت نیروی متخصص فیزیولوژی، نقش مهمی دارد . در کنار اساتید پیشکسوت عزیزمان، اساتید جوان را داریم و 10 نفر عضو هیات علمی در گروه با همراهی دکتر حاج زاده امور مربوط به گروه را پیش می برند و حداکثر تلاش میشود تا گروه از نظر پژوهش و آموزش ارتقاء یابد و در این حوزه ها جایگاه خوبی را کسب کند. اساتید دیگری همچون خانم دکتر زهرا فاتحی ، آقای دکتر پژهان و آقای دکتر سمرقندیان، خانم دکتر رجایی و خانم دکتر زهره موسوی هم زحمات زیادی را برای گروه کشیدند.

*وبدا: آقای دکتر نعمتی با توجه به اینکه شما در زمان راه اندازی گروه فیزیولوژی حضور داشتید، لطفا از امکانات و تجهیزات آن زمان بفرمایید؟

 دکتر نعمتی: البته با توجه به سابقه ای آقای دکتر حسینی ذکر کردند، در آن زمان بنده حضور نداشتم، اما زمانی که من به گروه فیزیولوژی وارد شدم، فیزیولوژی اعصاب در رشته های زیادی مثل پرستاری و مامایی، داروسازی، دندانپزشکی، اتاق عمل، بیهوشی و حتی روانشناسی با کمک دکتر جلالی تدریس می شد و فشار کاری بسیار زیاد بود.

 بعد از چند سال آقای دکتر حسینی به جمع ما برای تدریس فیزیولوژی اضافه شدند و جهت تدریس فیزیولوژی عملی دستگاه الکتروآنسفالوگرافی و ای ای جی را خریداری کردیم و آموزش ای ای جی در دانشکده پزشکی راه اندازی شد. همزمان فعالیت های پژوهشی و تحقیقاتی و کارگاه  های آموزشی و راه اندازی بخش نوروساینس شروع شد.

*وبدا: استاد حاج زاده تحولات صورت گرفته از زمان راه اندازی فیزیولوژی به همت شما اساتید به خصوص تحولات بعد از انقلاب در حوزه های پژوهش و آموزش و دستاوردها چه بوده است؟

دکتر حاج زاده: یکی از نخستین کسانی که درگروه فیزیولوژی تدریس کرده اند، آقای دکتر اعتصامی برادر مرحومه پروین اعتصامی شاعره بلند آوازه و متدین و متشرع ایرانی است که از تهران بصورت پروازی به مشهد می آمدند و تدریس می کردند و بعد از آن آقای دکتر قهرمان آمدند. به جرات می گویم که گروه فیزیولوژی تا زمانی که بنده و دکتر بسکابادی برگشتیم یک مقاله پژوهشی نداشت، بنابراین پژوهش در این گروه بعد از برگشتن ما صورت گرفت که زمان قبل انقلاب یک مقاله هم وجود نداشت و زمانی که سال 1370 برگشتیم، اکنون اگر مقالات ما را یکسال قبل شمرده بودند، شاید اکنون 2000 مقاله پژوهشی در گروه فیزیولوژی در منابع پیدا می کنید که اغلب هم مقالات بسیار با ارزشی است و برادران بزرگوار ما آقای دکتر بسکابادی، دکتر نعمتی، دکتر حسینی و سایر دوستان در آن سهیم هستند. اما سهم دکتر بسکابادی یک سهم بسیار بزرگ و با عظمتی در این مقالات باارزش است و همه این موارد هم در پژوهش و هم در آموزش کشور نقش اساسی دارد.

در کتابچه ای هم که حدود 3 سال قبل، دانشگاه تنظیم کرده بود، گروه فیزیولوژی رتبه دوم کشوری را داشت؛ یعنی بعد از گروه فیزیولوژی دانشگاه شهید بهشتی حائز کسب رتبه دوم شده است و رتبه ما آن سال بالاتر از دانشگاه تهران و سایر دانشگاههای تراز اول کشور بود.

 در زمینه راه اندازی بخش ها و امکانات هم زمانی که بنده برگشتم، یکی از دوستان رئیس موسسه داروسازی ثامن بود، از ایشان تقاضا کردیم.2-3 وسیله را در اختیار ما قرار دهد و ایشان این امکانات را برای ما اهدایی داد. وسایل دیگری هم پس از آن آوردیم و الان بسیار غنی هستیم و از سال 76-77 که دوره کارشناسی ارشد در گروه راه اندازی شد، یکی از شرایط و مواردی که پیشرفت گروهها را به ویژه در پژوهش فراهم می کند داشتن دانشجویان ارشد و دکترا است و گروه در تمام قسمتها موفق است به خصوص در مقایسه با قبل از انقلاب در حال حاضر با توجه به معیاری که برای سنجش است، بخش عمده ای از اساتید ما اچ ایندکس های20-25  و به طرف 30-35 را دارند که بسیار مفید است.

*وبدا: استاد بسکابادی شما از اساتید یک درصد پر استناد هستید، محورهای پژوهشی خود را بفرمایید ؟

دکتر بسکابادی: اجازه دهید در این فرصت از فعالیت ها و دستاوردهای گروه مان عرض کنم، چون گروه فیزیولوژی یکی از پر افتخارترین گروه های دانشگاه علوم پزشکی مشهد و کشور است. قبل از انقلاب آقای دکتر قهرمان، آقای دکتر اژدری، آقای دکتر فخار و خانم دکتر ربانی را داشتیم و بعد از انقلاب باید یادی کنیم از مرحومه سرکار خانم دکتر بهروش که بعد از انقلاب سکان اداره گروه فیزیولوژی را با توجه به شرایط موجود به تنهایی به عهده گرفت و سپس بنده و آقای دکتر حاج زاده به کمک خانم دکتر بهروش آمدیم.

در سال 1365 که با همکاران به انگلیس رفتیم و با توجه به شرایط خاصی که خانم دکتر بهروش داشتند، آقای دکتر جلالی به تنهایی گروه را اداره می کردند و آموزش برخی از قسمت های فیزیولوژی را همکاران محترم بالینی به دانشجویان عهده دار شده بودند. بعداً آقای دکتر نعمتی وارد شدند و ما از انگلیس برگشتیم و خانم دکتر زهره موسوی هم مدت کوتاهی فیزیولوژی غدد را متخصص غدد درون ریز تدریس می کردند و لذا آن زمان ما از نظر تعداد افراد جزء ضعیف ترین گروه ها بودیم.

 بعد از آن که من و دکتر حاج زاده از انگلیس برگشتیم یک دوره تحولی به لطف خدا داشتیم و کارهای پژوهشی زیادی انجام دادیم که بحمدالله پیشرفت سریعی داشت و یکی از نکاتی که در همه جا بیان می کنم این است که ما یک گروه خیلی خوبی هستیم و از دلایلی که ما یک گروه سرآمد داریم، این است که هماهنگی بسیار خوبی در گروه داریم و هیچ گونه تنشی بین اعضای هیات علمی گروه فیزیولوژی و کارشناسان و پرسنل وجود ندارد. لذا یکی از دلایل اینکه گروه فیزیولوژی پیشرفت قابل توجه داشته این است و در گستره وسیعتری برای پیشرفت مملکت هم نیاز به همین همدلی، هماهنگی و عدم تنش داریم.

به لطف خداوند هر جایی که اعضای محترم گروه فیزیولوژی مدیریت کرده اند، یک افتخار حاصل شده است. من در ابتدا از آقای دکتر حسینی شروع می کنم که اتاق حیوانات دانشکده پزشکی را سالها مدیریت می کردند و حقیقتاً کار را از صفر شروع کردند. همچنین 2 مقاله خیلی معتبر در دانشگاه علوم پزشکی مشهد داریم، یکی مجله علوم پایه که توسط آقای دکتر حاج زاده راه اندازی شده و اکنون خانم دکتر فضلی بزاز سردبیر آن هستند و مجله دوم هم که پرافتخارترین مجله دانشگاه است مجله ابن سینا نام دارد که بنده آن را اداره می کنم.

