آموزش

گفتگو با فوق تخصص آسم، آلرژی و ایمونولوژی بالینی و عضو هیأت علمی دانشگاه


264.jpg - 52.26 kB آموزش و پژوهش،  پشتوانه درمان مؤثر هستند "/ علم، بدون اخلاق در درمان معنا ندارد

مسیر پزشکی برای برخی با علاقه آغاز می‌شود و با پشتکار ادامه می‌یابد؛ مسیری که گاه سال‌ها طول می‌کشد و با مسئولیت‌های حرفه‌ای و خانوادگی درهم می‌آمیزد. دکتر ملیکا زارعی ثانی، فوق تخصص آسم، آلرژی و ایمونولوژی بالینی و عضو هیأت علمی دانشگاه علوم پزشکی مشهد، یکی از پزشکانی است که این مسیر طولانی را با پیوستگی، صبوری و تعهد طی کرده است.

این بانوی پزشک متولد سال ۱۳۶۴ در شهرستان سبزوار است و دوران دبیرستان خود را نیز در همان شهر گذرانده است. سال ۱۳۸۳ وارد دانشگاه علوم پزشکی سمنان شد و دوره پزشکی عمومی را در این دانشگاه به پایان رساند. پس از آن، دوره طرح خود را به مدت یک سال و نیم در شهرستان نقاب، حد فاصل سبزوار و مشهد، به‌عنوان پزشک اورژانس سپری کرد؛ دوره‌ای که همزمان با آن در آزمون تخصص شرکت کرد.

دکتر زارعی ثانی در سال ۱۳۹۳ وارد دوره تخصص اطفال در دانشگاه علوم پزشکی مشهد شد. دوره‌ای که به گفته خودش، تنها ورودی اطفالی بود که ساختار چهار ساله را تجربه کرد و پس از آن مجدداً به سه سال بازگشت. این دوره در سال ۱۳۹۷ به پایان رسید و او طرح تخصصی خود را به‌عنوان تک‌متخصص اطفال در شهرستان بجستان، تحت پوشش دانشگاه علوم پزشکی گناباد، به‌عنوان پزشک مقیم گذراند.

پیش از ورود به دوره فوق تخصص، فعالیت‌های بالینی متعددی در کارنامه او ثبت شده است؛ از جمله حضور به‌عنوان متخصص اطفال در بخش ICU بیمارستان قائم(عج)، فعالیت در بخش NICU بیمارستان پاستور و همچنین دو سال پزشک مقیم در بیمارستان تأمین اجتماعی. او حتی در فراخوان هیأت علمی دانشگاه آزاد نیز پذیرفته شد، اما همزمانی این پذیرش با قبولی در دوره فوق تخصص آلرژی و ایمونولوژی در مشهد، باعث شد مسیر فوق تخصص را انتخاب کند.

ورود به رشته آلرژی و ایمونولوژی بالینی از طریق تخصص اطفال یا داخلی امکان‌پذیر است و دکتر زارعی ثانی این مسیر را از تخصص کودکان طی کرد. او در سال ۱۴۰۰ وارد دوره فوق تخصص شد و این دوره را در سال ۱۴۰۳ به پایان رساند. پس از قبولی در بورد فوق تخصصی، به‌عنوان عضو هیأت علمی آموزشی به گروه مربوطه پیوست.

او توضیح می‌دهد که رشته آلرژی و ایمونولوژی، برخلاف تصور رایج، محدود به کودکان نیست. این رشته دو شاخه اصلی آلرژی و نقص ایمنی دارد و بیماران از کودکی تا بزرگسالی را در بر می‌گیرد. اگرچه به دلیل شیوع بیشتر بیماری‌های نقص ایمنی در کودکان، این تصور وجود دارد که این رشته صرفاً کودک‌محور است، اما در عمل بیماران بزرگسال نیز در بخش‌های آلرژی و ایمونولوژی بستری و درمان می‌شوند.

یکی از اقدامات علمی شاخص دکتر زارعی ثانی و هم‌دوره‌ای‌هایش، مشارکت در ترجمه کتاب مرجع «آلرژی میدلتون» بوده است؛ کتابی سنگین با حدود ۹۰ فصل که پیش از این به فارسی ترجمه نشده بود. او به همراه گروهی ۱۰ تا ۱۲ نفره از فلوشیپ‌های آلرژی و ایمونولوژی در کشور، این کتاب را طی سه سال ترجمه و ویرایش کردند. هر فصل میان اعضای گروه تقسیم شد و در نهایت، این اثر در چند جلد منتشر و در اختیار دانشجویان قرار گرفت؛ اقدامی که به گفته او، یکی از کارهای ماندگار علمی در این رشته محسوب می‌شود.

