دانش


تیم تحقیقاتی دانشگاه علوم پزشکی مشهد در طرح  بررسی فراوانی بیماریهای آلرژیک در کودکان و نوجوانان با دیابت نوع یک، دریافتند که دیابت نوع یک بر سیستم ایمنی این بیماران تأثیر بسزائی دارد.

دکتر سپیده باقری عضو هیأت علمی گروه کودکان دانشگاه علوم پزشکی مشهد و مجری طرح پژوهشی یاد شده، پیرامون بررسی ارتباط دیابت نوع یک با بیماری‌های آلرژیک در کودکان و نوجوانان در گفتگو با وب دا اظهار کرد: با افزایش شیوع بیماری‌های خودایمنی و آلرژیک در جهان، شناسایی ارتباط بین این بیماری‌ها می‌تواند به پیش‌بینی و کنترل بهتر آن‌ها کمک کند و این مطالعه به دنبال روشن‌کردن رابطه بین دیابت نوع یک و آلرژی در کودکان است.

وی در خصوص یافته‌های این تحقیق افزود: اگرچه دیابت نوع یک بر سیستم ایمنی تأثیر بسزایی می‌گذارد، اما نتایج مطالعه ما نشان داد که کودکان و نوجوانان مبتلا به این بیماری، نسبت به همسالان غیردیابتی خود، تفاوت معناداری در ابتلا به بیماری‌های آلرژیک مانند آسم، رینیت آلرژیک یا اگزما ندارند.

این عضو هیأت علمی دانشگاه علوم پزشکی مشهد درباره کاربردهای نتایج طرح مذکور گفت: این یافته‌ها به پزشکان کمک می‌کند تا در صورت بروز علائم آلرژی در کودکان دیابتی، با اطمینان بیشتری اقدام به تشخیص و درمان کنند و همچنین، والدین این کودکان می‌توانند بدون نگرانی از خطر افزایش آلرژی، بر مدیریت دیابت تمرکز نمایند.

دکتر باقری، ضمن تشکر از سرکار خانم دکتر موذن و  همکاران غدد کودکان و گروه ایمونولوژی بالینی به دلیل همکاری در این طرح، گروه‌های هدف این تحقیق را متخصصان اطفال، غدد، پژوهشگران و سیاست‌گذاران حوزه سلامتبرشمرد و یاد آور شد: این پژوهش زمینه را برای مطالعات بیشتر در حوزه تعامل بیماری‌های خودایمنی و آلرژی فراهم خواهد کرد. 

لازم  به ذکر است: طرح بررسی ارتباط دیابت نوع یک با بیماری‌های آلرژیک در کودکان و نوجوانان  با کد 4002032 در زمره طرح های پژوهشی کاربردی و قابل انتشار در دانشگاه علوم پزشکی قرار گرفته است که قابلیت انتشار عمومی در پایگاههای اطلاع رسانی برای بهره مندی عمومی را دارد.

 

 


96.jpg - 48.09 kBاستاد گروه فارماسیوتیکس دانشکده داروسازی دانشگاه  علوم پزشکی مشهد ضمن اشاره به انجام طرح تحقیقاتی "تهیه و  تعیین خصوصیات حامل‌های لیپیدی با ساختار نانو حاوی کوآنزیم Q 10، و بکارگیری آن در ساخت محصولات رفع کننده ی چین و چروک پوست (با قابلیت تولید صنعتی"، بر قابلیت بالای این کرم در نفوذپذیری و اثرگذاری ماندگار تر بر پوست تأکید کرد.

دکتر شیوا گل محمد زاده در گفتگو با وب دا، با بیان اینکه طرح مذکور پروژه دانشجوی پست داک ایشان؛ خانم دکتر هدی عطاپور بوده که با همراهی سایر همکاران از جمله؛ خانم دکتر زهرا طیرانی استاد گروه فارموکودینامی سم شناسی و دکتر آرمیتا صدیقی از رزیدنتهای گروه فارماسیوتیکس به سرانجام رسیده است، افزود: در این طرح بنده نیز به عنوان ارائه دهنده ایده طرح و استاد راهنما حضور داشتم و تمامی فرایند کار به صورت تیمی پیش برده شده است.

