آموزش


0194.jpg - 96.02 kBوقتی از خردسالی یک درمیان «خانوم قابله» صدایش می زدند، شاید فکرش را هم نمی کردند که این عبارت نه چندان جدی، به واقعیت بپیوندد و آینده دخترکشان را رقم بزند آن هم به بهترین شکل ممکن؛ تا جایی که نه تنها ماما شود بلکه این رشته را تا بالاترین سطوح ادامه داده و جزو اولین نفرات بورسیه مامایی برای گذراندن دوره پست دکتری در خارج کشور، قرار گیرد. بعد هم به عنوان استاد تمام گروه بهداشت باروری و مامایی دانشکده پرستاری مامایی در دانشگاه علوم پزشکی مشهد مشغول خدمت شود؛ اما این ها به آسانی حاصل نشده و دکتر خدیجه میرزایی بهای بسیاری برایش پرداخته است که در ادامه از چند و چون آن می گوید.

آرزویی که آینده ام را ساخت/ تولد هر نوزاد، تولد زندگی‌ست

"قابله" یا همان معادل قدیم واژه "ماما"، به معنای قابلیت داشتن برای همراهی مادر حین زایمان است و اینطور که دکتر میرزایی تعریف می کند، قابلة مادرش برای تولد او (به عنوان چهارمین فرزند خانواده)، آنقدر خوش اخلاق و مهربان بود که مادر از همان زمان آرزو داشت دخترش هم مثل او شود؛ هم قابله هم خوش خلق؛ «این آرزو آنقدر پررنگ بود که سایر اعضای خانواده نیز به شوخی مرا خانوم قابله صدا می زدند، البته خودم هم ذاتا به رشته های پزشکی علاقه خاصی داشتم ولی تلقین اطرافیان بی تاثیر نبود و ناخودآگاه ذهنیت مرا به سمت این رشته ها سوق داد؛ به حدی که کلاس چهارم، بدون داشتن تصویری واضح از رشته مامایی، انشایم را با موضوع تحصیل در این رشته نوشتم اما بعد تا انتخاب رشته دبیرستان، بیشتر با این رشته آشنا شدم و علاقه ام به نوزادان هم بیشتر؛ تا امروز که تولد هر نوزاد برایم، تولد زندگی است و نه تنها تکراری نشده بلکه هر بار حسی جدید و خیلی خوب به من هدیه می دهد.»

رشته ای که رویای مادر و انتخاب و علاقه خودم بود

اولین چالش جدی در مسیر تحصیلی دکتر میرزایی، آزمون ورود به دانشگاه بود که هنوز هم پس از چهل سال همچنان برای جوانان چالش محسوب می شود اما آن زمان یعنی در دهه 60 با توجه به تعداد کم دانشگاه ها و ظرفیت پذیرش، رقابت بسیار دشوارتر بود؛ «خودم خودجوش درس می خواندم و هیچ وقت نشد کسی مرا توصیه یا اجبار کند بنابراین تا زمان کنکور، همیشه جزو شاگردان ممتاز بودم؛ با این وجود به خاطر ظرفیت پایین پذیرش کنکور، برای قبول شدن باید تلاش مضاعفی می داشتیم؛ شبانه روز آنقدر درس می خواندم که سر مطالعه خوابم می برد و برخلاف روال مرسوم، اطرافیان می گفتند بس است اینقدر خودت را اذیت نکن! گاهی هم کلاس کنکور می رفتم ولی نه مستمر و فشرده؛ ترجیح می دادم مباحث را سر کلاس مدرسه یاد بگیرم تا در موسسات کنکور. هرچند اولویتم پزشکی بود ولی بعدها متوجه شدم برای خانم ها خیلی مشغله و درگیری دارد بنابراین سال65 در رشته مامایی وارد دانشگاه علوم پزشکی مشهد شدم؛ رشته ای که هم رویای مادرم بود هم انتخاب خودم و واقعا دوستش داشتم».

  فصلی جدید در زندگی خانوادگی و تحصیلی؛ از ازدواج تا بورس استرالیا

پس از اتمام مقطع کاردانی، برای گذراندن دوره طرح، عازم فردوس شد در حالی که همزمان با اشتغال، برای آزمون کارشناسی نیز مطالعه می کرد؛ سال 68 هنوز دوره طرح تمام نشده بود که با پذیرش در کنکور کارشناسی، وارد دانشگاه علوم پزشکی کرمان شد و طرح این مقطع را نیز در یکی از بیمارستان های شهر طبس گذراند اما از آنجا که علاقه اش به رشته مامایی بی اندازه بود، باز هم دست از مطالعه نکشید و سال 71 تحصیل در مقطع کارشناسی ارشد را در دانشگاه تربیت مدرس آغاز کرد؛ آغاز یک فصل جدید در زندگی خانوادگی و تحصیلی. خودش در این باره می گوید: «سال 74 همزمان با اتمام دوره کارشناسی ارشد با یکی از هم دانشگاهی ها ازدواج کردم که یک مرحله جدید در همه ابعاد زندگی ام را رقم زد؛ من و همسرم از سال 75 تا 79 به عنوان عضو هیئت علمی به ترتیب در دانشگاه های علوم پزشکی و صنعتی شاهرود مشغول کار شدیم در عین حال همچنان علاقمند به ادامه تحصیل بودیم تااینکه همسرم، بورسیه و اوایل سال 79 برای مقطع دکترا عازم استرالیا شد. من هم تلاش کردم با اخذ بورس همراه از وزارت بهداشت، به استرالیا بروم اما از انجا که جزو اولین نفرات بورس مامایی بودم، خیلی سخت می گرفتند و با وجود فرزند کوچک، ده ها بار به وزارت مراجعه کردم تا بالاخره موافقت شد و اواخر سال 79 به همسرم پیوستم.»

غریب اما موفق  

تحصیل در کنار دو نقش مهم همسری و مادری آن هم در خارج از کشور و مسائل خاص غریب بودن و...، کار آسانی نیست ولی دکتر میرزایی این دوران را هم با موفقیت پشت سر گذاشت؛ «تا سال 84 ساکن استرالیا و دانشجوی دکترای دانشگاه QUT بودم؛ پسر دومم نیز آنجا متولد شد در حالی که خودمان بودیم و خودمان اما هرچه بود به بهترین نحو ممکن گذشت و نه تنها خدشه ای به تحصیلم وارد نشد بلکه رساله ام بین چند هزار رساله دانشگاه جزو برترین ها(هایلایت ها) قرار گرفت، به همین دلیل، توانستم توصیه نامه استاد راهنمایم را دریافت کنم که به واسطه آن درخواستم برای جایزه بین المللی اسکالرشیپ و دوره Post Doc، پذیرفته شد. به این ترتیب دو سال پس از بازگشت به ایران، سال 87 دوباره به استرالیا رفتم و طی مدت شش ماه پروژه تحقیقاتی ام را تحویل دادم و برگشتم. آن زمان در ایران برای رشته ما پست داک تعریف نشده بود و بااینکه جزو اولین نفرات دارای پست داک مامایی در ایران بودم، آخرین درجه تحصیلی ام، همان دکترا ثبت شد (من پست داک فلوشیپ مامایی بودم در حالی که در ایران فلوشیپ صرفا برای رشته های بالینی تعریف شده بود، به همین دلیل مدرک من ارزشیابی نشد)».

به خاطر وطنم/ ریشه ما اینجاست/ رفاه هست ولی آرامش نه

می پرسم چرا برگشتید آن هم وقتی درجه علمی پایین تر در انتظارتان بود و درست همان روزها تب مهاجرت در ایران بالا گرفته بود و اغلب جوانان خصوصا در رشته های پزشکی آرزوی خروج از کشور را داشتند؟ بی درنگ پاسخ می دهد: «به خاطر فرزندانم و به خاطر وطنم؛ خدمت به مردمم بهترین انگیزه بود و چیزی جایگزینش نمی شد؛ ریشه ما اینجاست، هیچ کجا وطن نمی شود، برای همین با اینکه شرایط ماندن در خارج با بهترین امکانات فراهم بود، برگشتم. اغلب دانشجویان همین سوال را می پرسند اما قاطعانه پاسخ می دهم رفته ها پشیمان اند، هیچ جا ایران نمی شود؛ با آن فرهنگ و تاریخ قوی و غنی؛ اگر افراد بتوانند بمانند هم برای خودشان و هم کشورشان بهتر است. متاسفانه تصویر درستی از کشورهای غربی برای ما ترسیم نشده است؛ آنجا برای درامد بیشتر باید سخت کار کرد و نهایتا بخش زیاد این درآمد برای مالیات هزینه می شود. پروژه پست داکم درباره خانم های ایرانی مقیم استرالیا بود که نتایج نشان داد با وجود رفاه مناسب، مشکلات زیادی دارند؛ از دلتنگی و افسردگی تا نبود حمایت اجتماعی، شهروند درجه2 بودن و مشکلات هویتی فرزندان. ایرانی ها پس از مدتی به علت تفاوت های فرهنگی، خواه ناخواه ایزوله و منزوی می شوند. از طرفی باید دقت کنیم که جوانان مهمترین سرمایه هر کشور هستند بنابراین لازم است بیشتر شنیده شوند؛ پای درددلشان بنشینیم، ببینیم فقط به خاطر مسائل مالی قصد مهاجرت دارند یا مساله چیز دیگری است؟»

