دانش


با هدف تقویت خودمراقبتی و کاهش احتمال بستری مجدد پس از سکته مغزی، اپلیکیشن آموزشی «رهایی از سکته مغزی» (StrokeAge) طراحی و به‌صورت رایگان در کافه‌بازار در دسترس عموم قرار گرفته است. نتایج ارزیابی علمی این برنامه نشان می‌دهد استفاده از آن می‌تواند به‌طور معناداری میزان بستری مجدد بیماران استروک را کاهش داده و رضایتمندی آنان را افزایش دهد.

دکتر محمد رجب‌پور، عضو هیئت علمی گروه فوریت‌های پزشکی دانشکده پرستاری و مامایی دانشگاه علوم پزشکی مشهد، با اعلام این خبر گفت: اپلیکیشن «رهایی از سکته مغزی» با هدف ارتقای خودمراقبتی بیماران و پیشگیری از بستری مجدد آنان طراحی و تولید شده و هم‌اکنون به‌صورت رایگان در کافه‌بازار در دسترس قرار دارد.

وی افزود: این اپلیکیشن در قالب یک طرح پژوهشی چندمرحله‌ای و با همکاری دکتر میرحقی، دکتر طباطبایی و دکتر قندهاری (فلوشیپ سکته مغزی) طراحی شده است. در فاز نخست این پژوهش، مطالعات منتشرشده درباره عوامل مرتبط با سکته مغزی مجدد مورد بررسی قرار گرفت و عوامل مؤثر بر بروز مجدد سکته استخراج شد.

به گفته وی، در مرحله دوم با توجه به اهمیت شرایط فرهنگی و درمانی ایران، این عوامل در بستر بومی و با تمرکز بر شهر مشهد مورد بررسی قرار گرفت. در این مرحله ۲۲ مصاحبه با بیماران سکته مغزی بستری در بیمارستان قائم(عج) مشهد و ۲۱ مصاحبه با متخصصان مغز و اعصاب، پرستاران و مراقبان انجام شد تا عوامل زمینه‌ساز بستری مجدد از دیدگاه بیماران و ارائه‌دهندگان خدمات درمانی شناسایی شود.

عضو هیئت علمی دانشگاه علوم پزشکی مشهد ادامه داد: پس از تحلیل داده‌ها، یک مدل مراقبتی و سرفصل‌های آموزشی تدوین شد و محتوای آموزشی مبتنی بر منابع معتبر علمی تهیه و در قالب کلیپ‌های آموزشی تولید گردید تا به‌عنوان هسته اصلی اپلیکیشن مورد استفاده قرار گیرد.

دکتر رجب‌پور اظهار کرد: اپلیکیشن طراحی‌شده پس از ارائه به گروه انفورماتیک پزشکی دانشگاه علوم پزشکی مشهد و دریافت بازخوردهای فنی، اصلاح و تکمیل شد. سپس در اختیار بیماران قرار گرفت و مطالعه پایلوت برای ارزیابی میزان تناسب آن با نیازها و ادراک بیماران انجام شد.

وی افزود: در مرحله نهایی، اثربخشی این اپلیکیشن با روش‌های مراقبتی معمول در بخش‌های اعصاب، به‌ویژه بیمارستان قائم(عج)، مقایسه شد. نتایج نشان داد استفاده از این برنامه به‌طور معناداری موجب کاهش نرخ بستری مجدد بیماران سکته مغزی و افزایش رضایتمندی آنان شده است.

این پژوهشگر با اشاره به روند رو به افزایش سکته مغزی در کشور گفت: مطالعات نشان می‌دهد میانگین سنی ابتلا به سکته مغزی در ایران حدود ۱۰ تا ۱۵ سال پایین‌تر از میانگین جهانی است و افراد جوان‌تری درگیر این بیماری می‌شوند. توسعه برنامه‌های خودمراقبتی و توجه به پیشگیری اولیه می‌تواند نقش مهمی در کاهش هزینه‌های تحمیل‌شده به نظام سلامت و خانواده‌ها داشته باشد.