دکتر گل محمد زاده در ادامه پیرامون جزییات طرح مذکور گفت: ماده انتخابی ما، در این طرح ماده ای به نام کوآنزیم Q10 بود، این ماده به صورت طبیعی در بدن و همچنین در سلول های ما وجود دارد و باعث تاثیر بر انرژی سلولی می شود و در واقع روی پوست، بدن، قلب، عضلات و .... اثرات مفید زیادی دارد. به عنوان مثال در پوست کوآنزیم Q10 باعث می شود رادیکال های آزادی که در اثر اشعه UV خورشید ایجاد شده را از بین ببرد و در نتیجه پوست را محافظت کند. همچنین این ماده می تواند باعث سنتز کلاژن و الاستین شود که برای پیشگیری از پیری پوست لازم است. هنگامی که انسان پیر می شود کوآنزیم Q10در بدن به تدریج کمتر می شود. لذا رساندن این ماده ضروری به صورت هدفمند به پوست می تواند تا حدی این کمبود را جبران و در پیشگیری و درمان چین و چروکهای پوست مؤثر باشد.

وی ادامه داد: مادهQ10 وقتی به صورت ساده و غیر از سیستم های نوین وارد یک کرم می شود، بیشتر خود را در لایه های بالایی پوست مشغول می کند و در آنجا باقی می ماند و به عمق پوست به صورت موثر و تجمعی نمی رسد. اما اگر از سیستم های نوین داروسازی استفاده کنیم، می توانیم Q10را به لایه های عمقی تر پوست نیز نفوذ دهیم؛ جایی که عملکرد Q10باید آنجا باشد یعنی باید نزدیک به لایه های پایینی اپیدرم و درم باشد؛ بنابراین وقتی Q10 از طریق سامانه وارد پوست شود عملکرد بهتری خواهد داشت، پس به صرف اینکه Q10 را وارد یک کرم کنیم، اثربخشی لازم را نخواهد داشت و باید از تکنولوژی های پشرفته تر نیز استفاده کرد.

این استاد دانشگاه همچنین گفت: سامانه دارو رسانی که ما انتخاب کردیم حاملهای لیپیدی با ساختار نانو با نام مخفف NLC است. NLC ها یک سری مزایایی را برای فرآورده های پوستی دارند و به همین دلیل ما از آنها استفاده کردیم. در واقع NLC ها باعث می شوند تا ماده ای که داخل آنها قرار می گیرد از تخریب توسط نور، هیدرولیز و عوامل شیمیایی محافظت شود. ماده Q10 یک ماده حساس به نور است که وارد کردن آن داخل NLC می تواند آن را محافظت کند تا به محل هدف خود برسد که یک مزیت به شمار می رود.

دومین کاری که NLC ها می توانند انجام دهند، این است که داروی انکپسوله شده در خود را به لایه های عمقی تر پوست ببرند و آنجا تجمع یابند یعنی دارو را به محل هدف خود که لایه های عمقی تر پوست است، برسانند و در آنجا تجمع کنند که این نیز یکی دیگر از مزایای NLC و علت انتخاب ما برای این طرح بود و سوم اینکه NLC ها، یک خاصیت اکلوسیو یا مسدود کننده یا مرطوب کننده متعاقب آن دارند و خاصیت مرطوب کنندگی باعث می شود که جذب پوستی فرآورده نیز بیشتر شود.

در عین حال NLC ها، باعث انعکاس اشعه UV می شوند، یعنی UV را از پوست دفع می کنند؛ بنابراین علاوه بر اینکه Q10 را به پوست می رسانند، نزدیک به یک ضد آفتاب فیزیکال می تواند نور را دور کرده و در نتیجه مانع اثرات منفی UV روی پوست شود. این مزایا باعث شد از این سامانه نوین نانو برای طرح خود استفاده کنیم تا در کنار مزایای Q10 بتواند حامل مناسبی برای Q10 باشد.