سی سال مجاهدت علمی و آموزشی با رویکرد جامعه محور/ از اختراعات تا پژوهش های کاربردی

دکتر میرزایی پس از بازگشت به ایران، مجدد در دانشگاه علوم پزشکی شاهرود مشغول کار شد تا سال 90 که به علوم پزشکی مشهد انتقال یافت و حالا در مجموع حدود سی سال سابقه تدریس دارد. او که سال 87 بعنوان مامای نمونه کشور معرفی شده و سابقه مدیریت گروه رشته بهداشت باروری در دانشگاه شاهرود و 15 سال عضویت بورد تخصصی رشته بهداشت باروری، تصمیم گیری و سیاستگزاری رشته مامایی در دانشگاه های شاهرود و مشهد را در کارنامه حرفه ای خود دارد، با توجه به اولویتی که برای خانواده قائل بود، پیشنهاد مسئولیت های دولتی ولو در سطح وزارت را رد کرده و همچنان در زمینه های آموزش و پژوهش مشغول خدمت است اما به سبک خاص خود و با رویکرد کاربردی بودن و جامعه محوری؛ «به منظور تقویت ارتباط دانشجویان با مردم و آشنایی با مسائل واقعی، معمولا آن ها را برای کارورزی به مساجد و فرهنگسراها می برم تا از نزدیک آموزش مادران را تجربه کنند. در کارهای تحقیقاتی نیز چه برای خودم و چه دانشجویان، سعی می کنم سراغ موضوعات کاربردی بروم هرچند هزینه بر هستند و حمایت بیشتری می طلبند؛ مثلا اختراع داروی گیاهی برای کاهش علائم یائسگی با همکاری دکتر بدیعی و دکتر حسینزاده که می توان گفت داروی جایگزین برای داروی HRT و نوعی هورمون تراپی بی عوارض است و سال 95 به ثبت رسید. همچنین کشف "کاربرد روغن عنصل در رابطه زناشویی" در قالب پایان نامه کارشناسی ارشد یکی از دانشجویانم که مجوز فروش و تجاری سازی گرفته و در بازار موجود است. پژوهش بعدی، درباره سلامت معنوی است که بااینکه از ابعاد مهم سلامت به شمار می رود، کمتر مورد توجه قرار دارد؛ در قالب پایان نامه یکی از دانشجویان، برای اولین بار، در حال بررسی ارتباط بین سلامت معنوی و باروری در دانشجویان دارای فرزند هستیم. یکی از دانشجویانم در مقطع PHD هم در حال تولید اپلیکیشن برای ارائه مشاوره جنسی و دانشجوی پست داکم که اولین دانشجوی پست داک مامایی در ایران (در زمینه سلامت باروری و جنسی) به شمار می رود نیز، مشغول طراحی وبسایت برای ارائه خدمات و مشاوره زناشویی به زوجین می باشند. پایان نامه خودم در مقطع دکترا نیز درباره طراحی برنامه ای برای افزایش فعالیت فیزیکی در خانم های یائسه بود.»

ضرورت انجام پژوهش های بومی برای پاسخ به مسائل جامعه

80مقاله در زمینه سلامت زناشویی و کتابی در دست تدوین، از دیگر دستاوردهای علمی دکتر میرزایی است؛ از دیدگاه او ضرورت دارد اساتید باتجربه، در زمینه تخصص خود قلم بزنند خصوصا در قالب کتاب که ماندگاری و بهره وری بیشتری نسبت به مقاله دارد اما در حال حاضر، با توجه به معیارهای امتیازبندی هیئت علمی، چون امتیاز کتاب کمتر است، اساتید اغلب به نگارش مقاله روی می آورند. این در حالیست که غیربومی بودن منابع کتاب های موجود (اعم از تالیف یا ترجمه) و تطابق نداشتن محتوای آن ها با فرهنگ ما، موجب عدم کارآیی آن ها در حل مسائل جامعه شده است (مثلا منابع غربی، خودارضایی را یک راه درمان می دانند در حالی که نه با شرع و نه عرف ما سازگار نیست).

آموزش زمانی موفق و موثر خواهد بود که مبتنی بر فرهنگ و نیاز جامعه باشد/ بهداشت باروری هنوز جایگاه آکادمیک خود را پیدا نکرده است

این استاد پیشکسوت همچنین معتقد است آموزش زمانی موفق و موثر خواهد بود که مبتنی بر فرهنگ و نیاز جامعه باشد؛ در واقع اگر آموزش مبتنی بر پژوهش های بومی باشد، متون آموزشی غنی تر و پویاتر نسبت به مسائل جامعه خواهیم داشت؛ به عنوان مثال، پژوهش های متعددی که درباره سلامت زنان صورت می گیرد، باید مبنای آموزش در کلاس ها قرار گیرد تا به شناخت و حل مشکلات سلامت زنان منتهی شود اما اکنون که آموزش ها برمبنای فرهنگ خودی نیست، کمتر می تواند دردی را دوا کند؛ «در حوزه  سلامت، نسبت به گذشته پیشرفت خوبی داشته ایم مانند کاهش مرگ ومیر مادران که از شاخص های توسعه یافتگی کشورها و در راستای اهداف توسعه پایدار در سطح بین المللی به شمار می رود اما سایر حوزه های سلامت نیز نیازمند توجه و رشد(به ویژه بر مبنای مطالعات بومی) است؛ مانند سلامت روابط زناشویی که ضعف آن، تزلزل بنیان خانواده و افزایش طلاق را به دنبال داشته و دارد؛ در این زمینه شاید همایش ها و پایان نامه های زیادی داشته باشیم اما خروجی آن ها کمتر کاربردی و عملیاتی شده است. به عبارت دیگر در دو بخش آگاهی خانواده ها نسبت به تربیت جنسی و سیاستگزاری درست در این عرصه، دچار ضعف هستیم غافل از اینکه سلامت جنسی، لازمه سلامت باروری، سلامت خانواده و سلامت جامعه است. یادم هست وقتی از استرالیا به عنوان اولین یا دومین دکترای بهداشت باروری وارد ایران شدم، همراه همکارانم خیلی تلاش کردیم تا تابوهای نادرست، شکسته و مقطع دکترای این رشته راه اندازی شود که شکر خدا شد اما هنوز پس از حدود دودهه، مفهوم و جایگاه این رشته درست جانیفتاده و صحبت ازا ین موضوع چه در مراکز تصمیم گیری و چه در جامعه ما نوعی تابو است؛ با وجود ضرورت روزافزون بازنگری در محتوای آموزشی و طرح درس ها، هنوز مقاومت وجود دارد. از سوی دیگر لازم است بحث و اختلاف موجود میان روانشناسان و پزشکان متخصص زنان در زمینه بهداشت باروری مرتفع شود تا بتوانند در قالب کارهای گروهی و به دور از افراط و تفریط، در خدمت سلامت خانواده و جامعه باشند.»

ضرورت تقدم آموزش و پژوهش بر درمان/ سیاستگزاری و برنامه ریزی باید مبتنی بر پژوهش باشد

دکتر میرزایی ضمن انتقاد از عدم توازن رابطه میان آموزش، پژوهش و درمان در دانشگاه های علوم پزشکی، آموزش را بر دو حوزه دیگر مقدم می داند چراکه زمینه ساز پیشگیری است؛ «از طریق آموزش صحیح و به موقع است که می شود فرهنگسازی و باورهای افراد را اصلاح کرد بنابراین ضمن حفظ ارتباط سه عرصه آموزش، پژوهش و درمان، اولویت باید با آموزش باشد هرچند آموزش و پژوهش از هم جدا نیستند؛ پژوهش باید در راستای تقویت آموزش و مکمل آن باشد. در بسیاری از کشورها، پایان نامه ها بر اساس نیازهای بهداشتی و سلامتی تعیین موضوع می شود و تعیین گرند اساتید نیز بر همین اساس صورت می گیرد ولی در کشور ما پایان نامه ها یا موضوعات غیرکاربردی دارد یا اگر کاربردی باشد، هزینه زیادی را به پژوهشگر تحمیل می کند. این در حالیست که اگر سیاستگزاری و برنامه ریزی در وزارتخانه مبتنی بر شواهد باشد، مشکلات نظام سلامت تا حد زیادی رفع می شود؛ آن پیوندی که باید میان سیاستگزاران و پایان نامه ها وجود داشته باشد، نبوده و نیست؛ گزارش پایان نامه ها باید به وزارتخانه ارسال و تایید شود؛ وقتی دانشجوی دکترای ما برنامه ارتقای سلامت مادران را طراحی می کند، انتظار می رود وزارت بهداشت از آن استقبال و حمایت کند ولی یا این اتفاق نمی افتد یا آنقدر روندش کند و فرسایشی است که دانشجو پشیمان می شود و ترجیح می دهد بی دردسر مقاله ارائه دهد.»