در حوزه آموزش و انتقال دانش، دکتر زارعی ثانی از سال گذشته تاکنون در سمینارها و کنفرانس‌های متعددی به‌عنوان سخنران حضور داشته و در دوران فلوشیپ نیز تجربه سخنرانی علمی داشته است. او در حال حاضر دبیر علمی و اجرایی و از سخنرانان یک کنفرانس یک‌روزه بازآموزی است که برای متخصصان طب اورژانس، داخلی، زنان و سایر رشته‌ها برگزار می‌شود و امیدوار است در سال‌های آینده، دانشگاه علوم پزشکی مشهد میزبان کنگره آلرژی و ایمونولوژی کشور باشد.

از نگاه او، سه حوزه آموزش، پژوهش و درمان کاملاً به یکدیگر وابسته‌اند. آموزش، پایه همه فعالیت‌هاست، پژوهش موجب به‌روز شدن دانش و ارتقای آن می‌شود و درمان، برآیند این دو حوزه است. او با اشاره به ماهیت رشته آلرژی و ایمونولوژی که مبتنی بر آزمون، تجربه و کارآزمایی بالینی است، پژوهش را منبعی ارزشمند برای تصمیم‌گیری‌های درمانی می‌داند. هرچند خود را بیشتر یک کلینیسین می‌داند، اما تلاش می‌کند در آموزش و پژوهش نیز فعال بماند.

دکتر زارعی ثانی معتقد است دانشگاه‌ها باید به سمت روش‌های نوین در آموزش، پژوهش و درمان حرکت کنند. تقویت ارتباطات بین‌رشته‌ای، فعال بودن کمیته‌های پژوهشی در گروه‌ها و بهره‌گیری درست از ابزارهای نوینی مانند هوش مصنوعی را از ضرورت‌های امروز دانشگاه می‌داند؛ ابزارهایی که می‌توانند به ارتقای کیفیت خدمات و آموزش کمک کنند.

او درباره ویژگی‌های یک استاد موفق می‌گوید: علم شرط لازم است، اما کافی نیست. اخلاق حرفه‌ای، احساس مسئولیت نسبت به بیماران و دانشجویان، تعهد به اصول انسانی و رفتار محترمانه، به‌ویژه در شرایطی که انگیزه دانشجویان تحت تأثیر فشارهای اقتصادی و طولانی بودن مسیر تحصیل کاهش یافته، از ارکان اساسی استاد موفق به شمار می‌رود.

مسیر تحصیلی دکتر زارعی ثانی، مسیری طولانی و پیوسته بوده است؛ مسیری که با کشیک‌های سنگین، طرح‌های متعدد و مسئولیت‌های خانوادگی همراه شده است. او اکنون سومین دوره طرح خود را می‌گذراند و از سختی‌های دوران تخصص اطفال و فوق تخصص، به‌ویژه به‌عنوان یک مادر، یاد می‌کند. در دوران طرح تخصص، زمانی که تک‌متخصص شهرستان بجستان بود، با فرزندی یک‌ونیم‌ساله، ۲۳ روز مقیم بیمارستان می‌ماند و همواره باید در دسترس می‌بود؛ تجربه‌ای دشوار که به گفته خودش، تنها کسانی که آن را زیسته‌اند، عمق آن را درک می‌کنند.

در میان خاطرات فراوان بیمارستانی، یکی از به‌یادماندنی‌ترین لحظات زندگی حرفه‌ای او به دوران اینترنی در سال ۱۳۸۸ بازمی‌گردد؛ زمانی که پس از ۲۴ ساعت کشیک سنگین، در راه خروج از بیمارستان با مادری باردار مواجه شد که در آستانه زایمان بود. دکتر زارعی ثانی، با وجود خستگی شدید، نتوانست بی‌تفاوت بگذرد و تنها در چند دقیقه، نوزادی را در راهروی بیمارستان به دنیا آورد؛ تجربه‌ای که مادر و نوزاد را از خطر نجات داد و برای همیشه در ذهن او ماندگار شد.

نقش خانواده در این مسیر طولانی، به گفته او، بسیار پررنگ بوده است. پدر و مادرش همواره او را به ادامه تحصیل تشویق کرده‌اند و باور به «شدن» را در او تقویت کرده‌اند. ازدواج او همزمان با آغاز دوره تخصص در سال ۱۳۹۳ رخ داد و همراهی همسرش ــ مهندس شهرسازی ــ یکی از عوامل مهم تداوم این مسیر دشوار بوده است. او مادر یک پسر هشت‌ونیم‌ساله است.