دکتر گل محمد زاده در ادامه بیان داشت: برای ساخت فرمولاسیون مؤثر و بهینه متغیرهایی داشتیم. این متغیرها شامل مقدار و نوع لیپید جامد، مقدار و نوع لیپید مایع، مقدار و نوع سورفاکتانتها و همچنین روش تهیه بود. بعد از تهیه نانوذرات مختلف با توجه به سایز و درصد انکپسولاسیون و پایداری بهتر به یک فرمول بهینه دست پیدا کردیم. برای تعیین خصوصیات نانوذرات، اندازه گیری سایز، پتانسیل زتا، درصد انکپسولاسیون، ارزیابی  DSC، ارزیابی FTIR، عکسبرداری با میکروسکوپ الکترونی و ... انجام دادیم و پایداری نانو ذرات را در طول زمان به مدت یک سال، در دماهای مختلف براساس استاندارد ICH مورد بررسی قرار دادیم. همچنین جذب و تجمع پوستی نانوذرات را نسبت به کرم ساده حاوی Q10 بررسی کردیم.  نانوذرات بهینه با سایز حدود 100 تا 200 نانو متر و درصد انکپسولاسیون بالای 90 درصد و پایداری بیش از یکسال به دست آمد.

برای اینکه از میزان اثربخش بودن فرمولاسیون آگاه شویم، یک سری تستهای سلولی نیز انجام دادیم. با تست های سلولی که برای این مورد وجود دارد و استاندارد نیز می باشند، اثرات انتی اکسیدانی آن را بررسی کردیم و با Q10 که به فرمNLC نیست و به فرم آزاد است مورد مقایسه قرار دادیم و مشاهده کردیم که  وقتی Q10 به فرمNLC استفاده می شود، اثرات آنتی اکسیدانی آن چندین برابر می شود و همین اثرات آنتی تیروزیناز نیز دارد.

 آنتی تیروزیناز در واقع باعث می شود، اثرات ضد لکی بروز کند چرا که فعال شدن این آنزیم، باعث ایجاد لک در پوست می شود و مهار این آنزیم می تواند باعث جلوگیری از لک شود و مشاهده کردیم که NLC که Q10 داخل آن وارد شده است، اثرات آنتی تیروزینازی آن نیز بیشتر می شود یعنی مهار کننده بیشتر آنزیم آنتی تیروزیناز شده است و اثرات ضد لکی نیز قاعدتاً بیشتر خواهد داشت. لذا فرمولاسیون ما اثرات آنتی اکسیدانی و اثرات آنتی تیروزینازی یا ضد لکی آن هم بیشتر شد.

از نظر تجمع پوستی نیز، ما به ناچار از پوست موش استفاده کردیم که ببینیم بعد از یک مدت به چه میزان می تواند در پوست تجمع پیدا کند، که نتایج نشان داد، فرم NLC حاوی Q10 نسبت به فرم کرم معمولی خود، تجمع پوستی بیشتری داشت، یعنی کرم معمولی بیشتر روی پوست باقی می ماند و خیلی وارد پوست نشد، در نتیجه اثربخش نیز نخواهد بود اما مدل NLCQ10 وارد عمق پوست شد و تجمع پوستی زیادی در داخل پوست داشت، بنابراین، ما این اثرات مفید را از فرمولاسیون خود داشتیم. با توجه به اینکه ما از منظر صنعتی به این قضیه نگاه می کردیم، سعی ما بر آن بود که در مراحل مختلف ساخت، این نگاه صنعتی را نیز داشته باشیم.

این استاد و محقق دانشگاه خاطرنشان کرد: یکی از فاکتورهایی که برای حوزه صنعت مهم است، قیمت تمام شده آن محصول می باشد. کاری که ما انجام دادیم این بود که از لیپیدها و نیز سورفکتانت هایی استفاده کردیم که قیمت خیلی بالایی ندارند و در صنعت نیز به راحتی قابل تهیه هستند. البته آن چیزی که کار ما را برجسته می کند، تکنولوژی و دانش فنی بالای این محصول است، بنابراین قیمت تمام شده ترکیبات محصول، خیلی بالا نیست ولی می توان قیمت را با با توجه به تکنولوژی بالای تهیه و دانش فنی، تعیین کرد که آن در اختیار ما قرار دارد.