تلاش برای معرفی وجهه علمی کشور در سنگر معاونت بین الملل

این بانوی خستگی ناپذیر که در کنار امور علمی و پژوهشی، در کلینیک ویژه دانشگاه علوم پزشکی مشهد مشاوره سلامت زناشویی و باروری ارائه می دهد، مسئولیت معاونت روابط بین الملل دانشکده پرستاری و مامایی را نیز بر عهده دارد و در این زمینه معتقد است: «روابط بین المللی علمی، مهمترین ابزار توسعه علمی و لازمه پیشرفت پایدار کشور است؛ طی سفرهای متعددی که به عنوان سخنران مدعو یا برای شرکت در همایش ها به کشورهای مختلف داشتم متوجه شدم جایگاه علمی کشورمان آنگونه که باید برای دنیا شناخته شده نیست از این رو همه تلاشم در معاونت برای ارتقای ارتباط با اساتید بین المللی حوزه پرستاری مامایی و شناساندن وجهه علمی واقعی کشور در این حوزه است».

مادری ورای استادی

دکتر میرزایی، حالا در 58 سالگی، استاد تمام دانشگاه است اما فارغ از این جایگاه، به اقتضای رشته اش به واقع مادری می کند؛ نه فقط برای نوزادان بلکه برای همه، از خانه تا دانشگاه؛ «استاد نباید فقط به فکر آموزش درسی باشد بلکه نسبت به سایر آموزش های اخلاقی و رفتاری نیز که توسط استاد منتقل می شود لازم است توجه داشته باشیم؛ وقتی دانشجو بداند استاد فراتر از درس، حواسش هست که او مادر یا بی سرپرست یا شاغل و... است و متناسب همین شرایط با او مدارا می کند یا گاهی پای صحبتش می نشیند، سر ذوق و شوق می آید، بهتر مشارکت می کند و بسیاری از مسائل با همین توجه و بهادادن به دانشجو حل می شود.»

مادرانه با دانشجویان؛ ازدواج و فرزندآوری را در اولویت قرار دهید

 سر کلاس همیشه به دانشجویان خصوصا مجردها توصیه می کند یک جانبه و صرفا در زمینه درسی پیشرفت نکنند و ازدواج خوب و موفق و فرزندآوری را در اولویت قرار دهند؛ به ویژه خانم ها که توانایی دارند در کنار تحصیل، زندگی مشترک موفقی نیز داشته باشند. در مسیر تحصیل و انتخاب رشته نیز توجه داشته باشند که عامل پیشرفت واقعی، علاقه و پشتکار است بنابراین اگر به رشته ای علاقه ندارند، صرف بازارکار یا درآمد و جایگاه اجتماعی آن وارد نشوند.

مشکلات، انسان را شکوفا می کند/ کاش فرزندان بیشتری داشتم

او فراز و نشیب سه عرصه مهم نقش آفرینی خود یعنی مادری، همسری و استادی را با جمله کوتاه و پرمعنای «سخت ولی شیرین بود»، جمع بندی می کند و ضمن تشکر از حمایت همسر و والدین خود می گوید: «مشکلات زندگی سبب می شود افراد بیشتر به توانایی خود پی ببرند و شکوفا شوند؛ به عنوان مثال دانشجویانی که مادر هستند نسبت به دیگران برنامه ریزی و مدیریت بهتری در زندگی و زمان دارند. یکی از حسرت هایم در گفتگو با جوانان و دانشجویان این است که کاش فرزندان بیشتری داشتم؛ ما خانم ها معمولا در جوانی درگیر کار و تحصیل و .. هستیم غافل از اینکه هیچ چیز جای فرزند را نمی گیرد. در عین حال خوشحالم که در خدمت مادران و فرزندانشان هستم و رضایت شغلی ام در همین است نه ارتقا و جایگاه اجتماعی.»

  دکتر میرزایی در پایان با اشاره به خاطره شیرین سفر اربعین، آن را بهترین سفر خارجی اش توصیف و ابراز امیدواری می کند که بتواند به زودی از نگاه مردم شناسی، آن همه شور و شوق و میزبانی تمام عیار مردم عراق را در قالب کتاب به نگارش درآورد.


0186.jpg - 74.24 kBدکتر سمانه سالاری، متولد اسفند 1366 در شهرستان سربیشه(خراسان جنوبی )، عضو هیات علمی ( استادیار ) دانشگاه علوم پزشکی مشهد، یکی از چهره های جوان و فعال در حوزه های آموزش و درمان دانشکده دندانپزشکی مشهد است که از سال 1400 و پس از اتمام دوره دستیاری در رشته تخصصی بیماریهای دهان و دندان، فعالیت خود را به عنوان عضو هیات علمی طرح ضریب k در این مجموعه دانشگاهی آغاز نموده و هم اکنون به امر آموزش دانشجویان و درمان بیماران در دانشکده دندانپزشکی مشهد اهتمام دارد. در این مصاحبه که در راستای آشنایی هر چه بیشتر با اساتید هیات علمی جوان دانشگاه علوم پزشکی مشهد از سوی پایگاه خبری وبدا انجام شده، ضمن آشنایی با دکتر سمانه سالاری به عنوان یکی از متخصصین رشته بیماری های دهان و دندان، پیرامون اهمیت و کارکرد این رشته نیز توضیحاتی را خواهیم شنید:

وبدا: ضمن سپاس از فرصتی که برای این گفتگو اختصاص دادید، بفرمایید که دوران تحصیل در مدرسه و پس از آن تحصیل در دانشگاه را طی چه سالهایی و در کجا سپری کردید؟

من دوران ابتدایی و راهنمایی را در شهرستان سربیشه – درح ( خراسان جنوبی ) گذراندم و در دوران دبیرستان وارد مدرسه نمونه دولتی در شهر بیرجند شدم. پس از شرکت در کنکور سراسری سال 1385 در دانشکده دندانپزشکی مشهد پذیرفته شدم و مقطع عمومی دندانپزشکی را در سال 1391 به پایان رساندم و به زادگاهم برگشتم. در شهرستان سربیشه چند سالی مشغول طبابت بودم تا اینکه در سال‌های ۹۶ -۹۷ تصمیم گرفتم ادامه تحصیل دهم و پس از شرکت در آزمون دستیاری، در رشته بیماری‌های دهان وفک و صورت دانشکده دندانپزشکی مشهد پذیرفته شدم. تحصیل در دوره تخصص هم در سال ۱۴۰۰ به پایان رسید و پس ازشرکت در آزمون بورد تخصصی، با توجه به نیاز دانشکده دندانپزشکی مشهد در قالب طرح ضریب k مشغول به فعالیت شدم.

وبدا: با توجه به اینکه دوره دانشجویی و استادیاری را در این دانشکده گذرانده‌اید، ارزیابی‌تان از شرایط این مجموعه چیست؟

زمانی که ما در این دانشکده، دانشجوی عمومی بودیم همه چیز خوب و مطلوب به نظر می رسید و از لحاظ وسایل، امکانات، مواد دندانپزشکی، بیمار و ... همه چیز مناسب بود. تعداد دانشجویان در هر بخش، حدود ۱۰ نفر بود که از ابتدا تا انتهای ترم در آن بخش مستقر بودند و فضا هم متناسب با تعداد دانشجویان بود، در حال حاضر هرچند طبقه سوم نیز به ساختمان دانشکده اضافه شده و فضای آموزشی و امکانات توسعه یافته، اما با توجه به افزایشی که در تعداد دانشجویان اتفاق افتاده، نیاز به فضا و امکانات بیشتری احساس می‌شود.

 موضوع دیگر کمبود اساتید نسبت به تعداد دانشجویان است؛ یعنی به نسبت دانشجویانی که در ورودی‌ها اضافه شدند، بنظر میرسد عضو هیئت علمی به گروه‌ها اضافه نشده و حتی در سال های اخیر تعدادی از اساتید در گروه ها بازنشسته نیزشده اند که این موضوع ممکن است به کیفیت آموزش هم لطمه وارد کند. از طرفی تمایل دانشجویان برای دوره رزیدنتی در برخی رشته ها مثل بیماری های دهان و آسیب شناسی کمتر شده و به عنوان مثال در بخشی که ما فعالیت داریم چند سالی است که جذب رزیدنت کاهش داشته است و  این مورد هم میتواند در فرایند آموزش دانشجویان نقش داشته باشد.

