آموزش


پناه بیماران کلیوی/ حامی بیماران کلیوی با دو بال علمی و اقتصادی

نه فقط طبابت که می شود گفت مادری می کند برای بیمارانش؛ از یک سو مثل همه پزشکان، بیمار ویزیت می کند، از سوی دیگر به لحاظ ارتقای علمی و تسهیل کار دانشجویان برای خدمت‌رسانی هرچه بیشتر، همراه استادش تلاش وافری برای راه اندازی فلوشیپ و دوره فوق تخصص نفرولوژی کودکان در مشهد داشته است و از طرفی به فکر اوضاع مالی و معیشتی بیماران بی بضاعت نیز هست و برای حمایت از آن ها انجمنی تأسیس کرده است؛ دکتر قانع‌شعرباف به این ها بسنده نکرده و با تلاش و پشتکار خود در تحصیل، موفق به کسب رتبه اول کشوری در بورد فوق‌تخصص و بورسیه خارجی و نیز نگارش آثار علمی کاربردی در حوزه تخصص خود با گستره بین المللی شده است. گفتگوی ما با این فوق تخصص بیماری های کلیه و سیستم ادراری کودکان و عضو هیأت علمی دانشگاه علوم پزشکی مشهد را در ادامه می خوانید.

کتابخوانی از کودکی

فاطمه قانع شعرباف، اواخر دهه چهل در خانواده ای اهل ادب و هنر متولد و به جای لالایی با کتاب خواندن مادر و خواهر برایش، بزرگ شد؛ به همین دلیل انس ویژه ای با کتاب و ادبیات داشت به حدی که در دبستان، مسئولیت کتابخانه مدرسه را بر عهده گرفته و تمام مدت زنگ های تفریح را در کتابخانه و تشویق همسالانش به کتابخوانی می گذراند؛ حالا هم با اینکه پزشک است، کتاب مخصوصا دیوان اشعار، جزو لاینفک زندگی اش است و اشعار بسیاری را نیز از حفظ دارد. در عین حال تا ده سالگی ورزش ژیمناستیک را هم دنبال کرده و به چند مقام قهرمانی کشور دست یافت.

هر کاری جای خود

او درس را هم با علاقه و لذت و برنامه‌ریزی می خواند بنابراین هیچ وقت به یاد ندارد که برای مطالعه درسی از خواب یا تفریحاتش زده باشد؛ «هر کاری از جمله مطالعه را در جای خود انجام دادم، از دوران دبیرستان عادت داشتم که پیش مطالعه را به عنوان بخشی از یادگیری، داشته باشم؛ سر کلاس هم خوب گوش می دادم و بعد بلافاصله مرور می کردم. از دوم دبیرستان که با زیست شناسی آشنا شدم، علاقه خاصی به پزشکی پیدا کردم از این رو با وجود رقابت شدید در کنکور و ظرفیت های پایین دانشگاه ها، سال 66 توانستم وارد رشته پزشکی علوم پزشکی مشهد شوم».

بدون توقف تا فوق تخصص

بعد از اتمام دوره عمومی، با وجود ازدواج و داشتن فرزند، روحیه لطیف و پراحساسش و لذتی که از معاشرت با کودکان می برد، او را به تخصص اطفال سوق داد: «سال چهارم عمومی که وارد بیمارستان شدم و بخش اطفال را دیدم، خیلی علاقمند شدم و اطفال اولین انتخابم برای تخصص قرار گرفت؛ خصوصا که استاد خوارزمی، مدیرگروه کودکان نیز برایم الگوی علم و اخلاق بود. به این ترتیب سال 75 تحصیل در تخصص کودکان را در علوم پزشکی مشهد شروع کردم و طرح تعهد آن را نیز سال 78 در بیمارستان ثامن الائمه چناران گذراندم تا اینکه سال 79 در آزمون فوق تخصص نفرولوژی کودکان برای شیراز قبول شدم؛ در حالی که فوق تخصص نفرولوژی فقط در تهران و شیراز آن هم با ظرفیت پایین پذیرش داشت. نفرولوژی را هم دوست داشتم، هم با توجه به اینکه آن زمان فقط یک نفر نفرولوژیست کودکان در مشهد وجود داشت(دکتر اسماعیلی)، نیاز به این رشته را کاملا حس می کردم. البته شش ماهی که در غیاب همسرم همراه پسر دبستانی ام در شیراز گذراندیم خیلی دشوار بود؛ از یک طرف صبح تا غروب درگیر دانشگاه و بیمارستان بودم و از طرفی شب ها آنکال که باعث می شد پسرم در منزل تنها بماند». 

 

به دنبال یادگیری عمیق و کاربردی

دکتر قانع شعرباف بلافاصله پس از اتمام تخصص در مهرماه 81 جذب دانشگاه علوم پزشکی مشهد شد و بیش از دو دهه است که فقط در عرصه آموزش صدها دانشجو پرورش داده است؛ «اینطور نیست که سرکلاس فقط درس بدهم و بروم بلکه حتما با دانشجویان ارتباط می گیرم و اغلب شیوه آموزش، مشارکتی و به صورت پرسش پاسخ است؛ در بیمارستان هم موردمحور پیش می روم؛ یک بیمار را مشخص و درباره او طرح سوال می کنم و نظراتشان را جویا می شوم تا یادگیری عمیق تر و به صورت کاربردی باشد؛ به همین خاطر دانشجویان قدیمی‌تر هنوز هم مرتبط هستند و بابت کیفیت آموزشی که دیده اند تشکر می کنند».

بورسیه و مأموریت های آموزشی خارج کشور

در این بین باز هم دست از تحصیل علم نکشید و با توجه به اینکه در آزمون فوق تخصص، رتبه اول کشوری را داشت، شامل بورسیه شش ماهه خارج کشور و عازم کانادا شد در حالی‌که فرزند دوم را باردار بود؛ «پذیرش انگلستان و کانادا را گرفتم اما نهایتاً سال 82 به عنوان مأموریت آموزشی به کانادا رفتم که با توجه به رضایت اساتید آنجا، زمان بورسیه تا یک سال و نیم تمدید شد؛ دخترم نیز آنجا متولد شد و در مجموع تاکنون حدود شش هفت سال در کانادا مأموریت های آموزشی و پژوهشی در حوزه دیالیز، پیوند و ... گذرانده ام».

از راه اندازی فوق تخصص نفرولوژی کودکان در مشهد تا انجمن حمایت از بیماران کلیوی

این بانوی پرتلاش پس از بازگشت نیز بیکار ننشسته و در دهه 90 ضمن راه اندازی مطب شخصی و اشتغال به عنوان عضو هیأت علمی، با همکاری استادش دکتر اسماعیلی ابتدا فلوشیپ و بعد فوق تخصص نفرولوژی کودکان را در مشهد راه اندازی کرد. پس از آن هم برای گره گشایی از بیماران کلیوی به فکر تأسیس انجمنی ویژه آن ها افتاد؛ «همیشه فکر می کردم محک بیماران سرطانی را پوشش می دهد ولی بیماران کلیوی با اینکه تعدادشان کمتر از آن ها نیست، هیچ نهاد حامی‌ ندارند؛ این شد که بالاخره خودم آستین بالا زدم و سال 98 با همراهی چند تن از همکاران، انجمن حمایت از کودکان بیمار کلیوی با عنوان کیمیا را تأسیس کردیم. نیروهای اجرایی داوطلب در این انجمن (از مشاغل مختلف) به عنوان همیار، روزانه به بیماران بی بضاعت در زمینه های دارو و درمان، انجام سونوگرافی، سی تی اسکن، ام آر ای، شنوایی‌سنجی، فیزیوتراپی و.... ارائه خدمت دارند؛ علاوه بر این کمک های معیشتی نیز برای خانواده هایشان در نظر گرفته می شود. این انجمن که ابتدا با کمک خیّرین در خیابان صاحب‌الزمان(عج) آغاز به کار کرد، پس از درگذشت استاد اسماعیلی، به مطب ایشان در کوهسنگی6 نقل مکان نموده و اکنون بیش از 300 خانوار بیمار کلیوی نیازمند را در هر سه استان خراسان تحت پوشش دارد».