یک مرکزی هم داریم که گروه فیزیولوژی نقش اصلی را دارد و از همه گروه ها در آن عضو هستند، بنام مرکز تحقیفات کاربردی زیست پزشکی و بنده رییس آن مرکز هستم. به نظر من وسعت نظر بیشتری از مسوولین مورد انتظار است و بنده همیشه در همه جا می گویم که ما باید معیارمند حرکت کنیم. پیشرفت ها باید بیش از پیش تشویق شود.

*وبدا: تالیفات شما بیشتر حول چه محوری بوده است؟

من دکتری تخصصی ام را در رشته فیزیولوژی بالینی تنفس گرفتم و تقریبا تمام تحقیقاتم در این زمینه است؛ هم کار بالینی انجام داده ام و هم کار پایه انجام داده ام. حدود 350 مقاله چاپ شده دارم. اچ ایندکس در اسکوپوس 47 تا بوده که این تعداد هنوز به روز نیست و احتمالا بیشتر شده است و در گوگل اسکولار به تازگی 50 تا شده است.

*وبدا: استاد حسینی چند آزمایشگاه اکنون در گروه فیزیولوژی داریم؟

دکتر حسینی: باعث افتخار است که پیشرفت قابل توجهی در گروه انجام شده است، علیرغم اینکه در آغاز کار پژوهش، وسایل بسیار ابتدایی بود اما ما اکنون در حوزه های مختلف آزمایشگاه داریم، لاین تحقیقاتی و ابزار پژوهشی و وسایل آزمایشگاهی داریم به عنوان مثال در فیزیولوژی غدد، کلیه، تنفس، اعصاب، حافظه، رفتار، سلول مولکولی، گردش خون، سرطان، الکتروفیزیولوژی بافت شناسی اساتید مختلف با گرایشات متنوع زحمت می کشند. همان کیموگراف الان تبدیل شده به ابزارهای اساتید و شنوندگانی که در حوزه فیزیولوژی و بیولوژی سر رشته دارند می دانند که یک ابزارهایی با ثبت الکترونیک است بنام پاور لب که گروه فیزیولوژی خوشبختانه مجهز به 3 تا پاورلب با ثبت بسیار دقیق است.

 ابزارهای متنوع فیزیولوژی را داریم هم برای آموزش که قبلا با کیموگراف نشان داده می شده و الان با پاور لب یا ای ای جی نشان داده میشود یا در مورد پژوهش از اینها استفاده می شود البته این کافی نیست و اگر چه یک جهشی زمانی بوده باید این ادامه پیدا کند. لذا اگر فکر کنیم که به خوبی پیشرفت کردیم در سطح گروه، دانشکده و دانشگاه و کشور، به نظرم این مایه غفلت خواهد بود.

 با استفاده از همین لاین های تحقیقاتی من می بینم که فارغ التحصیلان دکترای ما در کشور بسیار موفق هستند و هر کجا که بخواهند جذب شوند لازم است که سابقه پژوهش داشته باشند و خوشبختانه فارغ التحصیلان مشهد از این جنبه سرآمد هستند و می توانند در رقابتها برنده باشند و تقریبا همه آنها به عنوان عضو هیات علمی در دانشگاه های مختلف استان، غیراستان، تهران وکرمان باشند که باعث افتخار است و نشان دهنده آموزش و پژوهش خوب است.

*وبدا: دکتر نعمتی ارتباط بین فیزیولوژی با حوزه بالین چیست؟

دکتر نعمتی: وقتی که فیزیولوژی اعصاب مسیر حرکت رشته های عصبی و اعمال سلول های عصبی و رشته های عصبی و قسمت های مختلف اعمال عالیه مغز را و حرکات عضلات را بررسی میکنیم، متوجه می شویم که اگر متخصص مغز و اعصاب، فیزیولوژی اعصاب یاد نداشته باشد موفق نخواهد بود، چون این دو رابطه تنگاتنگی با یکدیگر دارند. دو موضوع مهم که من همیشه به دانشجویان می گویم این است که آناتومی اعصاب، فیزیولوژی اعصاب و نشانه شناسی بیماری های مغز و اعصاب تقریبا 75 درصد کار رشته های متخصصین بالینی بیماری های مغز و اعصاب است ، بعد بیماری ها، تشخیص و درمان می ماند. تشخیص و درمان هر روز تغییر می کند و امکانات تشخیصی روز به روز زیادتر و تشخیص راحت تر می شود. دارو درمانی هر روز پیشرفت میکند و ما به گرد آن که روز به روز پیشرفت می کند نمی رسیم .

بنابراین مهم، مسائل پایه این رشته است که آناتومی و فیزیولوژی است که تغییرات جزیی می کند، ولی اگر دانشجویان بدانند معمولا کاربرد زیاد خواهد داشت و برای آنها بسیار مفید خواهد بود.

*وبدا: استاد حاج زاده چه شد که با وجود موقعیت هایی که در انگلیس داشتید ولی به عشق وطن و خدمت به مردم به ایران برگشتید؟

دکتر حاج زاده: ما در زمانی که آنجا ( خارج کشور) مشغول تحصیل بودیم عده ای از افراد بودند که با ما یا همزمان با ما آمده بودند و در همان خارج از کشور ماندند، اما ما یک دینی را نسبت به کشور خود احساس می کردیم که آن احساس هنوز هم وجود دارد. براین اساس برگشتیم تا بمانیم و خدمت کنیم و انشالله که خدماتمان موثر بوده باشد. حدود 6 سال قبل دعوت اختصاصی از کانادا شدم که بدون هیچ هزینه ای که با خودم ببرم در آن کشور به من اقدامات بدهند و مشغول کار و تلاش در آنجا باشم که من به آن نامه اصلا جواب ندادم.

همان زمان هم در کشور انگلیس می توانستم بمانم اما واقعیت امر این است که ما با پول این ممکلت تحصیل کرده بودیم و مدرک دکتری تخصصی را گرفته بودیم لذا صلاح بر این نبود که آنجا بمانیم و به آنها خدمت کنیم. اکنون هم بر این باورم که بالاخره انسان عمر محدودی دارد و در این عمر محدود ثروت اندوزی و... در حد اینکه کفاف زندگی فرد را بدهد، خوب است اما بعد از آن فرد را به تفرعن وادار می کند و این تفرعن عملا به ضرر خودش است، چون پایه سیرش را به سوی آخرت و جهان دیگر سست می کند و اگر چه من و آقای دکتر بسکابادی در حد پایه بودیم ولی الحمدالله وضعیت زندگی مان هم خوب است و خدا شکر از نظر ثروت هم به گونه ای نیست که ضرر کرده باشیم.

 ما در سال 1360 که به انقلاب فرهنگی خورده بودیم و دانشگاه دچار کمبود نیرو در بخش ها بود رییس دانشگاه دکتر اعتمادی بودند که با توجه به آن شرایط ایشان صلاحدید دانشگاه حدود40-50 نفر از فارغ التحصیلان را نگه دارند، برای اینکه در بخش های بالینی کمک کنند به عنوان دستیار و رزیدنت یک امتحان داخلی برگزار کردند و در آن امتحان داخلی من در رشته جراحی عمومی قبول شدم. اما با توجه به سابقه دوستی خارج از دانشگاه که با آقای دکتر اعتمادی داشتیم از دوره قبل انقلاب، چون از ما تقاضا کردند به گروه فیزیولوژی برویم، برای احیا این گروه و من با کمال میل رشته جراحی را نرفتم و به گروه فیزیولوژی وارد شدم. ما درون مایه مان با افتخار به این مملکت متعلق است.