وبدا: آیا از انتخاب رشته بیماری‌های دهان ، فک و صورت و کار در این حوزه راضی هستید؟

واقعیت آن است که در همان ماه اول ورودم به دوره تخصص از انتخاب رشته بیماری‌های دهان و دندان پشیمان شدم و قصد داشتم به شهرم برگردم، اما استاد عزیزم خانم دکتر دلاوریان با من صحبت کردند و پیشنهاد کردند که یک ترم در این رشته بمانم، تا شناخت بیشتری از آن پیدا کنم و در صورتی که پس از یک ترم همچنان قصد انصراف داشتم این تصمیم را عملی کنم و واقعاً همان یک ترم شناخت بسیار خوبی به من از این رشته داد و متوجه شدم که این تخصص تا چه حد مهم و کمک کننده در درمان بیماران است و در واقع درک همین اهمیت بود که مرا به رشته بیماری‌های دهان و دندان علاقمند کرد و در این رشته ماندگار شدم.

وبدا: فرایند درمان بیماران در رشته بیماری های دهان و فک و صورت چگونه است؟

به جز مراجعه کنندگانی که با مشکلات دندانپزشکی توسط همه دندانپزشکان ویزیت می‌شوند، افرادی هم هستند که مشکلات سیستمیک یعنی بیماری های خاصی مثل MS، دیابت یا فشار خون کنترل نشده، بیماری قلبی، پیوند قلب یا روماتیسم و... دارند و در واقع این بیماران در زمینه کاری ما قرار می‌گیرند. در رابطه با بیماران با مشکلات پزشکی ما به دانشجو توضیح می‌دهیم که چنین بیمارانی اگر به شما مراجعه کردند باید برای آنها چه اقدامی داشته باشید به عنوان مثال بیماری که مشکل قلبی یا دیابت دارد، بایستی حتماً مشورت پزشکی برای او گرفته شود و یک فرایند خاص برای درمان بیمار انجام شود تا مشکلی برای او ایجاد نشود. بطور کلی در رشته بیماری های دهان و دندان دانشجو می آموزد که چطور با توجه به شرایط خاص بیماران آنها را مدیریت کند.

اهمیت‌ دیگر این رشته آن است که یک سری از بیماری‌ها که اولین علامت آنها در دهان ظهور می کند را می تواند شناسایی کند مثلاً حضور زخم یا سفیدی یا توده در فک میتواند علل مختلف از جمله سرطان داشته باشد و متخصص بیماری های دهان میتواند با تشخیص  زود هنگام و ارجاع به موقع به پزشکان متخصص در پیش اگهی و پاسخ به درمان نقش بسزایی داشته باشد

 از سوی دیگر یکسری بیماری‌های با منشاء سیستم ایمنی داریم که محل اصلی ضایعات در دهان و پوست یا هردو  است مثل؛ لیکن پلان و پمفیگوس و..  و میتوانند سبب ایجاد زخم‌های ناتوان کننده‌ای در بیمارشوند ، لذا بسیار مهم است که این بیماری‌ها را به موقع تشخیص دهیم تا تا از پیشرفت بیماری و نیاز به درمان های چند دارویی با عوارض زیاد  جلوگیری شود.

وبدا: در دوران مدرسه وضعیت تحصیل تان چطور بود و آیا از دانش آموزان باهوش و اهل مطالعه بودید؟

بیشتر از آنکه باهوش باشم، پشتکار داشتم، بخاطر جبران زحمات پدر و مادرم تمام تلاش خود رو بکار گرفتم.

وبدا: نقش حمایتی خانواده را در موفقیت‌های خود چطور ارزیابی می‌کنید؟

من در مقطع پنجم دبستان به دلیل کسالت مادرم و فشار کاری زیادی که بر ایشان وارد بود، تصمیم گرفتم ترک تحصیل کنم و دو هفته هم به مدرسه نرفتم، پدرم که از سفر برگشتند و از این موضوع مطلع شدند سریعا مرا به مدرسه بردند و باعث شدند که مجدداً به مدرسه برگردم. البته من بسیار بازیگوش بودم و چندان دل به درس خواندن نمی‌دادم، یکی از خواهرانم که کمی از من بزرگتر بود هم به من کمک کرد تا در آزمون مدرسه نمونه دولتی بیرجند شرکت کنم و با قبولی در این آزمون وارد مدرسه نمونه دولتی شدم، خواهرم نیز در همان مدرسه نمونه دولتی تحصیل می‌کرد و در واقع ایشان مرا وادار به درس خواندن کرد.

یکی از معلمان دوره راهنمایی ( خانم بارانی ) هم در کمک به من برای درس خواندن محرک بزرگی بودند و علاوه بر ایشان، معلم زیست شناسی من هم نقش مهمی در تعیین مسیر تحصیلی ام داشت و به توصیه ایشان تصمیم گرفتم که در کنکور سراسری رشته پزشکی را انتخاب کنم، البته در زمان انتخاب رشته با مشاوره‌ای که گرفتم تصمیمم به انتخاب رشته دندانپزشکی تغییر کرد و همیشه از خداوند سپاسگزارم که این افراد را در سر راه من گذاشت تا مسیر درست را به من نشان دهند و در مقاطع مختلفی که نا امید می‌شدم، آنها به کمک من می‌آمدند.

وبدا: آیا در سالهای کودکی و نوجوانی به آینده شغلی خود فکر می کردید؟

 بله... در کودکی هر کس که از من سوال می‌کرد در آینده می‌خواهی چه کاره شوی؟ می‌گفتم استاد و امروز خوشبختانه در آن جایگاه هستم و این را یک موفقیت بزرگ می‌دانم. در واقع جایگاه هیئت علمی خلائی بود که در زندگیم احساس می‌کردم و اکنون در آن جایگاه قرار دارم؛ هرچند که مسیر رسیدن به این موقعیت، بسیار سخت و زمانبر بود.

وبدا: آیا چالش‌هایی در این مسیر وجود داشت که شما را از ادامه راه منصرف کند؟

چالش‌ها وجود داشت، ولی هرگز مرا از ادامه راه منصرف نکرد چون پدر و مادر من فوق العاده انسان‌های زحمتکش و سختکوشی بودند و این شخصیتشان برای من الگو شده بود. و علی رغم همه سختی‌هایی که متحمل می‌شدند همواره تاکید داشتند که ما از تحصیل باز نمانیم و تمام تلاشمان را در این مسیر به کار بگیریم تا آینده شغلی خوبی داشته باشیم و به حمدالله اکنون همه خواهران و برادران در موقعیت‌های خوب شغلی قرار داریم. در واقع ما هرچه داریم از والدین مان داریم و زحمات آنها سبب شد که ما انگیزه برای درس خواندن پیدا کنیم و تصورمان این بود که با درس خواندن خستگی را از تن آنها به در می‌کنیم. در حوزه کار و فعالیت شغلی هم چالش‌هایی وجود داشت اما هرگز از ادامه مسیر کار منصرف نشدم.

وبدا: به نظر شما یک استاد موفق و شاخص چه ویژگی‌هایی دارد؟

برخورد استاد با دانشجو بسیار مهم است و اینکه در کمال حفظ احترام بتواند ارتباط خوبی با دانشجو داشته باشد. از نظر آموزشی هم قوی و به روز باشد و همینطور قدرت بیان برای انتقال دانش خود به دانشجو داشته باشد.

اساتید من در واقع الگوی من بودند؛ اساتیدی همچون خانم دکتر دلاوریان، خانم دکتر پاک فطرت، آقای دکتر جواد زاده و آقای دکتر حسین پور و آقای دکتر صنعت خانی و سایر اساتید. مهمترین شاخصه این اساتید دلسوزی آنها برای مردم است و عشقی که نسبت به درمان بیماران دارند و با لذتی وصف ناپذیر پیگیر کار بیمار هستند، همچنین دانشجویان را با علاقه زیاد آموزش می‌دهند و اگر دانشجویی شرایط روحی بدی داشته باشد، با او صحبت می‌کنند. این دغدغه را هم دارند که آموزش‌هایشان کاربردی و اثربخش باشد و دانشجویی که از این دانشکده فارغ التحصیل می‌شود حتماً چند خصوصیت در وی نهادینه شده باشد ؛ اول برخورد با بیمار و دلسوزی برای بیماران، دوم پیگیری کار بیمار و اینکه آموزش کافی دیده باشند تا بعداً مشکلی برای آنها پیش نیاید و در زمینه مسائل و مشکلات دانشجویان هم به آنها کمک ‌کنند.

وبدا: چه توصیه‌ای به دانشجویان دارید؟

البته دانشجویان با هم خیلی متفاوت هستند و ما نمی‌توانیم یک توصیه را به همه دانشجویان داشته باشیم. اما من توصیه‌ای که به همه دانشجویان دارم این است که تحقیق کنند، زحمت بکشند ، اشتباه کنند، خطا کنند و تجربه کنند تا ببینند چه کاری را دوست دارند و برای رسیدن به آن تلاش کنند . چون علاقه به یک کار سبب می‌شود که شما هر چقدر هم خطا و اشتباه داشته باشید عواقب آن را بپذیرید. به عنوان مثال در مورد خود من، بعضی از دوستانم معتقدند که ورودم به دوره تخصص اشتباه بود و با همان دوره عمومی دندانپزشکی می‌توانستم به موقعیت شغلی و درآمدی خوبی برسم، ولی من هیچگاه از این مسیری که آمدم پشیمان نیستم، چون آنقدر به این رشته و کار علاقمند شدم که اکنون اگر به گذشته هم برگردم و بهترین رتبه را کسب کنم باز هم همین رشته بیماری‌های دهان را انتخاب خواهم کرد.