وی ابراز امیدواری کرد با حمایت از چنین برنامه‌هایی، زمینه بهبود کیفیت زندگی بیماران سکته مغزی و کاهش بار اقتصادی این بیماری فراهم شود.

دکتر رجب‌پور در پایان از حمایت‌های مالی معاونت پژوهشی دانشگاه علوم پزشکی مشهد و همکاری اساتید دکتر میرحقی، دکتر قندهاری و دکتر طباطبایی در اجرای این پروژه قدردانی کرد.

مقاله مرتبط با این پژوهش در نشریه Journal of Education and Health Promotion منتشر شده و از طریق لینک زیر در دسترس است:

https://journals.lww.com/jehp/fulltext/2025/08290/perceived_need_to_prevent_stroke_readmission__a.335.aspx

دکتر محمد رجب‌پور متولد سال ۱۳۶۸ در بشرویه است و تحصیلات کارشناسی، کارشناسی ارشد و دکترای تخصصی (PhD) پرستاری خود را در دانشگاه علوم پزشکی مشهد به پایان رسانده و از شهریورماه سال گذشته به عنوان عضو هیئت علمی این دانشگاه مشغول به فعالیت است.

41.jpg - 50.21 kB

 

 


عضو هیئت علمی دانشگاه علوم پزشکی مشهد از طراحی و ساخت یک آپتاسنسور رنگ‌سنجی جدید و بسیار حساس خبر داد که قادر است آنتی‌بیوتیک آمپی‌سیلین را با دقت بالا شناسایی کند.

دکتر سید محمد تقدیسی حیدریان در گفت‌وگو با وبدا درباره جزئیات این طرح تحقیقاتی اظهار کرد: این دستاورد علمی با همکاری دکتر معصومه اسمعیل‌پورفرخانی، دکتر خلیل آبنوس، دکتر پویا براتیان و دکتر محمدحسین خواجوی‌راد (کد طرح: ۴۰۳۱۰۱۱) انجام شده و می‌تواند در کنترل باقی‌مانده‌های دارویی در مواد غذایی و همچنین پایش آلودگی‌های دارویی در نمونه‌های پزشکی کاربرد داشته باشد.

وی با اشاره به فناوری به‌کاررفته در این پژوهش افزود: این آپتاسنسور با استفاده از ترکیبی نوآورانه از نانوذرات سیلیکا، ساختار فلزی ـ آلی ZrFe MOF و قطعات کوتاه DNA طراحی شده است.

به گفته وی، عملکرد این سنسور بر پایه تغییر رنگ محلول در حضور آمپی‌سیلین است. نانوذرات سیلیکا به‌عنوان بستری پایدار عمل کرده و موجب افزایش دقت سنسور می‌شوند. در حضور آمپی‌سیلین، فعالیت کاتالیزوری ZrFe MOF کاهش یافته و در نتیجه محلول کم‌رنگ می‌شود؛ تغییری که نشان‌دهنده مقدار آمپی‌سیلین موجود در نمونه است.

این پژوهشگر با اشاره به دقت بالای این فناوری گفت: حد تشخیص این سنسور ۳۴.۹ پیکومولار گزارش شده که بیانگر حساسیت بسیار بالای آن است. همچنین آزمایش‌ها نشان داده‌اند این سیستم به‌طور اختصاصی آمپی‌سیلین را تشخیص می‌دهد و ترکیبات مشابه موجب ایجاد خطا در نتایج نمی‌شوند.

دکتر حیدریان با تأکید بر کاربردهای عملی این فناوری اظهار داشت: آزمایش موفق این سنسور در نمونه سرم انسانی نشان می‌دهد که این روش می‌تواند در شرایط واقعی نیز کارایی قابل توجهی داشته باشد و زمینه استفاده از آن در تشخیص سریع داروها در حوزه‌های پزشکی و صنایع غذایی را فراهم کند.