در اوقات فراغت، هرچند محدود، دکتر زارعی ثانی به نقاشی و موسیقی علاقه دارد. موسیقی سنتی و ساز دف را دوست دارد و هفته‌ای یک ساعت در این زمینه کلاس می‌رود. با وجود اشتغال مداوم در فضای کلینیکی و بیمارستانی، تلاش می‌کند بخشی هرچند کوچک از زمان خود را به علایق شخصی اختصاص دهد.


245.jpg - 17.03 kBهشت سال دفاع مقدس، فقط میدان نبرد رزمندگان نبود؛ بیمارستان‌ها، اتاق‌های عمل و راهروهای مملو از مجروحان نیز خط مقدم جهاد و ایثار بودند. در این میان، پزشکان و کادر درمان با کمترین امکانات و بیشترین تعهد، شانه‌به‌شانه رزمندگان ایستادند و جان هزاران مجروح را نجات دادند.

دکتر ضیاءالله حقی، فوق‌تخصص جراحی توراکس، استاد پیشکسوت گروه جراحی دانشگاه علوم پزشکی مشهد، از جمله پزشکانی است که خاطراتش از آن روزها، روایت روشن ایمان، شجاعت و فداکاری جامعه پزشکی کشور است.

دکتر ضیاءالله حقی با مرور سال‌های پیش از پیروزی انقلاب اسلامی می‌گوید:من متولد ۲۸ تیر ۱۳۲۴ در طبس هستم. از همان سال‌های جوانی، فضای خفقان رژیم پهلوی را لمس کردیم. حتی داشتن یک عکس کوچک از امام خمینی(ره) خطر بزرگی محسوب می‌شد.

وی با اشاره به نقش جامعه پزشکی مشهد در شکل‌گیری حرکت‌های انقلابی اظهار می‌کند:در سال ۱۳۵۷، بیمارستان‌های قائم(عج) و امام رضا(ع) از کانون‌های اصلی آغاز راهپیمایی‌ها در مشهد بودند. مردم وقتی پزشکان و کادر درمان را با روپوش سفید در صف اول اعتراضات می‌دیدند، با اطمینان بیشتری به حرکت می‌پیوستند. جامعه پزشکی در کنار سایر اقشار تحصیل‌کرده، پیشگام انقلاب بود.

این استاد پیشکسوت جراحی دانشگاه علوم پزشکی مشهد ادامه می‌دهد:بارها پیش می‌آمد که در همان روزهای تظاهرات، ناگهان از اورژانس خبر می‌دادند که مجروح تیرخورده آورده‌اند و ما بلافاصله از دل راهپیمایی وارد اتاق عمل می‌شدیم.

آغاز جنگ و حضور داوطلبانه پزشکان

دکتر حقی با یادآوری روزهای نخست جنگ تحمیلی می‌گوید:تنها یک هفته از شروع جنگ گذشته بود که به دعوت هلال احمر و دانشگاه، جلسه‌ای برای اعزام پزشکان برگزار شد. فردای آن روز، تیتر روزنامه خراسان این بود: “اقشار پزشکی خراسان یکصدا برای حضور در جبهه‌ها اعلام آمادگی کردند.” ما با قطار راهی جنوب شدیم، بی‌آنکه بدانیم دشمن تا نزدیکی آبادان و خرمشهر پیش آمده است.

او از نخستین شب حضور در آبادان چنین روایت می‌کند:شب اول تا صبح صدای انفجار توپ و خمپاره قطع نمی‌شد. هیچ‌کس خواب به چشمش نیامد. صبح با اتوبوس به بیمارستان طالقانی، در ابتدای جاده خرمشهر منتقل شدیم. از شدت ترس، کف اتوبوس دراز کشیده بودم؛ فقط دود و صدای انفجار را حس می‌کردم. آبادان شهری خالی از سکنه شده بود.

۴۲۰۰ مجروح قفسه سینه و یک خاطره فراموش‌نشدنی

دکتر حقی با اشاره به حجم گسترده مجروحان می‌افزاید:در طول هشت سال دفاع مقدس، بیش از ۴۲۰۰ مجروح جنگی قفسه سینه را درمان کردم. جنگ، جراحان را به‌شدت ورزیده و باتجربه کرد.

وی یکی از ماندگارترین خاطرات خود را این‌گونه بیان می‌کند:روزی در عکس رادیولوژی یک نوجوان ۱۶ ساله، جسمی شبیه گلابی در قفسه سینه‌اش دیدیم. ابتدا تصور نمی‌کردیم چیست. با کمک برادران سپاه مشخص شد که ماسوره عمل‌نکرده خمپاره است که درست پشت قلب قرار گرفته بود و هر لحظه امکان انفجار داشت.