*وبدا: دکتر بسکابادی شما پس از تحصیل در انگلیس به عشق مردم وطن به ایران برگشتید، چه توصیه ای به دانشجویانی دارید که قصد مهاجرت دارند؟

دکتر بسکابادی: خوب قطعا زندگی در آنجا (خارج کشور ) راحت تر و درآمدها بیشتر است. من در اینجا نمی خواهم حرف های غیر واقع بینانه بگویم اما حقیقت آن است که ما با پول این ملت رشد کردیم و برای این ملت و مملکت هستیم. ما زندگی خیلی خوبی داریم... البته خوب بودن تعریف دارد خوب بودن پول نیست. خوب بودن ارضاء است و قسم می خورم که من و دکتر حاج زاده به شدت از زندگی مان راضی هستیم. وقتی ظهر با تن خسته به منزل می رسیم با رضایت خاطر می رویم و با اینکه درآمد در علوم پایه کم است من و دکتر حاج زاده هر گز از این موضوع ننالیدیم .

این رضایت از شرایط خیلی مهم است و تاکید می کنم ما برای این مملکتم و با پول این ملت رشد کردیم، ما برای اینکه پزشک شویم مقدار زیادی پول خرج مان شده است. من و دکتر حاج زاده وقتی رفتیم به انگلیس، مبالغ زیادی پول خرج ما شد و یکی از علتهایی که برگشتم ایران این بوده است. در آن زمان که من انگلیس بودم لحظه لحظه آدمهای بهتر از من خون خود را فدای این مملکت می کردند و من با پول آنها آنجا درس می خواندم پس خیلی بی انصافی است که من زندگی بهتر و راحت تر را انتخاب کنم و بروم. الان افتخار است که ما به کانادا و انگلیس برویم که از این موضوع متاسفم. ما با پول این ملت محروم پزشک و دندانپزشک شدیم و چطور می توانیم به این راحتی مملکت را رها کنیم و برویم .

 البته مسئولین مملکت هم باید شرایط را اصلاح کنند چون شرایط برای برخی جوانان مشکل است. بارها بنده پیش یکی از معاونت های محترم دانشگاه رفتم و از ایشان حداقل 10 بار درخواست کردم که یک آدمی را هم از نظر پژوهشی، اخلاقی و از همه نظر سر آمد بوده و می خواستم به عنوان عضو هیات علمی پژوهشی در مرکزی که اسم بردم بیاورم و بار آخر گفتم آقای دکتر شما چطور وارد دانشگاه شدید؟! و گفتم من خودم راحت وارد دانشگاه شدم ایشان هم همین  را گفتند، بعد گفتم پس از این بچه ما است و باید شرایط را برای جوانان تسهیل و امکانات بیشتری فراهم کنیم و لازمه این تغییرات وجود آرامش در مملکت است و ما نباید برای داشتن زندگی راحت تر ترک وطن کنیم از دید من این کار خیلی پسندیده ای نیست.

*وبدا: دکتر نعمتی در دوران بازنشستگی چه می کنید؟

دکتر نعمتی: در حاضر الان که در دوران بازنشستگی هستم و برای اینکه در تشخیص و درمان بیماران موفق باشیم، باید همیشه مطالعه کنم و به روز باشم. لذا مطالعه و کار درمان در مطب انجام می دهم.

*وبدا: از کارهای پژوهشی و تحقیقاتی در حوزه ی فیزیولوژی اعصاب فعالیت کردید را بفرمایید؟

در قسمت اول خصوصا در بخش فیزیولوژی چون نیمه وقت بود خیلی کار پژوهشی انجام ندادم و تعداد مقالاتم نسبت به سایر اساتید کمتر است ولی 30 مقاله دارم که 10 مقاله به زبان انگلیسی و 20 تا به زبان فارسی است و همزمان 5 کتاب تالیف کردم. چون ابتدا هم بخش بالین و هم بخش فیزیولوژی بودم ( طبق گفته های دکتر حاج زاده  ) اولین تالیفم نشانه شناسی بیماری های مغز و اعصاب و روان بود که همان رشته ای است که در دانشکده تدریس می کردم و تدریس های خودم را در قالب کتاب فیزیولوژی اعصاب تالیف کردم که در دانشگاه مشهد چنین کتابی نداریم و خیلی هم زود به فروش رفت و الان هم در بازار موجود نیست. کتاب صرع را تالیف کردم و بیمارهای خواب و آخرین کتابم بیماری ام اس است که مورد استفاده دانشجویان و مردم قرار می گیرد.

*وبدا: استاد حاج زاده از دستاوردها و پژوهش های شما در حوزه فیزیولوژی غدد به صورت محوری بفرمایید؟

دکتر حاج زاده: پژوهش ها معمولا براساس محورهایی که در ذهن پژوهشگر می آید طراحی می شود. ما یکی از پژوهش هایی که در همان ابتدا انجام دادیم ( که پژوهش انسانی محسوب میشد) مطالعه ای بود در سطح شهر مشهد که ارتباط بین کم کاری تیروئید را با سطح چربی خون در جمعیت شهر مشهد بررسی می کرد و مقاله آن در مجله اروپایی منتشر شد و یکی پژوهش میدانی خوب بود.

چند پژوهش هم حول مواردی از قبیل سندرم متابولیک بوده و پژوهش هایی بر روی حافظه که از ترکیبات گیاهی استفاده شده و به خصوص یکی از آنها که با چهار تا گیاه انجام و مقالاتش به زبان انگلیسی منتشر شده است. یکسری موارد هم بر روی کلیه و سنگ کلیه انجام شده است که از آن پژوهش هایی بر روی سنگ کلیه انجام شد تاثیر سیاه دانه بود که یک پایان نامه شد و رتبه دوم جشنواره ای که دانشگاه شهید بهشتی برگزار کرد را در آن زمان کسب کرد و از پژوهش های خوبی که سنگ بنای پژوهش های کلیوی در آن زمان گذاشته شد بود و همکارانی که در این زمینه فعالیت کردند بر مبنای این پژوهش های دیگر را طراحی کردند در مجموع پژوهش هایی بوده که اگر چه منجر به محصول یا دارویی نشده است اما زمینه هایی را در ذهن در این حوزه ها به وجود آورده که مفید و موثر بوده باشد.

*وبدا: استاد بسکابادی به نظر شما ضروریات و کمبودهای حوزه پژوهش ما چیست ؟

دکتر بسکابادی : شهید مطهری می فرمایند من معلمی را می خواهم که به من اندیشیدن را بیاموزد نه اندیشه را. ما اگر بخواهیم پیشرفت کنیم باید اندیشیدن را بیاموزیم و فکر کردن را. مصداق مهم فکرکردن یا اندیشیدن کار پژوهشی است وکارپژوهشی باید در مملکت ما هر چه بیشتر نهادینه ،ترغیب و تشویق شود.

 البته آمار نشان میدهد که فعالیتهای پژوهشی که در این 40 سال بعد از انقلاب شکوهمند اسلامی انجام شده با قبل انقلاب اصلا قابل مقایسه نیست. ما قبل از انقلاب عددی نبودیم، اما اکنون در منطقه صاحب رتبه های اول یا دوم هستیم. خیلی اوقات ارتباط تنگاتنگ و شدیدی را با ترکیه و عربستان سعودی داریم و عربستان سعودی تفاوتی که با ما دارد، بی نهایت پول زیاد دارد و ترکیه هم راه های ارتباطی را دارد و ما هر در دو مورد اینها مشکل داریم. ما در پژوهش هایمان یکسری مسیرها بدست خودمان است و یکسری بدست خود ما نیست؛ یعنی دست مسئولین محترم است. کار پژوهش نیاز به پول دارد و منصفانه این است که ما مقداری مشکل مالی داریم. ما برای اینکه پژوهش های پایه ای را انجام دهیم به عنوان مثال نیاز به کیت های مختلف داریم که باید از خارج وارد شود و بی نهایت گران شده شاید قیمت ها را با 5 سال قبل مقایسه کنم چیزی حدود 100 برابر است. لازمه دیگر کار پژوهش عبارت است از تشویق و ترغیب و گشودن راه توسط مسولین که غیرمنصفانه است بگویم این نیست، اما باید مقداری بیشتر شود. ما به خصوص در دانشگاه علوم پزشکی مشکلی بنام مریض داریم که هیچ مسئولی نمی تواند آنها را نادیده بگیرد. سلامت آنها در اولویت کار است و بنابراین پول بیشتر به سمت بالین می رود و پول کمتری به سمت پژوهش می آید.