دکتر شعرباف در این میان مسئولیت هایی چون مسئول گروه نفرولوژی کودکان، مسئول دستیاران گروه کودکان، مدیر تحصیلات تکمیلی، عضو کمیته راهبردی بیماری های کلیه را در دانشگاه مشهد و عضویت کمیته های بیمارستانی بیمارستان دکتر شیخ، هیأت مدیره انجمن متخصصان کودکان خراسان و هیأت بورد فوق تخصصی گروه نفرولوژی کودکان ایران را تجربه کرده است.

خدمات پژوهشی

از خدمات پژوهشی این پزشک متعهد نیز می توان به انتشار کتابی مفصل درباره دیالیز کودکان(به زبان انگلیسی) در انتشارات اشپرینگر امریکا که استقبال جهانی را به همراه داشته است، همکاری در نگارش کتاب بین المللی «فشار خون» که توسط انگلستان به چاپ رسید، نگارش حدود 80 مقاله و بیش از 50 پایان نامه در مقاطع مختلف اشاره کرد.

ضرورت بازنگری وظایف اعضای هیأت علمی

دکتر قانع شعرباف در ادامه به متولیان امر پیشنهاد می کند با توجه به سنگین بودن حجم کاری اعضای هیأت علمی، در این زمینه بازنگری داشته باشند؛ « از یک طرف حجم بالای مشغله درمانی، از طرفی تدریس در مقاطع مختلف و پرداختن به فعالیت های پژوهشی، فرصتی برای تفریح و رسیدگی به سلامت روح و روان برایمان باقی نمی گذارد؛ این روند به مرور فرسایش و کاهش کارآیی مان را به دنبال دارد که نهایتا به افت کیفی فعالیت ها منجر می شود در حالی که کشورهای خارجی برای سلامت روح و روان اعضای هیأت علمی به عنوان نیروهایی که بناست سی سال در خدمت دانشگاه باشند، اهمیت ویژه ای قائل هستند. پیشنهاد می شود همه بار درمان بر دوش اساتید نباشد و معاونت درمان هم مشارکت کند، همچنین شرط نگارش سالانه مقاله با چاپ معتبر برای ارتقای هیأت علمی تعدیل شود».

همه‌چیز برای ماندن فراهم بود اما برگشتم

در پایان نظرش را درباره مهاجرت، با وجود فرصت های متعددی که داشته است، جویا می شوم که مفید و مختصر می گوید: «دوست داشتم ایران باشم؛ هم کشورم به این تخصص نیاز داشت و هم خودم می خواستم در وطن خدمت کنم وگرنه سال 2003 که بورسیه شدم، دریافتی‌ام در کانادا با وجود امکانات و شرایط اقامت و...، چند برابر حقوق ایران بود اما برگشتم»./

296.jpg - 78.78 kB

295.jpg - 81.76 kB

 

 


265.jpg - 54.37 kBنخبه ریاضی بود و از نوجوانی خواه ناخواه مدرس ریاضی برای بچه های فامیل؛ از طرفی دوست داشت شغل آینده‌اش فرصتی برای مفیدواقع شدن و خدمت هرچه بیشتر به مردم باشد که باتوجه به شرایط آن زمان، پزشکی را نقطه اوج این خدمتگزاری می دید؛ اما قسمتش نه پزشکی بود نه مهندسی؛ بلکه تلفیقی از این دو یعنی دندانپزشکی که با وجود همه فرازونشیب ها هم تحصیلاتش در این رشته را با موفقیت پشت سر گذاشت و هم توانست شاخه دیگری از استعدادش را پیدا کند و منشأ اثر واقع شود؛ از دبیری راهبردی رشته اندو در وزارت بهداشت تا تنظیم درسنامه ملی درمان ریشه، بازنگری کوریکولوم و فرصت های مطالعاتی خارج کشور. حالا هم با اینکه بازنشسته است و به راحتی می تواند مثل اغلب اعضای خانواده مهاجرت کند، زندگی در کشورش را ترجیح می دهد. همراه با دکتر قدوسی، متخصص درمان ریشه (اندودانتیکس) مروری داریم بر چهل سال زندگی علمی و حرفه‌ای‌اش که در ادامه می خوانید.

انتخاب بین استعداد شخصی و فرصت خدمت

جمیله قدوسی که در آخرین روزهای پاییز 1341 در مشهد و خانواده ای فرهنگی متولد شد، استعداد خاصی در ریاضی داشت و از همان نوجوانی برای خواهر و برادرها و بچه های اقوام ریاضی درس می داد؛ هرچند باورش سخت است ولی همین موضوع، انتخاب رشته و شغل آینده را برایش پیچیده کرده بود؛ «همیشه جزو شاگردان اول تا سوم بودم ولی از بین همه دروس، ریاضی همیشه بیست بود چون علاقه شدیدی داشتم؛ آنقدر که در تابستان وقتی کتاب های سال تحصیلی جدید را برایم می گرفتند، همان موقع کتاب ریاضی را می خواندم و حل می کردم؛ دیگر همه می دانستند شب امتحان ریاضی، به جای تمرین و شب بیداری و استرس، زمان تفریح و مهمانی رفتن من است و فکر می کردند شغل آینده ام با ریاضی و مهندسی گره خورده است اما از همان روزها هرکه می پرسید می خواهی چه‌کاره شوی؟ جوابم این بود: شغلی که بتوانم به مردم خدمت کنم؛ بزرگتر که شدم احساس کردم این هدف در حرفه پزشکی خصوصا تخصص زنان محقق می شود؛ برای همین هنگام انتخاب رشته دبیرستان هم به مشاور مدرسه گفتم که عاشق ریاضی هستم ولی می خواهم پزشک شوم! گفت این دو با هم جور در نمی آید، باید یکی را انتخاب کنی. بالاخره ریاضی را انتخاب کردم و تا سوم دبیرستان ادامه دادم اما سرنوشت طور دیگری رقم خورد؛ سال 58 که در آستانه چهارم دبیرستان بودم، اولین کنکور بعد از انقلاب اسلامی برگزار شد و پدرم که در آموزش و پرورش شاغل بود، با دیدن دفترچه انتخاب رشته که هیچ‌یک از رشته های مهندسی، از خانم ها پذیرش نداشتند، توصیه کرد سراغ پزشکی بروم؛ به این ترتیب سال 60 دیپلم تجربی گرفتم و تاپایان انقلاب فرهنگی که کنکور برگزار شود، روی دروس تجربی متمرکز شدم.

تحصیل با اعمال شاقه

آبان ماه 61 کنکور و انتخاب رشته همزمان برگزار شد و او که چند ماه قبل ازدواج کرده بود، به خاطر شغل همسر صرفا امکان انتخاب رشته های دانشگاه مشهد را داشت که از این میان پزشکی و دندانپزشکی را انتخاب کرد؛ «بالاخره سال 62 در رشته دندانپزشکی وارد علوم پزشکی مشهد شدم و تا پیش از تولد فرزندان جزو رتبه های برتر بودم؛ رشته دندانپزشکی آن زمان خیلی سنگین بود و همه کارهای لابراتوار را هم خود ما دانشجویان انجام می دادیم که صبح تا شب وقتمان را می گرفت خصوصا از سال دوم که حضور در کلینیک هم شروع شد؛ گذشته از این کارهای اداری و غیردرسی را هم از دانشجو توقع داشتند، به همین علت سال 64 با تولد فرزندمان شرایط دشواری ایجاد شد؛ آن هم در حالی که مرخصی زایمان وجود نداشت، همسرم اول صبح تا 9 شب شهرستان مشغول کار بود و منزلمان نیز فاصله زیادی تا دانشکده داشت؛ ناگزیر از 15روزگی نوزادم را که بسیار وابسته بود، پیش مادر گذاشتم و تحصیل را ادامه دادم.