وی در پایان خاطرنشان کرد: این دستاورد گامی مهم در توسعه روش‌های نوین تشخیص سریع و دقیق آلاینده‌های دارویی به شمار می‌رود و می‌تواند نقش مؤثری در ارتقای سلامت و ایمنی جامعه ایفا کند.


https://doi.org/10.1016/j.microc.2025.113580

6.jpg - 189.72 kB

 

 


006.jpg - 11.76 kBعضو هیأت علمی گروه پریودنتیکس دانشکده دندان‌پزشکی دانشگاه علوم پزشکی مشهد از نتایج یک پژوهش موفق در استفاده از تکنیک نوین «استئو دنسیفیکیشن» خبر داد و اعلام کرد این روش توانسته است موفقیت جراحی‌های سینوس‌لیفت بسته و کاشت همزمان ایمپلنت در ناحیه خلف ماگزیلا را به‌طور چشمگیری افزایش دهد و زمان درمان بیماران را تا حدود هشت ماه کاهش دهد.

دکتر رضا معین تقوی در گفت‌وگو با وبدا با اشاره به چالش‌های جراحی ایمپلنت در ناحیه خلف ماگزیلا گفت: پنوماتیزیشن سینوس و دانسیته پایین استخوان در این ناحیه همواره یکی از معضلات اصلی در کاشت ایمپلنت بوده است. با افزایش سن و به دلیل ساختار طبیعی استخوان ماگزیلا، حجم استخوان کرستال و کیفیت استخوان به‌طور قابل توجهی کاهش می‌یابد که این موضوع می‌تواند باعث کاهش پایداری اولیه ایمپلنت و افزایش احتمال شکست درمان شود.

وی در مقایسه این روش با روش‌های قدیمی اظهار کرد: در گذشته اغلب از جراحی‌های تهاجمی مانند اوپن سینوس‌لیفت استفاده می‌شد؛ روشی که نیازمند ایجاد پنجره لترال، انجام جراحی جداگانه، پیوند استخوان و چندین ماه انتظار برای کاشت ایمپلنت بود. علاوه بر این، احتمال بروز عوارضی مانند پرفوریشن غشای سینوس، عفونت و حتی سینوزیت حاد نیز وجود داشت.

این استاد دانشگاه با معرفی تکنیک «استئو دنسیفیکیشن» که از سال ۲۰۱۲ وارد حوزه دندان‌پزشکی شده است، گفت: در این روش با استفاده از دریل‌های ویژه‌ای که برخلاف جهت عقربه‌های ساعت می‌چرخند، به جای برداشت استخوان، ترابکول‌های استخوانی فشرده می‌شوند و دانسیته استخوان افزایش می‌یابد. هم‌زمان، براده‌های استخوانی ایجادشده نیز در استخوان اسفنجی متراکم شده و همین فرآیند امکان بالا بردن غشای سینوس را بدون نیاز به جراحی تهاجمی فراهم می‌کند.

وی با اشاره به کاربرد این روش در ایمپلنت‌های فوری افزود: یکی از مزایای مهم این تکنیک، امکان کاشت همزمان ایمپلنت حتی در استخوان‌های بسیار کم‌حجم، گاهی کمتر از سه میلی‌متر، است. در بسیاری از موارد توانسته‌ایم بین ۶ تا ۸ میلی‌متر غشای سینوس را بدون نیاز به سینوس‌لیفت باز بالا ببریم.

دکتر معین تقوی درباره نتایج طرح گذشته‌نگر انجام‌شده در کلینیک خود گفت: ارزیابی بیماران درمان‌شده با این روش نشان داد که هم میزان موفقیت درمان بالا بوده و هم رضایت بیماران به شکل قابل توجهی افزایش یافته است. با استفاده از این تکنیک، نیاز به انجام اوپن سینوس‌لیفت تقریباً به حداقل رسیده و این جراحی اکنون تنها در موارد بسیار محدود انجام می‌شود.

این متخصص پریودنتیکس تأکید کرد: استئو دنسیفیکیشن روشی کاملاً تکنیک‌سنسیتیو و اپراتورسنسیتیو است و اجرای صحیح آن به مهارت بالا نیاز دارد. با این حال، مزایای آن قابل توجه است؛ به‌گونه‌ای که زمان درمان بیمار از حدود یک سال به حدود سه ماه کاهش می‌یابد و بیماران می‌توانند بسیار سریع‌تر به دندان جایگزین خود دست پیدا کنند. همچنین هزینه و عوارض درمان نیز به میزان قابل توجهی کاهش می‌یابد.