 دکتر نعمتی فرمودند 30 مقاله دارند، اما برای حوزه بالین 30 مقاله بسیار عالی است. برای یک عضو محترم بالینی بسیار عالی است. باید امکانات بیشتری داشت و نیروی انسانی مهم است. نیروی انسانی داریم اما باید ورود آنها به گروهها و دانشگاه ها و مراکز تحقیقاتی تسهیل شود.  با راه های مختلف این تسهیل انجام شود.

نکته دیگری که برای پژوهش لازم است و در دانشگاه های علوم پزشکی دست ما را باز می کند پژوهش های بالینی است. برای پژوهش های بالینی 2 مساله را لازم داریم یکی اینکه بار بالینی همکاران بالینی را کم کنیم چون الان همکاران بالینی زمانی برای پژوهش ندارند و باید تعداد اعضای هیات علمی زیاد شود که دست آنها از نظر وقت برای پژوهش باز باشد. دوم اینکه باید همکاری تنگاتنگی بین علوم بالینی و علوم پایه انجام شود که این مورد هم به رشد پژوهش های بالینی کمک می کند انشاالله این موارد حاصل شود چرا که با آنها کشومان پیشرفت بسیار شگرفی خواهد داشت .

*وبدا: دکتر نعمتی در امر پژوهش به دانشجویانی که می خواهند مسیر شما را ادامه دهند چه توصیه هایی دارید؟

دکتر نعمتی:دانشجو فقط باید دانشجو باشد یعنی فقط باید مطالعه کند و درس ها را مفهومی بخواند و یادگیری خوبی داشته باشد که اگر خوب بخواند و بفهمد و یاد بگیرد می تواند مثلا در رشته پزشکی پزشک خوب و موثری باشد و هنگامی که با بیمار مواجه می شود هم در تشخیص موفق است و هم وجدان خودش راضی است از نحوه کار و عملکردش و شب راحت می تواند بخوابد. در غیر اینصورت اگر نتواند کاری انجام دهد و سمبل کند خودش ناراحت می خوابد و زندگی خوبی نخواهد داشت.

*وبدا: استاد حاج زاده، شما علاوه بر اینکه استاد گروه فیزیولوژی ، از فعالان عرصه فرهنگی نیز هستید و در حوزه اجتماعی هم فعالیت می کنید، مهمترین نکته اخلاقی، آموزشی و فرهنگی که در کلاسهای درس به دانشجویان خود می آموزید چیست؟

دکتر حاج زاده: موفقیت دانشجوی رشته پزشکی، در گرو پرکاری اوست و اینکه وقت خود را به همان کار دانشجویی اختصاص دهد. ما نمونه های بسیار زیادی داشتیم که یکی از آنها در طب قدیم بنام ابن سینا، یکسری کتاب هم دارد و یک کتاب از ایشان را آقای دکتر امامی در دانشکده داروسازی ترجمه کرده به نام " الموجزفی الطب "،کوتاه و مختصر در طب.

 ایشان حدود 110-100 رساله ( که رساله های آن وقت احتمالا کمی بیشتر از مقالات فعلی ما بوده ) نوشته و از این تعداد فقط 40-30 در دسترس است. در خصوص پرکاری ایشان بیان می شود که گاهی کتاب را روی دیوار می گرفته که اگر خوابش برد کتاب به زمین بیافتد و دوباره کتاب را مطالعه کند! این طور افراد پرکاری در این حوزه ها بودند. دانشجوی پزشکی هم باید هم و غم خود را در مطالعه و کارپژوهش بگذارد و از سویی چون با انسان سروکار دارد و انسان، هم جنبه های فیزیکی و بدنی و هم جنبه های روحی دارد، با توجه به این مهم، باید متخلق اخلاق خوب و عالی در زمینه در برخورد با انسان باشد و کرامت انسانها را در تمام مراحل کاری اش حفظ کند و اگر این دو ویژگی را کسب کرد پزشک موفقی خواهد بود و دنیا و آخرتش تامین می شود و اگر خدای نکرده در هر کدام  از این موارد کم کاری کرد و توجه نداشت خودش را دچار مشکل می کند و گاهی حتی در حد خسرالدنیا الاخره که ثروتی را اندوخته و گاهی ممکن است به درد خودش هم نخورد.

بنابراین باید پرکار و پژوهشگر باشد و در زمینه متخلق شدن به اخلاق خوب و مناسب و عالی در حدی قوی شوند که برسند به آن اخلاق کریمه که در مسائل اسلامی مطرح است و آنجاست که می توانند مفید باشند و دلش برای بیمار می تپد، بطوریکه حتی در منزل هم به فکر بیمارش است و مهم تر از این کار طبابت که از عهده اش برآمده برای بیمارش دعا هم می کند. چون همه چیز به دست خداست و شفای بیمار هم که بدست طبیب جاری می شود باز هم به اذن پروردگار است و یکی از موارد هم این است که خدایا این بیمار من و سایر بیماران را هم شفا بده و قطعا این گونه از طبیبان موفق خواهند.

*وبدا: دکتر بسکابادی توصیه شما به دانشجویان چیست؟

دکتر بسکابادی: دانشجو، راننده تاکسی، کارگر و... همگی برای اینکه کارخود را خوب انجام دهند باید عاشق کار خود باشند و آن عشق را ما بزرگترها باید به آنها بیاموزیم. من به عنوان یک استاد باید عشق را به آنها تزریق کنم. باید بگویم بچه های گل 50 سال ما حکومتی داشتیم که تمام دنیا کمکش می کردند و پول زیادی داشت و روستای من و آقای دکتر حاج زاده کوچکترین تغییری در آن ایجاد نشده بود و باید منصف باشیم 45-40 سال در تحریم شدید به سر بردیم و با این وجود روستای 50 خانواده ی ما این یک افتخار و معجزه است که آب لوله کشی، برق، جاده آسفالت شده، مخابرات و خانه بهداشت دارد.

 ما نقطه ضعف داریم اما باید به جوانان افتخار کردن به خود را یاد دهیم. در گروه فیزیولوژی با امکانات صفر به اینجا رسیدیم و اصلا قانع نیستیم که به اینجا رسیدیم. من می دانم که باید با تمام وجود کارکنم، دانشجویان، آیندگان کشور و نور چشمان ما هم باید با عشق کار کنند.