این جراح برجسته ادامه می‌دهد:برای جراحی، من، کمکم و متخصص بیهوشی جلیقه ضدگلوله پوشیدیم. برخی از نیروهای اتاق عمل با نگرانی پرسیدند: “دکتر، نمی‌ترسی؟” گفتم: خون من رنگین‌تر از خون این نوجوان بسیجی نیست که داوطلبانه جانش را کف دست گرفته است.

او می‌گوید:به لطف خدا، ماسوره را سالم خارج کردیم و تحویل نیروهای سپاه دادیم. مجروح پس از چند روز با حال عمومی خوب مرخص شد. واقعاً هرچه درباره بسیجیان و سپاهیان بگویم کم گفته‌ام؛ وقتی شجاعت یک نوجوان ۱۶ ساله را می‌دیدم، اشک در چشمانم جمع می‌شد.

مشهد؛ پناهگاه مجروحان جنگ

دکتر حقی با اشاره به نقش مشهد در سال‌های جنگ می‌گوید:در سال‌های ۶۰ و ۶۱، مشهد امن‌ترین شهر ایران بود، چون موشک‌های صدام به اینجا نمی‌رسید. به همین دلیل، مجروحان جنگی پس از اقدامات اولیه، با هواپیما به مشهد منتقل می‌شدند.

وی ادامه می‌دهد:در بیمارستان قائم(عج) تقریباً همه بخش‌ها از داخلی و قلب گرفته تا اطفال و زنان به مجروحان جنگی اختصاص داشت. حتی در راهروها تخت گذاشته بودند. بیمارستان امام رضا(ع) و امدادی هم شرایط مشابهی داشتند.

خلاقیت، خودکفایی و ثمره ایثار

این استاد پیشکسوت دانشگاه علوم پزشکی مشهد با اشاره به کمبود تجهیزات در سال‌های جنگ خاطرنشان می‌کند: ما حتی شیشه درن قفسه سینه نداشتیم. با شیشه‌های سرم، خودمان درن می‌ساختیم. اما همان کمبودها باعث شد کشور به سمت خودکفایی برود. امروز انواع درن‌ها، سرم‌ها، داروها و تجهیزات جراحی در داخل ایران تولید می‌شود.

او تأکید می‌کند:در حالی که تقریباً تمام دنیا از آمریکا و اروپا تا شوروی سابق پشت صدام ایستاده بودند، ایران با دست خالی مقاومت کرد. اگر فداکاری و جان‌برکفی بسیج و سپاه نبود، شاید امروز چیزی به نام ایران وجود نداشت.

دکتر ضیاءالله حقی در پایان با لحنی آمیخته به ایمان و امید می‌گوید:خون پاک این جوانان، ضامن پیروزی ما بود و هست. ما در آن سال‌ها فقط جراحی نمی‌کردیم؛ از شرافت، استقلال و آینده این سرزمین دفاع می‌کردیم. پیروزی، ثمره همان ایثارهاست.

 

 


239.jpg - 32.80 kBدکتر محمدحسین ابراهیم‌زاده، استاد تمام و مدیر گروه ارتوپدی دانشگاه علوم پزشکی مشهد، با اشاره به حوادث و ناآرامی‌های اخیر کشور، از آمادگی کامل نظام سلامت و تلاش شبانه‌روزی کادر درمان برای مدیریت مصدومان خبر داد و تأکید کرد: اخلاق پزشکی و اصول انسانی ایجاب می‌کند که خدمات درمانی بدون هیچ‌گونه تبعیض، به همه بیماران ارائه شود.

وی در گفت‌وگو با وب‌دا اظهار کرد: حوادث اخیر، هرچند غیرمنتظره و سنگین بود، اما سیستم درمانی کشور به‌دلیل تجربه مواجهه با بحران‌های متعدد از جمله جنگ تحمیلی، حوادث طبیعی، زلزله‌ها و شرایط اورژانسی گسترده، آمادگی لازم برای پاسخ سریع و مؤثر را داشت.

افزایش بار ترومایی در بیمارستان‌ها

دکتر ابراهیم‌زاده با اشاره به افزایش محسوس بیماران ترومایی در روزهای اخیر گفت: در پی تجمعات و حوادث رخ‌داده، تعداد قابل توجهی از بیماران اورژانسی به بیمارستان‌های مشهد و شهرستان‌های اطراف مراجعه کردند. بخش زیادی از این بیماران به‌صورت سرپایی و با اقدامات اولیه درمان شدند، اما گروهی نیز نیازمند بستری و انجام اقدامات فوری جراحی بودند.

وی افزود: این اقدامات شامل جراحی‌های اورژانسی در حوزه‌های ارتوپدی، جراحی عمومی و جراحی مغز و اعصاب بود و تمام کادر درمان، از پزشکان و پرستاران تا نیروهای اورژانس و اتاق عمل، با هماهنگی کامل در این روند مشارکت داشتند.