وی در پایان تصریح کرد: این تکنیک در استخوان‌های کم‌تراکم خلف ماگزیلا کمک بزرگی برای دستیابی به پرایمری استبیلیتی مناسب فراهم می‌کند و می‌تواند نقش مهمی در ارتقای نتایج درمان‌های ایمپلنت در آینده داشته باشد.

 

 


سوءمصرف مواد یکی از چالش‌های مهم سلامت در جهان است که پیامدهای آن تنها محدود به فرد مصرف‌کننده نمی‌شود و می‌تواند نسل بعد را نیز تحت تأثیر قرار دهد. در این میان، بارداری و تولد نوزاد از مادران مصرف‌کننده مواد، موضوعی است که توجه جدی نظام‌های سلامت را می‌طلبد؛ چرا که این نوزادان در معرض طیفی از عوارض جسمی، رشدی و رفتاری قرار دارند. با همین رویکرد، یکی از طرح‌های پژوهشی دانشگاه علوم پزشکی مشهد به بررسی تجربه‌های مادری در این شرایط و طراحی برنامه‌ای برای ارتقای سلامت شیرخواران این گروه از مادران اختصاص یافته است.

دکتر منیر رمضانی، دانشیار دانشکده پرستاری و مامایی و مسئول دفتر ارتباط با صنعت و جامعه این دانشکده در دانشگاه علوم پزشکی مشهد، درباره مسیر علمی خود در گفتگو با وب دا گفت: در طول دوران تحصیل در مقاطع کارشناسی، کارشناسی ارشد و دکترای تخصصی (PhD) پرستاری موفق به کسب رتبه‌های برتر شدم و از سال ۱۳۸۹ به عنوان عضو هیئت علمی در دانشگاه علوم پزشکی مشهد فعالیت می‌کنم.

وی افزود: در طول سال‌های فعالیت علمی و آموزشی، افتخاراتی همچون استاد برتر آموزشی دانشکده، پژوهشگر برتر دانشکده، پژوهشگر برتر دانشگاه و کسب رتبه دوم کشوری در جشنواره آموزشی شهید مطهری را دریافت کرده‌ام. همچنین در حال حاضر مسئولیت دفتر ارتباط با صنعت و جامعه دانشکده پرستاری و مامایی را بر عهده دارم.

دکتر رمضانی در ادامه با اشاره به شکل‌گیری ایده طرح پژوهشی خود اظهار کرد: در طی سال‌های فعالیت بالینی در بخش مراقبت‌های ویژه نوزادان (NICU)، با تعداد قابل توجهی از نوزادانی مواجه شدم که از مادران مصرف‌کننده مواد مخدر متولد شده بودند. این موضوع به‌تدریج به یک دغدغه جدی پژوهشی برای من تبدیل شد.

وی با بیان اینکه سوءمصرف مواد یک چالش جهانی و رو به افزایش است، افزود: اگرچه آمار دقیقی از جمعیت زنان مصرف‌کننده مواد در کشور وجود ندارد، اما برخی مطالعات نشان می‌دهد زنان حدود ۹.۶ درصد از جمعیت مصرف‌کنندگان مواد را تشکیل می‌دهند. هرچند میزان مصرف در زنان به‌طور کلی کمتر از مردان است، اما پیامدهای جسمی و روانی آن برای زنان می‌تواند عمیق‌تر و پیچیده‌تر باشد.

این عضو هیئت علمی دانشگاه علوم پزشکی مشهد ادامه داد: اختلالات مصرف مواد در میان زنان باردار یا زنانی که از کودکان خردسال مراقبت می‌کنند، به عنوان یک نگرانی مهم بهداشت عمومی مطرح است. این مسئله با پیامدهای متعددی برای مادر و نوزاد همراه است که از جمله آن‌ها می‌توان به افزایش خطر مرده‌زایی، زایمان زودرس، وزن کم هنگام تولد، سندرم محرومیت نوزادی، جداشدن زودرس جفت، سندرم مرگ ناگهانی شیرخوار (SIDS)، ناهنجاری‌های مادرزادی و اختلالات رشدی و رفتاری در کودکان اشاره کرد.