استعدادی که به استخدام ختم شد

بااینکه دندانپزشکی انتخاب اولش نبود و اگر می توانست، حاضر بود ولو در شهرهای دیگر، پزشکی بخواند اما استعداد ناشناخته ای در این رشته داشت که به مرور، کشف و به نفعش تمام شد؛ «در همه گرایشات دندانپزشکی کارم خوب بود ولی در اندو و ریشه، هم من دقت بیشتری داشتم، هم اساتید توجه داشتند و به استعدادم پی بردند به همین دلیل اواخر سال پنجم که همسرم دانشجوی تهران شده بود و می خواستیم از مشهد برویم، یکی از اساتید گروه درمان ریشه اصرار کرد که در دانشکده بمانم و تدریس را شروع کنم؛ حتی مرا به دفتر ریاست برد و خواست درخواست کتبی برای جذب بنویسم؛ من هم نتوانستم مقاومت کنم و نوشتم اما قسمت این بود که به جای دانشکده، در مرکز بهداشت کاران دهان و دندان (که دانشجویان بومی روستاها را برای مقطع کاردانی و ارائه خدمات دندانپزشکی در روستا جذب می کرد) مشغول شوم؛ رییس این مرکز مجوز جذب مرا از تهران گرفت و نزدیک مرکز یک منزل هم در اختیارم گذاشت که نزدیک خانواده باشم.

تخصص بدون مرخصی

بعد از دو سال فعالیت در مرکز بهداشت‌کاران که آزمون تخصص برگزار شد، در حالی‌که هفت‌ماهه باردار بود و امیدی به قبولی نداشت، شرکت کرد و مهر 69 توانست وارد دوره تخصص درمان ریشه شود؛ «دوسه ماه بعد از شروع تخصص، دومین دخترم به دنیا آمد و چون نبود مرخصی برای فرزند اول دردسرهای زیادی ایجاد کرده بود، این بار درخواست مرخصی یکساله دادم اما موافقت نشد و دوهفته بعد از زایمان ناچار شدم به سرعت و بدون تحقیق، برای بچه ها پرستار بگیرم و به دانشگاه برگردم. هر طور بود سال 72 تخصص به پایان رسید و نوبت امتحان بورد به عنوان چالش بزرگ بعدی شد؛ از فروردین 72 در مهمانسرای بیمارستان قائم اتاق گرفته بودم و به مدت شش ماه هفت صبح تا 12 شب آنجا درس می خواندم و بعد فقط تا هفت صبح می توانستم در منزل باشم اما به لطف خدا رتبه سوم بورد را کسب کردم؛ در این بین همسرم نیز همراهی خوبی داشت که توانستم 9 سال در خانه اش با وجود دو فرزند و همه مشغله های کاری و شخصی درس بخوانم؛ نه تنها در این مدت گلایه ای نکرد بلکه مشوقم نیز بود؛ حتی وقتی مقاله ام به چاپ می رسید، طوری ذوق‌زده می شد که گویا مقاله خودش است. بااینکه زمانی که منزل بودم از وقت استراحتم می زدم تا برایشان جبران کنم، جلویشان کتاب باز نمی کردم و وقتی می خوابیدند تازه پای درس می نشستم تا دیروقت و صبح زود هم عازم دانشگاه می شدم، حسرت می خوردم که از بزرگ شدن بچه هایم تا هفت هشت سالگی چیزی نفهمیدم چون همیشه با پرستار بوده اند ولی جالب بود که بچه ها وقتی این دغدغه ام را می دیدند، می گفتند اتفاقا خیلی بیشتر از مادران خانه دار به ما می رسیدی و جای نگرانی ندارد؛ تنها چیزی که اذیتمان می کند، دوری و نبودن شماست. ».

تجارب حرفه ای ملی و استانی

دکتر قدوسی که از سال67  به عنوان مربی و از 72 به عنوان عضو هیأت علمی علوم پزشکی مشهد مشغول خدمت می باشد، مسئولیت‌هایی چون چند دوره سرپرست تخصصی گروه درمان ریشه، سرپرست تخصصی دانشکده دندانپزشکی(اوایل دهه80) و معاونت آموزش این دانشکده را تجربه کرده و در سطح ملی نیز دبیر راهبردی رشته اندو در وزارت بهداشت درمان و آموزش پزشکی، 17 دوره ممتحن بورد تخصصی درمان ریشه، مسئول طرح تدوین درسنامه ملی دندانپزشکی (با توجه به رفرنس های دندانپزشکی در داخل کشور) در 14 رشته تخصصی و مسئول بازنگری کوریکولوم آموزشی در وزارت بهداشت(دهه90) بوده است.

 

فرصت های مطالعاتی دشوار اما پربار

دکتر قدوسی در دهه 80 و 90 از سه فرصت مطالعاتی خارج کشور نیز استفاده کرد که حاصلش بیش از 65 مقاله، حدود 70  پایان نامه کاربردی و مساله محور و 23 ارائه در کنفرانس های داخلی و خارجی بوده است؛ «پیش از هر تحقیقی، به مشکلات موجود در حوزه کاری ام(درمان ریشه) و راهکارهای آن ها فکر می کردم تا تحقیق یا مقاله ام هم برای خودم و هم آموزش به دانشجویان کاربردی باشد؛ در روش کار و مواد مورداستفاده، روی روش ها و مواد جدید کار می کردم که اگر بهتر است جایگزین شوند و هنوز هم از نتایج این تحقیقات دارم استفاده می کنم؛ معتقدم تحقیقی که انسان خودش انجام دهد، چیز دیگری است. در این بین فرصت های مطالعاتی نیز خیلی کمک‌کار بودند؛ سال 80 به مدت شش ماه در استرالیا فرصت مطالعاتی داشتم که با فروش خودروی شخصی، هزینه اش را تأمین کردم و فرصت مطالعاتی دوم نیز سال 85 به مدت حدود سه ماه مجدداً با هزینه شخصی در همان کشور گذشت. سومین فرصت مطالعاتی سال 98 در انگلیس و بازهم با هزینه شخصی بود که با توجه به شیوع کرونا و درگذشت پدرهمسرم ناچار به بازگشت شدیم. در مجموع طی این مدت مقالات و ارائه های متعددی در کانادا، اسپانیا، ایتالیا، مالزی، دبی، ترکیه، استرالیا و... داشتم».

کشورم را دوست دارم

این بانوی پرتلاش که درسنامه‌اش برای وزارت بهداشت، رتبه اول را کسب کرده و جزو رتبه های برتر جشنواره های رازی و شهید مطهری در سطح کشور نیز بوده که از رییس‌جمهور وقت جایزه‌‌اش را دریافت کرده است، نظرش درباره مهاجرت را با اشاره به خاطره ای اینطور توضیح می دهد: «سال های آخر تدریسم بود که یک روز در جمع رزیدنت ها از آرزویشان برای آینده پرسیدم و در نهایت تعجب، پاسخ هایی چون رفتن خود یا فرزندشان به امریکا دریافت کردم؛ خیلی اذیت شدم چون فکر نمی کردم اوج آمال و اهداف قشر فرهیخته و آینده‌ساز اینقدر سطحی و نامعقول باشد. خودم با اینکه اغلب هم‌دوره ها، خواهر و برادران و فرزندانم خارج کشور هستند، کشورم را می خواهم و دوست ندارم جای دیگری زندگی کنم؛ صرفا گاهی برای دیدن بچه ها و نوه هایم می روم و برمی‌گردم.