آمادگی ساختاری نظام سلامت

استاد تمام دانشگاه علوم پزشکی مشهد خاطرنشان کرد: پروتکل‌های اورژانسی از قبل در نظام سلامت کشور تدوین و تمرین شده است و به همین دلیل، حتی در شرایط فشار حداکثری نیز سیستم دچار اختلال نشد. بیمارستان‌های دانشگاهی، بخش خصوصی و مراکز درمانی نظامی همگی در یک زنجیره واحد برای خدمت‌رسانی به مردم عمل کردند.

مدیر گروه ارتوپدی دانشگاه علوم پزشکی مشهد با اشاره به اصول حقوق بشری در حوزه سلامت گفت: کادر درمان و نیروهای امدادی بر اساس کنوانسیون‌های بین‌المللی از حقوق مشخصی برخوردارند و حمله یا ایجاد مانع برای فعالیت آن‌ها، نقض آشکار اصول انسانی و قوانین جهانی است.

وی ادامه داد: متأسفانه در حوادث اخیر، شاهد ایجاد راه‌بندان، جلوگیری از تردد آمبولانس‌ها و حتی حمله به نیروهای امدادی و آتش‌نشان بودیم؛ اقداماتی که نه‌تنها قابل توجیه نیست، بلکه می‌تواند منجر به افزایش تلفات قابل پیشگیری شود.

مقایسه با استانداردهای جهانی

دکتر ابراهیم‌زاده تصریح کرد: در همه جای دنیا، حتی در زمان اعتراضات مدنی، باز گذاشتن مسیر برای آمبولانس و نیروهای امدادی یک اصل بدیهی است. این رفتارها که مانع خدمت‌رسانی به بیماران می‌شود، هیچ نسبتی با اعتراض مدنی و مطالبه‌گری اجتماعی ندارد.

وی افزود: متأسفانه الگوی حمله به مراکز درمانی و نیروهای پزشکی در سال‌های اخیر در صحنه جهانی، به‌ویژه از سوی رژیم صهیونیستی در غزه و کرانه باختری دیده شده و تکرار چنین رفتارهایی در هر نقطه‌ای، نشانه فاصله گرفتن از استانداردهای انسانی است.

اعتراض مدنی و تجربه جامعه پرستاری

این استاد دانشگاه با اشاره به تجربه اعتراضات صنفی پرستاران گفت: در سال‌های گذشته، جامعه پرستاری کشور مطالبات خود را به‌صورت مسالمت‌آمیز و در چارچوب‌های صنفی مطرح کرد. آن‌ها بدون ترک محل خدمت و بدون آسیب به اموال عمومی، اعتراض کردند و گفت‌وگو منجر به حل بخشی از مشکلات شد. این تجربه می‌تواند الگویی برای کنشگری اجتماعی مدنی باشد.

مدیر گروه ارتوپدی دانشگاه علوم پزشکی مشهد با تشریح روند تریاژ در اورژانس‌ها گفت: در شرایط بحرانی، بیماران بر اساس شدت آسیب و وضعیت حیاتی اولویت‌بندی می‌شوند. بیماران با سطح هوشیاری پایین، آسیب‌های مغزی و خونریزی‌های شدید در اولویت نخست قرار دارند.

راه عبور از بحران؛ گفت‌وگو و همت ملی

استاد تمام دانشگاه علوم پزشکی مشهد در جمع‌بندی سخنان خود تأکید کرد: ایران کشوری با تمدن کهن و ظرفیت‌های بالای انسانی و علمی است. حل مشکلات کشور، چه در حوزه اقتصاد و چه در حوزه عدالت اجتماعی، تنها از مسیر گفت‌وگو، درک متقابل، پرکاری و اتکا به توان داخلی امکان‌پذیر است.

وی افزود: دانشگاه‌ها، نخبگان و جوانان نقش کلیدی در این مسیر دارند و آینده کشور با عقلانیت، وحدت و تلاش جمعی ساخته خواهد شد.

 

 


240.jpg - 16.85 kBرئیس دانشکده پرستاری و مامایی دانشگاه علوم پزشکی مشهد هم‌زمان با ایام دهه فجر، دستاوردهای شاخص این دانشکده در حوزه‌های توسعه تحصیلات تکمیلی، جذب دانشجویان خارجی و ارتقای زیرساخت‌های آموزشی و پژوهشی را تشریح کرد.