به گفته وی، با وجود انجام مطالعات متعدد درباره اثرات جسمی و روانی سوءمصرف مواد بر مادر و نوزاد، اطلاعات محدودی درباره تجربه‌های شخصی مادران و شیوه‌های مقابله آنان در مراقبت از کودک وجود دارد. در حالی که درک این تجربه‌ها برای متخصصان سلامت اهمیت زیادی دارد و می‌تواند به طراحی برنامه‌های مؤثر حمایتی کمک کند.

دکتر رمضانی در ادامه توضیح داد: بر همین اساس، در قالب رساله دکترای تخصصی پرستاری یکی از دانشجویان تحت راهنمایی من، سرکار خانم دکتر فاطمه باقری، تصمیم گرفتیم فرآیند مراقبت از شیرخوار در مادران دارای سوءمصرف مواد را با رویکرد کیفی مورد بررسی قرار دهیم. در این پژوهش تلاش شد تجربه‌های واقعی مادران در مراقبت از فرزندشان شناسایی و تحلیل شود.

 

وی افزود: یافته‌های این مطالعه نشان داد پدیده‌ای با عنوان «مادری آسیب‌زا» در فرآیند مراقبت این مادران شکل می‌گیرد؛ مفهومی که در واکنش به دغدغه اصلی آنان، یعنی ترس از دست دادن حق سرپرستی شیرخوار، بروز می‌کند و می‌تواند بر نحوه مراقبت از کودک تأثیر بگذارد.

این پژوهشگر حوزه پرستاری ادامه داد: در مرحله دوم مطالعه، بر اساس مدل «اونتاریو» در شش گام، برنامه‌ای برای ارتقای سلامت شیرخواران متولد شده از مادران مصرف‌کننده مواد طراحی شد. این برنامه با دو هدف اصلی توسعه یافت؛ نخست توانمندسازی جامع مادران دارای سوءمصرف مواد و خانواده‌های آنان، و دوم ارتقای خدمات سلامت و تقویت همکاری‌های بین‌بخشی برای بهبود کیفیت مراقبت از مادران و شیرخواران.

به گفته وی، برنامه طراحی‌شده در نهایت با استفاده از تکنیک «گروه اسمی» مورد ارزیابی و تأیید قرار گرفت و می‌تواند به عنوان الگویی برای ارائه خدمات حمایتی و مراقبتی به این گروه از مادران مورد استفاده قرار گیرد.

دکتر رمضانی در بخش دیگری از سخنان خود با قدردانی از همکاران این طرح گفت: این پژوهش در قالب رساله دکترای تخصصی با همکاری سرکار خانم دکتر فاطمه باقری به عنوان دانشجو انجام شد. همچنین جناب آقای دکتر حسن بسکابادی، استاد گروه نوزادان، و جناب آقای دکتر جواد مقری، دانشیار گروه سیاست‌گذاری سلامت، به عنوان اساتید مشاور همکاری ارزشمندی در اجرای این طرح داشتند که از تلاش‌های آنان صمیمانه قدردانی می‌کنم.

وی در پایان تأکید کرد: نتایج این مطالعه نشان داد سوءمصرف مواد در مادران، به دلیل تأثیرات منفی بر سلامت جسمی و روانی مادر و شیرخوار، فرآیند مراقبت را پیچیده می‌کند. برنامه ارتقای سلامت شیرخوار طراحی‌شده در این پژوهش که شامل مداخلات آموزشی، مشاوره‌ای و حمایتی است، می‌تواند به کاهش پیامدهای منفی سوءمصرف مواد بر سلامت نوزادان کمک کند.

دکتر رمضانی ابراز امیدواری کرد که اجرای چنین برنامه‌هایی با تقویت توانایی مادران در مراقبت از فرزند، ارتقای سلامت جسمی و روانی آنان و افزایش دسترسی به خدمات بهداشتی و حمایتی، در نهایت به بهبود کیفیت زندگی و سلامت خانواده‌ها منجر شود.