وبدا: با توجه به فعالیت دانشگاه درس حوزه آموزش و پژوهش و درمان آیا تصور می‌کنید که این سه حوزه را می‌توان اولویت بندی کرد؟

بله... به نظر من آموزش در اولویت اول است، البته این نکته را هم عرض کنم که بنده شخصاً معتقدم در دانشکده باید یک تقسیم بندی در بین اساتید انجام شود و استادی که مثلاً علاقمند به حوزه آموزش است صرفاً کار آموزش را انجام دهد و استادی که به حوزه پژوهش علاقمند است بر این کار متمرکز شود؛ هرچند که با گرنت های موجود چندان نمی‌توان تولیدات علمی کاربردی و اثرگذار داشت. اما بطور کلی تفکیک اساتید در این سه حوزه از نگاه بنده یک ضرورت است.

 

 

 


 0146.jpg - 139.60 kBدکتر فریبا برنجی، متولد 1343 در شهر مشهد، عضو هیات علمی و استاد رشته انگل شناسی در دانشگاه علوم پزشکی مشهد، یکی از اساتید پیشرو در حوزه های آموزشی و پژوهشی است که طی سال های 1381 و 1402 به ترتیب به عنوان پژوهشگر برتر دانشگاه و دانشکده پزشکی معرفی و همچنین در جشنواره شهید مطهری در سال1391 در زمره اساتید هیأت علمی آموزشی برتر شناخته و مورد تقدیر قرار گرفت. این استاد باسابقه، قریب به 70  مقاله را به زبان های انگلیسی و فارسی نگارش نموده و حدود 70 پایان نامه دانشجویی از رشته های پزشکی، داروسازی، ارشد و دانشجویان تخصصی و فوق تخصصی را تا مرحله چاپ مقاله هدایت و مشاوره داشته است.

پایگاه خبری وبدا جهت آشنایی هر چه بیشتر با این استاد برتر در حوزه های آموزش و پژوهش گفتگویی با ایشان داشته که شرح آن را در ادامه می خوانید:

وبدا: لطفا در ابتدا خود را برای مخاطبان این گفتگو معرفی و بیوگرافی مختصری از خود عنوان بفرمایید؟

دکتر فریبا برنجی هستم، متولد 1343 در شهر مشهد، دوران تحصیل در مدرسه را در زادگاهم گذراندم و پس از شرکت در کنکور سال 1361، وارد دانشکده پزشکی مشهد شدم و دوره عمومی پزشکی را تا سال 1368 به پایان رساندم. در همان سال برای گذراندن دوره تخصصی رشته انگل شناسی پزشکی اقدام کردم و در ادامه دوره دکترا انگل شناسی پزشکی را در دانشگاه مشهد گذراندم و در نهایت سال 1372 از  رساله‌ی دکترا دفاع کردم و از آبان ماه همان سال به عنوان استادیار در آزمایشگاه انگل شناسی بیمارستان امام رضا(ع) از مراکز زیر پوشش دانشگاه علوم پزشکی مشهد مشغول به کار شدم.

وبدا: مراتب ارتقاء به سطح دانشیاری و استاد تمام چطور سپری شد؟

با توجه به تعداد مقالات و رساله های مختلفی که با دانشجویان داشتم، پس از چند سال از مرتبه استادیاری به دانشیاری و سپس به مرتبه استادی در دانشگاه علوم پزشکی مشهد ارتقاء یافتم.

وبدا: در خصوص دستاوردهای علمی و پژوهشی تان نیز توضیحاتی بفرمایید؟

حدود 70  مقاله به زبان های انگلیسی و فارسی نگارش کرده ام و حدود 70 پایان نامه با دانشجویان پزشکی، داروسازی، کارشناسی ارشد و دانشجویان تخصصی و فوق تخصصی داشته ام که اکثر آنها منجر به چاپ مقالات شده و برمبنای آنها موفق به کسب درجه استادی شدم.

پژوهش های زیادی هم در زمینه های مختلف داشتم که یکی از آنها مربوط به انگلی ناشناخته به نام لوفوموناس است که در ایران هم شیوع نسبتا بالایی دارد. این انگل می تواند عفونت های تنفسی فوقانی وتحتانی  ( یعنی سینوزیت و عفونت های ریوی ) را ایجاد کند و ما حدود 10سال پیش این انگل را شناسایی کردیم.

 بعد از آن، بسیاری از اساتید فوق تخصص ریه و متخصصین گوش و حلق و بینی به وجود این انگل پی بردندوطرحهای پژوهشی در رابطه با لوفوموناس وبیماریزایی ان در بیماران مختلف با متخصصین ریه وگوش وحلق وبینی وایمونولوژی داشته ایم  و خوشبختانه اکنون با شناسایی  لوفوموناس ووجود داروهای ضد انگلی مثل مترونیدازول  وتینیدازول قابل درمان است.

 در گذشته چون این انگل شناخته شده نبود، حتی مواردی  منجر به فوت بیماران می شد و با مشکلات زیاد ریوی، سینوزیت های مزمن، سرفه های مزمن و موارد مختلف مرتبط با عفونت های تنفسی در افراد همراه بود.لوفوموناس هم در  افراد با ایمنی طبیعی وهم افراد با سیستم ایمنی ضعیف شده دیده می شود.

عفونت ناشی از این انگل، یک عفونت استنشاقی است و منبع آن هم کیست های موجود در روده ی سوسک و مایت (نوعی حشره از گروه عنکبوتیان) است و از آنجا که معمولا در منازل همه ما، قالی ( بویژه قالی پشمی وموکتهای پرز دار )، ملحفه  و پرده وجود دارد که برای مایتهای گردوغبار  محل مناسبی برای رشد ونمومی باشد ، انسانهادر معرض این انگل می باشند.لوفوموناس  به صورت هم زیست در روده  سوسک ومایت  زندگی می کند و به صورت اتفاقی با استنشاق گردوغبار الوده به  مدفوع این موجودات ، افراد دچار آلودگی وبیماری می شوند.

در بسیاری موارد مشاهده کرده ایم که سینوزیت آلرژیک، رینیت های آلرژیک یا عفونت های تنفسی که به درمانهای عادی پاسخ نمی دهد  به علت  این انگل  به وجود می آید و مشکلات درمانی زیادی را ایجاد می کند.

وبدا: چه راهکارهای درمانی را برای این بیماری اندیشیده اید؟

 با کمک همکاران کلینیسین  روش های درمانی را در رابطه با این انگل انجام داده ایم و از طریق تحقیقات خود موفق شدیم به این نتیجه برسیم که کدام دارو وروش بهتر است و نتایج را هم به صورت مقالات چاپ کردیم. خوشبختانه این اقدامات باعث شده در ایران خیلی از جوامع دانشگاهی این انگل را بشناسند و به بهبود وضعیت بهداشت و درمان مردم کمک بشود.

وبدا: در خصوص رتبه های پژوهشی که در دانشگاه کسب کرده اید و سایر مناصب علمی-پژوهشی نیز توضیحاتی بفرمایید؟

سال 1381 به عنوان پژوهشگر برتر دانشگاه علوم پزشکی مشهد معرفی و سال 1402 نیز به عنوان پژوهشگر برتر دانشکده پزشکی شناخته شدم، همچنین در جشنواره شهید مطهری درسال 1391 در زمره اساتید هیأت علمی آموزشی برتر قرار گرفتم و یک سال به عنوان عضو فعال پژوهشی گروه انتخاب شدم.

طی سالهای 1390 تا 1393 عضو هیأت بورد و ممتحنه و ارزشیابی انگل شناسی ایران هم بودم و مجدداً در سال های 97 تا 99 به عنوان عضو هیأت ممتحنه و ارزشیابی منطقه ای رشته انگل شناسی فعالیت داشتم.

وبدا: با توجه به حضور چندین ساله در فضای دانشگاه، ارزیابی شما از فضاهای آموزشی، پژوهشی و درمانی این مجموعه چیست؟

با توجه به تجربه ای که در فضای شغلی داشته ام، امکانات دانشگاه علوم پزشکی مشهد به لحاظ فضای فیزیکی بسیار خوب است و تجهیزات مناسبی در اختیار است، اما بهتر است که نیروهای طرحی که در اختیار گروه قرار می گیرندچنانچه شایستگی از خود نشان می دهند به عنوان عضو دایمی از خدمات انان استفاده شود و  جابجایی نیروهای کمکی و یا کمک پژوهشی هر دوسال یکبارپس از پایان طرحشان  پیشرفت گروه را مختل می کند وحفظ نیروهای مفید وموثر می تواند کمک بسزایی برای پیشرفت گروه باشد. همچنین با توجه به اینکه یک عضو هیأت علمی هم کارهای درمانی، هم پژوهشی و هم آموزشی را در اختیار دارد و این سه کار را به تنهایی نمی تواند انجام دهد، لذا چنانچه نیروهای کارآزموده ای باشند که بتوانند به کار پژوهشی و نوشتن پروپوزال و راهنمایی دانشجویان کمک کنند و در نوشتن پایان نامه ها و جمع آوری اطلاعات و نوشتن مقالات نیروهای کارآمدی داشته باشیم برای پیشرفت علمی  گروه خیلی موثرخواهد بود.  بنابراین اگر این نیروها بتوانند بار پژوهشی را کمتر کنند تا یک عضو هیات علمی به فعالیت درمان و آموزشی بیشتر رسیدگی کند، بدون شک نتایج بهتری حاصل خواهد شد.