 749.jpg - 24.81 kBدکتر سید محمد تقدیسی حیدریان، متولد سال 1361 در مشهد، استاد و عضو هیات علمی در رشته بیوتکنولوژی دارویی دانشگاه علوم پزشکی مشهد، یکی از چهره های موفق در عرصه های آموزشی و پژوهشی این مجموعه دانشگاهی است که ضمن درخشش در پنج دوره‌ از جشنواره‌ های دانشگاه علوم پزشکی مشهد و کسب عنوان پژوهشگر برگزیده در جشنواره پژوهشی استان در سال 1402 و همچنین دستیابی به رتبه دوم جشنواره رازی در بخش علوم پایه، در دو حوزه داروشناسی و شیمی نیز به عنوان دانشمند یک درصد پراستناد شناخته شده و رتبه سوم جهانی را بر اساس پایگاه اطلاعاتی اسکوپوس دارا می باشد. دکتر تقدیسی تاکنون بیش از ۳۰۰ مقاله‌یISI چاپ نموده که ۷۰ درصد این مقالات Q1 بوده و همچنین در تالیف بیش از ۲۰ فصل کتاب مشارکت و افزون بر ۱۱ هزار ارجاعات داشته است. پایگاه خبری وبدا، گفتگویی با این استاد و عضو هیات علمی جوان دانشگاه علوم پزشکی مشهد داشته که شرح آن را در ادامه می خوانید:  

وبدا: لطفا بیوگرافی مختصری از خود عنوان بفرمایید؟

من دکتر سید محمد تقدیسی حیدریان، متولد سال ۱۳۶۱ در شهر مشهد هستم و تا دوره دیپلم در همین شهر تحصیل کردم ، در کنکور سال ۱۳۸۰ در دانشکده داروسازی دانشگاه علوم پزشکی مازندران پذیرفته شدم و پس از آن بلافاصله در سال 1386 به مقطع PhD بیوتکنولوژی دارویی دانشگاه علوم پزشکی مشهد راه یافتم و در سال ۱۳۹۱ با اتمام این مقطع، به مدت یکسال به عنوان عضو هیات علمی در دانشگاه علوم پزشکی زابل فعالیت داشتم و از سال 1392 تاکنون در دانشگاه علوم پزشکی مشهد مشغول به خدمت هستم.

وبدا: با توجه به فعالیت یک دهه اخیر در دانشگاه علوم پزشکی مشهد، چه دستاوردها و موفقیت‌هایی کسب کردید؟

فیلد تحقیقاتی من در زمینه آپتامرها هست؛ چه به عنوان سنسور و چه به عنوان سیستم های انتقال هدفمند داروهای شیمی درمانی و ژن درمانی. در زمینه آپتامر ، بنده رتبه ۳ دنیا را بر اساس پایگاه اطلاعاتی اسکوپوس دارم و سال ۹۹ در جشنواره رازی، رتبه دوم در بخش علوم پایه را به دست آوردم و تاکنون در ۵ دوره جشنواره علوم پزشکی مشهد برگزیده شدم و سال ۱۴۰۲ هم به عنوان پژوهشگر برگزیده بخش علوم پزشکی در جشنواره پژوهشی استان انتخاب شدم و تا حال حاضر بیش از ۳۰۰ مقاله‌یISIچاپ کرده ایم که ۷۰ درصد این مقالات Q1 هستند و همچنین در تالیف بیش از ۲۰ فصل کتاب مشارکت داشتم و افزون بر ۱۱ هزار ارجاعات دارم، در دو حوزه داروشناسی و شیمی هم به عنوان دانشمند یک درصد پراستناد شناخته شدم.

وبدا: با توجه به تجربه‌ای که کسب کردید در فضای شغلی به نظرتون چه اقداماتی بهتر است انجام بشه برای رونق فعالیت حوزه های پژوهشی و هم آموزشی؟

چنانچه مسئولین ما؛ چه در سطح وزارتخانه و چه در سطح دانشگاه، توجه بیشتری به بخش پژوهش داشته باشند و حمایت بیشتری بشود، قطعا اتفاقات بهتری رخ خواهد داد؛ هر چند که می‌دانم این عزیزان تمام تلاش خود را می‌کنند، ولی در عین حال یک سری محدودیت‌های مالی وجود دارد که بسیار آزار دهنده است و بودجه طرح های پژوهشی متناسب با تورم افزایش پیدا نمی کند، لذا ضروری است که این متناسب سازی انجام بشود. بخش دیگر شامل حمایت‌های معنوی است که البته در دانشگاه ما این کار به خوبی انجام میشود مثلا جشنواره پژوهشی تقدیر از پژوهشگران گام خوبی است، اما در مجموع معتقدم اگر توجه بیشتری به حوزه پژوهش باشد، نه تنها برای دانشگاه که برای کشور هم بازدهی بیشتری دارد، چون فکر می‌کنم شروع هر تحول از پژوهش خواهد بود.

وبدا: برای دانشجوهایی که به این عرصه می‌خواهند وارد شوند چه پیشنهادی دارید؟

به نظر من تمام فعالیت و تلاش خود را داشته باشند و بهانه‌ تراشی نکنند. بنده در حال حاضر متاهل هستم و سه فرزند دارم، اما هیچ کدام از این موضوعات دلیل نمی شود که در میزان و کیفیت کارم خللی ایجاد شود، اتفاقاً کسی که متاهل است، می‌تواند بهتر برنامه‌ریزی کند.

 نکته دیگر اینکه وقتی در رشته‌ای قبول می‌شوند، حداکثر تلاش خود را بکنند و به حرف‌هایی مثل اینکه آینده شغلی تو چه خواهد شد و صحبت هایی از این قبیل توجهی نکنند، چون بنده مطمئنم برای بهترین‌ها همیشه جا وجود دارد. نکته بعدی اینکه به کشورشان علاقه زیادی داشته باشند و بدانند هیچ کجا خانه و کشور فرد نمی شود.

شما اگر جایی هم بخواهید بروید که از نظر مادی تامین باشید و شرایط بهتری داشته باشید، باز هم حسی  مبنی بر اینکه این مکان متعلق به شما نیست را خواهید داشت، لذا توصیه میکنم که حداکثر تلاش خود را بکنند و در خدمت به کشور خودشان بکوشند، همچنین در صورت شکست دوباره برخیزند و تلاش را از سر بگیرند.

وبدا: با توجه به اینکه دانشگاه در سه حوزه آموزش، پژوهش و درمان فعالیت می‌کند، به نظر شما کدام حوزه اهمیت بیشتری دارد و اگه بخواهید اولویت بندی کنید به چه صورت خواهد بود؟

به نظر من هر سه با هم در اولویت هستند و بنده نمی‌توانم بگویم که مثلا پژوهش برتری دارد به درمان یا آموزش و بسیار خوب است که هر سه در یک راستا پیشرفت کنند، ضمن اینکه میشود کاری کرد که این سه حوزه با هم ارتباط داشته باشند؛ مثلا اساتید پایه با اساتید بالینی  مشارکت بیشتری داشته باشند و فکر می‌کنم در اینصورت هر سه حوزه پیشرفت می‌کند. اگر ما بخواهیم یک حوزه را رشد بدهیم و بقیه حوزه‌ها را عقب نگه داریم، این کار شدنی نیست و به ضرر دانشگاه است لذا می شود تعامل بین گروه‌های پایه و بالین را بیشتر کرد تا هر سه حوزه امکان داده رشد بیشتری داشته باشند.

وبدا: به نظر شما یک استاد موفق چه شاخص‌هایی رو داره اثرگذاری اش در بحث آموزش پژوهش و درمان دانشگاه می‌تواند چه اتفاقات خوبی را رقم بزند؟

به نظر من اساتید می‌توانند نقش بسیار مهمی را رقم بزنند و دانشجوها هم به اساتید به عنوان یک الگو نگاه می‌کنند. استاد باید با روحیه باشد و امید داشته باشد و سر کلاس که حضور پیدا می کند، سعی کند مطالب نا امید کننده نگوید و حتی اگر مشکلی برای دانشجوها وجود دارد، با همفکری آن را حل کند و همیشه دانشجویان را به پژوهش تشویق کند. این به نظر من خیلی مهم است. نکته دوم اینکه اگر استاد ما در حوزه پژوهش و آموزش بتواند هر چقدر فعال‌تر باشد، هم برای دانشگاه خوب هست و هم برای دانشجو در واقع دانشجوهای ما به روزتر خواهند شد و با علم روز دنیا بیشتر آشنا می‌شوند، همچنین پژوهش بیشتر می‌تواند منجر به فناوری شده و به کشور کمک کند؛ چه از نظر رتبه بندی‌های بین المللی و چه از نظر نیازهایی که کشور ما به خصوص در حوزه پزشکی دارد.