11.jpg - 106.39 kB


7.jpg - 78.74 kBاستادیار گروه مامایی دانشگاه علوم پزشکی مشهد از طراحی و ارزیابی یک اپلیکیشن خودمراقبتی برای کمک به درمان و بهبود کیفیت زندگی زنان مبتلا به افتادگی اعضای لگن خبر داد؛ ابزاری نوآورانه که با بهره‌گیری از فناوری‌های موبایلی، آموزش و پایبندی به تمرینات درمانی را برای بیماران تسهیل می‌کند.

دکتر زهرا هادی‌زاده طلاساز، استادیار گروه مامایی دانشگاه علوم پزشکی مشهد در گفتگو با وب دا با اشاره به اهمیت بهره‌گیری از فناوری‌های نوین در ارتقای سلامت زنان اظهار کرد: افتادگی اعضای لگن (پرولاپس) یکی از مشکلات شایع در میان زنان است که می‌تواند ابعاد مختلف کیفیت زندگی از جمله جنبه‌های عاطفی، روانی، اجتماعی و جنسی را تحت تأثیر قرار دهد. با این حال بسیاری از زنان به دلیل کمبود آگاهی، احساس شرم یا نگاه‌های فرهنگی، از بیان مشکل و مراجعه برای درمان خودداری می‌کنند.

وی با بیان اینکه روش‌های محافظه‌کارانه و اصلاحات رفتاری از جمله تمرینات کف لگن، نخستین خط درمان این اختلال محسوب می‌شوند، افزود: یکی از چالش‌های مهم در این مسیر، عدم آگاهی کافی از نحوه صحیح انجام تمرینات یا فراموشی آن‌هاست. از سوی دیگر، برنامه‌های آموزشی سنتی اغلب نیازمند مراجعات مکرر حضوری هستند که برای برخی از زنان به دلیل مشغله‌های روزمره یا ملاحظات فرهنگی دشوار است.

این عضو هیأت علمی دانشگاه علوم پزشکی مشهد در ادامه از اجرای یک طرح پژوهشی با هدف طراحی و ارزیابی اثربخشی یک اپلیکیشن خودمراقبتی برای زنان مبتلا به پرولاپس خبر داد و گفت: با گسترش استفاده از تلفن‌های هوشمند، تلاش کردیم از ظرفیت فناوری موبایل برای افزایش دسترسی بیماران به آموزش‌های تخصصی، کاهش هزینه‌ها و رفع موانع دسترسی به خدمات درمانی بهره بگیریم.

به گفته وی، این پژوهش در قالب یک کارآزمایی بالینی در بیمارستان امام رضا(ع) و همچنین مطب خصوصی زنان در مشهد انجام شد. در مرحله نخست، محتوای علمی مورد نیاز گردآوری و اپلیکیشن طراحی و اعتبارسنجی شد. در مرحله دوم نیز کارآزمایی بالینی در دو گروه مداخله و کنترل صورت گرفت؛ به‌طوری که هر دو گروه آموزش‌های روتین را دریافت کردند، اما گروه مداخله علاوه بر آن از اپلیکیشن خودمراقبتی نیز بهره‌مند شدند.

دکتر هادی‌زاده طلاساز با اشاره به قابلیت‌های این اپلیکیشن اظهار کرد: این برنامه شامل ۹ منوی آموزشی و کاربردی است که از جمله آن‌ها می‌توان به ارائه اطلاعات کامل درباره پرولاپس شامل تعریف، علائم، علل و روش‌های درمان، آموزش‌های خودمراقبتی در حوزه‌هایی مانند تغذیه، مدیریت استرس و نکات مرتبط با سلامت جنسی، برنامه تمرینات کگل همراه با تایمر و یادآور، بخش جستجوی مطالب، اطلاعات تماس و همچنین امکان ارتباط مستقیم با پژوهشگر برای رفع ابهامات اشاره کرد.