234.jpg - 41.22 kBدکتر محمد عباسی تشنیزی، متولد ۱۳۴۶ در شهر مسجد سلیمان و فوق تخصص جراحی قلب ، یکی از مجّرب ترین اساتید دانشگاه علوم پزشکی مشهد در حوزه‌ی بیماری های قلب و عروق کرونر است که هم اکنون به عنوان رئیس بخش و رئیس تیم پیوند قلب بیمارستان امام رضا (ع) مشغول به خدمت رسانی به بیماران مبتلا به نارسایی و مشکلات حاد قلبی است. انجام127 عمل پیوند قلب با 98 درصد موفقیت در طول یک دهه‌ی اخیر، از جمله افتخارات شاخص این استاد حاذق به همراه تیم درمانی است که علاوه بر بیماران سطح استان خراسان رضوی، شامل بیماران سایر مناطق شرق کشور نیز می شود.

دکتر عباسی که سال های کودکی و نوجوانی را به دلیل شرایط کار پدر ( و اشتغال ایشان در وزارت نفت)، در شهرهای مسجد سلیمان و اهواز گذرانده، با اتمام دوران مدرسه و پذیرش در دانشگاه علوم پزشکی مشهد در سال 66 به شهر مقدس مشهد عزیمت می کند و از این پس فرایند جدیدی در زندگی وی آغاز میشود که شرح آن را در گفتگو با وبدا بیان می کند: "  در سال های 66 تا 74 دوره پزشکی عمومی را در دانشکده پزشکی مشهد با موفقیت طی کردم و به دلیل کسب رتبه سوم در امتحان پره انترنی، از این امتیاز برخوردار بودم که استریت در رشته مورد علاقه خود یعنی رشته جراحی شرکت کنم. دوره تخصص هم در سال ۷۸ به پایان رسید و من مشغول گذراندن طرح دو ساله شدم، شرکت در آزمون رشته جراحی قلب گام بعدی در پیشرفت های تحصیلی من بود که به لطف خداوند و با کسب رتبه اول کشوری در سال ۸۳ به پایان رسید. پس از آن، دوره‌های تکمیلی را در رابطه با موضوع پیوند قلب، طی چندین سفر خارجی گذراندم و در نهایت در سال ۸۳ در دانشگاه علوم پزشکی مشهد مشغول به فعالیت شدم که این فعالیت ها تا هم اکنون ادامه دارد".

 عضو هیأت علمی دانشگاه علوم پزشکی مشهد در خصوص تاریخچه راه اندازی بخش جراحی قلب در دانشگاه علوم پزشکی مشهد نیز می گوید: " در سال ۱۳۶۷ به همت اساتید بزرگواری از جمله آقایان دکتر بلوریان و دکتر میرزایی این بخش تأسیس شد و خوشبختانه به لحاظ عملکردی، همواره در حال شکوفایی و رو به جلو بوده است؛ تا جایی که به خاطر دارم در سال ۷۹ اولین دانشجوی پزشکی در این مرکز پذیرفته شد و اکنون سالانه ۲ تا ۳ نفر دانشجو برای آموزش هم از دانشجویان ایرانی و هم دانشجویان غیر ایرانی پذیرش داریم".

دکتر عباسی یکی از ویژگی های بارز و مثبت عمل های جراحی قلب در دانشگاه علوم پزشکی مشهد با اشاره به اینکه  عمل های بای پس عروق کرونری به روش آف پمپ نسبت به آن پمپ مزایایی دارد ، گفت: در مراکز درمانی جهان معمولاً ۲۰ درصد از بیماران به صورت عمل آف پمپ (بدون پمپ) و ۸۰ درصد آنها بصورت آن پمپ ( با استفاده از پمپ) هستند اما خوشبختانه در مشهد و در بیمارستان امام رضا(ع) این موضوع برعکس است و بیش از ۸۰ درصد عمل های بای پس عروق کرونری بیماران بصورت آف پمپ یا بدون پمپ هستند. خصوصیاتی که آف پمپ دارد اولاً بحث اقتصادی آن است که بار هزینه ای را کم می کند و ثانیاً بیمار مجبور نیست عوارض پمپ را تحمل کند و بهبودی او سریعتر اتفاق می‌افتد.

وی به تاریخچه‌ی عمل پیوند قلب که یکی از برجسته ترین و در عین حال سخت ترین اعمال جراحی در دنیا و به تبع در دانشگاه علوم پزشکی مشهد است هم اشاره و اظهار می کند: عمل های پیوند قلب در مشهد برای اولین بار توسط استاد ارجمند جناب دکتر نظافتی در سال 82 انجام شدولی به دلایلی بعد از چند عمل پیوند این کار ادامه نیافت و از سال 92 با تشکیل تیم پیوند قلب و ریه و تشکیل مرکز تحقیقات اعمال پیوند به شکل سازمان یافته تری شکل گرفت و اولین پیوند قلب در این مرکز انجام شد.  تاکنون 127 پیوند قلب با بیش از ۹۸ درصد موفقیت در این مرکز انجام و نتایج بسیار خوبی حاصل شده است. این افتخار ماست که دانشگاه علوم پزشکی مشهد هم اکنون قطب پیوند قلب در شرق کشور و مورد توجه وزارتخانه است و تمام بیمارانی که نارسایی قلبی و احتیاج به پیوند قلب دارند به مراکز ما مراجعه می‌کنند. انجام عمل‌هایی با کوچک‌ترین برش‌ها که امروزه در دنیا رایج شده، از دیگر ویژگی های برجسته‌ی عمل های جراحی در بیمارستان امام رضا (ع) است که امیدواریم در آینده با پیشرفت در انجام این نوع اعمال جراحی جزو مراکز ارجاعی در این زمینه باشیم. انجام عمل تاوی؛ یعنی تعویض دریچه آئورت و دریچه میترال و دریچه پولمونر بدون عمل جراحی که خوشبختانه از ۱۰ سال گذشته با همراهی همکاران بخش قلب خصوصاً استاد شبستری کلید خورد و امروزه خیلی راحت این عمل‌ها را انجام می‌دهیم و بسیار روش پیشرفته‌ای است، از دیگر اقدامات درمانی برای بیماران قلبی است. شاید بتوان گفت که پس از تهران ما بیشترین عمل تاوی را انجام می‌دهیم و بیمارانی که دچار بیماری تنگی دریچه آئورت در سنین بالا هستند یا عوارضی دارند که عمل برای آنها مشکل است ما این موارد را بدون عمل جراحی و صرفاً از طریق کشاله ران دریچه‌هایی بیولوژیک را که خیلی پیشرفته است بر روی دریچه آئورت آنها جای گذاری می کنیم و بیمار فردای آن روز بدون درد و به راحتی به فعالیت‌های زندگی خود باز می‌گردد. این دو اقدام در دانشگاه مشهد در واقع انقلابی در حوزه درمان بیماری های قلب بوده است.

دکتر عباسی از یک اتفاق خوب و جدید که قطعاً بر امیدواری بیماران نارسایی قلبی به داشتن آینده و زندگی بهتر می افزاید هم اشاره می کند: "  اقدام دیگری که در حال حاضر مشغول انجام آن هستیم و طی دو سه ماه آینده اجرایی خواهد شد، گذاشتن قلب مصنوعی یا کمک قلب‌های RVAD,LVAD و اکمو برای کسانی است که از نارسایی قلبی رنج می‌برند، همین طور دستگاهی که اخیراً برای نارسایی قلب استفاده می‌شود به نام هارد میت یا کمک قلبی و یا به طور عامیانه قلب‌های مصنوعی که با توجه به محدودیت های موجود در پیوند قلب می توانند ابزارهای خوبی برای استفاده این دسته از بیماران قلبی باشد. در واقع ما نمی‌توانیم همه بیماران را پیوند قلب کنیم چون پیوند قلب متأسفانه نیازمند این است که یک نفر مرگ مغزی شود و ما این امکان را داشته باشیم که قلب او را برای بیمار نارسایی قلبی استفاده کنیم و از آنجا که تقاضا برای این امر همیشه بیشتر از تعداد دهنده‌ی قلب است، ناگزیر باید این قلب‌های مصنوعی را استفاده کنیم که انشاالله تا حدود ۲ یا ۳ ماه آینده اولین قلب مصنوعی را در مشهد به کار خواهیم گرفت و امیدواریم این روند هم به حدی تسهیل شود که به صورت یک عمل روتین در بیاید.