ما کار را به این مرحله رساندیم با توجه به تمام نتایج و پایداری که انجام دادیم و موادی که برای تهیه این محصول استفاده کردیم کاملا قابلیت تهیه در حوزه صنعت را دارد. ما روش تهیه صنعتی برای آن داریم، که خوشبختانه پیش تست های آن را زده ایم و می توانیم بگوییم که اگر حمایتی از سوی دانشگاه برای صنعتی کردن آن داشته باشیم این محصول در حال حاضر آماده است که آن را به سمت صنعت ببریم. بنابراین با توجه به اینکه پیش فرمولاسیون ها و پیش تست های آن انجام شده است و با نگاه صنعتی نیز اقدام به انجام و تولید این محصول کرده ایم و چنانچه، حمایت های خاصی برای صنعتی شدن آن از سوی معاونت پژوهشی دانشگاه و دانشگاه صورت بگیرد، ما این همت را خواهیم داشت، که این فرآورده را به سمت صنعتی شدنش پیش ببریم.

دکتر گل محمدزاده یادآور شد؛ از این تحقیق دو مقاله ISI  نیز به چاپ رسیده است. از این مرحله به بعد کارهای آکادمیک ما تقریبا به اتمام رسیده است، البته هر فرآورده ای که وارد صنعت می شود این گونه نیست که ارتباطشان با ما قطع شود چون وقتی یک فرآورده در حد تولید انبوه وارد بازار می شود، پشتیبانی علمی خاص خود را دارد که برای آن قسمت ها در کنار آنها خواهیم بود. باید توجه داشت که ورود به صنعت ورود به دنیای دیگر است و حمایت های خاصی را می طلبد که محصولات را به سمت صنعتی شدن سوق دهیم. لذا دانشگاه و واحد ارتباط با صنعت بایدکمک کنند و راهنمایی های لازم را انجام دهند.


پژوهشگران دانشگاه علوم پزشکی مشهد، طی انجام یک طرح تحقیقاتی دریافتند که کمبود ویتامین D در نوزادان نارس می تواند با افزایش خطر عفونت‌ها، مشکلات تنفسی و خونریزی داخل مغزی همراه باشد.

دکترحسن بسکابادی، استاد گروه کودکان در گفت‌وگو با وب دا، با اشاره به مقایسه پروگنوز نوزادی شیرخواران مصرف‌کننده و عدم مصرف ویتامین D در بدو تولد نوزادان نارس اظهار کرد: پس از بررسی های صورت گرفته در این طرح بالینی مشخص شد که کمبود ویتامین D در نوزادان نارس با افزایش خطر عفونت‌ها، مشکلات تنفسی و خونریزی داخل مغزی همراه است و این عوامل می‌توانند نقش مهمی در مرگ و میر این نوزادان داشته باشند.

وی در خصوص یافته‌های حاصل از این طرح تحقیقاتی هم گفت: نتایج این پژوهش نشان داده که تجویز ۱۰ هزار واحد ویتامین D به نوزادان نارس در بدو تولد، تأثیر قابل‌توجهی در بهبود وضعیت سلامت آن‌ها در دو سال اول زندگی ندارد.

دکتر بسکابادی اضافه کرد: با توجه به یافته‌های این مطالعه، به نظر می‌رسد تجویز دوز ۱۰ هزار واحدی ویتامین D در بدو تولد برای نوزادان نارس، راهکار مؤثری برای ارتقای سلامت آن‌ها در دو سالگی نیست و لازم است راهکارهای جایگزین مورد بررسی قرار گیرد.

استاد دانشگاه علوم پزشکی مشهد، ضمن تقدیر از همکاران این طرح سرکار خانم دکتر باقری و سرکار خانم دکتر مصطفوی، اظهار کرد: گروههای هدف این طرح، متخصصین و پژوهشگران حوزه پزشکی اطفال و سیاست‌گذاران پژوهشی در زمینه سلامت نوزادان هستند.