وبدا: با توجه به فعالیت دانشگاه در سه حوزه آموزش، درمان و پژوهش حفظ ارتباط این سه حوزه از نگاه شما تا چه حد اهمیت دارد و اساسا آیا می توان این سه حوزه را اولویت بندی کرد؟

البته این سه حوزه در یک ردیف قرار دارند و یک عضو هیات علمی باید بتواند هم به درمان مردم رسیدگی کند و هم به دانشجویان رشته پزشکی، اطلاعات خود را درست منتقل کند. اما برای پژوهش حتما باید نیروی کمک پژوهشی باشد، چون یک عضو هیأت علمی به تنهایی نمی تواند همه کارها را انجام دهد، مثلا رشته های مرتبط با تحقیقات پزشکی،آموزش پزشکی و فوق لیسانس و لیسانس های کتابداری شاید بهتر بتوانند در انجام تحقیقات علمی ونوشتن مقالات کمک کنند و بار پژوهشی کار را هم در دانشگاه بالا ببرند.

البته این نکته هم مهم است که پژوهش ها باید کاربردی باشند و نباید صرفا علم برای علم باشد، تا وقتی یکسری بیماری ها را داریم که در جامعه  شیوع زیادی دارند باید برای پیشگیری و تشخیص و درمان  آنها تلاش شود وهمچنین روشهای درمانی جدید و بهتر را پیدا کنیم.

وبدا: در مسیر تحصیل و فعالیت های کاری آیا چالش ها و موانعی را هم تجربه کردید؟

بنده معتقدم کسی باید وارد رشته پزشکی شودکه به آن علاقه داشته باشد، چون رشته سنگینی است و من به دانشجویانم می گویم که چنانچه عاشق این رشته هستید و دوست دارید به مردم کمک کنید و به آنها عشق بورزید، وارد این رشته شوید. همچنین به دانشجویانم پیشنهاد میکنم که بیمار خود را همچون بستگان درجه یک خود بدانید و نهایت تلاش تان را برای کمک به آنها به کار بگیرید، همیشه مطالعه داشته باشید و سعی کنید از علم زمان عقب نمانید. در کنار آن یک انسان واقعی باشید که بتوانید به مردم خدمت کنید.

دانشجویان با توجه به اینکه رشته پزشکی، رشته سختی است باید پشتکار داشته باشند و فکر نکنند که در یک شب می توانند تمام مطالب را یاد بگیرند، لذا باید در مطالعه استمرار داشته باشند و از رفرنس های به زبان انگلیسی استفاده کنند چرا که به یادگیری بهتر وموثرتر مطالب کمک می کند.

پیشنهاد من به دانشجویان بالینی این است که سعی کنند بیشتر بیمار ببینند، چون از بیمار دیدن خیلی مطالب را می آموزند و روش صرفا مطالعه کتاب برای رشته های آموزش پزشکی روش کارسازی نیست. با شرح حال گرفتن از بیمار و معاینه دقیق می توان تشخیص بهتری داشت .

وبدا: آیا خانواده هم در پیشرفت های تحصیلی و کاری شما نقش داشتند؟

بله.. قطعا بدون حمایت مادر و پدر نمی توانستم این مدارج را طی کنم، چون مادرم معلم و پدرم دکتر دامپزشک بودند و هر دو نفر آنها به تحصیل من و برادرانم علاقمند بودند. لذا حمایت خانواده و همسر در انجام وظایف و نیز در مطالعات و انجام کارهای علمی خانواده بسیار مهم است.

وبدا: به عنوان یک استاد چه توصیه ای به دانشجویانتان دارید؟

،چالش و مشکلات در زمان تحصیل برای همه وجود دارد انسان باید سعی کند با عشق و علاقه به ادامه تحصیل خود ادامه دهد و وظایف خود را مرتبط با مطالعات وامور اموزشی  به خوبی وبادقت انجام دهد و سعی کند که همیشه مطالب بروز را  مطالعه کند.

آرزو می کنم دانشگاه علوم پزشکی مشهد که همیشه از ما حمایت کرده است، پیشرفتهای روزافزون داشته باشد و از مسئولین تشکر می کنم که فضاهای آموزشی و درمانی خوبی را فراهم کرده اند.


0155.jpg - 75.22 kBدکتر صدیقه آیتی، استاد پیشکسوت گروه زنان و زایمان دانشگاه علوم پزشکی مشهد و پزشک نمونه استانی، که از سه سال گذشته، به جرگه‌ی بازنشستگان معزز کشور پیوسته، یکی از چهره های تلاشگر و حاذق در حوزه های آموزش و درمان دانشگاه علوم پزشکی مشهد است که به دلیل عملکردی موفق؛ بویژه در بحث فرزندآوری پس از سزارین، تشویق مادران باردار به انجام زایمان طبیعی و پیشگیری از سقط جنین، طی سال جاری (1403) به عنوان پزشک نمونه بیمارستان قائم (عج) معرفی و مورد تقدیر قرار گرفت. این استاد پیشکسوت دانشگاه، علاوه بر خدمات درمانی، در حوزه پژوهش نیز ده ها مقاله را به زبان های فارسی و انگلیسی و با کمک رزیدنت ها و همکاران خود منتشر نموده است. در ادامه، شرح گفتگوی پایگاه خبری وبدا با دکتر صدیقه آیتی پزشک نمونه استان را می خوانید:

وب دا: با سپاس از حضور شما در این مصاحبه، لطفا در مورد فرایند تحصیل خود و فعالیت های شغلی تان در طی سال های گذشته توضیحاتی مختصر بفرمایید؟

من دوران تحصیل در مدرسه را در شهرستان بیرجند گذراندم و با توجه به علاقه ای که به رشته پزشکی داشتم و البته حمایت خانواده که زمینه ساز و حامی من و سایر برادرانم برای تحصیل در این رشته بودند، وارد رشته پزشکی در دانشگاه علوم پزشکی مشهد شدم، سال 1370 تحصیل در مقطع عمومی پزشکی به پایان رسید و من برای طی کردن دوره طرح به دانشگاه علوم پزشکی بیرجند رفتم.  مقطع تخصصم را نیز در همین دانشگاه سپری کردم و پس از گذراندن دوره طرح تخصص به عنوان عضو هیأت علمی شروع به کار کردم. برای ادامه‌ی دوران فعالیت خود به دانشگاه علوم پزشکی مشهد آمدم و اوایل سال های خدمت چند سال را در بیمارستان شهید هاشمی نژاد و سپس در بیمارستان های قائم (عج)، امام رضا(ع) و ام البنین (س) و البته عمده فعالیت خود را در بیمارستان قائم(عج) گذراندم.

وب دا: نقش حمایتی همسر و فرزندان را در پیشرفت و موفقیت خود چطور ارزیابی میکنید؟

من صاحب سه فرزند هستم که دو فرزندم رشته پزشکی و یکی از فرزندانم تحصیلات حوزوی دارد. همسرم مهندس مکانیک است و با توجه به اینکه اکثر متخصصین زنان و زایمان تقریبا به صورت شبانه روز مشغول امور بیماران هستند، لذا همراهی و حمایت همسرم، در تمام دوران زندگی مشترک بسیار خوب بوده و این همراهی کمک کرده تا من بتوانم به وضعیت فرزندان و امورات زندگی رسیدگی کنم و همینطور بتوانم پاسخگوی بیماران خود باشم.

وب دا: با توجه به چالش های رشته پزشکی، چگونه آن را مدیریت کردید که تداخلی در زندگی شخصی شما نداشته باشد؟

بخشی از ساعات کاری من در دانشگاه، صرف امور آموزشی و پژوهشی می شود که بسیار زمان بر است و همچنین در امور درمانی در تمام دوران خدمتم، همیشه در هر ساعتی از شبانه روز توانستم با قبول مسئولیت به لطف خدا پاسخگوی بیماران باشم.

همان طور که پیش تر بیان شد، رشته زنان و زایمان رشته ای است که به صورت شبانه روزی در خدمت بیماران هستیم و چنانچه فردی بتواند زمان و برنامه های زندگی خود را مدیریت کند، می تواند در این رشته موفق باشد و برای مدیریت صحیح و فعالیت در این رشته نیاز است تا سایر اعضای خانواده به ویژه همسر نقشی حمایت کننده داشته باشد.