انجام عمل بیماری‌های مادرزادی قلب در بیمارستان امام رضا (ع)، اتفاق خوب دیگری است که دکتر عباسی از آن یاد می کند: " پیش از این بیماران مادرزادی قلب در 70 درصد موارد به تهران ارجاع داده می‌شدند که این امر هزینه هنگفتی را به خانواده و سیستم درمانی تحمیل می‌کرد. اما اکنون ما پیچیده‌ترین بیماری‌های مادرزادی قلب را در بیمارستان انجام می‌دهیم و این یک پیشرفت خیلی بزرگ در بحث جراحی قلب است. حتی یک درصد این بیماران به جای دیگری ارجاع داده نمی‌شوند و تمام کار درمان آنها با بهترین کیفیت در دانشگاه مشهد انجام می‌شود، البته جراحی قلب نسبت به سایر رشته‌ها یک رشته نوپا است و امکانات خیلی بیشتری می‌خواهد و ما این شانس را داشتیم که در دوره اول ریاست آقای دکتر شبستری حمایت هایی را در این خصوص دریافت کنیم و از نظر تجهیزاتی پیشرفته‌تر شویم. اما اکنون هم امیدواریم که در دوره دوم ریاست ایشان جهشی داشته باشیم که این جهش باعث شود ما به مردم خوبمان خدمات بهتر و بیشتری را ارائه دهیم.

رئیس گروه پیوند قلب بیمارستان امام رضا (ع) از خدمات دهی این مجموعه درمانی به بیماران زوار و مسافران خارجی که به مشهد سفر می کنند نیز می گوید: " منحصر به فرد بودن شهر مشهد به این دلیل است که علاوه بر شهروندان، زوار محترمی که برای زیارت مشرف می‌شوند و مسافرانی که از کشورهای همسایه می آیند نیز از خدمات درمانی ما استفاده می کنند. در حال حاضر بیمارانی از کشورهای ازبکستان، ترکمنستان، تاجیکستان، افغانستان و حتی کشورهای عربی داریم که برای درمان به ما مراجعه می کنند و این اعتماد آنها، مسئولیت ما را در ارائه خدمات هر چه بهتر درمانی بیشتر می کند.

وی در خصوص هزینه جراحی های قلب بیمارستان امام رضا (ع) در مقایسه با سایر مراکز درمانی جهان نیز می گوید:" خوشبختانه هزینه‌های جراحی قلب در دانشگاه مشهد بسیار پایین‌تر از شهرها و حتی کشورهای دیگر است و بیماران پیوند قلب هم هیچگونه هزینه‌ای پرداخت نمی‌کنند. در حال حاضر یک پیوند قلب در آمریکا حدوداً یک میلیون دلار هزینه دارد و در اروپا بین ۳۰۰ تا ۴۰۰ هزار یورو اما در مشهد این پول را وزارتخانه می‌دهد و بیمار برای آن هزینه ای نمی پردازد . برای سایر عمل‌های جراحی قلب در بیمارستان امام رضا(ع) و پیچیده‌ترین عمل‌ها  نیز با پوشش بیمه، حداکثر ۱۰ تا ۱۵ میلیون دریافت میشود که این مبلغ برای یک عمل قلب هزینه چندانی نیست. خوشبختانه این هزینه پایین سبب شده که بیماران بیشتری به این مرکز مراجعه کنند و در واقع این باعث افتخار ما است که درد و آلام مردم را کم کنیم.

دکتر عباسی، تأسیس مرکز تحقیقاتی پیوند قلب و ریه در دانشگاه علوم پزشکی مشهد را از دیگر دستاوردهای مهم این مجموعه می داند و در خصوص آن می گوید: " یکی از بزرگترین دستاوردهای ما در دانشگاه مشهد، تأسیس همین مرکز تحقیقاتی پیوند قلب و ریه است که البته تمرکز خود من بیشتر بر پیوند قلب است، چون علیرغم همه وسایلی که برای نارسایی قلب وجود دارد، باز هم بهترین و مطمئن ترین شیوه استاندارد، پیوند قلب خواهد بود. ما در مرکز تحقیقات کارهای بسیار خوبی را انجام می‌دهیم و همچنین توانسته ایم فاصله زمانی برداشتن قلب اهداکننده تا اصطلاحاً کاشتن آن در بدن گیرنده را به کمترین زمان برسانیم، در حال حاضر زمان حداکثری برای این کار 4 ساعت است و در صورتی که زمان بیشتری در این فاصله سپری شود قلب دچار نارسایی میشود و نمی توان آن را برای گیرنده‌ی قلب استفاده کرد، خوشبختانه ما این زمان را به یکساعت کاهش داده ایم و نتایج خیلی بهتری هم نسبت به سایر مراکز داشته ایم. نکته‌ی امیدبخش دیگر اینکه در این 127 پیوند عملی که داشتیم هیچگونه عفونتی گزارش نشده و این نکته زمانی مهمتر خواهد بود که بدانیم بیماران پیوند قلب به دلیل مصرف داروهایی که به جهت جلوگیری از عدم پس زدگی قلب، قدرت سیستم ایمنی بدن را کاهش می دهند شدیداً در معرض خطر عفونت قرار دارند.

دکتر عباسی اما تعریف و تعبیر دیگری هم از کارکرد قلب دارد و با ذکر خاطراتی ماهیت پیوند قلب را با سایر پیوندهای عضو متفاوت عنوان میکند: " قلب ارگانی است که از قدیم‌ تصور می شد مرکز تفکر و احساسات است و در حال حاضر هم چنین ذهنیتی وجود دارد و اینکه گفته می شود فلان شخص قلب مهربانی دارد یا اینکه شما در قلب من جا دارید و عباراتی اینچنینی، ناشی از همین باور است. بنابراین وقتی پیوند قلبی انجام می‌شود علاوه بر اینکه عمل جراحی انجام شده ما احساس می کنیم اتفاقات عاطفی هم رخ می‌دهد و بارها شاهد بودیم که پس از پیوند قلب خانواده اهدا کننده آمدند و فرد گیرنده قلب را مثل فرزند خودشان در آغوش کشیدند و با شنیدن صدای قلب او عنوان کردند که گویی فرزندشان زنده است و نفس می کشد. در مواردی بین دو خانواده رفت و آمدها و ارتباطات ادامه دار نیز شکل گرفته است. این موضوع معمولا با پیوند کلیه یا پیوند پوست، پیوند مغزاستخوان اتفاق نمی افتد.

ضمن اینکه دیدن حال خوب این بیماران پس از عمل پیوند برای خود ما هم بسیار خوشایند است و حس بسیار خوبی از آن دریافت می کنیم. چون کسی که با نارسایی قلبی سراغ ما می‌آید بیماری است که آرزو می‌کند شب بتواند دراز بکشد و دو ساعت راحت بخوابد، ولی نمیتواند چون این نوع‌ بیماران به محض اینکه دراز می‌کشند دچار تنگی نفس می‌شوند و ناچارند که بلند شوند و زمانی را تصور کنید که این فرد با پیوند قلب به زندگی عادی برمی‌گردد. یکی از خاطرات شیرین من در همین ارتباط مربوط به شخصی است که پیوند قلب شده بود و روزی در پارک ملت او را دیدم در حالی که داشت ورزش می کرد؛ بیماری که قبل از عمل حتی نمی‌توانست ساده‌ترین کارهای خود را انجام دهد اکنون می‌توانست برای ورزش کردن به پارک ملت و این حس بسیار خوبی به من داد.