گفتنی است؛ طرح مقایسه پروگنوز نوزادی شیرخواران مصرف کننده وعدم مصرف ویتامین دی در بدو تولد نوزادان نارس، یکی از پژوهش های کاربردی و اثر بخش با کد شماره  ۹۹۰۳۴۳ است که در عرصه سلامت نوزادان تهیه و تدوین و قابلیت انتشار عمومی در پایگاههای اطلاع رسانی را دارد.

71.jpg - 60.67 kB


محققان گروه مهندسی بهداشت حرفه‌ای دانشکده بهداشت مشهد، موفق به ساخت پمپ نمونه برداری آلاینده‌های هوا با دبی پایین و قدرت 10 تا 3هزار سی سی شدند.

دکتر رمضان میرزایی استاد تمام و مدیر گروه مهندسی بهداشت حرفه‌ای دانشگاه علوم پزشکی مشهد در گفتگو با وبدا، پیرامون جزئیات ساخت این دستگاه کاربردی گفت: با توجه به زیان آور بودن عوامل شیمیایی در محیط‌های مختلفی همچون صنعت، ماشین آلات، ساخت شهرک ها و... نیاز است که میزان این آلاینده‌ها در محیط اندازه‌گیری و تدابیری در جهت کاهش میزان آنها اتخاذ گردد، در همین راستا ساخت پمپ‌های نمونه برداری می‌تواند در سنجش این آلاینده‌ها و راهکارهای کاهش آن کمک کننده باشد و به همین منظور ما اقدام به ساخت پمپ نمونه برداری کردیم که قادر است با قدرت ۱۰ تا سه هزار سی سی ترکیبات زیان آوری همچون بنزن و... را نمونه برداری و حجم مشخصی از آن را جمع آوری کند تا طی فرایندی از طریق دستگاه‌هایی همچون؛ گازکروماتو گراف، غلظت آلاینده تخمین و راهکارهای پیشگیری از آن اندیشیده شود.

دکتر رمضانی همچنین گفت: برای اندازه‌گیری آلودگی‌ها معمولاً نمونه برداری به صورت وزنی انجام می‌شود و در واقع با تخمین زدن مقدار آلودگی که در فیلترهای هوا وجود دارد، میزان آلاینده محاسبه می‌گردد، البته برخی مواد شیمیایی نیز وجود دارد که باید بر روی یک سری جاذبه‌های خاص جمع آوری شوند مثل: جاذبه کربن اکتیو که یک گرم آن حدود یک هزار متر مکعب مساحت دارد و بنابراین وقتی هوا را از داخل آن عبور می‌دهیم، آلاینده در منافذ آن اصطلاحا گیر می‌کند و بعداً ما می‌توانیم از طریق یک دستگاه پیشرفته مثل: گاز کروماتوگراف آلاینده را جمع آوری و مقدار آن را اندازه‌گیری کنیم.

وی اضافه کرد: با توجه به اینکه لوله‌های جاذب آلاینده‌ها کوچک است ما نیاز به پمپی داریم که دبی پایینی داشته باشد، زیرا دبی بالا تمام آلودگی را به بیرون خواهد کشید و کار ما بی‌اثر می‌ماند.

استاد تمام دانشگاه علوم پزشکی مشهد خاطرنشان کرد: با توجه به اینکه زمینه استفاده از این پمپ نمونه برداری صرفاً در فضای صنایع  دانشگاه‌ها وجود دارد، در حال حاضر در داخل کشور کارخانه‌ای که پمپ‌های دبی پایین تولید کند وجود ندارد و بنابراین ما تلاش کردیم که از طریق مهندسی معکوس پمپ‌هایی را در محدوده دبی‌های پایین بسازیم و این کار انجام شد.

مدل گروه مهندسی بهداشت حرفه‌ای دانشگاه علوم پزشکی مشهد، در خصوص قابلیت‌های پمپ ساخته شده اضافه کرد: این پمپ از حدود ۱۰ الی سه هزار سی‌سی قدرت دارد که هم به عنوان پمپ‌های متوسط و هم دبی پایین استفاده می‌شود و معمولا 50 تا 250 سی سی آن بسیار خوب کارکرد دارد، اما زیر ۵۰ سی سی نیاز به کالیبره مطلوب خواهد داشت.