وبدا: استاد یعنی منظور شما این هست که اساتید می‌توانند دانشجوها را به عنوان مسیر صحیح علمی شان سوق بدهند ؟

بله، دقیقاً فرمایش شما درست هست . ما در سطح جامعه یک سری صحبت‌ها را با این مضمون می شنویم که تورم است و شرایط شغلی سخت هست، البته من همه این‌ها رو قبول دارم ولی همیشه به دانشجوهای خودم این نکته را گوشزد میکنم که اگر شما تلاش کنید، برای بهترین فرد  همواره جایگاه وجود دارد و هیچ وقت بهترین‌ها بیکار نخواهند بود. حتی مثال‌هایی از دانشجوهای خودمان برای ایشان میآورم که اکنون در دانشگاه‌های مختلف ایران به عنوان هیئت علمی در بخش فناوری مشغول به کار هستند.

وبدا: قطعاً در مسیری که آغاز کردید، در دوره تحصیل و اکنون که مشغول فعالیت هستید، چالش‌هایی را داشتید ، لطف کنید و توضیح بفرمایید که چطور مقابله کردید با این چالش‌ها و راهکاری که پیش گرفتید چه بوده است؟

شما هر کاری که بخواهید انجام دهید، یک سری مشکلات و چالش‌هایی را خواهید داشت، به عنوان مثال زمانی که ما ‌خواستیم در مشهد کار پژوهشی مان را آغاز کنیم، به عنوان یک استاد تازه کار خوب گرنت پژوهشی چندانی نداشتیم، لذا برای اینکه این مشکل را حل کنیم، با اساتید با تجربه‌ای که در دانشگاه هستند، کارهای مشترکی انجام دادیم، این هم توصیه من به عزیزان جوان تر است که از این طریق ( کارهای مشترک) کارهاشان را پیش ببرند و سعی کنند یک تیم ورک قوی تشکیل بدهند، چون کار تکی معمولا فشار خیلی زیادی را ایجاد می‌کند، ولی در قالب تیم ورک کار کردن، می‌تواند خیلی بهتر انجام بشود.

نکته بعدی اینکه معمولاً در حین همین پروسه‌های ارتقاء هم، معمولاً چالش‌هایی خواسته یا ناخواسته به وجود می آید که آنجا هم با صبر و تلاش بیشتر مشکلات را می توان حل کرد. نکته بعدی هم همین بحث تاهل هست که من از خیلی از دانشجوها میشنوم که مثلاً می گویند ما اگر ازدواج کنیم و بچه‌دار شویم، این می‌تواند ما را دچار مشکل کند. در حالیکه اتفاقاً تعهد بچه داشتن کمک می کند که خیلی برنامه‌ریزی ها را دقیق‌تر کنید و زمان‌هایی که هدر رفته را به حداقل برسانید، در واقع فرد با یک برنامه‌ریزی خوب هم می‌تواند خانواده‌اش را داشته باشد و هم کارش را داشته باشد.

وبدا: استاد بفرمایید خانواده در شرایط تحصیل و شغلی شما چقدر تاثیر داشته است؟

خیلی زیاد... من خیلی اوقات به همکارانم میگویم که هر آنچه به عنوان عضو هیات علمی برتر پژوهشی کسب کردم باید به همسرم تقدیم کنم به خاطر اینکه شرایط منزل را خیلی خوب توانسته برای کار من فراهم کند و تعامل خیلی خوبی با هم داریم، خیلی جاها به من کمک کرده؛ چه از نظر تربیت بچه‌ها و چه از نظر آموزش آنها و من خیلی ممنون ایشان هستم.

وبدا: در دوران تحصیل هم چالش‌هایی داشتید؟

بله... یکی از چالش ها مربوط به فیلد تحقیقاتی آپتامر بود که سال ۸۷ آغاز کردم، با همراهی آقای دکتر آبنوس که اکنون هم همچنان با ایشان کار می‌کنم و اتفاقاً باید یک تشکر ویژه داشته باشم از ایشان که همیشه حامی من بودند. ما این کار را تازه آغاز کردیم و با توجه به اینکه این رشته یک رشته نوپایی در آن سال بود، به یک سری چالش‌هایی برخوردیم که کار خوب جلو نمی‌رفت و کمی سخت شده بود. ولی با تلاش و پشتکار و هدایت‌های خود دکتر توانستیم بر این چالش‌ها غالب شویم، لذا دانشجویان اگر به چالشهایی بر می‌خورند برای انجام کارشان ناامید نشوند چون بالاخره هر مشکلی که پیش می آید یک راهکاری هم دارد. ما در یک پروژه تحقیقاتی، حدود یک سال بود که رشد پروژه‌مان صفر درصد بود و هر کاری می‌کردیم؛ نمی شد تا بالاخره یه راهکاری برای آن پیدا کردیم و کار انجام شد. لذا باید خیلی با حوصله و تلاش سعی کرد و مشکلات را از سر راه برداشت.

وبدا: استاد توصیه دیگری هم برای دانشجویان دارید، اگر بخواهند زمانی جای استاد خودشون باشند؟

به عنوان برادر کوچکتر این عزیزان می‌گویم که در دوران دانشجویی حداکثر تلاششان را بکنند و کشورشان را هم دوست داشته باشند، چون هیچ جایی ایران ما نخواهد شد؛ چه سخت باشد و چه خوب باشد. کشور ما، وطن ماست . نکته پایانی هم اینکه تشکر میکنم از خدای خودم که همیشه هر آنچه که داشتم، لطف خداوند بوده و همیشه خیلی بیش از آنچه که حق من بوده به من لطف کرده و به من اعتبار داده و بعد از آن هم از پدر و مادرم متشکرم که خیلی به من لطف داشتند و به من کمک کردند و از همسرم که واقعاً خیلی برای من فداکاری داشته و در انتها جناب آقای دکتر آبنوس استاد عزیزم که در دوره PHD  و همین الان هم استادم بودن و هستند چه در حوزه آموزش و چه درحوزه پژوهش به عنوان یک انسان واقعی، الگوی من بودند و من واقعاً از ایشان تشکر می‌کنم.

وبدا: استاد شما در دوران تحصیل ازدواج کردید؟

بله.. من در دوره تخصصی دستیاری در سال ۱۳۸۸ ازدواج کردم با همان درآمد دانشجویی.

وبدا: این درآمد دانشجویی رو چطور مدیریت کردید؟

من نمی‌خواهم بگویم سخت نبود، ( چرا سخت هست) اما خیلی چیزها را میشود کنترل کرد، به عنوان مثال ما خیلی وقت‌ها با اتوبوس رفت و آمد داشتیم  ومن ماشین شخصی نداشتم، این یک چالش بود و دوم مثلاً در هزینه‌های خورد و خوراک هم کمی سخت بود.

وبدا: فرزند هم داشتید؟

من اولین سالی که استخدام شدم و پس اندازی هم هنوز نداشتم، اولین فرزندم متولد شد در سال ۹۲ و دومی هم سال ۹۳ و سومی سال ۹۸ بدنیا آمد. بنابراین کار سخت است، ولی میشود کنترل کرد و میشود یک سری هزینه‌ها را به بعداً موکول کرد . مثلا آن زمان مسافرت‌ها را ما کم کردیم و اگر رستوران قصد داشتیم برویم، به زمان های بعد موکول می کردیم. بالاخره قابلیت کنترل را دارد و هیچ کاری نشدنی نیست.