وب دا: در دوران بازنشستگی چه می کنید؟

من بیشتر اوقات خود را در دانشگاه و بر بالین بیماران سپری کردم و اکنون که حدود سه سال است، بازنشسته شده ام به سایر فعالیت ها و علائق خود می پردازم و علاوه بر اینکه بیشتر در حوزه رشته تخصصی خود فعالیت می کنم، در اوقات فراغت به مطالعه و شرکت در کلاس های علوم قرآنی می پردازم، که خوشبختانه در بسیاری از مراحل زندگی برایم راهگشا، مفید و کمک کننده بوده است. همچنین با توجه اینکه فرزندانم، ازدواج کرده اند و تا حدودی نیاز به کمک من دارند ترجیح دادم کمی زودتر بازنشسته شوم و بیشتر به امور خانواده رسیدگی کنم.

وب دا: به عنوان پزشک نمونه استانی بیمارستان قائم (عج)، اولین ویژگی یک پزشک موفق را چه می دانید؟

یکی از مسائلی بسیار مهم در حیطه پزشکی، رعایت اخلاق پزشکی و رعایت حقوق بیماران است. ما باید این موضوع را در نظر داشته باشیم که بیماران مستأصل هستند و در نهایت نیاز به پزشک مراجعه می کنند. متأسفانه در جوامع فعلی تا حدودی مسائل اخلاقی زیر سئوال رفته و بیشتر پزشکان شاید به فکر حقوق خود باشند تا حقوق بیمار، اما در این میان دعای خیر بیماران برای ما بسیار کمک کننده است. بدون شک یکی از موضوعاتی که ما را در این رشته پا برجا نگه داشته است دعای خیر بیماران است.

وب دا: در مورد فعالیت های پژوهشی و آموزشی و درمانی سال های خدمت خود توضیحاتی را ارائه بفرمایید؟

 به لطف خدا  بیش از 30 سال در خدمت دانشجویان استاژر، انترن و رزیدنت بوده ام. همچنین ده ها مقاله به زبان های فارسی و انگلیسی با کمک رزیدنت ها و همکاران در این حوزه منتشر کرده ایم که بسیار وقت گیر است و نیاز به عشق و علاقه فراوان دارد. همانطور که عنوان شد، بیشتر زمان خدمتم در حوزه درمان بیماران سپری شده و در زمینه فرزندآوری، پیشگیری از سقط جنین و همچنین زایمان پس از سزارین فعالیت های گسترده ای دارم.

وب دا: شاخه های فعالیت خود را در حوزه زنان و زایمان که به آن علاقمند هستید بفرمایید؟

یکی از شاخه هایی که من در رشته زنان بیشتر فعالیت داشتم و حتی رزیدنت ها را نیز به سمت آن تشویق می کردم این است، که بتوانند انتخاب اولیه را برای زایمان، زایمان طبیعی در نظر بگیرند. از دوران رزیدنتی و نیز در طی سال های خدمتم، در حوزه واژینال افتر سزارین یعنی مادرانی که سزارین شده اند و تمایل به بارداری مجدد دارند، فعالیت دارم که خوشبختانه در این زمینه نیز موفق بوده ام.

طبق توصیه های ارزشمند مقام معظم رهبری و چالش هایی که در موضوع فرزندآوری و کاهش جمعیت کشور ایران ایجاد شده است، زایمان طبیعی و زایمان بعد از سزارین باعث شده که بسیاری از مادران به فرزندآوری تشویق شوند. بنابراین یکی از شاخه های فعالیت های رشته زنان که به آن نیز علاقمند هستم فرزندآوری است و فعالیت های گسترده ای در این زمینه دارم و شاید بتوان گفت، که در شرایط فعلی با همه بیمارانی که به ما مراجعه می کنند در مورد افزایش تعداد فرزندان حتما صحبت می کنیم ؛ چرا که خیلی از بیماران ما با توجه به تبلیغات سوءی که در نظام های قبلی با شعار " فرزند کمتر زندگی بهتر" پیش می روند و بنابراین با معظل کاهش جمعیت روبرو هستیم .

یکی دیگر از شاخه های کاری من در زمینه جلوگیری از سقط جنین است و خوشحالم که می توانم جان یک انسان زنده را نجات دهم و به لطف خدا در این زمینه نیز خیلی موفق بوده ام و امیدوارم بتوانیم بیش از پیش فعالیت های ارزشمندی داشته باشیم، چرا که مشکل کاهش جمعیت و سالمندی کشور ما را در چند سال آینده با معظلات عدیده ای روبرو خواهد کرد.

وب دا: چه پیامی برای دانشجویانی دارید که قرار است در آینده در جایگاه شما قرار دارند؟

یک مسأله خیلی مهم این است، دانشجو از زمانی که وارد دانشگاه می شود در واقع از همان سال های اولیه به فکر مادیات است و متأسفانه مسائل مادی در جامعه طرف دار زیادی دارد، در صورتی که اگر ما اساتید بتوانیم با برخوردهای مناسب خود دانشجویان را به سمتی سوق دهیم که موضوعات معنوی، وجدانی و شرایط بیمار را در نظر بگیریم و به آنها اهمیت دهیم، به طور ناخودآگاه مسائل مادی نیز متعاقب آن در زندگی ما وارد خواهند شد و در نتیجه حتما موفقیت دانشجویان را در پی خواهد داشت.

 درباره وجه اضافی که متأسفانه پزشکان به عنوان زیرمیزی دریافت می کنند، باید بگویم که پزشکان از این راه ممکن است پول بیشتری کسب کنند، اما باید آگاه باشیم که به چه میزان می تواند در زندگی ما برکت داشته باشد؟! لذا چنانچه دانشجویان تعهد اخلاقی و وجدان کاری را داشته باشند قطعا جزء افرادی  قرار می گیرند که در جامعه از رفاه خوبی برخوردار خواهند بود؛ اما به شرط اینکه ما رفاه را تنها در افزایش میزان مادیاتی که کسب می کنیم در نظر نگیریم. مهم آن رزق و روزی است که وارد زندگی افراد می شود. در بسیاری مواقع، ممکن است آنچه را بدست می آوریم رزق ما نباشد، بنابراین رزق معنوی بسیار مهم است و امیدوارم دانشجویان جدید به این نکته مهم توجه داشته باشند.

وب دا: درباره فرزند آوری چه توصیه هایی برای جوانان دارید؟

مسأله ای که امروزه بسیار مطرح است، موضوع فرزندآوری است که به دلیل تبلیغات سوء فرزندآوری کمتر شد، اما طبق مطالعات جامعه شناسی خانواده هایی که صاحب فرزندان بیشتری هستند اصولا کمتر با مسائل تربیتی به چالش برخورد می کنند. بیشترین انرژی را یک خانواده برای فرزند اول می گذارد.

ضمن اینکه برای تربیت فرزندان، باید ما والدین خود را تربیت کنیم، چرا که فرزند از والدین خود الگوبرداری می کند. طبق اعتقاد قدیم که گفته میشد؛ اگر دختری را می خواهی انتخاب کنی، مادر او را ببین و دقیقا دختران پای خود را در جای پای مادر قرار می دهند و رفتارهای والدین است که فرزند را تربیت می کند، بنابراین والدین نباید ترس از تربیت فرزند بیشتر را داشته باشند.

متخصصین حوزه تربیت فرزند عقیده دارند، که از فرزند سوم به بعد تربیت فرزندان راحت تر است چرا که فرزندان، رفتارهای روحی روانی خود را به یکدگیر منتقل می کنند. یکی از مشکلات فرزند کمتر، در خانواده ها همبازی است. والدین باید به دنبال همبازی مناسب برای فرزند خود باشند. اما خانواده ای که فرزندان بیشتری دارند فرزندان با یکدیگر بازی می کنند و از نظر روحی یکدیگر را  تأمین می کنند. تک فرزندی باعث خودخواهی کودک می شود اما وقتی تعداد فرزندان زیاد باشد آنچه که دارند رابا یکدیگر تقسیم می کنند که می تواند در زندگی آینده او نیز تأثیر بگذارد.

فرزندانی که در خانواده های پرجمعیت بزرگ شده اند دارای سازگاری بیشتری هستند و بنابراین احتمال اینکه یک خانواده منسجم داشته باشند بیشتر است و شاید بتوان گفت یکی از دلایل افزایش آمار طلاق در جامعه می تواند همین موضوع باشد.

برخی والدین به دلیل هزینه های فرزندآوری از اقدام آن جلوگیری می کنند، اما طبق آیه قرآن خداوند وعده داده است که از ترس روزی، فرزندان خود را نکشید. بنابراین فرزندان با خود روزی به همراه می آورند که در بیماران این موضوع مشهود است و بیان می کنند با تولد فرزندشان وضعیت اقتصادی آنها بهبود پیدا کرده است، بنابراین چنانچه از ترس هزینه های داشتن فرزند بیشتر فرزندآوری نداشته باشیم ظلمی است که در حق فرزندان خود می کنیم.