دکتر رمضانی با بیان اینکه در حال حاضر دو دستگاه پمپ نمونه برداری در دانشکده بهداشت مشهد با هزینه بسیار مناسب ساخته و مورد بهره‌گیری قرار گرفته است افزود: از این پمپ‌ها می‌توانیم در آزمایشگاه‌ها برای نمونه برداری آلاینده‌های گازی که غلظت کمی دارند و بسیار مضر هستند همچون آلاینده سرطان زای بنزن استفاده کنیم و در ادامه بسته به نوع آلاینده، فرایند تعیین غلظت آن را انجام دهیم.

90.jpg - 182.43 kB


45.jpg - 26.09 kBطرح پژوهشی"  بررسی میزان انفیلتراسیون لنفوسیتی داخل توموری در بیماران مبتلا به کارسینوم سلول سنگفرشی سر و گردن "، به عنوان یکی از طرح های منتخب از سوی معاونت پژوهشی دانشگاه علوم پزشکی مشهد شناخته شد.

دکتر معصومه غریب عضو هیات علمی گروه آسیب شناسی دانشگاه علوم پزشکی مشهد، در گفتگو با وبدا توضیحات خود را پیرامون انجام این طرح پژوهشی با یک مثال آغاز کرد و گفت: تصور کنید میدان نبردی در بدن شما وجود دارد که در آن سلول های سالم با مهاجمان مبارزه می کنند. اما گاهی اوقات، مهاجمان - سلول های سرطانی - برای فرار از این دفاع، استراتژی های حیله‌ گرانه ای را توسعه می دهند. در این مطالعه با عنوان"  بررسی میزان انفیلتراسیون لنفوسیتی داخل توموری در بیماران مبتلا به کارسینوم سلول سنگفرشی سر و گردن " ، ما به این میدان نبرد - کارسینوم سلول سنگفرشی سر و گردن (HNSCC) - پرداختیم و نقش سربازان خود بدن، سلول‌های ایمنی، را در این مبارزه بررسی کردیم.

وی افزود: کارسینوم سلول سنگفرشی سر و گردن یک سرطان شایع است که سالانه بیش از 600 هزار نفر را در سراسر جهان تحت تاثیر قرار می دهد و علیرغم پیشرفت در درمان، میزان بقای بیماران در مراحل پیشرفته همچنان پایین است. به طور فزاینده ای مشخص شده است که میکرومحیط تومور، محیط اطراف سلول های سرطانی، نقش اساسی در پیشرفت سرطان ایفا می کند. سلول های ایمنی مانند لنفوسیت ها می توانند به تومورها نفوذ کرده و به طور بالقوه بر رشد آن ها تأثیر بگذارند. اما داستان چگونگی تأثیر این سلول های ایمنی بر پیش آگهی بیماری پیچیده و به طور کامل شناخته نشده است.

مبارزه سیستم ایمنی با سرطان

هیات علمی گروه آسیب شناسی دانشگاه علوم پزشکی مشهد در ادامه در خصوص نحوه مبارزه سیستم ایمنی با سرطان گفت: سیستم ایمنی بدن ما یک شبکه دفاعی قابل توجه است که دائماً تهدیدات خارجی را شناسایی و از بین می برد. این سیستم از سلول های تخصصی، از جمله لنفوسیت ها تشکیل شده است. این مبارزان به دو نوع اصلی تقسیم می شوند: سلول های T و سلول های B. سلول های T به طور مستقیم به سلول های آلوده یا سرطانی حمله می کنند، در حالی که سلول های B آنتی بادی هایی تولید می کنند که مولکول های خاصی را روی آن سلول ها هدف قرار می دهند.

سیستم ایمنی بدن می تواند سلول های سرطانی را از طریق فرآیندی به نام ارائه آنتی ژن شناسایی و مورد حمله قرار دهد. یک سلول سرطانی را به عنوان مجرمی تصور کنید که یک کلاه منحصر به فرد بر سر دارد. سلول‌های ایمنی به نام سلول‌های ارائه دهنده آنتی‌ژن، تکه‌هایی از این کلاه (آنتی‌ژن‌های سلول‌های سرطانی) را گرفته و آن‌ها را به سلول‌های T ارائه می‌کنند. اگر یک سلول T آنتی ژن را به عنوان یک عامل خارجی تشخیص دهد، فعال شده و حمله ای را علیه سلول سرطانی آغاز می کند.