وبدا: همسرتان هم دانشجو بودند؟

بله.. ایشان سال آخر دندانپزشکی بودند که ازدواج کردیم

وبدا: پس ایشان هم درآمد دانشجویی داشتند؟

بله... ولی مبلغ خیلی بالایی نبود.. ما سال ۸۸ که ازدواج کردیم سال ۸۹  برای فرصت مطالعاتی به همراه خانمم به آلمان رفتم و آنجا همین که خانمم همراهم بود، به عنوان شریک زندگی خیلی کمک کننده بود.


707.jpg - 21.96 kBدکتر سید احمد ثاقبی، استاد پیشکسوت دانشگاه علوم پزشکی در رشته تخصصی داخلی و اولین رئیس دانشکده پزشکی مشهد، یکی از با سابقه ترین چهره های این دانشگاه در عرصه های مدیریتی و اجرایی است که در طول سالها خدمتِ خالصانه در این مجموعه، اقدامات موثر و ماندگاری را به عرصه ظهور رسانده است، ساماندهی فضای آموزشی دانشکده پزشکی طی سالهای دهه شصت و همزمان با شرایط پر التهاب جنگ و سپردن رشته تخصصی زنان به دست با کفایت بانوان متخصص ایرانی تنها دو نمونه از فعالیت های شاخص این استاد و پزشک توانمند است. دکتر ثاقبی در همان سالهای نخستین فعالیت در دانشگاه علوم پزشکی مشهد، طی نامه های متعددی از دانشگاه های خارج کشور و از جمله کالج لندن دعوت به همکاری می شود، اما در نهایت بصیرت و با رویکردی متعهدانه راه خدمت به هموطنان را آن هم در شرایط پرمخاطره جنگ تحمیلی پیش می گیرد و اکنون نیز از انتخابی که داشته با افتخار یاد می کند. در ادامه گفتگوی وبدا با این استاد و مسئول پیشکسوت دانشگاه علوم پزشکی مشهد را می خوانید:

" من سید احمد ثاقبی، متولد شهر بابل هستم. دوره دبیرستان و دبستان را در زادگاهم گذراندم و پس از آن در کنکور شرکت کردم که در دانشگاه مشهد پذیرفته شدم و به این شهر آمدم و پس از تحصیل در خدمت عزیزان در دانشگاه مشهد قرار گرفتم. البته با این نگاه که می‌دانستم چه مشکلاتی در پیش رو و چه موانعی بر سر راه است و چه عوامل و جذبه‌های دیگری در کنار است و با مجموعه این سه مسئله باید کار را انجام دهم. پس از اتمام دوره ۷ ساله پزشکی عمومی که از 1346 تا 1353 طول کشید، در سربازی و طرح شرکت کردم و در سال 1360 به سراغ تحصیل در رشته تخصصی داخلی با فلوی نفرولوژی رفتم و در سال 1364 این دوره هم به پایان رسید.

پیش از آغاز مسوولیت من در پست ریاست دانشکده پزشکی مشهد، بنده رئیس قسمت پزشکی جهاد دانشگاهی بودم و پس از انقلاب هم که نیروها پراکنده شدند توانستیم این نیروها را جمع کرده و مدتی کار کنیم و پس از آن هم معاون پزشکی دانشگاه شدم. در اواخر دوره معاونت بود که بهداری با رشته دانشگاهی پزشکی ادغام و در واقع دانشگاه هم از وزارت فرهنگ جدا شد. در همان زمان بود که من به عنوان رئیس دانشکده پزشکی منصوب شدم و کارهایی را که در ذهنم بود و باید انجام میدادم را برنامه‌ریزی کردم.

ساماندهی فضای آموزشی دانشکده در نخستین سالهای انقلاب اسلامی

من در شرایطی وارد دانشکده پزشکی شدم که رشته تشریح هیچ استادی نداشت؛ همینطور رشته های فیزیولوژی و فارماکولوژی. در چنین شرایطی کار کردن واقعا سخت بود. در کنار آن طرح انطباق امور پزشکی با مسائل اعتقادی مطرح شد که در آن زمینه هم باید کار می‌کردیم.

در وضعیتی که خیلی از نیروهای دانشگاهی درگیر جبهه و جنگ بودند ما در دانشکده نیرویی نداشتیم که با آنها برنامه‌ریزی کنیم و در چنین شرایطی مدیریت کردن یک دانشکده و سرپا نگه داشتن آن بسیار دشوار بود. مثلاً در بخش تشریح چون استاد نداشتیم نشستیم و بررسی کردیم که چطور می‌توانیم این رشته را راه اندازی کنیم؟ بر همین اساس از دکتر مصطفوی که بازنشسته شده بودند دعوت به همکاری کردیم و تعداد زیادی دانشجو جذب کردیم تا زیر دست ایشان آموزش ببینند، چون در امور تشریح بسیار استاد مسلطی بودند و این سبب شد که این نیروها بسیار توانمند و نخبه بار بیایند و از تمام ایران درخواست داشته باشند.

در قسمت فیزیولوژی هم اساتید اصلی بازنشسته شده بودند، لذا تعدادی از دوستان همکار را بورسیه کردیم و به خارج فرستادیم تا در رشته فیزیولوژی تحصیل کنند. در بحث فارماکولوژی هم که استاد اول آن آقای دکتر دارایی بازنشسته شده بود و اساتید دیگر هم مثل آقای دکتر خلیلی نمی‌توانستند به تنهایی کار کنند، لذا عده‌ای از این همکاران را هم برای تحصیل در خارج از کشور بورسیه کردیم تا بروند تحصیل کنند و برای آموزش دانشجویان برگردند. با این اقدامات سه رشته فارماکولوژی، فیزیولوژی و تشریح احیا شد و اگر این کار انجام نمی‌شد، ما استادی برای دانشجویان نداشتیم، لذا در شرایطی که به شدت دانشکده وضعیت تضعیف شده و نابسامانی داشت ما این کارها را انجام دادیم.

مرحله بعدی انطباق امور پزشکی با مسائل اسلامی بود که طبیعتاً باید نیروهای شناخته شده و مسلط و حرفه‌ای جذب می‌شدند؛ آن هم در شرایطی که خیلی از نیروهای معتقد و کارآمد در جبهه‌ها مشغول خدمت رسانی بودند و مخالفت‌های زیادی با این طرح انجام شد، لذا اینکه شما بتوانید یک سیستم را در مسیر درست و منطبق با معارف اسلام و روح انقلاب شکل دهید واقعا سخت بود.

نامه هایی که استاد را به کالج لندن فرا می خواند...

 در آن سالها یک جذبه‌ای در درون افراد بود؛ برای رفتن به خارج از کشور و برای من هم چندین دعوت نامه از لندن آمد برای اینکه بورسیه فوق تخصص نفرولوژی شوم. نامه‌های رئیس کالج لندن را هنوز دارم... اما من احساس می‌کردم که اینجا تکلیفی دارم و روا نیست که به خارج از کشور بروم، چون دوستان و همکاران ما در جبهه‌ها بودند و از طرفی خیلی از مجروحان راهم به اینجا انتقال می‌دادند که ما باید رسالت خود را در مورد آنها انجام می‌دادیم. بنابراین اگر آن فضا را به درستی ترسیم کنیم می‌فهمیم که چقدر کار در آن شرایط سخت بود و در مقایسه با شرایط کنونی که انبوهی از همکاران دست اندکار هستند آن زمان مسیر چه بسیار ناهموار بود.