دکتر عباسی مرکزیت احساسات و عواطف را در مغز می داند اما چرایی اینکه تصور میشود احساسات نشأت گرفته از قلب است را اینچنین تحلیل می کند: " هزاران سال تصور می شد که قلب محل احساسات است و وقتی هم یک صحنه وحشتناک را می‌بینیم یا هیجان زده می‌شویم حس میکنیم که قلب به شدت می‌زند، اما در واقع این قلب ما نیست که آن اتفاق را حس می‌کند بلکه مغز دریافت کننده آن است، اما چون مغز توسط اعصاب سمپاتیک و پاراسمپاتیک قلب را تحریک می‌کند، این قلب است که واکنش نشان می‌دهد. در واقع قلب فقط کارش پمپاژ است و نقش موتور را دارد و اگر چه بعدها مشخص شد که این احساس مربوط به مغز است و نه قلب، اما هنوز هم این عبارات را می‌شنویم که در قلب من جا داری، فلانی قلب مهربانی دارد و... خود لوگوی قلب هم نشانه عشق و احساس است. البته یک نکته خیلی مهم هم در اینجا وجود دارد و آن اینکه تا وقتی قلب بزند ما می‌گوییم فرد زنده است و زمانی که قلب از تپش بایستد آنجاست که می‌گویند فرد دیگر زنده نیست، اما در مورد هیچ عضو دیگری حتی مغز این اتفاق رخ نمی دهد. لذا تنها ارگان نشان دهنده حیات و ممات قلب است.

وی در خصوص حساسیت های کار خود نیز می گوید: " رشته جراحی قلب مانند کار خلبانی در هواپیمای جنگنده است که در آن زمان خیلی مهم و سرنوشت ساز است. چون قلب در یک فرد عادی اگر ۳ تا ۵ دقیقه نزند، حتی اگر بیمار به دنیا برگردد، باز هم دچار مرگ مغزی می‌شود و در نتیجه بیمارانی که قبل یا پس از عمل دچار مشکلات قلبی شده‌اند و قلب از کار ایستاده تا زمانی که آنها را به اتاق عمل برده‌ایم و یک زمان حدوداً ۲۰ تا ۴۰ دقیقه طول کشیده تا کارعمل انجام شود لحظاتی بسیار سخت و پر استرس بر ما گذشته است. من مریضی داشتم که تنگی دریچه آئورت داشت و زمانی که می‌خواستند به اتاق عمل بیاورند به دلیل اضطراب بالا ایست قلبی کرد، با مشورتی که با همکاران داشتیم و رضایت همراهی بیمار نهایتاً تصمیم گرفتیم که او را عمل کنیم و خوشبختانه روز بعد بیمار را در حالی ملاقات کردم که با حال خوب از ما می‌پرسید آیا می‌توانم چای بنوشم؟! در حالیکه نمی دانست شرایط بحرانی اش، چه میزان استرس و اضطراب را به ما وارد کرده است. البته موارد برعکس این قضیه هم اتفاق افتاده است و طبیعتاً به لحاظ عاطفی تأثیراتی هم بر ما داشته است. در واقع کار ما مانند صحنه تئاتری است که خنده و گریه همزمان در آن وجود دارد.

این استاد و پزشک مجرب به نخستین تجربه اش در زمینه عمل پیوند قلب در سال ۹۱ که در بیمارستان امام رضا (ع) و همراه با نتیجه ای مطلوب انجام شد هم اشاره دارد؛ موفقیتی که سبب شد عمل های پیوند بعدی با اراده و انگیزه بیشتری انجام شود: " اولین عمل پیوند قلب همزمان با روز میلاد امام سجاد (ع) و تولد پدرم در سال 91 انجام شد، که البته با ترس و تردیدهایی همراه بود، چون کار پیوند یک کار تیمی است و به شدت به همکاری و همدلی تیم بستگی دارد . در واقع کار ما مثل کار یک ارکستر است که اگرهر کسی ساز خود را بد بزند، نتیجه کار همه بد خواهد شد. خوشبختانه با عنایت خداوند و کمک ائمه اطهار این عمل با نتیجه خوبی همراه شد و اعتماد دانشگاه و جامعه را نسبت به کار ما جلب کرد و در حال حاضر به جرأت می توانم بگویم که عمل پیوند در بیمارستان امام رضا(ع) جزو ساده‌ترین عمل‌ها به شمار می‌رود .

دکتر عباسی و همکاران ایشان علیرغم همه اقدامات درمانی که برای بیماران قلبی تدارک دیدند، اما همچنان بحث پیشگیری از بیماریهای قلبی را بر درمان آنها مقدم می دانند و لذا در رابطه با این موضوع تأکید میکند: " اکنون شایع‌ترین علت مرگ و میرها، بیماری عروق کرونر قلب است و روز به روز هم بیشتر می‌شود. علت آن این است که سبک زندگی مردم عوض شده و فعالیت‌های بدنی کاهش یافته است. اگرافراد بتوانند روزی ۳۵ تا ۴۰ دقیقه پیاده‌روی ساده داشته باشند ۳۰ تا ۴۰ درصد بیماری‌های قلبی کاهش پیدا می‌کند این نه امکاناتی می‌خواهد و نه فضای خیلی خاص. هر روز صبح یا بعد از ظهر کنار پارکی به صورت منظم ورزش کنید بخصوص ورزش‌های هوازی. البته دیابت و فشار خون هم ریسک بیماری‌های قلبی را افزایش می‌دهد. این بیماران معمولاً مراجعه نمی‌کنند تا زمانی که دچار عوارض قلبی شوند. در صورتی که اگر در مراحل اولیه درمان شوند، ریسک بیماری قلبی هم کاهش پیدا می‌کند. موضوع بعدی سبک غذا خوردن است که از فست فودها غذاهای پرکالری، پرچربی و پرنمک استفاده می‌شود. این‌ موارد ریسک بیماری‌های قلبی را افزایش می‌دهد. بنابراین الگوی زندگی ما باید عوض شود، فعالیت را بیشتر کنیم غذای سالم‌تر بخوریم و چیزی که خیلی مهم است اینکه شما هرچه بیشتر بخندید و استرس را دفع کنید ریسک بیماری‌های قلبی را کم می‌کنید.

استاد عباسی حرف دلی هم با دانشجویان خود و کسانی که در حوزه پزشکی فعالیت می کنند دارد: " پزشکی با جان مردم در ارتباط است و به همه بیماران باید حرمت گذاشت، چون هر یک از آنها عزیز یک خانواده هستند. استادی داشتیم که به ما می‌گفت هر وقت بیماری را به اتاق عمل می‌برید و می‌خواهید سینه او را بشکافید از مریض اجازه بگیرید و برای او حرمت بگذارید چون او عزیز یک خانواده است و تمام تلاش خود را بکنید که زنده بیرون بیاید و کمترین صدمه به بیمار وارد شود."

توصیه دیگر اینکه از جوانی خود و وقت تان خوب استفاده کنید، همگی توجه داشته باشیم که عناوین مهم نیست، بلکه مهم اثری است که هر یک از ما بر جامعه و دنیا می‌گذاریم، همه ما یک روز می‌آییم و روزی هم از دنیا می‌رویم و به نظر من موفق‌ترین انسان آن است که بیشترین اثر نیک و مثبت را با خاطرات خوبی از خود به جا بگذارد. وقتی بیماری به من می‌گوید آقای دکتر من وقت نماز شما را دعا می‌کنم این برای من افتخار بزرگی است و اثراتش را هم در زندگی دیده‌ام. خداوند ما را واسطه قرار داده تا سلامت را به جامعه برگردانیم و این نعمت بزرگ و توفیقی است که با هیچ چیز قابل تعویض نیست.

به جوانان و دانشجویانی که قصد مهاجرت دارند نیز می گویم که نام ایران یک نام  بزرگ است و بین بیش از ۲۰۰ کشور شاید ۱۰ کشور باشند که تاریخ بیش از هزار ساله داشته باشند که یکی از آنها ایران است، لذا اینکه برخی جوانان می‌گویند ما می‌خواهیم مهاجرت کنیم، مهاجرت اشکالی ندارد اما با این شرایط که بروند، درس بخوانند و تجربیاتی کسب کنند و برگردند برای خدمت به ملتشان و قدر این مملکت و ملت و آب و خاک را بدانند.