دکتر فاطمه حاجی‌آبادی  در گفتگو با وب دا با اشاره به گسترش مقاطع تحصیلی عالی در این دانشکده اظهار داشت: امسال برای نخستین بار، پذیرش دانشجو در مقطع کارشناسی ارشد رشته «اورژانس» محقق شد. همچنین در حوزه آموزش بین‌الملل، ۳۴ دانشجوی دکتری پژوهش‌محور جذب شده‌اند و مجوزهای لازم برای پذیرش دانشجوی دکتری مامایی بین‌الملل نیز با موفقیت اخذ شده است.

وی با تأکید بر رشد چشمگیر تعاملات علمی فرامرزی افزود: آمار پذیرش دانشجویان غیرایرانی در این دانشکده بیش از ۱۰۰ درصد رشد داشته که این جهش، نشان‌دهنده ارتقای جایگاه علمی مشهد در تراز بین‌المللی است.

کسب رتبه نخست جشنواره رازی و جایگاه سوم کشور در پژوهش

دکتر حاجی‌آبادی به افتخارات پژوهشی این مجموعه اشاره کرد و گفت: مرکز تحقیقات پرستاری و مامایی مشهد موفق به کسب رتبه اول کشور در جشنواره ملی رازی شده است. همچنین بر اساس ارزیابی‌های اخیر وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشکی، این دانشکده جایگاه سوم را در میان تمامی دانشکده‌های پرستاری و مامایی کشور به دست آورده است.

وی پویایی کادر علمی را از عوامل اصلی این موفقیت‌ها دانست و خاطرنشان کرد: در سال گذشته، ۱۵ نفر از اعضای هیئت علمی دانشکده ارتقای مرتبه یافته‌اند. در حال حاضر ۵۲ عضو هیئت علمی در ۶ گروه آموزشی فعال، وظیفه آموزش و هدایت تحصیلی دانشجویان را بر عهده دارند.

توسعه آموزش مهارت‌محور با تجهیز اسکین‌لب

رئیس دانشکده پرستاری و مامایی مشهد از تخصیص اعتبار برای نوسازی تجهیزات آموزشی خبر داد و تصریح کرد: در راستای تقویت آموزش‌های عملی، بالغ بر ۲ میلیارد تومان تجهیزات جدید برای مرکز مهارت‌های بالینی (اسکین‌لب) خریداری شده است تا دانشجویان در فضایی استاندارد و با امکانات به‌روز، مهارت‌های فنی را فرا بگیرند.

گفتنی است دانشکده پرستاری و مامایی مشهد با بیش از ۶۰ سال قدمت، هم‌اکنون میزبان بالغ بر ۱۲۰۰ دانشجو در ۱۹ رشته‌مقطع مختلف است که حدود ۳۰ درصد از این جمعیت در مقاطع تحصیلات تکمیلی (ارشد و دکتری) مشغول به تحصیل هستند. این دانشکده در چهار رشته اصلی پرستاری، مامایی، اتاق عمل و فوریت‌های پزشکی، نقش کلیدی در تأمین نیروی انسانی متخصص نظام سلامت ایفا می‌کند.


234.jpg - 37.38 kBتاریخ هشت سال دفاع مقدس، تجلی‌گاه حضور مردانی است که فراتر از تخصص، با سلاح تعهد به میدان گام نهادند. در این میان، نقش جامعه پزشکی و اساتید پیشکسوت، فصلی زرین از کتاب حماسه ایران است. دکتر نعمت‌الله مختاری، استاد پیشکسوت گروه گوش، حلق و بینی دانشگاه علوم پزشکی مشهد، از جمله چهره‌هایی است که اگرچه تواضع علمی‌اش او را از القاب «دانشمند» و «محقق» بر حذر می‌دارد، اما کارنامه درخشان معلمی و حضور دلسوزانه‌اش در مداوای مجروحان جنگی، وی را در جایگاه یک الگوی والای اخلاقی قرار می‌دهد. در این گفتگو، ایشان با نگاهی دقیق و تخصصی، از چالش‌های درمان مجروحان گوشی و ایثارگری‌های کادر درمان در پشت جبهه و خطوط مقدم سخن می‌گویند.

نعمت‌الله مختاری امیرمجدی، متولد سال ۱۳۲۲ در شهر مقدس مشهد هستم. در خانواده‌ای مذهبی و قرآنی رشد یافتم که روحیه تعلیم و تعلم در آن جاری بود؛ پدربزرگم، مرحوم حاج ملّا آقا بزرگ، از مدرسین حوزه نواب بودند و برادران ارشدم نیز در کسوت معلمان آموزش و پرورش خدمت می‌کردند. همین پیشینه خانوادگی، بذر عشق به آموزش را در جان من نشاند. تحصیلات پزشکی عمومی را در دانشگاه مشهد به پایان رساندم و پس از گذراندن دوره خدمت سربازی در نیروی زمینی (سال‌های ۱۳۴۸ تا ۱۳۵۰)، برای ادامه تحصیل به آمریکا عزیمت کردم. پس از ۵ سال و نیم فراگیری علوم روز در تخصص گوش، حلق و بینی و حوزه تروماتولوژی فک و صورت، با افتخار به مشهد بازگشتم تا دانسته‌هایم را در خدمت هم‌وطنانم و دانشگاه قرار دهم.