خود، خانواده و شغل؛ ضروریاتی که باید توأمان در نظر گرفته شوند

دکتر ثاقبی در پاسخ به این پرسش که شغل و خانواده چگونه در زندگی شما اولویت بندی میشوند پاسخ می دهد: " من در طول سالهای فعالیتم، مسئولیتهای حرفه ای زیادی را تجربه کرده ام؛ ریاست دانشکده پزشکی، ریاست شورای بورس، فعالیت در نظام پزشکی و... تجربه‌هایی هم که شخصاً در زندگی داشته‌ام این است که به عنوان یک انسان اول از همه باید خودم را اولویت داده و ارزیابی کنم و فرمول‌هایی در مسیر زندگی داشته باشم که منحرف نشوم، در درجه دوم خانواده ام هستند که باید به آنها رسیدگی کنم و در مرتبه بعدی اقوام، دوستان و جامعه... در کنار همه این‌ها شغلم هم وجود دارد که در این شغل اگر بخواهم کار کنم نباید به خانواده آسیبی برسد. چون ما افرادی را داریم که تمام وقت خود را صرف کارهای بیرون کرده‌اند اما نتوانستند فرزندان خود را به خوبی تربیت کنند و در واقع والد و همسر خوبی برای خانواده نبوده‌اند، بنابراین در بحث مدیریت ابتدا فرد باید تمام این حقوقی که به گردن اوست را در سر جای خود انجام دهد و در قدم اول هم خودش را وارسی کند و شیوه رفتار و انحرافات احتمالی خود را اصلاح کند و دوم خانواده را دریابد همچنان که قرآن کریم می‌فرماید: " يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا قُوا أَنْفُسَكُمْ وَأَهْلِيكُمْ نَارًا: اي كساني كه ايمان آورده‌ايد! خود و خانواده خود را از آتش حفظ کنید...تحریم/6 ". بعد از آن اقوام هستند که نباید نسبت به آنها بی تفاوت باشم، پدرم ، مادرم، فامیل و شهروندان همه در این دایره قرار می‌گیرند و بعد از آن شغل حرفه‌ای من است که در رابطه با آن نیز باید مسئولیت‌ها و تعهدات خود را به خوبی انجام دهم.

دکتر ثاقبی با اشاره به فعالیت های خود در دوران قبل و پس از انقلاب و مقایسه شرایط در این دو برهه اظهار می کند: "هر چند کارهای فرهنگی را قبل از انقلاب هم انجام می‌دادم، اما دستم در آن زمان بسته بود و در واقع پس از انقلاب فضا بازتر شد و بیشتر در این زمینه‌ها فعالیت می‌کردم. به عبارت دیگر من در زمان شاه سرمایه‌های محدودتر داشتم و بازدهی‌ام نیز به نسبت کمتر بود، اما در بعد از انقلاب سرمایه من بیشتر شد و مسئولیت و کارم هم افزایش یافت. بنابراین اعتبار ما وابسته به بازدهی‌هایی است که نسبت به سرمایه‌های خود داریم. قرآن کریم هم می فرماید: " و أَنْ لَيْسَ لِلْإِنْسانِ إِلَّا ما سَعى‌» : براى انسان بهره‌اى نيست مگر آنچه تلاش كرده باشد، در واقع ارزش ما در قیامت هم بر اساس وسع و تلاشمان ارزش گذاری می‌شود؛ نه عملی که داشته‌ایم به عنوان مثال اگر من ۱۰ تومان از هزار تومان سرمایه خود را انفاق می‌کنم، قطعاً ارزش کار من با فردی که نیمی از این هزار تومان را به عنوان سرمایه خود انفاق می‌کند متفاوت خواهد بود.

بنابراین در هر دوره‌ای ارزش و اعتبار هر کسی برابر است با نسبت بازدهی‌ها به سرمایه‌های وجودی او و ما باید در نظر داشته باشیم که " الفُرصَه تمُّر مرِّ السَحاب"؛ فرصت‌ها همچون ابر به شدت سریع می‌گذرد و ما فرصت کوتاهی داریم که باید امتحانات خود را پس بدهیم؛ در همه مسائل مختلف. در این فرصت کوتاه علاوه بر خودم، خانواده، دوستان، جامعه و شغلی که دارم ملاک خواهد بود. شغل من نباید باعث شود که خانواده‌ام فراموش شوند و یا برعکس هر یک باید سر جای خود باشد تا پایان راه شرمنده نباشیم و در مورد گذشته خود " ای کاش‌ها" را تکرار نکنیم. مطمئناً کسی که برای خانواده‌اش وقت نمی‌گذارد در شغل و حرفه‌اش هم همینطور است ودر واقع کسی که همسر خوبی است، برای فرزندش هم والد خوبی است و برای والدینش هم فرزند خوبی است. همینطور برای محل کار خود مسئول خوبی است و در کار خود نیز متعهد و مسئول خوبی است.

دکتر ثاقبی از ضرورت کار گروهی و همکاری بین یک مجموعه نیز به عنوان یک امر مهم یاد می کند و می گوید: " طبعاً وقتی که همراهی مسئولان باشد، کارها بهتر و روان‌تر انجام می‌شود به عنوان مثال در بحث تخصص زنان که با همکاری دوستان انجام دادیم و این رشته را منحصر به بانوان کردیم، اگر موافقت مقام معظم رهبری و در واقع مجوز دادن ایشان نبود، ما نمی‌توانستیم این کار را انجام دهیم. البته برای من در آن مقطع کاری پیش آمد که خود نتوانستم به جلسه‌ای که با ایشان داشتیم بروم، اما دکتر فتحی و خانم دکتر سید علوی و خانم دکتر لباف خدمت ایشان رسیده بودند و مجوز را گرفته بودند و بعد اجرای آن تنها به عهده من قرار گرفت که با همکاران خانم صحبت کردم و همینطور با نمایندگان مجلس و در نهایت در مجلس مصوب شد که رشته زنان اختصاص به بانوان داشته باشد.

اهمیت رشته پزشکی به عنوان یک شغل و نه یک نقش!

رشته پزشکی یک شغل است و نقش نیست! نقش انسان در کل هستی خوب بودن و خوب ساختن است. هر لحظه یک تولد در خود و یک تولید در دیگران؛ یعنی انسان فرزند دو بعد است سوختن و ساختن؛ تلاش و ساختن. اگر این موضوع را در نظر داشته باشیم در هر رشته‌ای که وارد بشویم می دانیم که باید چگونه عمل کنیم. مثلا اگر وارد عرصه پزشکی می‌شوم می‌دانم که برخوردم با انسان‌هاست و انسان بنده خدا است و مدافع او ذات ربوبیت است و اگر طب را خوب فرا نگیرم  باید پاسخگوی کار گذشته و آینده خود در پیشگاه باریتعالی باشم و اگر خوب تربیت نشده باشم برخوردم با شغلم یک برخورد تجاری خواهد بود و نه برخوردی سازنده و انسانی. طب در واقع به معنای طهارت باطن است لذا کسی که در این حرفه می‌خواهد فعالیت کند، اول تزکیه در درون می‌شود و بعد تعلیم در بیرون و با علمی که فرا گرفته می‌داند که چگونه باید با انسان‌هایی که بنده خداوند هستند برخورد کند. بنابراین با خدا رو راست باشیم و در کارها یقین داشته باشیم که نظارتی است. کنار هر حرکت، هر سکوت، هر محبت، هر بذلش و هر منعش و هر موضع‌گیری‌اش ببیند که رضایت خداوند در آن هست یا نه؟

 من نوعی باید طوری زندگی کنم که وقتی به گذشته‌ها می‌نگرم " ای کاش " در آن نباشد، آنانی که راه را دیدند و رفتند در برخورد با موانع دچار بحران نمی‌شوند؛ چون آمادگی‌ها را در خود فراهم کردند.

 

 

اطلاعات تماس سامانه خبری وب دا

Image
آدرس: مشهد، خیابان دانشگاه، ساختمان قرشی
کد پستی :۹۱۷۷۸۹۹۱۹۱
نمابر: ۳۸۴۳۶۸۲۷ ۰۵۱
رایانامه :webda@mums.ac.ir
سامانه پیام کوتاه: ۳۰۰۰۲۱۹۱
Image
Image
Image
Image
Image
Image
Image