243.jpg - 59.43 kBهمزمان با بروز چالش‌های ناشی از جنگ تحمیلی و آسیب‌های وارده به سلامت روان افراد، دانشگاه علوم پزشکی مشهد با تشکیل “کمیته سلامت روان در بحران” گام‌های مؤثری برای مواجهه با این معضل برداشته است. دکتر فرشاد شیبانی، دبیر این کارگروه، جزئیات اقدامات این کمیته از جمله برگزاری کارگاه‌های کمک‌های اولیه روانشناختی و راهکارهای افزایش تاب‌آوری در جامعه دانشگاهی را تشریح کرد. وب‌دا این امکان را یافت که برای دقایقی با این استاد گران‌قدر به گفت‌وگو بنشیند.

وب دا:ضمن خیر مقدم خدمت شما استاد گرانقدر لطفاً بیوگرافی از خود عنوان بفرمایید.

با عرض سلام و ادب خدمت شما عزیزان. بنده دکتر فرشاد شیبانی، روانشناس بالینی و عضو هیأت علمی دانشگاه علوم پزشکی مشهد هستم. بسیار خرسندم که این فرصت فراهم شد تا دقایقی را با شما صحبت کنم

وب دا:لطفاً در خصوص تأثیر بحران جنگ بر سلامت روان توضیحی بفرمایید.

متأسفانه روزهای سختی را پشت سر گذاشتیم؛ روزهایی که جنگی ناخواسته به ما تحمیل شد و رژیم اشغالگر قدس به کشور عزیزمان حمله کرد. این وقایع سبب شد تا سلامت روان بسیاری از افراد دچار آسیب شود و هیجانات و احساسات متفاوتی نظیر نگرانی و ترس را تجربه کنند. این واکنش‌های هیجانی کاملاً قابل درک و طبیعی است. آنچه در این میان حائز اهمیت بود، این است که آسیب‌دیدگان لزوماً نظامیان نبودند، بلکه افراد بی‌گناه، کودکان و زنان نیز در این جنایات به شهادت رسیدند. مشاهده و شنیدن اخبار این شرایط ناگوار، می‌تواند برای هر فردی دلهره‌آور و نگران‌کننده باشد. نکته دیگر این است که زمان پایان این وضعیت نامعلوم بود، هرچند اکنون آتش‌بس اعلام شده است با این حال، ما از آینده به طور کامل بی‌خبر هستیم و امیدواریم روزهای خوبی در پیش داشته باشیم و این‌گونه تنش‌ها و جراحات، که به امید عدم حملات مجدد است، کاهش یابد.

وب دا :لطفاً بفرمایید به منظور حفظ سلامت روان در شرایط بحران چه اقداماتی صورت گرفت.

در این ایام، حفظ سلامت روان از اهمیت ویژه‌ای برخوردار است. در همین راستا، کمیته‌ای تحت عنوان "کمیته سلامت روان در بحران"، زیر نظر گروه روانپزشکی و روانشناسی بالینی، از همان روزهای نخست آغاز به کار کرد. این کارگروه به سرعت فعالیت‌های خود را آغاز کرد و بنده افتخار دبیری آن را دارم. اساتید، دانشجویان و دستیاران بسیاری به صورت داوطلبانه به این کارگروه پیوستند. تاکنون جلسات متعددی برگزار کرده‌ایم که شامل تولید محتوا، پادکست و ویدئوهای آموزشی می‌شود. آموزش پرسنل و کارکنان نیز یکی دیگر از اهداف این کارگروه بوده که خوشبختانه محقق شده است. ما برای کارشناسان سلامت روان بیمارستان‌ها، سوپروایزرهای آموزشی و روانپزشکان بیمارستان‌های تحت پوشش دانشگاه علوم پزشکی مشهد، کارگاه "کمک‌های اولیه روانشناختی" را برگزار کردیم. این جلسه، فرصت مغتنمی برای همفکری در مورد چگونگی کمک به پرسنل و کادر سلامت و همچنین مردم جامعه در این روزها بود.

در ادامه، این کارگروه تصمیم گرفت کارگاه "سلامت روان در بحران و کمک‌های اولیه روانشناختی" را برای اساتید دانشگاه نیز برگزار کند و خوشبختانه با استقبال بسیار خوبی از سوی اساتید مواجه شد. جلسه بسیار مفیدی بود و در پایان نیز پرسش و پاسخ داشتیم.

 

وب دا : مهمترین علت ایجاد این کارگاه در دانشگاه به چه منظور بوده است؟

دغدغه اصلی من و بسیاری از همکارانم به عنوان هیأت علمی دانشگاه، چگونگی کمک به دانشجویان و افزایش تاب‌آوری آن‌ها در این وضعیت است. یکی از راهکارهایی که در این جلسه مطرح شد، برقراری ارتباط مؤثر با دانشجویان است. لازم است به نیازها و خواسته‌های آن‌ها توجه نشان دهیم و در این روزهای دشوار، جویای احوالشان باشیم. گاهی یک پیامک یا یک تماس کوتاه می‌تواند بسیار کمک‌کننده باشد. جلسات همفکری، هم‌اندیشی و هم‌صحبتی نیز می‌تواند به مدیریت بهتر استرس و تنظیم هیجانات افراد کمک کند.

وب دا: در خصوص این نارامی های روان آیا توصیه ای خاصی دارید؟

پذیرش هیجانات و واقع‌بینی در شرایط بحران

در کنار این‌ها، باید تلاش کنیم تا هیجانات خود را بپذیریم. به عنوان مثال، لغو امتحانات بسیاری از گروه‌های آموزشی و عدم قطعیت در مورد زمان برگزاری آن‌ها، باعث نگرانی و کاهش عملکرد تحصیلی دانشجویان شده است؛ آن‌ها دیگر مانند گذشته نمی‌توانند بر درس خواندن تمرکز کنند. این وضعیت کاملاً طبیعی است و من به عنوان یک استاد آن را تأیید می‌کنم. همچنین، باید دانشجویان را به واقع‌بینی نسبت به شرایط ترغیب کنیم. یعنی هم من به عنوان استاد، شرایط را آسان‌تر بگیرم و هم دانشجویان بپذیرند که شرایط سخت‌تر شده است و نیاز به زمان دارند تا دوباره به موقعیت قبلی خود بازگردند.

بحران به مثابه تهدید یا فرصت

زمانی که بحرانی این چنینی ایجاد می‌شود، دو دیدگاه وجود دارد: یکی دیدگاهی که آن را یک تهدید می‌داند و معتقد است که می‌تواند سلامت روان ما را به خطر اندازد. دیگری، دیدگاهی که آن را یک فرصت می‌بیند؛ فرصتی برای مجهزتر و توانمندتر شدن، و کسب مهارت‌های روانشناختی بیشتر نظیر مدیریت استرس، مدیریت بحران و کمک‌های اولیه روانشناختی. می‌توانیم بر روی این مهارت‌ها تمرکز کنیم و از شرایط پیش آمده به نفع خود بهره ببریم و آن را به عنوان یک فرصت قلمداد کنیم.

اهمیت حفظ روال عادی زندگی و انعطاف‌پذیری

انجام فعالیت‌های روزمره و حفظ روتین زندگی نیز بسیار کمک‌کننده است. بهتر است در این شرایط از روال عادی خود فاصله نگیریم، خواب کافی و مناسب داشته باشیم، تغذیه سالمی را رعایت کنیم، در کنار خانواده و دوستانمان باشیم و با آن‌ها صحبت کنیم. حتی کمک به دیگران، هرچند کوچک، می‌تواند به تضمین سلامت روان خودمان نیز کمک کند.