رسالت معلمی؛ از کلاس درس تا جبهه‌های نبرد

من همواره بر این باور بوده‌ام که یک پزشک یا معلم، متعلق به خودش نیست؛ بلکه دارایی جامعه است. افتخار بزرگ زندگی من این بوده که در کسوت یک «معلم»، آموخته‌هایم را با تمام توان به نسل‌های بعد انتقال دهم. زمانی که شعله‌های جنگ زبانه کشید، این احساس وظیفه مضاعف شد. اگرچه جنگ به خودی خود یک «آفت» دشوار برای هر سرزمینی است، اما برای جامعه پزشکی مجالی بود تا نشان دهند در لحظات حیاتی که جان انسانی در خطر است، هیچ پزشکی از خدمت دریغ نمی‌کند. ورود به این عرصه با نیت خیر، همواره برکت و نتایج مثبتی به همراه داشت.

جنگ؛ آزمون تخصص و غیرت

با شروع جنگ تحمیلی، بخش گوش، حلق و بینی بیمارستان قائم (عج) مشهد به واسطه اساتید مجرب و تجهیزاتی که داشت، به یکی از مراکز اصلی پذیرش مجروحان بدحال با آسیب‌های شدید سر و صورت تبدیل شد. در آن روزگار، ما از نخستین گروه‌های داوطلبی بودیم که راهی مناطق عملیاتی شدیم. به یاد دارم در آستانه عملیات کربلای ۵، علیرغم بمباران‌های ناجوانمردانه دشمن که نیروهای امدادی را هدف قرار می‌داد، کادر درمان مشهد غیورانه در خط مقدم حضور یافتند.

تجربه حضور در مناطق عملیاتی و بیمارستان‌های پشتیبان

در دوران دفاع مقدس، سلسله‌مراتب درمانی دقیقی وجود داشت. بنده افتخار حضور در خطوط مقدم را نداشتم، اما در بیمارستان‌های نظامی رده سوم (مانند اندیمشک و دزفول) که وظیفه پشتیبانی و مداوای مجروحین اعزامی را بر عهده داشتند، مشغول به خدمت بودم. در آن روزها، شاهد بودم که چگونه هلیکوپترهای امدادی، علیرغم ناامنی آسمان و خطرات فراوان، لحظه‌ای از انتقال مجروحین باز نمی‌ایستادند.

بسیاری از اساتید بزرگ و پیشکسوت ما با روحیه‌ای مثال‌زدنی، مطب‌های پررونق خود را رها کرده و به مناطق پرخطری همچون جزیره مجنون، فاو و مینو می‌رفتند. لشکر پیروزخراسان همواره از پشتیبانی پزشکی فوق‌العاده‌ای برخوردار بود و پزشکان ما در قلب خطوط مقدم، جانفشانی می‌کردند.

از ابزارهای سنتی تا لیزر؛ تحول در جراحی جبهه

یکی از دستاوردهای علمی آن دوران در بخش ما، ورود تکنولوژی لیزر به جراحی‌های تنگی حنجره بود. بسیاری از رزمندگان که دچار ضایعات تنفسی می‌شدند، پیش از آن مجبور بودند برای تمام عمر از لوله تراکستومی (راه تنفس مصنوعی در گردن) استفاده کنند. اما ما با بهره‌گیری از دانش جدید، جراحی‌های پیچیده‌ای را انجام دادیم تا این عزیزان بتوانند بار دیگر به صورت طبیعی نفس بکشند، تکلم کنند و مسیر زندگی‌شان هموار شود. در اوایل جنگ، جراحی‌های فک با ابزارهای ابتدایی مثل «سیم‌پیچ» و «آرچ‌بار» انجام می‌شد، اما به تدریج همگام با پیشرفت نبرد، از وسایل مدرن نظیر پیچ و پلاک‌های جراحی بهره بردیم تا علاوه بر درمان، به زیبایی و ظاهر بیمار نیز توجه ویژه‌ای شود.