وی درباره نتایج این پژوهش افزود: یافته‌ها نشان داد استفاده از این اپلیکیشن توانسته است به شکل معناداری کیفیت زندگی زنان مبتلا به افتادگی اعضای لگن را بهبود دهد و سطح آگاهی آنان درباره بیماری و روش‌های مدیریت آن را افزایش دهد. این ابزار همچنین می‌تواند به تشخیص زودهنگام علائم، ارتقای آگاهی عمومی و کاهش مراجعات غیرضروری حضوری کمک کند.

این پژوهشگر حوزه سلامت زنان درباره انگیزه انتخاب این موضوع پژوهشی نیز گفت: سال‌ها تدریس و فعالیت در رشته مامایی باعث شد از نزدیک با چالش‌ها و مشکلات زنان مبتلا به اختلالات کف لگن آشنا شوم؛ زنانی که گاه در سکوت، رنج‌های جسمی و روحی خود را پنهان می‌کنند. مشاهده این شرایط انگیزه‌ای جدی در من ایجاد کرد تا برای بهبود وضعیت آنان گامی عملی بردارم.

وی افزود: تجربه ارتباط مستقیم با بیماران پیش‌تر مرا به نگارش کتاب «مدیریت اختلالات کف لگن» سوق داد، اما احساس می‌کردم راهکارهای موجود هنوز کافی نیستند و باید به سمت روش‌های نوین و در دسترس‌تری حرکت کنیم. طراحی این اپلیکیشن تلاشی در همین راستا و حاصل دغدغه‌های حرفه‌ای و انسانی من برای ارتقای سلامت و کرامت زنان است.

استادیار دانشگاه علوم پزشکی مشهد در بخش دیگری از سخنان خود با اشاره به سوابق علمی و پژوهشی خود گفت: در طول دوران تحصیل موفق به کسب رتبه اول کنکور کارشناسی ارشد در مشهد شدم و طی سال‌های ۱۳۹۶ تا ۱۳۹۸ نیز به عنوان دانشجوی برتر پژوهشی دانشکده انتخاب شدم. همچنین در سال ۱۳۹۹ عنوان پژوهشگر برتر دانشگاه را کسب کردم.

وی همچنین به فعالیت‌های علمی خود اشاره کرد و گفت: طی هفت سال گذشته به عنوان سردبیر مجله «نوید نو» وابسته به کمیته تحقیقات دانشجویی فعالیت داشته‌ام و در مقاطعی نیز مسئولیت دبیری این کمیته را بر عهده داشته‌ام. همکاری با مجله «مامایی و سلامت باروری» به عنوان ویراستار علمی، داوری برای مجلات علمی متعدد و تألیف چهار کتاب در حوزه تخصصی از دیگر فعالیت‌های علمی من به شمار می‌رود.

دکتر هادی‌زاده طلاساز در پایان خطاب به دانشجویان و پژوهشگران جوان توصیه کرد: پژوهش‌ها باید با نیازهای واقعی جامعه پیوند داشته باشند و به حل مسائل ملموس حوزه سلامت کمک کنند. پشتکار، صداقت علمی و یادگیری مستمر سه اصل مهم در مسیر پژوهشگری هستند.

وی ابراز امیدواری کرد نتایج این پژوهش بتواند به ارتقای سطح حمایت‌های تخصصی و اجتماعی از زنان مبتلا به افتادگی اعضای لگن کمک کرده و گامی مؤثر در جهت بهبود کیفیت زندگی، افزایش اعتماد به نفس و تقویت سلامت روان آنان باشد. همچنین از تمامی افرادی که در اجرای این طرح پژوهشی همکاری داشته‌اند قدردانی کرد.

 

 

اطلاعات تماس سامانه خبری وب دا

Image
آدرس: مشهد، خیابان دانشگاه، ساختمان قرشی
کد پستی :۹۱۷۷۸۹۹۱۹۱
نمابر: ۳۸۴۳۶۸۲۷ ۰۵۱
رایانامه :webda@mums.ac.ir
سامانه پیام کوتاه: ۳۰۰۰۲۱۹۱
Image
Image
Image
Image
Image
Image
Image