سخن آخر........

روزهای سختی که پشت سر گذاشتیم، ما را به این فکر انداخت که چگونه هیجانات خود را بهتر مدیریت کنیم. بخشی از این موضوع به مهارت‌های زندگی برمی‌گردد؛ اینکه بتوانیم مهارت‌های مختلف زندگی، از جمله مدیریت استرس و انعطاف‌پذیری را بیشتر تمرین و کسب کنیم. طبیعتاً شاید تا مدتی نتوانیم مانند روزهای قبل از جنگ تحمیلی باشیم. بنابراین، لازم است کمی انعطاف‌پذیر باشیم و بپذیریم که شرایط مقداری متفاوت شده است.

باور داشته باشید که:

"روشن‌روان عاشق از تیر شب ننالد،

داند که روز گردد روزی شب شبانا."

امیدوارم در هر کجا که هستید، شاد و تندرست باشید.


188.jpg - 30.25 kBمعاون آموزشی وزارت بهداشت درمان و آموزش پزشکی در نامه ای به دانشگاه های علوم پزشکی کشور شرایط جدید ادامه روند آموزش و آزمون های دانشگاه های علوم پزشکی را ابلاغ کرد.

به گزارش وب دا، با عنایت به شرایط پیش آمده ناشی از حمله ددمنشانه رژیم صهیونی غاصب و امریکای جنایتکار و نیز عدم امکان ادامه روال معمول آموزش و برگزاری آزمون ها در دانشگاه‌ها/ دانشکده های علوم پزشکی، ضمن آرزوی سربلندی و پیروزی هرچه سریعتر مدافعان وطن، براساس نظرات واصله از دانشگاه‌ها/ دانشکده های علوم پزشکی و با لحاظ نمودن اصل حفظ کیفیت آموزش و آمادگی مراکز درمانی مراتب جهت اقدام برابر مفاد ذیل ابلاغ می گردد:

1- برنامه‌های آموزشی بخش های بالینی و بیمارستان های آموزشی طبق روال معمول و بصورت منظم ادامه یابد.

2-اعضای هیات علمی، دستیاران تخصصی و فوق تخصصی، کارورزها و کارآموزان بطور منظم و برنامه ریزی شده در بخش ها حضور یابند.

3- به منظور استمرار آموزش دستیاران و کاروزان، مهمان شدن در شهر محل سکونت خانواده صرفا با موافقت دانشگاه های مبدا و مقصد در شرایط خاص فعلی بلامانع است.

4- در خصوص دانشکده های دندانپزشکی:

الف- برنامه حضور اعضای هیات علمی و دستیاران تخصصی جراحی دهان، فک و صورت در بیمارستان ها طبق روال برنامه ریزی شده معمول اجرا گردد. ‌حضور سایر دستیاران تخصصی و دانشجویان دندانپزشکی در دانشکده ها اختیاری است.

ب- برنامه ریزی دانشکده های دندانپزشکی به گونه‌ای باشد که خدمات اورژانس در حداقل در یک مرکز درمانی (کلینیک ویژه) به مراجعین ارائه گردد.

ج- جلسات آموزشی باقیمانده ترم جاری می تواند غیر حضوری برگزار شود.

5- معرفی به استاد برای دانشجویانی که برای اتمام دوره تحصیلی خود، حداکثر نیاز به اخذ دو درس دارند، بلامانع است.

6- برگزاری جلسات دفاع از پایان نامه بصورت حضوری ویا غیر حضوری با هماهنگی گروه های آموزشی بلا مانع  میباشد.

7- در خصوص آزمون‌ها:

الف- زمان برگزاری آزمون های پایان ترم جاری که پیرو اطلاعیه مشترک وزارت بهداشت و وزارت علوم توسط دانشگاهها/ دانشکده های علوم پزشکی به تعویق افتاده است دو هفته قبل از برگزاری آزمون ها توسط مرکز خدمات آموزشی معاونت ابلاغ خواهد شد.

ب- آزمون MHLE مورخ ۱۹ تیرماه لغو گردیده و زمان برگزاری متعاقبا اعلام خواهد شد.

ج- آزمون پذیرش دستیاری تخصصی دندانپزشکی و ارتقای دستیاری دندانپزشکی مورخ 2 مرداد ماه لغو و زمان آن متعاقبا اعلام خواهد شد.

 

د- آزمون ارتقا دستیاران تخصصی پزشکی مورخ ۲۶ تیرماه لغو و زمان آن متعاقبا اعلام خواهد شد. لازم است آزمون های درون بخشی و معرفی به ارتقا طبق برنامه دانشگاه اجرا شود.

هـ- آزمون صلاحیت بالینی رشته‌های پرستاری، فیزیوتراپی و... توسط دانشگاه‌ها/ دانشکده های علوم پزشکی برنامه‌ریزی و اقدام گردد.

و- آزمون صلاحیت بالینی پزشکی عمومی 19 تیرماه بر حسب درخواست برگزاری توسط دانشگاه امکانپذیر می باشد. در صورت تمایل دانشگاه و امکان برگزاری آزمون، درخواست به دبیرخانه شورای آموزش پزشکی عمومی اعلام شود تا برنامه ریزی ارسال سوالات و مدیریت برگزاری آزمون صورت پذیرد.

ز- در  مورد سایر آزمون هایی که تاریخ آنها بعد از نیمه مرداد ماه بوده است، اعم از آزمون دوره تکمیلی آزمایشگاهی، ارزشیابی و انتقال، فیزیوتراپی، ملی دندانپزشکی، المپیاد و... متعاقبا تصمیم گیری و اعلام خواهد شد.

8-در خصوص دوره پزشکی عمومی:

الف- کلاس‌های باقیمانده علوم‌پایه و مقدمات بالینی، با مدیریت دانشکده و گروه‌های آموزشی به صورت الکترونیک برگزار شود.

ب- برنامه چرخش کارآموزان و کارورزان در بخش های آموزشی در شرایط اضطرار توسط دانشکده ها مدیریت گردد. لازم است حضور این دسته از دانشجویان توسط دانشکده به طور دقیق رصد شود. بدیهی است عدم حضور این دسته از دانشجویان بدون درخواست مرخصی، غیبت محسوب خواهد شد.

9-در خصوص دانشجویان علوم پایه پزشکی / داروسازی / دندانپزشکی:

الف- کلاس‌های دانشجویان کارشناسی ارشد و دکتری تخصصی (PhD) می تواند در صورت لزوم بصورت غیر حضوری برگزار شود.

ب- در رشته های دارای کارورزی نظیر پرستاری، مامایی، اطاق عمل، فیزیوتراپی و .....، دانشجویان  میتوانند با موافقت دانشگاههای مبدا و مقصد  کارورزی را در شرایط اضطرار در شهر محل سکونت خود بگذرانند و در غیر این صورت توسط دانشگاه مدیریت شود.

ج-  حضور اعضای هیات علمی علوم پایه پزشکی در رشته های خدمت محور، مانند مسئولین فنی آزمایشگاه های مراکز درمانی و یا در صورت نیاز به خدمات سایر اعضای هیات علمی در شرایط بحران (مانند بعضی از رشته های علوم بهداشتی...)  همانند اعضای هیات علمی بالینی می باشد. سایر اعضای هیات علمی علوم پایه پزشکی، دندانپزشکی و داروسازی در صورت عدم نیاز به ارائه خدمات ایشان می توانند از مرخصی استحقاقی استفاده نمایند.

 

 

اطلاعات تماس سامانه خبری وب دا

Image
آدرس: مشهد، خیابان دانشگاه، ساختمان قرشی
کد پستی :۹۱۷۷۸۹۹۱۹۱
نمابر: ۳۸۴۳۶۸۲۷ ۰۵۱
رایانامه :webda@mums.ac.ir
سامانه پیام کوتاه: ۳۰۰۰۲۱۹۱
Image
Image
Image
Image
Image
Image
Image