آسیب‌های گوشی؛ جراحت‌های پنهان و مریضی‌های ماندگار

یکی از چالش‌های بزرگ ما در جنگ، مواجهه با آسیب‌های شنوایی و ترومای صوتی ناشی از انفجارها بود. در آن زمان، حتی در منابع علمی دنیا (مانند مطالعات جنگ ویتنام)، داده‌های دقیقی از تأثیر واقعی انفجار بر گوش انسان در دسترس نبود؛ بسیاری از مطالعات تنها به صورت تجربی بر روی حیوانات انجام شده بود. اما ما در ایران، با حجم عظیمی از گزارش‌های حقیقی و عینی روبرو بودیم.

باید اعتراف کنم که مجروحانِ دچار آسیب‌های صوتی و وزوز گوش، از جمله کسانی بودند که بیشترین ماندگاری بیماری را داشتند. متأسفانه در آن دوران، ابزارهای تشخیصی و درمانی ما در برابر حجم وسیع این آسیب‌های پیچیده، آن‌گونه که شایسته این ایثارگران بود، کفایت نمی‌کرد. شناخت این ضایعات نیازمند ابزار دقیق بود، اما ما با تمام توان و هر آنچه در بساط داشتیم، برای التیام دردهای این عزیزان تلاش کردیم.

معجزه‌ای در بیمارستان افشار دزفول

خاطره‌ای که هرگز از ذهنم پاک نمی‌شود، مربوط به دوران حضورم در بیمارستان افشار دزفول است. پس از اصابت راکت دشمن به نزدیکی پل دزفول، موجی از مجروحان به بیمارستان سرازیر شدند. در میان آن‌ها سرباز جوانی بود که از ناحیه قفسه سینه دچار خونریزی شدید شده بود؛ هرچه خون تزریق می‌کردیم، بلافاصله از بدنش خارج می‌شد. می‌دانستیم اگر او را به اصفهان یا تهران اعزام کنیم، در راه به شهادت خواهد رسید.

با وجود اینکه من متخصص گوش، حلق و بینی بودم و دوستم، دکتر علیزاده، جراح عمومی بود و تخصص جراحی قفسه سینه (توراکس) نداشتیم، اما بر اساس تجربه‌ای که در دوره آموزشی‌ام در آمریکا کسب کرده بودم، به دکتر علیزاده گفتم: «ناصر جان، این جوان به مقصد نمی‌رسد، باید همین‌جا اقدام کنیم.» با توکل بر خدا قفسه سینه را باز کردیم، ترکش را از شریان داخلی سینه خارج کرده و رگ را ترمیم کردیم. آن سرباز به طرز معجزه‌آسایی نجات یافت و چند روز بعد مرخص شد.

اصول تخلیه پزشکی و مدیریت بحران

در جراحی‌های دیگر نیز، گاهی با ابزارهای بسیار مقدماتی، عمل‌های خطیری را انجام می‌دادیم که تنها از تماشای دست اساتیدم، همچون دکتر میرصالحی، آموخته بودم؛ چرا که می‌دانستم اعزام ناآگاهانه بیمار در شرایط بحرانی، می‌تواند مرگبار باشد. سیستم «تخلیه مداوم و مدیریت‌شده» در پزشکی نظامی جایگاه ویژه‌ای دارد؛ ما آموختیم که چگونه جراحات را در خط مقدم تثبیت و سپس با هوشمندی به بیمارستان‌های پشت جبهه ارجاع دهیم تا زنجیره درمان قطع نشود.

این سال‌ها تجلی‌گاه پیوند ایمان و دانش بود؛ روزهایی که ما نه به عنوان یک کارمند، بلکه به عنوان یک سرباز در کنار ملت ایستادیم تا ثابت کنیم نام مشهد و دانشگاه علوم پزشکی آن، همواره با افتخار در تاریخ این سرزمین درخشان باقی خواهد ماند.

روایت دکتر نعمت‌الله مختاری، روایت نسلی است که میان مطب‌های شلوغ و خاکریزهای فاو و مجنون، دومی را برگزیدند. ایشان با تواضعی مثال‌زدنی، خود را رده سوم درمانی می‌نامند، اما کارنامه‌ی ایشان نشان از حضوری کلیدی در حیاتی‌ترین لحظات تاریخ این مرز و بوم دارد. این خدمات، نه تنها در بازگرداندن سلامت به هزاران رزمنده، بلکه در اعتلای علمی دانشگاه علوم پزشکی مشهد جاودانه خواهد ماند.

اطلاعات تماس سامانه خبری وب دا

Image
آدرس: مشهد، خیابان دانشگاه، ساختمان قرشی
کد پستی :۹۱۷۷۸۹۹۱۹۱
نمابر: ۳۸۴۳۶۸۲۷ ۰۵۱
رایانامه :webda@mums.ac.ir
سامانه پیام کوتاه: ۳۰۰۰۲۱۹۱
Image
Image
Image
Image
Image
Image
Image