دکتر غریب همچنین گفت: گاهی اوقات، سلول‌های ایمنی موفق می‌شوند به خود تومور نفوذ کنند، پدیده‌ای که به عنوان نفوذ لنفوسیتی درون تومور (TIL) شناخته می‌شود. وجود  TILاخیرا  توجه محققین حوزه سرطان و پزشکان رو به خودش جلب کرده زیرا نشان می دهد که سیستم ایمنی در حال شناسایی و تلاش برای مبارزه با سرطان است. با این حال، تحقیقات در مورد تأثیر TIL بر پیش آگهی سرطان نتایج متناقضی به دست داده است. برخی مطالعات نشان دهنده ارتباط مثبتی با بقای بیمار هستند، در حالی که برخی دیگرهیچ ارتباط روشنی را نشان نمی دهند.

تحقیقات ما؛ رمزگشایی نقش TIL در HNSCC

دکتر غریب در خصوص نقش TIL در HNSCC نیز گفت: برای بررسی ارتباط بین TIL و نتایج بیماران مبتلا به کارسینوم سلول سنگفرشی سر و گردن ، یک مطالعه گذشته‌نگر انجام دادیم. این مطالعه با هدف بررسی TIL  در بیماران مبتلا به این تومور برای تعیین ارتباط آن با متغیرهای بقاء و مراحل بالینی بیماران انجام شد .نمونه‌های بافت ۳۵۶ بیمار مبتلا به کارسینوم سلول سنگفرشی سر و گردن را که تحت عمل جراحی در بیمارستان ارجاعی سرطان شرق کشور قرار گرفته بودند، آنالیز کردیم. در این مطالعه، بیمارانی با معیارهای خاص، مانند کامل بودن اطلاعات تومور اولیه و عدم درمان قبلی، گنجانده شدند. برای ارزیابی سطوح TIL از تکنیک رنگ‌آمیزی به نام رنگ‌آمیزی H&E که تکنیکی ساده و در دسترس در همه مراکز هست استفاده کردیم و آن‌ها را در دسته‌های کم، متوسط ​​یا زیاد طبقه‌بندی کردیم. همچنین سایر عوامل بالینی مانند مرحله تومور، درگیری غدد لنفاوی و تهاجم به اعصاب را مورد بررسی قرار دادیم.

وی اضافه کرد: برخلاف انتظارات اولیه ما، ارتباط روشنی بین بقای کلی و سطوح TIL در اکثر بیماران مبتلا به SCC حفره دهان و زبان پیدا نکردیم. این نشان می دهد که وجود TIL به تنهایی ممکن است در این موارد پیش بینی کننده قوی بقا نباشد.

با این حال، مطالعه ما یافته جالبی را در مورد SCC حنجره نشان داد. بیمارانی با سطوح بالاتر TIL میزان عود کمتری داشتند. این نشان می دهد که در سرطان حنجره، نفوذ سلول های ایمنی بیشتر به درون تومور ممکن است با کاهش خطر بازگشت سرطان پس از درمان همراه باشد.

رنگ‌آمیزیH&E  انواع خاص سلول‌های ایمنی را در TIL تفکیک نمی‌کند. نتایج متناقض از مطالعات مختلف نیز ممکن است با انواع خاصی از سلول‌های ایمنی مورد بررسی توضیح داده شود. برخی از مطالعات قبلی بر جمعیت‌های خاص سلول‌های T، مانند سلول‌های T CD8+ تمرکز کرده‌اند که ممکن است در مقایسه با سطوح کلی TIL ارزیابی شده توسط رنگ‌آمیزیH&E، ارتباط قوی‌تری با بقای بیمار داشته باشند.