وب دا: در دوران 30 سال خدمت یکی از شیرین ترین و تلخ ترین خاطرات خود را بفرمایید؟

در دوران پزشکی خیلی از اتفاقات رخ می دهد که ممکن است جزء خاطرات تلخ و شیرین قرار گیرند. شایع ترین علت مرگ مادر خونریزی زایمان است که جزء خاطرات ما قرار می گیرد و اگر ما گروه درمان آماده باشیم منجر به رقم خوردن اتفافات خوبی می شود.

یکی از خاطرات شیرین من در دوره طرح، مربوط به مادری بود که در حالی به بیمارستان منتقل شد که تنها جفتش باقی مانده بود و ما با همکاری خیلی به موقع و خوب گروه احیاء، توانستیم بیمار را مجددا به زندگی بازگردانیم. من در کلاس ها و دوران طبابت برای دانشجویان همیشه بر این موضوع تأکید داشتم که پزشکان ما فرآیند درمان را به گونه ای مدیریت کنند که مانع از خونریزی زایمان شوند؛ چرا که با مرگ یک مادر، مرگ یک خانواده رخ می دهد و متأسفانه این ضایعه ممکن است فرزندان را به راه های دیگر منحرف نماید.

یکی از مواردی که ما را در رشته پزشکی زنده و پویا نگه داشته، مسائل علمی است. با توجه به اینکه من سه سال است که بازنشسته شدم اما تا حدی که بتوانم در کلاس هایی که در دانشگاه تشکیل می شود؛ از جمله کلاس هاس آنکولوژی و پریناتولوژی شرکت می کنم و خیلی از مباحث آن بهره مند می شوم تا بلکه بتوانم با تجربیاتی که دارم برای دیگران مفید باشم و در واقع ما هیچ گاه فارغ التحصیل نمی شویم، و مصداق بیت " زگهواره تا گور دانش بجوی " ما دائم التحصیل هستیم و از اینکه همچنان بعد از بازنشستگی به دنبال علم آموزی هستم برایم لذت بخش است.

وبدا: ضمن تشکر از شما برای حضور در این مصاحبه، سخن پایانی خود را بفرمایید؟

در پایان ضمن آرزوی سلامتی برای تمام دانشجویان، خانواده ام و نیز فرزندانم که از نعمت وجود مادر در بسیاری مواقع محروم بودند؛ اما به لطف الهی آنها نیز همین مسیر را انتخاب کردند و همچنین آرزو می کنم خداوند به همسرم عمر با عزت عطا کند، که در تمام مراحل سخت زندگی حامی من بود.

 


0140.jpg - 24.34 kBاثر نقش غربالگری سرطان در پیشگیری، تشخیص و درمان

دانشجوی دانشگاه علوم پزشکی مشهد و دارنده مدال طلا شانزدهمین المپیاد دانشجویان علوم پزشکی کشور در حیطه هنر و سلامت گفت: در این المپیاد اثر هنری نقش غربالگری سرطان در پیشگیری، تشخیص و درمان را معرفی کردیم که بسیار مورد استقبال واقع شد و رأی بالای هیأت داوران را به همراه داشت.

حانیه باب‌الحکمی در گفتگو با وب دا، اظهار کرد: من متولد سال 1376 در مشهد هستم و هم‌اکنون دانشجوی سال آخر مقطع کارشناسی ارشد دانشکده پزشکی دانشگاه علوم پزشکی مشهد در رشته علوم تشریحی (آناتومی) هستم.

وی تصریح کرد: من از زمان شروع تحصیل در دانشگاه به دنبال فرصتی برای در المپیادهای دانشجویی بودم و در اولین حضورم در اولین دوره المپیاد هنر در سلامت شرکت کردم و مؤفق به کسب جایگاه اول و مدل طلا شدم.

عضو تیم قهرمان اولین دوره المپیاد هنر در سلامت ادامه داد: حضور این رقابت 3 مرحله‌ای جذابیت‌های خاص خودش را داشت و در همان مرحله نخست که انفرادی بود بالاترین امتیاز 40 را 80 کسب کردم و در میان شرکت‌کنندگان در کل کشور بالاترین امتیاز بود.

باب‌الحکمی با بیان اینکه در مرحله دوم تشکیل تیم گروهی را داشتیم، خاطرنشان کرد: با هدایت اساتید عزیزم دکتر عطیه وطنچی، متخصص زنان و زایمان و دکتر آزاده ایزدی، متخصص قلب و عروق و از اعضای هیأت علمی دانشگاه علوم پزشکی مشهد، تیم 3 نفره این دانشگاه تشکیل شد و در این رویداد که موضوع کلی آن هنر در سلامت و جزئی آن خودمراقبتی بود حاضر شد و آثار شرکت‌کنندگان در این رویداد روی موضوعات دیابت، سرطان، دخانیات و اعتیاد، نقش ورزش در پیشگیری از بیماری‌ها، تغذیه سالم و غیره بود و اثر تیم دانشگاه علوم پزشکی مشهد در اولین دوره المپیاد هنر در سلامت هم با موضوع غربالگری سرطان بود.

وی با اشاره به اینکه با توجه به شیوع سرطان در جامعه معتقدیم که غربالگری نقش مؤثری در پیشگیری و تشخیص به‌هنگام و درمان به‌موقع این بیماری دارد، بیان کرد: از آنجا که نیاز به آموزش‌های مرتبط با حوزه سرطان بیش از پیش احساس می‌شد روی موضوع غربالگری سرطان کار شد و در اثر تولیدی هم روی یک خانم مبتلا به سرطان پستان کار شد و فرد بیمار پس از مراجعه به پزشک متوجه بیماری‌اش شده بود و در این اثر هنری اشاره شد که اگر آن فرد آموزش و آگاهی لازم را می‌داشت روی موضوعات پیشگیری، تشخیص و درمان بیماری بهتر کار می‌کرد و در همین خصوص باید بگوییم بهترین زمان غربالگری سرطان برای آقایان زیر سن 50 سال و خانم‌ها زیر سن 40 سال است.

دانشجوی دانشگاه علوم پزشکی مشهد اضافه کرد: برنامه بعدی من تحصیل در مقطع دکترا و در رشته تولید مثل و با هدف کمک در درمان ناباروری و بهره‌مندی زوجین نابارور بوده است.

باب‌الحکمی با تأکید بر اینکه ازدواج و فرزندآوری مانعی برای پیشرفت و مؤفقیت نیست، گفت: من تنها عضو متأهل گروه 3 نفره دانشگاه علوم پزشکی مشهد بودم و معتقدم که ازدواج و فرزندآوری نه مانع پیشرفت نبوده، بلکه پلی در مسیر رسیدن مؤفقیت‌های بسیار است و خود من این موضوع را با کسب مدال طلای اولین دوره المپیاد هنر در سلامت تجربه کردم و معتقدم در این افتخار کسب شده که اولین آن بوده همسر و فرزندم هم شریک هستند، افتخاری که ان‌شاالله ادامه‌دار است و آخرین آن نخواهد بود.

وی افزود: من در سال 1396 ازدواج کردم و ثمره آن یک دختر 1.5 ساله به نام پناه بوده، همسرم معلم آموزش و پرورش است و در کار تعلیم و تربیت مشغول است.

عضو تیم قهرمان اولین دوره المپیاد هنر در سلامت تصریح کرد: فرزند من در زمان تحصیل در مقطع کارشناسی ارشد به دنیا آمد و بسیاری از دوستانم تا قبل از تولد فرزندم نمی‌دانستند که من متأهل هستم و به من می‌گفتند چطور تصمیم به ازدواج و فرزندآوری گرفتی که در پاسخ به آنها گفتم این کار نه تنها مانعی برای پیشرفت نیست، بلکه مسیرهای پشیرفت را هموار می‌نماید.

باب‌الحکمی اضافه کرد: به تمامی پسران و دختران در سن ازدواج توصیه می‌کنم که حتماً به انجام به‌موقع این سنت پیامبر اکرم(ص) توجه نمایند و مواردی همچون شغل، مسکن، تحصیل و غیره را برای عدم این سنت پسندیده بهانه نکنند.

وی خاطرنشان کرد: در جمع دوستان من افراد بالای 40 سال هم هستند که هنوز ازدواج نکرده‌اند و این کار را به پس از اتمام دوره دکترا موکول کرده‌اند که قطعاً تصمیم درستی نیست، چراکه هنر یک پسر و دختر مؤفق در ازدواج به‌موقع و هنر یک مرد و زن مؤفق در فرزندآوری به‌هنگام است و کسی این دو را مانع پیشرفت می‌داند سخت در اشتباه است.

اطلاعات تماس سامانه خبری وب دا

Image
آدرس: مشهد، خیابان دانشگاه، ساختمان قرشی
کد پستی :۹۱۷۷۸۹۹۱۹۱
نمابر: ۳۸۴۳۶۸۲۷ ۰۵۱
رایانامه :webda@mums.ac.ir
سامانه پیام کوتاه: ۳۰۰۰۲۱۹۱
Image
Image
Image
Image
Image
Image
Image