 استاد دانشگاه علوم پزشکی مشهد تصریح کرد:علاوه بر این، وضعیت عفونت ویروس پاپیلوم انسانی (HPV) بیماران را در نظر نگرفتیم. همان طور که میدانیم عفونت HPV بر پاسخ ایمنی تأثیر می گذارد و وجود آن ممکن است نقشی در چگونگی تأثیر TIL بر پیش آگهی بیماری داشته باشد. از جمله محدودیت های دیگراین مطالعه، بایگانی نامناسب و سوابق پزشکی ناقص از مرحله‌بندی بیماران بود که منجر به فقدان داده‌های قابل توجه در تحقیق ما شد، که با توجه به گذشته‌نگر بودن این مطالعه، قابل انتظار است. همچنین به دلیل پیگیری بیماران از طریق تماس تلفنی، عدم پاسخگویی بیماران (عدم توجه یا از دست دادن تماس‌های تلفنی) نیز منجر به فقدان اطلاعات مؤثر بر تحلیل بقاء شد.

 

آینده پژوهی: مسیری کمتر پیموده شده

دکتر غریب تاکید کرد: تحقیقات آتی نیاز به در نظر گرفتن وضعیت HPV و آنالیز جمعیت‌های خاص سلول‌های ایمنی با استفاده از تکنیک‌هایی مانند ایمونوهیستوشیمی دارند. این تکنیک اطلاعات دقیق‌تری در مورد انواع سلول‌های ایمنی موجود ارائه می‌دهد. علاوه بر این، بررسی TIL نه تنها در تومور اولیه، بلکه در غدد لنفاوی و متاستازهای احتمالی دور نیز می‌تواند تصویری جامع‌تر از پاسخ ایمنی در طول فرآیند بیماری به دست دهد. اگرچه مطالعه ما ارتباط روشنی با بقای کلی در اکثر بیماران نشان نداد، اما یافته مثبت در SCC حنجره امیدوارکننده است. درک پاسخ ایمنی درون تومورها می تواند راه را برای درمان های هدفمند نوین هموار کند. این درمان‌ها می‌توانند به تقویت توانایی سیستم ایمنی برای شناسایی و حمله مؤثرتر به سلول‌های سرطانی کمک کنند.

وی در نتیجه گیری این مطالعه عنوان کرد: پاسخ ایمنی در  HNSCCبسیار پیچیده است و به طور کامل شناخته نشده است. مطالعه ما بر لزوم تحقیقات بیشتر با رویکردی موشکافانه تر تأکید می‌کند. با کندوکاو عمیق‌تر در نقش TIL و جمعیت‌های خاص سلول‌های ایمنی، می‌توانیم مسیرهای جدیدی را برای بهبود استراتژی‌های درمانی HNSCC کشف کنیم.

ارزشمندترین نقطه قوت مطالعه حاضر، استفاده از رنگ‌آمیزی H&E به عنوان روشی ساده، ارزان و در دسترس برای تعیین میزان و اثرات نفوذ لنفوسیتی درون توموری در بیماران مبتلا به HNSCC بود. علاوه بر این، این مطالعه یکی از اولین مطالعات انجام شده روی بیماران مبتلا به HNSCC در ایران است.
نتایج این مطالعه ارتباط قوی بین میزان نفوذ لنفوسیتی درون توموری و نرخ بقاء، مرگ و میر و عود در بیماران مبتلا به    HNSCC را تأیید نکرد، به جز در موارد عود در بیماران مبتلا به SCC حنجره. بر اساس این یافته، میزان عود در بیماران مبتلا به SCC حنجره با افزایش نفوذ لنفوسیتی درون توموری به طور قابل توجهی کاهش یافت که مطابق با مطالعات قبلی در این حوزه هست.

اطلاعات تماس سامانه خبری وب دا

Image
آدرس: مشهد، خیابان دانشگاه، ساختمان قرشی
کد پستی :۹۱۷۷۸۹۹۱۹۱
نمابر: ۳۸۴۳۶۸۲۷ ۰۵۱
رایانامه :webda@mums.ac.ir
سامانه پیام کوتاه: ۳۰۰۰۲۱۹۱
Image
Image
Image
Image
Image
Image
Image